ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Thu, 23.07.2026, 15:37
احمدی‌نژاد آلترناتیو جمهوری اسلامی!؟

سعید سلامی

«هیچ‌چیز نزدیک‌تر از ناممکن نیست.»
ویکتور هوگو


در ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶ روزنامه نیویورک تایمز همزمان با هاآرتص گزارشی مبنی بر ارتباط و همکاری محمود احمدی‌نژاد با اسرائیل به عنوان جایگزین در پی تغییر رژیم در ایران در جنگ ۳۹ روزه منتشر کرد.

در بادی امر با توجه به کارنامه و موضع‌گیری‌های احمدی‌نژاد از نارمک تا سازمان ملل، این گزارش‌ها همانطور که اطلاعیه دفتر محمود احمدی‌نژاد در ۲۳ تیرماه ۱۴۰۵ نوشت «سناریوهای مضحک» و «ادعاهای هالیوودی» به نظر می‌رسند، اما ارائه جزئیات روند ارتباط موساد با «دشمن قسم‌خورده» خود از سوی هر دو روزنامه و همچنین چرخش مواضع فرصت‌‌طلبانه احمدی‌نژاد در مقاطع مختلف، جاه‌طلبی و تشنه قدرت بودن وی به هر وسیله ممکن، این سناریوی دور از ذهن را امری باورپذیر می‌کند.

هاآرتص می‌نویسد برای تهیه گزارشی از «پشت‌پرده طرح موساد» با سی تن افراد مطلع اسرائیلی و غیراسرائیلی گفت‌وگو کرده است.

منابع آمریکایی که با هاآرتص گفت‌وگو کرده‌‌اند، می‌گویند واشنگتن از رابطه موساد با احمدی‌نژاد آگاه بوده است. و به گفته منبع دیگر، رئیس سیا چراغ سبز گسترش همکاری با موساد در این طرح را صادر کرده بود. خود دونالد ترامپ نیز چندین گفت‌وگو با دیوید بارنئا، رئیس موساد داشته تا پیشرفت آماده‌سازی‌ را زیر نظر بگیرد: «او می‌خواست نبض اوضاع را در دست داشته باشد.»

عبدالرضا داوری، از نزدیکان سابق و مشاور ارشد پیشین احمدی‌نژاد که بعدتر روابطشان تیره شد، در مصاحبه تلفنی به نیویورک تایمز گفت: «احمدی‌نژاد این کار را برای پول انجام نمی‌دهد. او پول دارد. یک شبکه اقتصادی گسترده در اختیار دارد. او این کار را برای قدرت انجام می‌دهد؛ می‌خواهد در راس قدرت قرار بگیرد.»

و به گفته یکی از افراد نزدیک به حلقه اطرافیان احمدی‌نژاد: «او با شماری از نزدیک‌ترین یاران و معتمدان خود درباره جاه‌طلبی‌اش برای تبدیل شدن به رهبر آینده ایران با کمک قدرت‌های خارجی صحبت کرده بود.»

این فرد همچنین در مصاحبه با نیویورک تایمز گفت: «احمدی‌نژاد نگران بود که در صورت وقوع جنگ و تغییر حکومت، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها فردی از اپوزیسیون خارج از ایران را انتخاب کنند.» به گفته او احمدی‌نژاد در بین اطرافیانش برای خود نقشی شبیه بوریس یلتسین، رئیس‌جمهور پیشین روسیه ترسیم می‌کرد، کسی که پس از فروپاشی شوروی به قدرت رسید. احمدی ‌نژاد در یکی از نشست‌ها به حلقه نزدیک خود در «دولت بهار» گفته بود که در صورت رسیدن به قدرت، ایران اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت و روابط را در چارچوب توافق‌های ابراهیمِ دونالد ترامپ عادی‌سازی خواهد کرد.

این منبع افزود: «احمدی‌نژاد پس از آن‌که سه بار از نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری رد صلاحیت شد، نسبت به نظام ج. ا. دلسرد شد و به این نتیجه رسید که تا زمانی که ساختار فعلی برقرار است، نمی‌تواند به قدرت برسد.»

بر اساس گزارش نیویورک تایمز عملیات اطلاعاتی و نفوذ در رده‌های بالای رژیم از سوی اسرائیل طی چند دهه برای تغییر رژیم، در ۹ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با نخستین روز حمله اسرائیل و آمریکا به ایران صورت جدی‌تر به خود گرفت. در آن روز، اسرائیل مجتمع محل اقامت محمود احمدی‌نژاد را در نارمک مورد هدف قرار داد تا او را از تحت نظر بودن سپاه بیرون بیاورد، در نتیجه ساختمان محل استقرار محافظان و خودرو ضدگلوله‌اش آسیب دید و خود احمدی‌نژاد هم زخمی شد.

این گزارش به نقل از چهار مقام ارشد ایرانی مطلع می‌افزاید که دقایقی پس از حمله، یک خودروی «پژوی مشکی» وارد محل شد، احمدی‌نژاد را سوار کرد و برای انتقال به محل امن با سرعت از منطقه خارج شد.

باری، عملیات «گربه چکمه پوش» که ماجرای احمدی‌نژاد جزئی از آن بود به دلایلی به سرانجام نرسید. بر اساس گزارش نیویورک تایمز: «به گفته افرادی که از جزئیات رویداد آگاه‌اند، رئیس جمهور سابق ایران از عملیات پرعجله و آشفته‌ نجاتش ناراضی بود و به نظر می‌رسید به طرح اسرائیل برای بازگرداندنش به قدرت دچار تردید شده است.»

می‌گویند «سیاست هنر ممکن‌هاست» اما به نظر می‌رسد که امروزه سیاست ناممکن‌ها را هم ممکن می‌کند. داستان محمود احمدی‌نژاد منادی «جهانی بدون صهیونیزم» و منکر هولوکاست و تمرکز «سیاست‌مداران» ساده‌لوح و دارای حافظه کوتاه مدت مثل دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو به کوتوله‌ای غیرقابل پیش‌بینی هیچ‌گونه شگفتی را در آدمی برنمی‌انگیزد.

ترامپ پیشترها در یکی از توجیهات و دفاعیات خود در برابر مخالفان دموکرات در پیوند با سیاست اقتصادی نومرکانتالیسم خود و یکه‌تازی‌هایش در مورد وضع تعرفه‌ها گفت: «کسی که کشورش را نجات دهد، هیچ قانونی را نقض نکرده است.» در این اظهارنظر بی‌پرده، نشانۀ روشنی از توجیه پاک‌سازی قومی یهودیان در کوره‌های آدم‌سوزی آلمان از سوی هیتلر برای یافتن «فضای حیاتی» در اینجاوآنجای جهان، در کیسه‌ کردن معترضان در دی ماه خونین توسط علی خامنه‌ای برای «رفع فتنۀ دشمن» و اشغال کشور همسایه برای نجات کشور خود از سوی پوتین با «حمله پیش‌دستانه در برابر خطر فاشیسم در اوکراین» می‌توان دید: «کسی که کشورش را نجات دهد، هیچ قانونی را نقض نکرده است.»

قماری با نتیجه «برد باخت»

بعد از توافق بین‌المللی برنامه جامع اقدام مشترک معروف (برجام ) در سال ۱۹۱۵ چقدر پول‌‌های بلوکه شده ایران آزاد شد؟ ارسال عکس‌های (Gaia BH)، نزدیک‌ترین سیاه‌چاله شناخته‌شده به زمین در فاصله تقریبی ۱۵۶۰ سال نوری از منظومه شمسی ما، یا مشاهده نیمکره تاریک ماه از روبه‌رو و با چشمان غیر مسلح، امکان‌پذیرتر است از ارائه دقیق مبالغی که بعد از برجام به کیسه کارگزاران ج. ا. واریز شد.

ج. ا. از دی ماه ۱۳۹۲ تا اواخر سال ۱۳۹۴ (از ژانویه ۲۰۱۴ تا ژوییه ۲۰۱۵)، بین توافق ژنو تا توافق بر سر برجام حدود ۱۱.۹ میلیارد دلار دریافت کرد. این پرداخت‌ها براساس توافق ژنو و ماهانه ۷۰۰ میلیون دلار صورت گرفت و بخشی از پول نفت بلوکه شده ایران به این ترتیب در اختیار ج. ا. قرار گرفت تا تاسیسات هسته‌ای‌اش را گسترش دهد، بر تعداد سانتریفیوژهای هسته‌ای بیفزاید، به تولید انبوه موشک‌ها و پهپادها به‌پردازد، «جبهه مقاومت» را مسلح‌تر و مجهزتر سازد و از همه مهمتر اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند.

قماری که برای « برد برد» آغاز شده بود، با نتجه برد باخت به نفع ج. ا. خاتمه یافت.

علاوه براین، دولت اوباما ۱.۴ میلیارد دلار دیگر بین توافق هسته‌ای نهایی و اجرایی شدن برجام به ایران پرداخت. اما مسعود گودرزی نماینده مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس دهم مبلغ این پرداخت را ۱.۷ میلیارد دلار اعلام کرد.

بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه، ۱۳ دی ماه ۱۳۹۵ در واکنش به اخبار منتشر شده در رسانه‌های آمریکا از جمله در گزارش ۳۰ دسامبر۲۰۱۶ وال استریت ژونال درباره آزاد شدن حداقل ۱۰ میلیارد دلار پول نفت بلوکه شده ایران خبر داد.

بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت در ۲۷ دی ۱۳۹۵ گفت: «با رفع تحریم‌ها در پی توافق هسته‌ای برجام، افزون بر آزادسازی صادرات نفت، منابع مالی بلوکه شده نیز آزاد شد.» زنگنه همچنین گفت که در ۹ ماه نخست سال ۹۵ وزارت نفت ایران ۲۴ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار وصولی داشته است.

عباس عراقچی در ۲۶ دی ۱۳۹۵ پول نفت ایران را که پس از برجام آزاد شد ۲۹ میلیارد دلار اعلام کرد.

بانک جهانی در ژوییه ۲۰۱۶ اعلام کرد که بر اساس برجام، حدود ۳۰ میلیارد دلار از دارایی های بلوکه شده ایران آزاد شده و این کشور اجازه یافته به دارایی های خود در خارج از کشور دسترسی پیدا کند.

اسحاق جهانگیری، معاون اول روحانی، دولت مذاکره کننده، مبلغ دریافتی را «ده‌ها میلیارد دلار از منابع فروش نفت» اعلام کرد.

دومین گزارش وزارت خارجه ایران از برجام هم بر دریافت ۷ میلیارد دلار و ۶ میلیارد یورو از پول‌های بلوکه شده نفت ایران از امارات، شرکت شل و کشور هند تاکید کرد؛ شامل «تسویه مطالبات با اینوک امارات و دریافت بیش از ۵ میلیارد دلار»، «تسویه مطالبات با کمپانی شل و دریافت حدود ۲ میلیارد دلار» و همچنین «تسویه مطالبات نفتی با هند و توافق دریافت بیش از ۶ میلیارد یورو مطالبات معوقه در یک روند سه ماهه» و «حدود ۱.۵۸۵ میلیارد یورو در بانک های هالک ترکیه و EIH هامبورگ می‌باشد.»

بررسی منابع داخلی و خارجی نشان می دهد که پول های بلوکه شده ایران از جمله پول نفت تا پیش از برجام بین ۲۹ تا ۱۰۰ میلیارد دلار (با اختلاف ناچیز ۷۱,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ دلار!) تخمین زده می‌شود. و با اجرای برجام نیز بین ۱۰ تا ۲۹ میلیارد دلار (اختلاف دو مبلغ ۱۹,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ دلار!)، از این مبلغ آزاد شده و در اختیار ایران قرار گرفته است.

دونالد ترامپ بارها دولت باراک اوباما را به خاطر آزاد کردن ۱۵۰ میلیارد دلار از دارایی های ایران بعد از تو افق برجام مورد حمله‌های لفظی قرار داده است. وی در دور اول ریاست جمهوری خود، در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ به طور رسمی خروج از «توافق بد» برجام را اعلام کرد.

طی آتش‌بس بعد از جنگ ۳۹ روزه، رویترز به نقل از یک منبع آگاه گزارش کرد که در چارچوب توافق ایران و آمریکا یک صندوق خصوصی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای جذب سرمایه‌گذاری در ایران پیش‌بینی شده که بیش از نیمی از این مبلغ تاکنون با تعهد سرمایه‌گذاری شرکت‌هایی در آمریکا، کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، آسیا، آمریکای جنوبی و آفریقا تامین شده است.

جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا نیز در گفتگو با‌ سی‌بی‌اس در ۲۸ خرداد تایید کرد که ایران در صورت پایبندی به توافق با واشنگتن، می‌تواند به یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری با حمایت کشورهای حوزه خلیج فارس دسترسی پیدا کند.

اما دونالد ترامپ زیر فشار مخالفین دموکرات ‌و جمهوری خواه از این تصمیم، در شبکه اجتماعی تروث سوشال در همان روز نوشت: «داستان اینکه آمریکا ۳۰۰ میلیون دلار به ایران پرداخت می‌کند، اخبار جعلی است.»

اگر کارگزاران ج.ا. نظام حکومتگری خود را بر شالوده پنهان‌کاری، تحریف واقعیت و فریب افکار داخلی و بین‌المللی بنا کرده‌اند، طرف آمریکایی هم سیاست را دقیقا بر همین منوال پیش می‌برد.


کورترین آدم‌ها کسانی هستند که نمی‌خواهند ببینند
ژوزه ساراماگو، کوری

پس از درگیری‌های سال ۲۰۱۷ در نوار غزه میان نیروهای تشکیلات خودگردان فلسطینی و حماس که به بیرون راندن نیروهای تشکیلات از این باریکه منجر شد، تشکیلات خودگردان تصمیم گرفت پرداخت حقوق کارمندان دولتی در غزه را متوقف کند.

پس از این تحولات در سال ۲۰۱۸ قطر پرداخت ماهانه حدود ۱۵ میلیون دلار به نوار غزه را آغاز کرد. در چمدان‌های حاوی دلارها ابتدا به اسرائیل و سپس در نوار غزه به حماس تحویل داده می‌شد.

در اوت سال ۲۰۱۸ دولت اسرائیل به ریاست بنیامین نتانیاهو با ارسال پول از قطر به نوار غزه تحت حاکمیت حماس به عنوان سیاست «رفتار بسیار نرم» و «گسترش شکاف میان فلسطینی‌ها» رسما موافقت کرد.

در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ دیوی که با دستان دولت‌مردان اسرائیل فربه ‌و پروار شده بود از شیشه بیرون آمد. تروریست‌های حماس شهرها و شهرک‌های جنوب اسرائیل را در اقدامی غافلگیرکننده هدف حمله قرار دادند؛ بیش از ۱۲۰۰ اسرائیلی به طرز فجیع مثله و کشتند، (که اکثرشان غیر نظامی بودند) و حدود ۲۵۰ نفر را نیز به گروگان گرفتند.

اسرائیل که از این یورش غافل‌گیرانه سرگیجه گرفته بود در واکنش به آن، به حملاتی مرگبار و ویرانگر دست زد. این حمله‌ها به کشتار بیش از ۷۰ هزار انسان و ویرانی کامل نوار غزه منجر شد.

ساده‌لوحی و خوش‌خیالی سیاست‌گذاران اسرائیل و دست‌کم گرفتن ایدئولوژی ویرانگر حماس، در حدود ۲۰۵ میلیارد دلار (۲۰۵,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ دلار) هزینه برداشت و حماس هنوزهم نصف نوار غزه را در اختیار دارد.

شگفتا که دولت‌مردان اسرائیل از تجربه حماس درسی نیاموختند و این بار به سراغ مردی رفتند که قبلا با علی خامنه‌ای، ولی ‌نعمت خود درافتاده بود.

احمدی‌نژاد آلترناتیو!؟

احمدی‌نژاد برای نخستین بار در آذر ۱۳۸۴هولوکاست را «افسانه» خواند و پس از آن در سخنرانی‌های متعدد، کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم را زیر سوال برد و آن را بهانه‌ای برای تاسیس کشور اسرائیل عنوان کرد. در آذر ۱۳۸۵، دولت احمدی‌نژاد کنفرانسی را تحت عنوان «بررسی هولوکاست: چشم‌انداز جهانی» در تهران برگزار کرد و چهره‌های سرشناس انکارکننده هولوکاست از سراسر جهان را به این کنفرانس دعوت کرد. او به تکرار از عبارت‌هایی مانند «حذف اسرائیل از صحنه روزگار» استفاده کرد و حکومت اسرائیل را یک «رژیم جعلی» و «رو به زوال» توصیف نمود. در دوران ریاست‌جمهوری وی، مسابقات و نمایشگاه‌های بین‌المللی کاریکاتور هولوکاست در ایران برگزار شد که هدف آن به انکار این رویداد تاریخی بود.

محمود احمدی‌نژاد، در زمان ریاست جمهوری، دریکم مهر ۱۳۸۶ برای شرکت در شصت و دومین اجلاس سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد عازم نیویورک شد. در این سفر احمدی‌نژاد درخواست بازدید از محل حملات ۱۱ سپتامبر در شهر نیویورک را کرد اما رودی جولیانی، شهردار وقت نیویورک در زمان حملات ۱۱ سپتامبر با صدور بیانیه‌ای این درخواست را مایه «انزجار» توصیف کرد و نوشت: «این مردی است که آمریکا و اسرائیل را تهدید کرده، به پسر بن لادن و سایر رهبران القاعده پناه داده است، برای شورشیان عراقی سلاح می‌فرستد و در پی دستیابی به سلاح اتمی است؛ کمک به احمدی‌نژاد برای دیدار از محل حملات ۱۱ سپتامبر مایه انزجار است.»

اعلام برنامه محمود احمدی‌نژاد مبنی بر حضور در دانشگاه کلمبیا در نیویورک هم باعث بروز جنجال‌های وسیعی در سطح جامعه آمریکا شد. کریستین کوئین، رئیس شورای شهر نیویورک از دانشگاه کلمبیا خواست تا با لغو دعوتنامه محمود احمدی‌نژاد مانع «نفرت پراکنی» وی شود. کوئین گفت: «ایده حضور احمدی‌نژاد به عنوان مهمان افتخاری در هر کجای این شهر برای همه نیویورکی‌ها توهین‌آمیز است». مایکل بلومبرگ، شهردار نیویورک نیز گفت: «احمدی‌نژاد به حد کافی حرف‌های پست و منزجرکننده زده است.»

با وجود تمام جنجال‌ها و اعتراضات، برنامه سخنرانی محمود احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا برگزار شد. مراسم با معرفی محمود احمدی‌نژاد، توسط لی بولینجر، رئیس دانشگاه کلمبیا آغاز شد. او در سخنرانی خود از وضعیت بهائیان، زنان، همجنس‌گرایان و نقض حقوق بشر در ایران و نیز از افکار و اقدامات شخص احمدی‌نژاد به شدت انتقاد کرد و وی را «دیکتاتور حقیر و سنگدل» خطاب کرد و گفت: «شما یا آشکارا قصد تحریک دارید یا اینکه به طرز شگفت‌آوری بی‌سواد هستید».

احمدی‌نژاد در پاسخ به سؤالی در مورد تضییع حقوق همجنس‌گرایان و زنان در ایران گفت: «در ایران همجنس‌‌باز وجود ندارد و زنان نیز از آزادی کامل برخوردارند». اظهارات او دربارهٔ نفی وجود همجنس‌گرایان در ایران که از آنان با لفظ «همجنس باز» نام برد، با تمسخر و هو کشیدن حضار روبرو شد.


تظاهرات دانشجویان در اعتراض به سخنرانی محمود احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا

اشتباهی که تکرار می‌شود

بر اساس گفته رئیس بانک مرکزی اسرائیل، هزینه اقتصادی جنگ ۱۲ روزه با ایران ۶ میلیارد دلار بوده است و بر اساس گزارش رسانه‌های اقتصادی اسرائیل جنگ ۳۹ روزه بیش از ۱۶ میلیارد و ۶۷۰ میلیون دلار هزینه برداشته است.

علاوه بر آن، در مقایسه با جنگ ۱۲ روزه، در جنگ اخیر ساختمان‌های مسکونی و سازه‌های اقتصادی بیشتری در نقاط گسترده‌تری به‌ویژه در مرکز و جنوب اسرائیل ویران شدند یا آسیب دیدند که هزینهٔ بازسازی آن‌ها دست‌کم سه میلیارد و ۳۳۰ میلیون دلار برآورد می‌شود.

این جنگ روزانه ۱۰۰ میلیون دلار برای اقتصاد اسرائیل خسارت به بار آورده و به‌دلیل ابهام پیرامون آینده جنگ فعلی، برآورد نهایی آن هنوز مشخص نیست.

در هر دو جنگ، هزاران تن در اسرائیل زخمی شدند که دولت موظف به پرداخت هزینهٔ درمان جسمی و همچنین روحی- روانی آن‌ها است.

هزینه‌ جنگ ۱۲روزه برای آمریکا نیز بیش از ۳۰ میلیارد دلار و هزینه جنگ ۳۹ روزه به گفته پیت هگست، وزیر دفاع تا کنون ۳۷ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار بوده است.

فرمانده کل قوا، علی خامنه‌ای، رده‌های بالا و میانی نظامی امنیتی سیاسی، برخی دانشمندان هسته‌ای ازعرصه سیاست‌گذاری حذف شده‌اند، تاسیسات هسته‌ای طی دوجنگ ویران شده‌‌اند، بخش بزرگی از پایگاه های نظامی و سامانه‌های دفاعی موردهدف قرار گرفته‌اند، بازوهای فرامرزی ج. ا. و کانون‌های ترور به‌طور چشم‌گیر ضعیف شده‌اند، اما هیولا از صحنه حذف نشده و بلندتر از قبل می غرد.

آمریکا و اسرائیل با ارزیابی اشتباه از ساختار چند لایه ج. ا. فکر می‌کردند که با زدن «سر مار» در یکی دو هفته به اهداف خود خواهند رسید. اما بقایای رده پایین سپاه بعد از مرگ علی خامنه‌ای با یک کودتای بی‌سروصدا به قدرتی بلامنازع چنگ انداخت، آبراه استراتژیک هرمز را برای چانه‌زنی در مذاکرات و باج‌خواهی به گروگان گرفت، کشورهای همسایه را به بهانه استقرار پایگاه‌های آمریکا اما در واقع برای قدرت‌نمایی مورد حمله قرار داد.

محاصره تنگه هرمز ماهانه یک میلیارد دلار برای آمریکا هزینه دارد، ترامپ و نتانیاهو با صرف میلیاردها دلار بدون هیچ دست‌اوردی در انتخابات پیش‌رو باید به مصاف رقیبان و منتقدان سرسخت خود بروند. بنابراین تنها دست‌آورد می‌توانست تجربه ونروئلا باشد: حکومت را برانداخت، از درون آن احمدی‌نژاد را بالا کشید و از باتلاقی بی‌سرانجام به ظاهر پیروز بیرون آمد.

همانطور که گفته شد موساد از سال‌ها پیش محمود احمدی‌نژاد رابه عنوان دارائی اطلاعاتی و گزینه‌ای برای رهبری ایران پس از تغییر رژیم پرورانده بود. این تلاش‌ها از حدود ۲۰۲۲ آغاز شد؛ زمانی که نشانه‌هایی از فاصله‌گیری احمدی‌نژاد از خامنه‌ای و تعدیل مواضع ضداسرائیلی او مشاهده شد. اولین ارتباط با احمدی‌نژاد در جریان سفر وی به گواتمالا طاهرا برای شرکت در کنفرانسی با موضوع مشکلات زیست‌محیطی در سال ۲۰۲۳، برقرار شد. سپس جلساتی هم با پوشش کنفرانس تغییرات آب و هوایی در بوداپست مجارستان در سال‌های۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ برگزار شد و به کمک مقامات مجارستانی و شخص ویکتور اوربان، رئیس جمهور و دوست نزدیک نتانیاهو دیدارهایی بین موساد و احمدی‌نژاد ترتیب داده شد.

نیویورک تایمز می‌نویسد محافظان محمود احمدی‌نژاد که از واحد حفاظت انصارالمهدی سپاه پاسداران بودند در گزارش‌های خود قید کرده‌اند که «او در طول این سفر دست‌کم دو بار موفق شده بود محافظان خود را دور بزند و ناپدید شود.» احمدی نژاد در پاسخ به محافظان مدعی شد که در حال ملاقات با اساتید دانشگاه بوده است. او در این کنفرانس برخلاف سنت همیشگی، سخنرانی خود را بدون خواندن آیاتی از قرآن و به زبان انگلیسی (که قبلا به یادگیری آن پرداخته بود) درباره «انسانیت مشترک» و «تغییر نظم جهانی» ایراد کرد.

به گفته یک مقام سابق آمریکا، اهمیت این پروژه به حدی بود که در سال ۲۰۲۴ دیوید برنئا، رئیس وقت موساد، خود شخصا برای دیدار با محمود احمدی‌نژاد به پایتخت مجارستان سفر کرد. بلافاصله پس از این دیدار بود که موساد به سیا اطلاع داد که با محمود احمدی‌نژاد ارتباط برقرار کرده است.

نیویورک تایمز به نقل از دو مقام ایرانی و آمریکایی مطلع از این عملیات نوشته است که دو سفر محمود احمدی‌نژاد به بوداپست در واقع بخشی از عملیات بزرگ اسرائیل برای آماده‌سازی او به عنوان مهره‌ای که در زمان مناسب او را به قدرت برساند.

اما ماجرای احمدی‌نژاد در مقطع جنگ، بخشی از یک نقشه چندمرحله‌ای بود. این طرح شامل حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، حذف رهبران ارشد ج. ا. و همچنین بسیج نیروهای کُرد علیه حکومت می‌شد. اما این طرح به دلیل عدم ارائه تضمین‌های معتبر از سوی آمریکا و اسرائیل به کردها، ارزیابی نادرست از واقعیت‌های میدانی شخص نتانیاهو و مهم‌تر از همه تردید دونالد ترامپ از موفقیت طرح، کنار گذاشته شد.

احمدی نژاد محصول ائتلاف بیت رهبری، سپاه و رانت‌خوارن نفتی با هدف به شکست کشاندن پروژه اقتصادی هاشمی رفسنجانی در ایران با الگوی درهای باز چین زمان دنگ شیائوپینگ بود.

محمود احمدی‌نژاد از همان آغاز، از دانشجوی خط امامیِ ضدچپ تا استاندار نمونه دولت رفسنجانی، تا شهردار ساده‌زیست تهران؛ از نامزد محبوب بیت رهبری و سپاه در ۱۳۸۴، تا قهر و خانه‌نشینی یازده‌روزه که شکافش با مرکز قدرت علنی شد، همواره بنا به سیاست روز مسیر زیگزاگی پیموده است.

زمانی که تارخ مصرف احمدی‌نژاد پرپیچ وتاب منقضی شد و از مرکز قدرت رانده شد، با خامنه‌ای و حلقه‌های امنیتی درافتاد، چند بار برای بازگشت به مسند قدرتی که از دست داده بود ثبت‌نام کرد اما رد صلاحیت شد. او بعدها گفت: «مردم باید مسئولان را استنطاق کنند»؛ از نماد تهاجمی برنامه هسته‌ای، به منتقد نیمه‌داخلی نظام و متهم‌کننده «برادران قاچاقچی» تغیییر یافت و قطعنامه‌ها را بین‌المللی رابه سخره ‌گرفت.

احمدی‌نژاد بعدها در روند چرخش خود از تعامل با جهان سخن می‌گفت و در گفت‌وگو با نیویورک‌تایمز در سال ۲۰۱۹ اظهار کرد: ترامپ، «مرد عمل» و تاجری است که می‌تواند هزینه و فایده را محاسبه کند.

معاون پژوهش‌های اقتصادی مجمع تشخیص مصلحت نظام در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۸۵ رسماً اعلام کرد که کشور دارای ۶۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی و ۹۰ میلیارد دلار تعهد خارجی است. گروهی از استادان اقتصاد دانشگاه‌های ایران در نامه‌ای به تاریخ ۲۱ خرداد ۱۳۸۶ به محمود احمدی‌نژاد، «شرایط اقتصادی کشور و سیاست‌های دولت» وی را مورد انتقاد شدید قرار دادند. احمدی‌نژاد از این تذکر برآشفت و در آبان همان سال در بیرجند گفت: «برخی قیافه روشنفکری می‌گیرند و به اندازه یک بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند.» و در سال ۱۳۸۸ با زبان خاص خودش مثل «کُرّه بز»، «آبو بریز همون جایی که می‌سوزه»، «اون ممه رو لولو برد»، معترضان به تخلفات در انتخابات را «خس و خاشاک» خواند.

«دیده شدن پول نفت بر سر سفره‌های مردم» یکی از شعارهای انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد بود. او شفاف‌سازی صنعت نفت و گاز ایران و مبارزه با مافیا را از اهداف خود اعلام کرد و در نخستین سخنرانی خود پس از پیروزی در انتخابات از جمله گفت: «فضای حاکم بر قراردادهای نفتی ما در زمینه تولید و صادرات روشن نیست. ما باید آن را شفاف سازیم.» اما در دوران ریاست جمهوری‌اش چندین قرار داد نفتی را در اختیار سپاه پاسداران قرار داد و اختیار فروش نفت را نیز برخلاف قانون به بنیاد مستضعفان سپرد. فاجعه قدرت‌گیری سپاه در عرصه اقتصاد و بعدها در حوزه‌های دانشگاهی، فرهنگی و حتا ورزشی از این مقطع آغاز شد.

در دوره هشت‌ساله ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد از ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲، ایران مجموعاً بیش از ۵۸۰ تا ۷۰۰ میلیارد دلار(اختلاف در اعلام مبلغ ۱۲۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ دلار ناقابل!) درآمد از محل صادرات نفت خام کسب کرد. این رقم به دلیل جهش تاریخی قیمت‌های جهانی نفت در آن سال‌ها (رسیدن به رکورد بیش از ۱۴۰ دلار در هر بشکه) به عنوان یکی از بالاترین درآمدهای نفتی تاریخ ایران شناخته می‌شود.

این دارایی ملی چگونه خرج شد؟ در راستای سیاست برقراری روابط با تمام کشورها و شکست پروژه‌ای که ج. ا. ادعا می‌کرد آمریکا برای در انزوا قرار دادنش اجرا کرده است، طی دوران ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد نیز پیگیری شد. وی یک وام ۱ میلیارد و ۹۵۰ میلیون دلاری بدون بهره در اختیار مقامات سریلانکایی قرار داد تا متقابلاً دولت سریلانکا نیز بر مواضع قبلی خود در حمایت از دستیابی به انرژی «صلح‌آمیز هسته‌ای» برای همه کشورهای عضو ان‌پی‌تی از جمله ایران پافشاری کند. پرداخت این کمک از سوی ایران هرگز تأیید نشد. وزیر خزانه‌داری سریلانکا به روزنامه ملی این کشور گفت که دولت ایران با کاهش تعرفه گمرکی چای وارداتی از سریلانکا (علیرغم مشکلات گسترده چایکاران ایران) موافقت کرده و تسهیلاتی به دولت سریلانکا ارائه کرده است تا دولت آن کشور پول نفت خریداری شده از ایران را بلافاصله پرداخت نکند. وی این موافقت‌نامه‌ها را موفقیت بزرگی برای کشورش دانست و گفت ارزش پول کشورشان با این توافق افزایش یافته است.

دولت احمدی‌نژاد بخشش طلب‌های ایران از کشورهای سودان، تانزانیا، نیکاراگوئه و اردن را که مربوط به وام‌های پرداخت شده به این کشورها بود تصویب و لایحه آن را به مجلس ارسال کرد، مجلس هفتم نیز با این بخشش موافقت کرد. مبلغ طلب‌ها و سایر جزئیات در رسانه‌ها اعلام نشد.

در دولت محمود احمدی‌نژاد به ۲۰ تا ۳۰ کشور کمک‌های مالی شد که برخی از آن‌ها از نظر وزن سیاسی در عرصه بین‌المللی هیچ اهمیتی نداشتند. خبرگزاری خانه ملت در گزارشی نمونه‌هایی از کمک‌های خارج از روند قانونی و غیرقابل پذیرش دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد پرده برداشت. بنا به گزارش اقتصاد نیوز در این دوره، ۴۰ میلیون دلار به تاجیکستان، ۳۳۰ میلیون دلار به پاکستان، کمک صد میلیون دلاری برای تکمیل جاده‌ای به لبنان، وام ۲۲۵ میلیون دلاری به ونزوئلا، کمک ۷ میلیون دلاری به سنت وینست، کمک صد میلیون دلاری به افغانستان، کمک ۴۰ میلیون دلاری به اکوادور، کمک ۲ میلیون دلاری به کشورهای کومور، کنیا، نیکاراگوئه، گامبیا و تانزانیا، کمک ۲۹۰ هزار دلاری به اتیوپی و کمک ۳ میلیون دلاری به زیمبابوه اهدا شد.

محمود احمدی‌نژاد بارها در رسانه‌ها دولت خود را پاک‌ترین دولت تاریخ ایران و دیگر اعضای دولت او در محافل مختلف، خود را «دولت پاکدستان» اعلام می‌کردند اما در طول هشت سال مدیریت دولت او در مسند ریاست جمهوری، فسادهای بسیار و اتهامات مختلف مالی متوجه او، نزدیکان و دولت‌مردانش شد.

موجودی حساب ذخیره ارزی در دروه دولت محمود احمدی‌نژاد با وجود افزایش درآمدهای نفتی کاهش یافت به‌طوری‌که سازمان بازرسی کشور گزارشی را دربارهٔ برداشت‌های غیرقانونی از این حساب را به بالاترین مقامات ایران گزارش کرد. با وجود گزارش بانک مرکزی مبنی بر کاهش حساب ذخیره ارزی، احمدی‌نژاد موجودی حساب ذخیره ارزی ایران را در تاریخ بی‌سابقه دانست ولی اعلام کرد میزان موجودی این حساب محرمانه است و نمی‌توان آن را اعلام کرد. وی در اسفند ۱۳۹۰ هنگام پاسخ به سؤال نمایندگان مجلس اعلام کرد که حساب ذخیره ارزی خالی است. احمد توکلی، نماینده اصولگرای مجلس شورای اسلامی، چند هفته پس از روی کار آمدن دولت یازدهم اعلام کرد که از ۱۷۶ میلیارد دلار حساب ذخیره ارزی، ۱۶۱ میلیارد دلار را دولت استفاده کرده است. توکلی در توصیف وضعیت این صندوق در پایان دولت دهم از عبارت «حساب ذخیره ارزی جارو شد» استفاده کرد.


«ما کور نشدیم، کور هستیم»
ژوزه ساراماگو، کوری

«اپوزیسیون» و بازگشت احمدی‌نژاد

کارنامه پدیدۀ احمدی‌نژاد رنگین‌تر و سنگین‌تر از آن است که در یک مقاله به تمام ابعاد آن پرداخت. آنچه در این نوشتار آمد صرفا یادآوری کوتاهی بود بر آنچه در دورۀ ریاست جمهوری وی بر میهن ما رفت. در نزدیک به نیم قرن استقرار ج.ا. قاتلان، فریبکاران و سارقان عدیده‌ای در عرصۀ سیاسی ایران پدیدار شدند، اما بدون تردید محمود احمدی‌نژاد بعد از روح‌الله خمینی و علی خامنه ای بیشترین آسیب را به کرامت و روح‌وروان شهروندان ایرانی، به اقتصاد و فرهنگ میهن ما زد.

ماجرای احمدی‌نژاد در میان «اپوزیسیون» خارج از کشور با بی‌تفاوتی شگفت‌انگیز و با برخوردی زیرسبیلی روبه رو شد و به تلاش اسرائیل برای باز گرداندن آفتی آزموده و بس ویرانگر مانند خبری در یکی از کشورهای دوردست پرداخت. نویسندگان دو سه مقاله هم از فرصت پیش‌آمده استفاده کردند و به «نظام سرمایه‌داری»، «امپریالیسم آمریکا» و اسرائیل به عنوان الگویی از یک دولت « آپارتاید و اشغالگر» تاختند.

برای مثال به مصاحبه آرش کمانگر در رادیو زمانه در۳۰ تیر ۱۴۰۵ نگاهی بکنیم.

«...اولویت اصلی در نظام سرمایه‌داری پیشبرد منافع طبقاتی و اقتصادی خودشان است و حقوق انسانی در دکترین سیاسی آن‌ها جایگاه چندانی ندارد...» و در ادامه می‌گوید: «توجه داشته باشید که حتی بعد از جنگ جهانی دوم، تعدادی از افسران نازی در کشور مصر حضور داشتند و اسرائیل و موساد آن‌ها را به خدمت گرفتند تا پروژه‌های نظامی مصر و جمال عبدالناصر را جاسوسی کنند. پروژه‌هایی که قرار بود حکومتش را در درگیری و اختلاف جدید با اسرائیل، بر سر حقوق فلسطین، تقویت کند. یعنی برای اسرائیلی که خودش مدعی قتل عام شش میلیون نفر از یهودیان توسط همین نازی‌ها بود، مهم نبود که با همین جنایتکاران که حالا فرار کرده بودند و در کشورهای مختلف به سر می‌بردند، همکاری کند و آن‌ها را به استخدام خودش درآورد.

این الگو برای اسرائیل به عنوان یک دولت آپارتاید و اشغالگر که بیش از هفت دهه بر انکار حقوق فلسطینیان تکیه کرده، دوچندان قابل درک است و بنابراین تعجبی ندارد که حتی با دشمنان سرسخت خود نیز وارد معامله شود...»

آقای کمانگر به ماجراهای خاک‌خوردۀ چند دهه پیش که در واقع ربطی به سرنوشت ایران امروز و بازی‌های پشت پرده ندارد ، می‌پردازد تا به واقعیت خبر و پیامد آن در صورت موفقیت‌‌اش نپرداخته باشد

بدیهی است که هدف من در این نوشته تبرئه و تایید سیاست‌های امریکا یا اسرائیل نیست؛ عمل‌کرد هردو کشور در مقاطعی، به‌ویژه بعد از جنگ جهانی دوم قابل دفاع نیست، اما با مروری گذرا بر کارنامۀ احمدی‌نژاد، خواسته‌ام نشان دهم که «اپوزیسیون» چگونه به‌راحتی‌ از کنار خبری اینچنین فاجعه‌‌بار، بده‌بستان‌های پشت‌پرده و تصمیم‌های دراماتیک بازیگران در راستای اهداف راهبردی‌شان میگذرد و تلاش برای بازگشت احمدی‌نژاد را به عنوان خبری از صدها خبر ناشنیده می گیرد.

آقای کمانگر در مصاحبه خود به «اولویت اصلی در نظام سرمایه‌داری و پیشبرد منافع طبقاتی و اقتصادی خودشان» می‌پردازد، و بر سیاست اسرائیل «به عنوان یک دولت آپارتاید و اشغالگر که بیش از هفت دهه بر انکار حقوق فلسطینیان تکیه کرده» انگشت می‌گذارد. اما پایمال شدن حقوق و کرامت انسانی هم میهنان خود را در صورت بازگشت احمدی‌نژاد نادیده می‌گیرد.

به نظر می‌رسد آقای کمانگر زندانی نگاه چپ «ضد امپریالیستی» و «ضد سرمایه‌داری» دهۀ شصت میلادی، هیاهو و لفاظی علیه آمریکا و اسرائیل را حتا از جانب رژیم فقاهتی جنگ‌افروز در جهت احقاق حقوق فلسطینیان و تلاش برای «جهانی بدون یک دولت آپارتاید و اشغالگر» تلقی می کند.

این نوع نگاه آدمی را به یاد حکایتی از سعدی می‌اندازد: «منجمی به خانه در آمد، یکی مردِ بیگانه را دید با زنِ او به هم نشسته، دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب برخاست. صاحبدلی که برین واقف بود، گفت:
تو بر اوج فلک چه دانى چیست / که ندانى در سرایت کیست»

بر احوال آن مرد باید گریست / نداند که او در سرایش که کیست


۲۳ ژوئیه ۲۰۲۶ / ۱ مرداد ۱۴۰۵

—————-
منابع:
▪️گزارش نیویورک تایمز
▪️گزارش هاآرتص
▪️ویکی پدیا
▪️بی‌بی‌سی فارسی
▪️رادیو زمانه
▪️گلستان سعدی



نظر خوانندگان:


☑️ «کورترین آدم‌ها کسانی هستند که نمی‌خواهند ببینند.»
چه نوشته‌ی جالبی و چه حرف درستی؛ دانش آدم‌ها تابع بینش و دیدگاه سیاسی و اجتماعی آن‌ها هست. در ینگه دنیا ضرب‌المثلی هست با این مضمون People see what they “want” to see که کمابیش همان معنی را دارد.
با احترام، یوسف جاویدان


☑️ آنچه سعید سلامی با استناد به حقایق تاریخی دشوار و غیرقابل انکار، با قدرت نشان داده و افشا کرده است، و آنچه در پایان شرح خود به طور قاطع استدلال کرده است، باید به عنوان کیفرخواستی علیه آن به اصطلاح روشنفکرانی در نظر گرفته شود که اسیر قهرمانی بدنام و خسته‌کننده‌ی «ضد امپریالیسم» خود هستند و در مواجهه با داستان مضحک محمود احمدی‌نژاد سکوت کرده‌اند. این احمق بی‌مایه، احمدی‌نژاد، زمانی توسط فیلسوف برجسته‌ی معاصر ما، اسلوای ژیژک، «یک پوپولیست فاشیست اسلامی فاسد» نامیده شد.
این در هسته‌ی اصلی تئوکراسی فاشیستی ایران قرار دارد که هیچ روشنفکری نباید آن را نادیده بگیرد. این همان کاری است که مقاله‌ی تحسین‌آمیز سلامی برای ما انجام داده است. در اینجا می‌خواهم به آنچه ژیژک زمانی با طنز گفته‌ی برادران مارکس را مطرح کرد، اشاره کنم. معروف است که: «این مرد ممکن است شبیه یک احمق فاسد به نظر برسد و مانند یک احمق فاسد عمل کند، اما نگذارید این شما را فریب دهد - او یک احمق فاسد است.»
اگر این جمله را به طور خلاصه بیان کنیم، اینگونه می‌شود: «این مرد، احمدی‌نژاد، شبیه یک فاشیست فاسد به نظر می‌رسد و مانند یک فاشیست فاسد عمل می‌کند، اما نگذارید این شما را فریب دهد - او یک فاشیست فاسد است.» ما نمی‌گذاریم این ما را فریب دهد! این «فاشیست فاسد» کسی جز احمدی‌نژاد نیست. و این آقای سلامی است که استادانه این شخصیت را افشا کرده است، شخصیتی که سکوت روشنفکران ما را به سخره گرفته است.
نادر لاهیجی - فیلادلفیا


☑️ ممنونم از جاویدان عزیز و لاهیجی گرامی بابت مهر و لطفشان؛ اما بیش از آن خوشحالم از اینکه ایشان با حرف اصلی نوشتار همدلی نشان داده و نکاتی بر آن افزوده‌اند. متاسفم و بیش از آن خشمیگن و دل شکسته‌ام از چپ و راست، و خیل عظیم به اصطلاح «روشنفکران» و «اپوزیسیون» پرمدعا که خبری اینچنین تکان دهنده و غیرقابل انتظار را منفعلانه ناشنیده گرفتند و به تجارت پادکست و مناظره و مجادله و تحلیل‌های بی‌مایه ادامه دادند.
می‌گویم بی‌مایه؛ از آنان که به این گفته من اعتراض خواهند کرد می‌پرسم: در این ۴۸ سال چند نمونه ـــ چند نمونه اندک به تعداد انگشتان دست ـــ نشان دهند که تحلیل‌گران خارج‌نشین ما از اوصاع داخلی و خارجی تحلیلی ارائه داده باشند که دقت و صحت آن در عمل ثابت شده باشد. آیا دوام و بقای نظامی بر آمده از تاریکترین دوران تاریخ در نزدیک به نیم قرن ـــ در عصر زیست سیاره‌ای و هوش مصنوعی ـــ با این «اپوزیسیون» منفعل خواب الود جای شگفتی دارد؟
با سپاس دوباره از دوستان نکته‌سنج سعید سلامی


☑️ بسیار به جا و به موقع بود آقای سلامی و باید به خیل روشنفکرانی که اعلامیه صلح می‌دهد و تنها جنگ را محکوم می‌کنند و شروع کننده واقعی جنگ در منطقه را از قلم می‌اندازند و نقشه راه و گزینه‌ای برای صلح ندارند هشدار داد, و حتی فراموش می‌کنند که جنگ دوباره برای این نظام برکت شده است و در ادامه استفاده از بحران‌های به عمد ساخته شده برای سرکوب مردم و بقای خود* در واقع تنها در بی‌عملی چنین اپوزیسیونی می‌توان دلقکی مثل احمدی نژاد را مطرح کرد. واقعا شرم‌آور است.
با سپاس از سلامی گرامی, سالاری
* اظهارات حسن رحیم‌پور ازغدی: اگر با آمریکا جنگ نکنیم؛ اغتشاشات داخلی می‌شود.