فایننشال تایمز / ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶
* امارات متحده عربی در سکوت، همزمان با تعمیق روابط دفاعی خود با اسرائیل و آمریکا، مناسبات اقتصادی و دیپلماتیک با ایران را نیز بازسازی کرده است.
پنج ماه پس از آنکه تهدید حملات پهپادی ایران، منطقه مالی دبی را خالی از سکنه کرده بود، اکنون برجهای اداری این شهر که محل فعالیت هزاران بانکدار بینالمللی و مدیر دارایی هستند، بار دیگر مملو از کارکنان شدهاند.
لنجهای سنتی نیز دوباره بر آبهای فیروزهای خلیج فارس به حرکت درآمدهاند تا کالاها را از بنادر دبی به ایران منتقل کنند.
در فرودگاه دبی نیز نخستین پروازهای ایران از زمان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه تهران، بیسروصدا از سر گرفته شده است. همزمان، مقامهای اماراتی اجازه بازگشت حدود ۲۰ هزار شهروند ایرانی دارای اقامت امارات را که هنگام آغاز جنگ خارج از این کشور بودند، صادر کردهاند.
همه این تحولات نشانه آن است که امارات متحده عربی و ایران، با وجود جنگی که پیرامونشان در جریان بوده، تلاش کردهاند از شدت تنشها بکاهند؛ اقدامی که در راستای تلاش امارات برای بازگرداندن شرایط به وضعیتی نزدیک به عادی، پس از بزرگترین بحران این کشور از زمان استقلال در سال ۱۹۷۱، صورت گرفته است.
با فروپاشی تدریجی آتشبس شکننده میان آمریکا و ایران، امارات دست به قمار سیاسی جسورانهای زده است: از یک سو با احتیاط در حال احیای کانالهای دیپلماتیک و اقتصادی با ایران است و از سوی دیگر، همکاریهای نظامی خود با اسرائیل و ایالات متحده را بیش از پیش تقویت میکند.
در ماههای نخست جنگ، این کشور حاشیه خلیج فارس بیشترین آسیب را از حملات ایران به متحدان عرب آمریکا متحمل شد؛ حملاتی که نزدیک به سه هزار موشک و پهپاد را شامل میشد. امارات نیز در پاسخ، دهها حمله انجام داد و در مقایسه با دیگر همسایگان عرب خود در خلیج فارس، سختگیرانهترین موضع را در قبال ایران اتخاذ کرد.
اما از زمانی که آمریکا و ایران در ماه آوریل بر سر آتشبسی شکننده به توافق رسیدند، امارات تلاش کرده است مسیر خود را از تقابل به سمت تنشزدایی با تهران تغییر دهد.
این رویکرد، بازتابی از آمیزهای از عملگرایی و واقعگرایی سیاسی در کشوری کوچک اما بسیار جاهطلب است که سالها کوشیده با اتکا به ثروت عظیم نفتی خود، نفوذی فراتر از اندازه جغرافیاییاش در منطقه و جهان به دست آورد.
همانند دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس، اکنون این واقعیت بیش از گذشته آشکار شده که جغرافیا، این کشور را در موقعیتی آسیبپذیر قرار داده است. از همین رو، امارات مصمم است جایگاه خود را بهعنوان مهمترین مرکز گردشگری، تجارت و خدمات مالی منطقه حفظ کند.
یکی از مدیران اجرایی اماراتی میگوید: «این جنگ برای همه یک زنگ بیدارباش بود. رویکرد تهاجمی، مرحله نخست جنگ بود؛ اما بعد از آن ما عملگرایی را نشان دادیم. ما به تصمیمهای خود نمیچسبیم؛ بلکه آنها را متناسب با شرایط، تنظیم و اصلاح میکنیم.»
تفاهمنامهای که ماه گذشته دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با تهران امضا کرد تا آتشبس تمدید شود و تنگه هرمز دوباره بازگشایی شود، روند گسترش روابط اقتصادی را شتاب بخشید. بر اساس این توافق، امارات پذیرفت بخشی از تجارت با جمهوری اسلامی از سر گرفته شود و پروازهای ایران نیز دوباره برقرار شوند.

یک مادر و دختر در حال قدم زدن در مارینای دبی. دبی محل زندگی چند صد هزار ایرانی است / راغد واکد/رویترز
مقامهای اماراتی اذعان دارند که تلاش برای گذار از وضعیت جنگ به صلحی سرد و شکننده، با مخاطرات فراوان همراه است؛ خطری که درگیریهای پراکنده میان آمریکا و ایران طی دو هفته گذشته نیز آن را برجسته کرده است. ایران در ماه جاری، پس از اعلام بستن دوباره تنگه هرمز، دو نفتکش اماراتی را در این آبراه هدف قرار داد.
با این حال، تهران در جریان تبادل حملات اخیر، خود امارات را هدف قرار نداده است؛ در حالی که همزمان پهپادها و موشکهایی را به سوی بحرین، کویت، اردن، قطر، عمان و عربستان سعودی شلیک کرده است.
عبدالخالق عبدالله، استاد دانشگاه و تحلیلگر اماراتی، میگوید انتظار دارد آتشبس میان امارات و ایران تا زمانی پابرجا بماند که تهران مستقیماً این کشور را هدف قرار ندهد.
او میگوید: «هیچوقت نمیتوان با اطمینان حرف زد، چون در طرف ایرانی وضعیت تا حدی مبهم است و اعتمادی هم وجود ندارد. این آتشبس شکننده است، اما اینکه دو ماه دوام آورده، دلگرمکننده است.»
یکی از مقامهای ارشد امارات نیز میگوید سیاست تنشزدایی بخشی از مجموعه راهبردهایی است که این کشور برای مدیریت روابط با رقیب بسیار بزرگتر خود، در کنار آمادگی برای بدترین سناریوها، دنبال میکند.
او میگوید: «ما توان بازدارندگی خود را تقویت خواهیم کرد، همزمان از مسیر دیپلماسی پیش خواهیم رفت و از قدرت اقتصادی خود نیز بهره خواهیم گرفت. این احساس وجود دارد که بحرانی را پشت سر گذاشتهایم و به توانایی خود برای عبور از آن باور داریم.
اما در عین حال، این واقعیت را هم پذیرفتهایم که باید برای تحقق این هدف تلاش کنیم؛ این اتفاق بهطور خودکار رخ نخواهد داد.»
به گفته افرادی که در جریان این موضوع هستند، شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات، مسئولیت پیشبرد روند کاهش تنش با ایران را به سه تن از برادران خود واگذار کرده است.
او این مأموریت حساس را به شیخ منصور، یکی از معاونان رئیسجمهور امارات، شیخ عبدالله، وزیر امور خارجه، و شیخ طحنون، مشاور امنیت ملی که از عملگراترین چهرههای رهبری ابوظبی به شمار میرود، سپرده است.
نخستین نشانههای آشتی، یک هفته پس از برقراری آتشبس میان آمریکا و ایران، با تماس تلفنی شیخ منصور و محمدباقر قالیباف، یکی از برجستهترین رهبران غیرنظامی ایران در دوران جنگ و مذاکرهکننده ارشد تهران با واشنگتن، آشکار شد. ماه گذشته نیز شیخ عبدالله نخستین گفتوگوی تلفنی خود پس از جنگ را با همتای ایرانیاش، عباس عراقچی، انجام داد.
عبدالخالق عبدالله میگوید آغازگر این گفتوگوها ایران بوده است.
او میگوید: «ایران پیشقدم شد و گفت “بیایید گفتوگو کنیم” و اگر رقیب شما چنین پیشنهادی بدهد، رد کردن آن کار عاقلانهای نیست. دلیل دوم [برای کاهش تنش] این بود که این درک به وجود آمد که پس از همه این اتفاقات، جنگ راهحل مسئله نیست؛ نه به سرنگونی نظام منجر میشود و نه به شکست سپاه پاسداران.»
امارات از زمان انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹، ایران را تهدیدی برای خود تلقی کرده است. از آن زمان تاکنون نیز روابط دو کشور همواره میان موضع سختگیرانه ابوظبی از یک سو، و جایگاه دیرینه دبی بهعنوان یکی از مهمترین مراکز تجارت ایران از سوی دیگر، در نوسان بوده است.

کارگران در حال پاکسازی آوار پس از حمله پهپادی به هتل فیرمونت در دبی / فادل سنا / خبرگزاری فرانسه
طی دو دهه گذشته، شیخ محمد بن زاید، که با نام اختصاری MBZ شناخته میشود، همواره نسبت به تهدید ناشی از زرادخانه عظیم موشکها و پهپادهای ایران هشدار داده و برای مقابله با آن آماده شده بود. با این حال، امارات همچنان از شدت و گستردگی حملات ایران غافلگیر شد.
به گفته دیپلماتها و تحلیلگران، محمد بن زاید در محافل خصوصی امیدوار بود که این جنگ به تضعیف چشمگیر جمهوری اسلامی و توان نظامی آن منجر شود. اما او و دیگر رهبران کشورهای حاشیه خلیج فارس بهخوبی میدانستند که اگر دونالد ترامپ جنگ را در حالی پایان دهد که حکومت ایران تضعیف شده اما شکست نخورده باشد، در نهایت این آنان خواهند بود که باید با پیامدهای آن کنار بیایند. نگرانی اصلی این بود که با همسایهای زخمی اما تهاجمیتر در مرزهای خود روبهرو شوند.
امیل هوکایم، پژوهشگر مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی (IISS)، میگوید: «امارات در موقعیت دشواری قرار گرفته است؛ زیرا کنترل بسیار اندکی بر تحولاتی دارد که تأثیری عمیق بر امنیت و شکوفایی اقتصادی آن خواهند گذاشت. مقامهای اماراتی بهخوبی میدانند پیامدهای بلندمدت این بحران قابل توجه خواهد بود و به همین دلیل با سرعت در حال اطمینانبخشی به سرمایهگذاران، بازرگانان، فعالان اقتصادی و دیگر ذینفعان هستند.»
روابط تجاری با ایران برای اقتصاد دبی اهمیت زیادی دارد؛ شهری که میزبان چند صد هزار ایرانی است. رهبران امارات همچنین امیدوارند وابستگی ایران به این کشور برای بخش مهمی از واردات و صادرات خود، تهران را به حفظ روابطی مبتنی بر منافع اقتصادی ترغیب کند.
امارات هرگونه انتقال منابع مالی به ایران را رد کرده است. با این حال، مقامهای اماراتی میگویند اگر جنگ بهطور دائمی پایان یابد و تحریمهای آمریکا و جامعه بینالمللی لغو شود، اشتیاق زیادی برای سرمایهگذاری در ایران، بهویژه در حوزههای انرژی، بنادر و لجستیک، وجود خواهد داشت.
یکی از مقامهای دبی میگوید: «ایران جمعیت بزرگی دارد، بازار مصرف بسیار گستردهای است و بدون تردید برای دبی، بهعنوان مرکز تجارت و صادرات مجدد کالا، اهمیت فراوانی دارد. بازگشت به یک رابطه عادی با ایران برای ما بسیار مهم است.»
یک بازرگان اماراتی که از افزایش قیمتها در این کشور نگران است نیز میگوید: «ما نمیتوانیم ایران را نادیده بگیریم.»
او میافزاید: «اگر به من بگویید به دلیل شرایط موجود باید تجارت با ایران را متوقف کنم و شریک تجاری دیگری پیدا کنم، انجام این کار غیرممکن نیست، اما آسان هم نیست. شاید بتوانم بسیاری از کالاها را از جای دیگری تأمین کنم، اما یک جعبه گوجهفرنگی پنج درهمی فقط از ایران به دست میآید.»
با وجود روند تنشزدایی، امارات همچنان بیاعتمادی عمیقی نسبت به ایران دارد و همزمان در پی گسترش همکاریهای دفاعی خود با اسرائیل و ایالات متحده است.
پنج سال پس از عادیسازی روابط با اسرائیل، امارات اکنون به نزدیکترین متحد منطقهای این کشور تبدیل شده است.

بندر جبل علی در دبی. این مرکز به دلیل بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، با بخش کوچکی از ظرفیت خود فعالیت کرده است / فاضل سنا / خبرگزاری فرانسه
ثمره این روابط در هفتههای نخست جنگ آشکار شد؛ زمانی که اسرائیل سامانه دفاع هوایی گنبد آهنین و همچنین سامانه پیشرفته لیزری جدید خود موسوم به پرتو آهنین (Iron Beam) را برای کمک به دفاع از امارات به سرعت در اختیار این کشور قرار داد.
در ماههای پس از آن، شمار کارکنان سفارت اسرائیل در ابوظبی دو برابر شده و این نمایندگی اکنون یکی از بزرگترین مأموریتهای دیپلماتیک اسرائیل در جهان به شمار میرود. اسرائیل همچنین به دنبال گسترش همکاریهای دوجانبه در حوزههای مختلف، از فناوری و هوش مصنوعی گرفته تا بنادر خشک، مراکز ذخیرهسازی و صنایع دفاعی است.
یکی از مقامهای اسرائیلی میگوید: «شرکتهای دفاعی اسرائیلی اکنون در امارات فعال هستند و حضور دائمی در این کشور دارند. برخی از آنها پیش از جنگ نیز فعالیت میکردند، اما اکنون دامنه این حضور بسیار گستردهتر شده و تقریباً همه حوزهها را در بر میگیرد.»
البته در سالهای اخیر، روابط دو طرف با دولت راستگرای افراطی بنیامین نتانیاهو، بهویژه در جریان جنگ اسرائیل در غزه پس از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس، با تنشهایی همراه بوده است.
برخی از اماراتیها نیز در محافل خصوصی، نتانیاهو را مسئول کشاندن منطقه به این درگیری میدانند و نگراناند که اقدامات دولت او، امارات را در موقعیت دشواری قرار دهد.
با این حال، ابوظبی همچنان معتقد است عادیسازی روابط با اسرائیل ــ که در قالب توافقهای ابراهیم و با میانجیگری ترامپ حاصل شد ــ در راستای منافع راهبردی امارات قرار دارد.
اکثریت قریب به اتفاق موشکها و پهپادهای ایران توسط سامانههای پدافند هوایی امارات رهگیری شدند؛ سامانههایی که با تجهیزات آمریکایی، اسرائیلی، کرهجنوبی و اوکراینی تقویت شده بودند و همچنین از پشتیبانی جنگندههای بریتانیا و فرانسه نیز برخوردار بودند.
یکی از مقامهای اماراتی نیز میگوید این جنگ نشان داده است که «نقش آمریکا در منطقه بیش از گذشته ضروری شده، نه کمتر.»
دولت ترامپ نیز در ماه جاری، در قدردانی از آنچه «نقش کلیدی امارات در پیشبرد منافع آمریکا» در طول جنگ توصیف کرد، دسترسی این کشور به تجهیزات نظامی آمریکایی و همچنین تراشههای پیشرفته مورد نیاز برای تحقق جاهطلبی امارات در تبدیل شدن به یکی از رهبران جهانی هوش مصنوعی را تسهیل کرد.
به گفته یکی از مقامهای غربی، از نگاه ابوظبی، آمریکا و اسرائیل در صدر فهرست دوستانی قرار دارند که در زمان بحران به کمک امارات شتافتند. او میافزاید هرچند برخی در امارات بر این باورند که این جنگ نتیجه «رئیسجمهوری غیرقابل پیشبینی در آمریکا و تلاش اسرائیل برای تکهتکه کردن منطقه» بوده است، اما «وقتی ابوظبی تحت فشار قرار میگیرد، به این نگاه میکند که چه کسانی در کنار آن ایستادهاند.»
در شرایطی که این درگیری اکنون به وضعیتی مبهم، نه جنگ تمامعیار و نه صلح کامل، تبدیل شده است، کلیدواژه اصلی در امارات «تابآوری» است.
ابوظبی نهتنها در پی تقویت توان نظامی خود است، بلکه میخواهد آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی کشور را نیز کاهش دهد. مقامهای اماراتی در حال بررسی طرحهایی هستند که بر اساس آن، هم خطوط لوله انتقال نفت ــ که بخش عمده ثروت کنونی کشور را تأمین میکند ــ و هم مراکز دادهای که قرار است زیربنای برنامههای آینده امارات برای تبدیل شدن به قطب جهانی هوش مصنوعی باشند، به زیر زمین منتقل شوند.

خدمه شرکت هواپیمایی امارات در سیدنی میرسند / جورج چان/ رویترز
یکی از مقامهای اماراتی میگوید: «هر آنچه برای ما حیاتی باشد، محافظت خواهد شد. یا با سامانههای پدافند هوایی از آن حفاظت میکنیم، یا به این دلیل که به یک منبع واحد وابسته نخواهیم بود، و یا به این دلیل که برای آن جایگزین خواهیم داشت.»
امارات همچنین در جستوجوی مسیرهای تازهای است تا وابستگی خود به تنگه هرمز را کاهش دهد و همزمان امنیت غذایی خود را تقویت کند؛ از جمله از طریق گسترش ظرفیتهای ذخیرهسازی کالا.
شرکت لجستیکی دیپی ورلد (DP World) اعلام کرده است که قصد دارد دو پایانه جدید در فجیره، واقع در ساحل شرقی امارات، احداث کند تا وابستگی خود را به بندر اصلی جبل علی کاهش دهد؛ بندری که به دلیل بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران، تنها با حدود ۱۰ درصد ظرفیت خود فعالیت کرده است.
شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک) نیز ساخت یک خط لوله جدید را با سرعت بیشتری دنبال میکند تا ظرفیت صادرات نفت خود به فجیره را از سال آینده دو برابر کند. فجیره یکی از هفت امارت تشکیلدهنده امارات متحده عربی است.
یکی از مشاوران مستقر در دبی میگوید: «امارات این بحران را به فرصتی برای تغییر الگوی توسعه خود تبدیل کرده است؛ اکنون زمان آن رسیده که این مدل تابآورتر شود، زنجیرههای تأمین جدید ایجاد شوند و توجه بیشتری به حوزه دفاع معطوف شود. همه این موضوعات اکنون بسیار جدیتر از گذشته مورد بحث قرار میگیرند.»
مشاور دیگری میگوید پیام یکی از مقامهای ارشد اماراتی این بوده است: «اگر لازم باشد، تا اقیانوس هند کانال حفر خواهیم کرد.»
به گفته بانکداران و اقتصاددانان، دبی که سابقهای طولانی در غافلگیر کردن بدبینان دارد، اکنون نسبت به زمانی که همهگیری کووید-۱۹ مدل اقتصادی این شهر را به چالش کشید، در موقعیت بسیار مستحکمتری قرار دارد.
در همین حال، ابوظبیِ نفتخیز نیز از پشتوانه مالی کمنظیری برخوردار است و نزدیک به دو تریلیون دلار دارایی در صندوقهای ثروت ملی خود دارد.
یکی از بانکداران ارشد میگوید: «هیچ نشانهای از فشار مالی وجود ندارد و مسیر کاملاً روشن است. روند انجام معاملات اصلاً متوقف نشد؛ حتی در طول جنگ نیز ادامه داشت و شاید این موضوع کاملاً عامدانه بود.»
بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، تولید نفت خام ادنوک ماه گذشته به رکورد روزانه ۴.۱ میلیون بشکه رسید؛ زیرا این شرکت پس از خروج امارات از سازمان اوپک، به رهبری عربستان سعودی، در ماه آوریل، تلاش کرده است تولید خود را افزایش دهد.
با این حال، نخستین مشاور بر چالش اصلی پیش روی رهبران امارات تأکید میکند.
او میگوید: «دبی و ابوظبی هر کاری بخواهند میتوانند انجام دهند، اما مشکل اینجاست که همه مسائل قابل حل نیستند. تأسیسات انرژی همچنان در معرض تهدید خواهند بود، زیرا در دریا قرار دارند و حتی اگر صادرات از طریق فجیره انجام شود، باز هم در برد حملات قرار میگیرند.»
با وجود موفقیت امارات در رهگیری موشکها و پهپادهای ایران، حملات پیدرپی به زیرساختهای حیاتی انرژی و مراکز غیرنظامی این کشور، بنیانهای اقتصادی و روانی آن را به لرزه درآورد.

افق دبی از برج خلیفه دیده میشود/ کاتارینا پرمفورس/ فایننشال تایمز
بسته شدن تنگه هرمز عملاً بندر جبل علی ــ مهمترین مسیر تجاری امارات با جهان ــ را از چرخه ارتباطات خارجی خارج کرد. در نتیجه، برای جلوگیری از خالی شدن قفسههای فروشگاهها، کالاها از طریق هواپیما یا مسیرهای زمینی وارد کشور شدند.
با این حال، بیشتر شرکتهای هواپیمایی غربی هنوز پروازهای خود را به دبی، که معمولاً یکی از پرترددترین مراکز ترانزیت جهان است، از سر نگرفتهاند. با وجود ارائه تخفیفهای قابل توجه، میزان اشغال هتلها به شدت کاهش یافته است. بیش از شش هتل لوکس دبی، از جمله هتلهای شناختهشدهای مانند برج العرب و هتل آرمانی، برای بازسازی تعطیل شدهاند و شماری از رستورانها نیز فعالیت خود را متوقف کردهاند.
اگرچه دبی بهتدریج دوباره پرجنبوجوشتر میشود، اما همزمان با آغاز فصل کمرونق گردشگری و افزایش شدید دمای هوا در تابستان، با فشار مضاعفی روبهرو است.
یکی دیگر از بانکداران بینالمللی میگوید: «هر هفتهای که بدون حادثه سپری میشود، احساس بهتری ایجاد میکند؛ اما هنوز شرایط عادی نیست، چون گردشگران حضور ندارند. این خطر وجود دارد که چون پایان بحران نسبتاً منظم بود، تصور شود فشاری وجود ندارد؛ در حالی که درآمدها بهشدت کاهش یافت و خروج سرمایه رخ داد.»
ناتاشا سیدریس، بنیانگذار و مدیرعامل گروه رستورانهای Tashas که ۱۶ شعبه در امارات دارد، میگوید زمانی که ناچار شد از کارکنان خود بخواهد تا ۳۰ درصد کاهش حقوق را بپذیرند، گریه کرد.
به گفته او، میزان مراجعه به رستوران اصلی این گروه در مرکز مالی دبی تا ۸۰ درصد کاهش یافت، اما از ماه ژوئن روند بهبود آغاز شد.
او میگوید به دلیل کمبود برخی اقلام، از جمله سالمون اسکاتلندی و گوشت دنده بره، منوی رستورانها محدودتر شد و همزمان هزینهها نیز افزایش یافت.
سیدریس میگوید: «این وضعیت از دوران کووید هم بدتر بود، چون در زمان همهگیری دستکم میدانستید برنامه چیست. در دوره کرونا مجبور بودید برای مدتی مشخص تعطیل کنید و همین موضوع مذاکره با مالکان را آسانتر میکرد. اما اینکه با سختی و بهزحمت به فعالیت ادامه دهید، بسیار بدتر است.»
با این حال، او میگوید کسبوکار دوباره در حال رونق گرفتن است و پیشبینی میکند تا پایان سال ۲۰۲۶، درآمد این مجموعه نسبت به سال قبل تقریباً بدون تغییر باقی بماند و از سال آینده روند رشد دوباره آغاز شود.
به باور تحلیلگران، آزمون واقعی در ماه سپتامبر فرا خواهد رسید. بازگشایی مدارس نشان خواهد داد چه تعداد از اتباع خارجی به امارات بازگشتهاند و کاهش دمای هوا نیز معیاری برای سنجش توانایی این کشور در جذب دوباره گردشگران خواهد بود.
یکی از شهروندان بریتانیایی مقیم امارات میگوید برخی از آشنایانش برای فرزندان خود در مدارس بریتانیا ثبتنام کردهاند و تنها پس از پایان تابستان درباره بازگشت به امارات تصمیم خواهند گرفت. با این حال، بانکداران میگویند همچنان تقاضا برای انتقال محل زندگی و کار به دبی وجود دارد.
با وجود این، تشدید دوباره تنشها میان آمریکا و ایران در هفتههای اخیر، از خوشبینی رو به رشدی که در حال شکلگیری بود، کاسته است.
یکی از مدیران اجرایی اماراتی میگوید: «تا حدود یک هفته پیش، خوشبینی بیشتری وجود داشت، اما اکنون برخی از فعالان حوزه توسعه و ساختوساز دوباره نگران شدهاند.»
او در پایان، با اشاره به برنامههای آینده امارات برای سازگاری با شرایط پس از جنگ، میگوید: «دبی هیچ راهکاری را نادیده نخواهد گرفت. ایدههای فراوانی در حال بررسی است، اما همه آنها تنها زمانی معنا پیدا میکنند که این درگیری واقعاً پایان یافته باشد.»