ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Mon, 03.08.2026, 9:32
نیاز به یک نیروی «خط میانی» نیرومند

داریوش مجلسی

تظاهرات و اعتراضات خیابانی در میدان علیخانی اصفهان به هنگام اعدام چند جوان، از لحاظ شدت و وسعت تا کنون بی‌نظیر بوده است. فریاد «بی‌شرف» در کنار شعارهای دیگر علناً به گوش می‌رسید. در میان جمع تظاهرکنندگان، تصویر دختران و زنان جوان نیز به چشم می‌خورد. بعد از ماه‌ها تظاهرات هفتگی در وین، در زندان‌ها و آکسیون‌های خانم نرگس محمدی، این اولین غرش خشم‌آلود مردم علیه اعدام بود؛ آن هم در میدانی که اعدام انجام می‌گرفت. عظمت و خشم تظاهرکنندگان به حدی بود که رژیم، موتورسواران خود را برای سرکوب به میدان فرستاد.

باید اذعان کنم این اولین تظاهرات و اعتراض به اعدام، آن هم در زمان و محل اعدام، نشان از خصوصیاتی داشت که نشان‌دهنده آغاز فصل جدیدی در اعتراض به اعدام بود. ظاهراً حضور وسیع مردم در میدان، در پی یک فراخوان از یک گوشه نامعلوم صورت گرفته؛ یعنی یک جمع سازمان‌دهنده در پشت این حرکت وجود نداشته و مانند سایر تجمعات و فراخوان‌های مدنی داخل کشور، نتیجه اقدامات فردی بوده است؛ مانند حضور وسیع مردم در پارک قیطریه. پدیده جدید دیگری که در حاشیه این تظاهرات به چشم می‌خورد، ابتکار پسران خردسالی بود که یک نمایش خیابانی برگزار کردند تا نشان دهند همراه با صدای اذان، گره طناب دار به بالا کشیده می‌شود.

فراخوان رحیم قمیشی برای آزادی موسوی، همسرش و کروبی، از معدود فراخوان‌های خوب سازمان‌داده‌شده داخل کشور بود که با استقبال بزرگی هم روبه‌رو گردید. کارزارهای مدنی موفق در داخل کشورمان، مانند اعتراض به حجاب اجباری، به‌دلایل قابل فهم، اکثراً بدون سازماندهی آغاز شده و موفق هم بوده است.

سایه جنگ هنوز فضای کشورمان را ترک نکرده است. جنگ و کارزار مدنی غالباً با هم سازگاری ندارند. امکان تبلور و توسعه اعتراضات ضد اعدام در حالی که بمباران‌ها ادامه دارند، به‌خصوص در جنوب کشورمان، تقریباً غیرممکن است. اولویت مردم ما در حال حاضر، امنیت و نان و معاش‌شان می‌باشد. عدم وجود نوعی هماهنگی در درون اپوزیسیون خارج کشور و عدم امکان انتخاب یک یا دو شعار در اعتراض به جنگ و اعدام و فریاد یک‌صدای آن، یک کمبود چشمگیر برای تأثیرگذاری در حال حاضر می‌باشد.

شخصاً مدتی است درگیر کلنجار با خودم می‌باشم. هرچه جلوتر می‌رویم این باور در من پررنگ‌تر می‌شود که امکان براندازی، سرنگونی و حتی تغییر تمام‌عیار رژیم حاکم بر ایران، به‌خاطر عدم وجود یک بدیل جدی و توانا، تقریباً غیرممکن است. تظاهرات خیابانی خارج کشور از نظر من، بیشتر حرکاتی برای پوشش عدم توانایی در تغییر وضعیت می‌باشد.

یک حساب دودوتا چهارتا به ما می‌فهماند زمانی که امکان تغییر رژیم وجود ندارد، اقلاً با هماهنگی و سازماندهی، به حمایت از مبارزان داخل کشور برای تغییرات گام‌به‌گام کمر ببندیم. کنشگران و مبارزان درون‌مرز، نوک تیز حمله را متوجه تندروهای داخل کشور که بر طبل جنگ می‌کوبند نموده‌اند. شوربختانه تندروهای داخل و خارج در حمایت از جنگ، یک‌صدا عمل می‌کنند. ادامه جنگ، امکان ایجاد هر نوع کارزار یا نهضت علیه جنگ یا اعدام را غیرممکن می‌سازد.

ما در حقیقت نیاز به یک «نهضت میانی» یا «جمعیت خط وسط» در داخل و خارج کشور (بیشتر در داخل) داریم که قادر به ایجاد یک جمعیت یا سازمان باز، با حداقل موارد مورد توافق (یعنی فقط «نه به جنگ» و «نه به اعدام») باشد. ما به اندازه کافی دارای سازمان و حزب هستیم که «دموکراسی» را چاشنی خواسته‌های خود قرار داده‌اند. دموکراسی نیازمند پیش‌شرط و وجود یک جامعه مدنی و فرهنگی، به اضافه امنیت و نان و معاش کافی برای شهروندان جامعه است؛ یعنی نیازهایی که در حال حاضر بسیار دور از دسترس جامعه جنگ‌زده و استبدادزده‌مان می‌باشند.

«خط وسط» به این دلیل که ما با وجود تفاوت‌های بزرگ و کوچک و تنوعی که در افکار خود داریم، همه از سلاله انسان‌هایی هستیم که معتقد به «میازار موری که دانه‌کش است» می‌باشیم و طرف مقابل ما برعکس، با وجود تنوع و تفاوت در میانشان، معتقد به «قاتِلُوا فِی سَبِیلِ الله». حالا ما — جمع بسیار بزرگی که در برابر فرهنگ «قاتِلُوا فِی...» قرار گرفته‌ایم — برای دست‌یابی به یک توافق «بسیار حداقل»، نیازمند یک صف‌بندی بسیار وسیع در درون جمع «میازار موری‌ها...» می‌باشیم با فقط دو شعار: (نه به جنگ و نه به اعدام).

اعتراض به اعدام‌ها در داخل کشور با وجود ادامه بمباران‌ها به تدریج در حال توسعه است. حتی اصلاح‌طلبان نیز آغاز به اعتراض به اعدام‌ها نموده‌اند: جبهه اصلاحات، حزب تدبیر و توسعه، و حزب اتحاد ملت. در عین حال از سوی تمام شخصیت‌ها و گروه‌های اصلاح‌طلب صدای اعتراض به جنگ به گوش می‌رسد.

آنچه باعث تسهیل کار ما می‌گردد، شکافی است که در درون حاکمیت به وجود آمده است. منتها شوربختانه هر گامی که از سوی تیم مذاکره‌کننده به جلو برداشته می‌شود، مواجه با یک اقدام تخریبی (از سوی تندروهای رژیم) به صورت حمله به یکی از پایگاه‌های آمریکا در منطقه می‌گردد. حال چنانچه مذاکرات و توافق با آمریکا به نتیجه برسد، بخش بزرگی از مسیر را پیموده‌ایم. نتیجتاً گروه‌های «خط وسط» می‌توانند نوک تیز حمله و شعارها را متوجه «نه به اعدام» بنمایند؛ به این امید که روزی مجازات اعدام نیز به زباله‌دانی تاریخ پرتاب شود.

وظیفه تاریخی و ملی که بر دوش مبارزان خارج کشور قرار گرفته ایجاب می‌کند در صورت به وقوع پیوستن این موفقیت (فعلاً) فرضی، از اسب پرواز در میان ابرهای رؤیا و آرزو پایین آمده و با حمایت از جناحی که موفق به پیروزی در برابر جنگ‌طلبان داخل کشور گردیده، راه را برای پیروزی‌های آینده مسطح سازند. دیروز هم خبر یافتیم که حماس اسلحه را زمین گذاشته است. در صورت صحت این خبر، نظر به این که حماس بدون صلاحدید جمهوری اسلامی اسلحه زمین نمی‌گذارد، پس می‌توان امیدوار بود که علائم دریافتی، نشان از پیشرفت گفتگوها دارد.

همین‌طور که ملاحظه می‌کنید، گزینه صاحب این قلم، پیروزی‌های گام‌به‌گام است. چنانچه جنگ پایان یابد با سرزمینی روبرو می‌گردیم با یک خزانه خالی، مشکل بزرگ بی‌آبی و محیط زیست، سرزمینی نیمه‌ویران و از همه بدتر سرکوبگرانی که هنوز ریشه‌شان کنده نشده و هنوز در گوشه و کنار در کمین نشسته‌اند. این فقط در گرو سازمان‌دهی و دست‌یابی به قدرت «نیروهای خط وسط» است که با اتکا به نیروی مردمی، قادر به یافتن شخصیت‌های مجرب برای تشکیل یک «دولت بحران» گردند. به امید آن روز.


داریوش مجلسی. اگوست ۲۰۲۶