ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Sun, 11.10.2026, 0:05
مارکو روبیو و قرائت گزینشی از تاریخ

جمشید خون‌جوش

مارکو روبیو، وزیر امور خارجهٔ آمریکا، در سخنرانی خود در روز چهارشنبه، ۷ اکتبر، در آتن، از کشورهای غربی خواست با احیای روحیهٔ تاریخی، تقویت اعتمادبه‌نفس ملی و بازتعریف جاه‌طلبی‌های تمدنی خود، جایگاهشان را در رأس نظم جهانی حفظ کنند. او با تأکید بر میراث فلسفی یونان باستان، دستاوردهای تمدن مسیحی اروپا و روحیهٔ پیشگامی در تاریخ آمریکا، استدلال کرد که غرب برای مقابله با جنگ‌ها، بی‌ثباتی اقتصادی و رقابت فناورانه با چین و دیگر قدرت‌های جهانی، باید بار دیگر بر قدرت ملی، توان دفاعی و تأمین منافع خود تکیه کند. در چنین بستری، روبیو کوشید متحدان اروپایی آمریکا را به همسویی بیشتر با این رویکرد ترغیب کند.

سخنرانی روبیو در آکروپولیس با برنامه‌ریزی دقیق و تدارکات گستردهٔ تلویزیونی همراه بود؛ برای ضبط آن چهار دوربین به کار گرفته شده بود که یکی از آن‌ها روی جرثقیل نصب شده بود. او در برابر جمعی متشکل از ۲۵۰ مقام یونانی و اروپاییِ دعوت‌شده و شماری از روزنامه‌نگاران سخنرانی کرد؛ آن هم در فضایی که با صحنه‌آرایی حساب‌شده‌ای، جلوه‌ای تاریخی یافته بود: آکروپولیس و پارتنون در پس‌زمینه، زیر پرتوهای طلایی غروب آفتاب مدیترانه‌ای می‌درخشیدند.

روبیو در چارچوب قرائتی گزینشی از تاریخ غرب، خواسته‌های خود از کشورهای اروپایی را مطرح کرد. او از شخصیت‌هایی که به گفتهٔ وی «امپراتوری‌های بزرگ» بنا نهادند، تمجید کرد؛ از اسکندر مقدونی که به روایت او «تمام جهان شناخته‌شده» را فتح کرد، تا ژولیوس سزار و شارلمانی. اشاره به چهره‌هایی چون کریستف کلمب و هرنان کورتس نیز بازتاب‌دهندهٔ نگرشی به تاریخ بود که دستاوردهای اکتشافی و فتوحات توسعه‌طلبانهٔ غرب را برجسته می‌کرد، بی‌آنکه کوچک‌ترین اشاره‌ای به پیامدهای ویرانگر استعمار و سلطهٔ قدرت‌های غربی بر جوامع دیگر داشته باشد. روبیو در عوض، از آنچه «احساس شرم نسبت به دستاوردهای تاریخی غرب و تضعیف هویت ملی» می‌خواند، انتقاد کرد و آن را از عوامل کاهش اعتمادبه‌نفس تمدنی دانست.

مارکو روبیو در راستای این قرائت تاریخی، ضمن اشاره به «آخرین ایستادگی افسانه‌ای ۳۰۰ اسپارتی» در نبرد ترموپیل در برابر سپاه ایران، از «جنایت‌هایی» سخن گفت که ایرانیان باستان حدود ۲۵۰۰ سال پیش، در جریان لشکرکشی به یونان و تصرف آتن، مرتکب شدند. گویی اسکندر مقدونی، که روبیو از او تجلیل می‌کرد، «تمام جهان شناخته‌شده» را فتح کرد، بی‌آنکه قطره‌ای خون از دماغ کسی جاری شود! او اما اشاره‌ای نکرد که اسکندر در جریان لشکرکشی به ایران آن زمان، بسیاری از شهرها و مناطق این سرزمین را ویران کرد، شمار زیادی از ساکنان آن را به قتل رساند و تخت جمشید، این شاهکار معماری و هنر ایران باستان، را به آتش کشید و به ویرانه‌ای بدل ساخت؛ مجموعه‌ای باشکوه که از نظر عظمت و جایگاه تمدنی، با آکروپولیس آتن قابل مقایسه بود.

افزون بر این، روبیو به جنایات بی‌شمار ژولیوس سزار و دیگر فرمانروایان روم باستان در جریان فتوحات نظامی‌شان نیز اشاره‌ای نکرد؛ از ویران‌سازی آبادی‌ها و شهرها گرفته تا قتل‌عام ساکنان سرزمین‌های فتح‌شده.

مارکو روبیو با افتخار خود را مردی نامید که «نتیجهٔ زندگی نوادگان مهاجرانی است که از اسپانیا به دنیای جدید آمدند»، اما اشاره‌ای نکرد که هرنان کورتس، شخصیتی که او از وی تمجید می‌کرد، یک فاتح اسپانیایی بود که لشکرکشی او به مکزیک، به سرنگونی امپراتوری آزتک انجامید. او ناگفته گذاشت که فتوحات کورتس با خشونت گسترده علیه مردمان بومی همراه بود و سرآغاز دوره‌ای از سلطهٔ استعماری، سرکوب و انقیاد بومیان این سرزمین شد؛ میراث شوم تاریخی که پیامدهای آن در تاریخ آمریکای لاتین همچنان بازتاب دارد.

این دومین بار بود که روبیو از فضای اروپا به‌عنوان بستری برای ایراد سخنرانی‌ای با محتوای ایدئولوژیک استفاده می‌کرد. اظهارات او یادآور سخنرانی ماه فوریهٔ امسال در کنفرانس امنیتی مونیخ بود؛ جایی او که در برابر رهبران اروپایی، دربارهٔ احتمال وقوع آنچه «محو تمدنی» اروپا می‌نامید، هشدار داده بود. روبیو در سخنرانی خود در آتن، هرچند از به‌کار بردن این اصطلاح بحث‌برانگیز ـــ اصطلاحی که ملی‌گرایان راست افراطی در آمریکا و اروپا، در حمایت از محدودیت‌های سخت‌گیرانهٔ مهاجرتی، از آن استفاده می‌کنند ـــ خودداری کرد، اما این امر از بار ایدئولوژیک سخنانش نمی‌کاست.

با وجود تمامی صحنه‌آرایی‌ها و صرف وقت و انرژی فراوان، سخنان روبیو نتوانست بازتاب قابل‌توجهی در پایتخت‌های اروپایی پیدا کند. این سخنرانی، در نهایت، چیزی جز تکرار و دفاع از سیاست «اول آمریکا»ی دونالد ترامپ نبود؛ سیاستی که منافع و اولویت‌های آمریکا را در کانون تصمیم‌گیری‌های واشینگتن قرار می‌دهد، حتی اگر بهای آن تضعیف مناسبات سنتی این کشور با متحدان اروپایی‌اش باشد. این سخنرانی بار دیگر به رهبران اروپا نشان داد که تغییر رویکرد ژئوپلیتیکی آمریکا، حتی در دولت بعدی این کشور و با رهبری احتمالی چهره‌هایی چون جی.دی. ونس یا مارکو روبیو، نیز ادامه خواهد یافت. در چنین شرایطی، تلاش اروپاییان برای یافتن راه‌حل‌های سازش‌کارانه با هدف حفظ همراهی دولت ترامپ در موضوعات مهمی همچون حمایت از اوکراین و همکاری‌های اقتصادی در چارچوب اتحادیهٔ اروپا، شانس چندانی برای موفقیت نخواهد داشت.

در پایان، در ارتباط با تحریف‌های تاریخی مارکو روبیو دربارهٔ ایران، باید دید آیا افراد و جریان‌هایی که تاریخ و هویت ملی ایران را در دوران باستان خلاصه می‌کنند، صدای اعتراض خود را بلند خواهند کرد یا اینکه، در امید به جلب حمایت دولت ترامپ، همچون موارد مشابه پیشین، سکوت را بر اعتراض ترجیح خواهند داد.