ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Sun, 26.07.2026, 20:42
نقد چپ یا چپ‌ستیزی

شهرام اتفاق

۳ مرداد ۱۴۰۵

اصولا همان‌قدر که نقد، اعم از «نقد چپ»، «نقد اسلام‌گرایی»، «نقد لیبرالیسم»، «نقد محافظه‌کاری»، «نقد محیط‌زیست‌گرایی» و غیره می‌تواند سودمند، آموزنده و راهگشا باشد، ستیز با این مکاتب و پیروان‌شان، مخرب و زیان‌بخش خواهد بود.

نقد مسیر گفتگوهای دو و چند جانبه را می‌گشاید و فضاهایی برای تعامل سازنده میان طرفین فراهم می‌سازد. اما خروجی ستیز با رقبای تئوریک، برهمکنش‌های خلاق نیست. مقصد ستیز حذف و نابودی دشمن تئوریک است.

پیش‌فرض گفتگو پذیرش این احتمال است که من مالک حقیقت مطلق نیستم و محتمل است که تکه‌هایی از حقیقت در نزد دیگران باشد. اما پیش‌فرض ستیز، تملک انحصاری حقیقت است. اگر من مالک حقیقت باشم، بقیه یاوه می‌گویند و گزافه می‌بافند و دشمن «حقیقت» هستند.

نقد از یک سو متکی به اصول علم و منطق، و از سوی دیگر مقید به ادب و احترام متقابل است. اما ستیزه‌جویی، بی‌نیاز از علم و منطق و ادب و احترام، بی‌پرواست و سودای تحقیر و شکست طرف مقابل را دارد.

اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. در دوران حیات یک نظام حکمرانی اقتدارگرا، «ستیزه‌جویی» کلامی در میان صاحبان اندیشه، می‌تواند مقدمه‌ای و زمینه‌ای برای اعمال خشونت و قلع و قمع کل جامعه‌ی روشنفکری باشد و در آن شرایط نه چپ، و نه هیچکدام از دیگر مکاتب و پیروان‌شان، مصون از این وضعیت قهرآمیز نخواهند بود.

طی یکی دو دهه‌ی اخیر، برخی چهره‌ها و جریان‌ها کوشیده‌اند تا گفتمانی «چپ‌ستیزانه» را باب کرده و آن را جایگزین «نقد چپ» کنند. به همین سبب بر خود واجب می‌دانم تا از موضع یک لیبرال، در مقابل این رویکرد موضع‌گیری کنم.

من نقدهای زیادی به چپ داشته و دارم و کوشیده‌ام تا آن نقدها را به زبان علم و ادب در چارچوبی منسجم در قالب کتاب، مقاله، درس‌گفتار یا مناظره مطرح کنم. اما مخالف سرسخت «چپ‌ستیزی» و پایبند به «آزادی» و «حقوق انسان» هستم. از همین روی بر این باورم که در یک جامعه‌ی «لیبرال دموکرات» ایده‌آل، که مطلوب من است، «چپ»ها نیز بی‌تردید بخش مهمی از آن جامعه خواهند بود و نگاه متفاوت آن‌ها می‌تواند پرتوی بر سویه‌های دیگر مسائل اجتماعی‌مان بی‌افکند.

ما باید مدافع ایرانی باشیم که همه باورهای سیاسی، قومیت‌ها، جنسیت‌ها، مذاهب، نژادها، زبان‌ها و ...، از احترام و حقوق مساوی در قانون برخوردار باشند. این باور تنها به ادعا نیست و پایبندی به آن در عمل نیز باید اثبات برسد.