نیویورک تایمز / ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۶
برجستگی چشمگیر پرچمهای سرخ ــ که در سنت شیعه نماد انتقامخواهی هستند ــ در میان انبوه عزادارانی که در مراسم یکهفتهای تشییع و سوگواری رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی ایران حضور داشتند، از سوی بسیاری بهعنوان پیامی نهچندان پنهان تعبیر شد: ایران باید جنگ با ایالات متحده را ادامه دهد.
این دقیقا همان خواسته جریانهای فوقتندرو در جمهوری اسلامی است که خواهان حفظ رویارویی ۴۷ ساله نظام با واشنگتن هستند. تحلیلگران حضور گسترده این پرچمها را نمونهای گویا از رقابت و صفآرایی نیروهای سیاسی در فضای جدید و سیال ایران میدانند؛ فضایی که از زمان آغاز جنگ توسط آمریکا و اسرائیل در ماه فوریه شکل گرفت و با از میان رفتن بخش مهمی از رهبری کشور، تهران را وارد دورهای از عدم قطعیت سیاسی کرد.
سعید گلکار، استاد دانشگاه تنسی در چاتانوگا و پژوهشگر نیروهای امنیتی ایران، گفت: «تندروها در تلاشاند از فضای سوگواری، ناامنی ملی و مخالفت با مذاکرات استفاده کنند تا دامنه مباحث قابل قبول در عرصه سیاسی را محدود سازند و هرگونه مصالحه را هم از نظر راهبردی خطرناک و هم از نظر اخلاقی نامشروع جلوه دهند.»
در هر حال، چشمانداز دستیابی به مصالحه هفته گذشته تیرهتر شد؛ زمانی که ایالات متحده و ایران بار دیگر حملات نظامی علیه یکدیگر را از سر گرفتند. این درگیریها بر سر مسئله حلنشده میزان کنترل ایران بر مسیرهای حیاتی کشتیرانی در تنگه هرمز آغاز شد.
فروپاشی آتشبس، یادداشت تفاهمی را که دو طرف در ۱۷ ژوئن بهعنوان نقشه راه مذاکرات صلح آینده امضا کرده بودند، در معرض خطر قرار داده است؛ توافقی که سرنوشت برنامه هستهای ایران نیز بخشی از آن بود.
درگیریها شامگاه شنبه و تا بامداد روز یکشنبه ادامه یافت و هر دو طرف حملاتی را انجام دادند. ایران اعلام کرد تنگه هرمز را بهطور کامل و برای مدت نامحدود خواهد بست. این تصمیم پس از آن اعلام شد که نیروی دریایی ایران با شلیک تیرهای هشداردهنده، یک کشتی تجاری را که بدون مجوز این کشور در حال عبور بود متوقف کرد؛ موضوعی که در بیانیهای منتشرشده از سوی سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی (IRIB) اعلام شد. در مقابل، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد که در حال انجام حملات تلافیجویانه در داخل خاک ایران است.
ازسرگیری جنگ، شکافهای موجود بر سر سودمندی مذاکره را که از زمان آغاز گفتوگوها در ایران آشکار شده بود، عمیقتر کرده است.
علی فتحاللهنژاد، مدیر «مرکز خاورمیانه و نظم جهانی» در برلین، گفت: «میان کسانی که اولویت را به “میدان” میدهند و کسانی که “دیپلماسی” را مقدم میدانند، تنش وجود دارد.» او افزود کسانی که نسبت به دیپلماسی بدبین هستند، برنامه هستهای ایران، موشکهای بالستیک و نیروهای نیابتی این کشور در سراسر خاورمیانه را «ارکان ضروری بقای نظام، بازدارندگی و اعمال قدرت» میدانند و از این رو آنها را غیرقابل مذاکره تلقی میکنند.
بهطور کلی، اعتقاد بر این است که مرگ رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، در آغاز جنگ، نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در اداره کشور پررنگتر کرده است. در همین حال، غیبت فرزند و جانشین او در عرصه عمومی نیز بر فضای ابهام و عدم قطعیت افزوده است.
آقای گلکار گفت: «فضای سیاسی بسیار سیال است و ما واقعا نمیدانیم چه کسی نظام را اداره میکند. ساختار در حال تغییر است و آنها برای تثبیت قدرت به زمان نیاز دارند.»
بهطور معمول، تندروها بیشتر پرسر و صدا تلقی میشوند تا تعیینکننده، و در میان آنها نیز طرفداران زیادی برای مذاکره وجود دارند؛ دستکم به این دلیل که ایران بتواند اقتصاد ویرانشده خود را بازسازی کند.
ایران پیشتر نیز مسیر مشابهی را تجربه کرده است. در دوران مذاکرات دولت باراک اوباما و دیگر قدرتهای جهانی برای دستیابی به توافق هستهای تاریخی سال ۲۰۱۵، تنشهای مشابهی پدید آمد.
در آن زمان، رقابتهای جناحی میان اصلاحطلبانی که خواهان تغییرات داخلی و دیپلماسی عملگرایانه بودند و محافظهکارانی که در پی بیرون راندن ایالات متحده از منطقه بودند، شدت گرفت.
سپس در سال ۲۰۱۸، دونالد ترامپ از آن توافق هستهای خارج شد. اصلاحطلبان به این دلیل که بهزعم منتقدان فریب واشنگتن را خورده و پذیرفته بودند برنامه هستهای ایران محدود شود، بهشدت مورد حمله قرار گرفتند؛ رخدادی که راه را برای تثبیت بیشتر قدرت محافظهکاران در ساختار حکومت هموار کرد.
فتحاللهنژاد گفت: «نخبگان حاکم همچنان تحت سلطه طیفهای مختلف تندروها قرار دارند.»

مراسم تشییع خامنهای در مشهد؛ پرچمهای سرخ در سنت شیعه نماد انتقامخواهی هستند
هیچیک از این طیفها تحمل مخالفت داخلی را ندارند، اما یک جناح خود را عملگرا میداند و استدلال میکند که بقای نظام مستلزم پایان دادن به خصومت با ایالات متحده و گشایش اقتصادی است. در مقابل، جناح دیگر که اقلیتی از تندروها را تشکیل میدهد، هرگونه امتیازدهی به واشنگتن ــ از جمله در ارتباط با برنامه هستهای ایران ــ را رد میکند و معتقد است ایران میتواند با طولانی کردن جنگ به پیروزی دست یابد.
تحلیلگران میگویند سلطه فزاینده نهادهای نظامی، نفوذ جناحهای سیاسی را کاهش داده است، زیرا اکنون اولویتهای دستگاه امنیتی بر سایر ملاحظات تقدم یافتهاند. در مقطع کنونی، حاکمیت به سمت مذاکره گرایش نشان داده است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و مذاکرهکننده ارشد ایران، خود از فرماندهان سابق سپاه پاسداران است که در گذشته بهشدت از مذاکرات منتهی به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ انتقاد کرده بود.
حتی اگر گسترش کنترل نظامیان بر دولت، دامنه رقابتها و مانورهای جناحی بر سر سیاستگذاری را محدود کرده باشد، رهبری کشور همچنان ناگزیر است دیدگاههای پایگاه اجتماعی تندروها را در نظر بگیرد. حامیان سرسخت حکومت که بهطور کلی شمار آنها تا حدود ۲۰ درصد از جمعیت ۹۳ میلیونی ایران برآورد میشود، بیتردید هسته اصلی عزادارانی را تشکیل میدادند که در مراسم یکهفتهای سوگواری شرکت کردند؛ مراسمی که روز پنجشنبه پایان یافت.
مجتبی خامنهای که پس از پدرش به مقام رهبری رسیده است نیز به جمع خواستاران انتقام پیوست. او در بیانیهای کمسابقه که روز شنبه منتشر شد، گفت: «عهد میبندیم که انتقام خون پاک شما و خون همه شهدای این دو جنگ را از قاتلان جنایتکار و رسوا بگیریم. این انتقام، مطالبه ملت ماست و بیتردید باید محقق شود.»
مجتبی خامنهای در مراسم تشییع پدرش حضور نداشت و از زمان گزارشها درباره مجروح شدن شدید او در حمله اولیه به ایران در ۲۸ فوریه، در انظار عمومی دیده نشده است. او پیشتر نیز بیانیهای مبهم منتشر کرده بود که در آن بهطور کلی با یادداشت تفاهم موافقت نشان میداد، اما با امضای آن «از حیث اصولی» مخالفت میکرد.
تحلیلگران میگویند همین ابهام به جریانهای افراطی فرصت داد تا برای اثرگذاری بر سیاستها تلاش کنند؛ اقدامی که به یک کارزار هماهنگ و در نهایت به نمایش گسترده پرچمهای سرخ در مراسم تشییع انجامید. بر روی بسیاری از این پرچمها عبارت عربی «یا لثارات الحسین» [شعار خونخواهان امام حسین، به معنای «کجایند خونخواهان حسین»] نقش بسته بود. کشته شدن حسین بن علی در سال ۶۸۰ میلادی به دست یک حاکم ستمگر، در فرهنگ شیعی نمادی مهم از خونخواهی بیگناهان و مقاومت در برابر ظلم به شمار میرود.
محمد تبار، استاد دانشگاه تگزاس ایاندام (A&M) و متخصص سیاست ایران، میگوید: «تندروها معتقدند جمهوری اسلامی باید بهصراحت تهدید کند که شخصاً انتقام ترور رهبر و مقامهای ارشد خود را خواهد گرفت؛ نه فقط بهعنوان یک تاکتیک چانهزنی، بلکه بهعنوان ابزاری برای بازدارندگی در برابر حملات آینده.» او افزود: «اکنون شاهد آن هستیم که این ایده بهتدریج در حال پذیرفته شدن از سوی رهبری است؛ موضوعی که در استفاده برجسته از نمادهای سرخ در مراسم تشییع خامنهای بازتاب یافته است.»
حسین شریعتمداری، مدیرمسئول بانفوذ روزنامه کیهان که سرمقالههایش اغلب بازتابدهنده دیدگاههای تندروهاست، این پرسش را مطرح کرد که چرا مذاکرهکنندگان با عبور هرگونه کشتی از تنگه هرمز موافقت کردهاند. او نوشت: «آیا بهخوبی نمیدانید که بازگشایی تنگه هرمز بهمنزله خلع سلاح ایران اسلامی در برابر حملات دشمن است؟!»
او در موضعی حتی صریحتر، هفته گذشته سرمقالهای در صفحه نخست روزنامه با عنوان «سر ترامپ را میخواهیم» منتشر کرد و خواستار آن شد که دولت ایران، رئیسجمهور آمریکا را هدفی مشروع اعلام کرده و برای قتل او جایزهای کلان تعیین کند. چندین روزنامه محافظهکار یا افراطی دیگر نیز مطالب مشابهی را در صفحه نخست خود علیه ترامپ منتشر کردند. تندروها افزون بر مسئول دانستن ترامپ در مرگ رهبر جمهوری اسلامی، او را مسئول صدور دستور ترور قاسم سلیمانی، فرمانده برجسته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در بغداد در سال ۲۰۲۰ نیز میدانند.
جمهوری اسلامی سالهاست که از شمار شرکتکنندگان در تجمعات بهعنوان نشانهای از مشروعیت خود استفاده میکند؛ از این رو، حضور میلیونها عزادار در ایران و عراق بهعنوان شاهدی بر برخورداری حکومت تهران از حمایت داخلی و منطقهای مطرح شد. با این حال، مشکلات اقتصادی در اوایل سال جاری موجی از اعتراضات گسترده را در ایران برانگیخت که با خشونت شدید سرکوب شد و بسیاری از منتقدان حکومت از این که جنگ به تغییر نظام منجر نشد، ابراز ناامیدی کردند.
با این همه، حکومت ناچار است در زمینه برداشت عمومی از مذاکرات با احتیاط عمل کند.
گلکار، استاد دانشگاه تنسی، میگوید: «آنها باید پایگاه اجتماعی نظام را در نظر بگیرند. این همان هستهای است که طی چهار دهه گذشته حکومت را در قدرت نگه داشته است. هر زمان بحرانی رخ میدهد، این افراد به میدان میآیند. حکومت نمیتواند آنها را نادیده بگیرد یا کنار بگذارد.»
تحلیلگران میگویند اگر منافع حاصل از توافق به اندازه کافی چشمگیر باشد، حکومت ممکن است در نهایت از ایدئولوژی ضدآمریکایی خود فاصله بگیرد. محمد تبار میگوید: «اگر به این نتیجه برسند که توافقی به سود آنهاست و اطمینان داشته باشند که آمریکا نیز به تعهدات خود عمل خواهد کرد، قطعاً از آن استقبال میکنند؛ زیرا چنین توافقی میتواند پایگاه اجتماعی خودشان را در ایران گسترش دهد.» او افزود: «این امر میتواند برای شمار زیادی از ایرانیان که خواهان روابط بهتر با آمریکا هستند جذاب باشد.»
در حال حاضر اما تردیدهای جدی درباره پایبندی ایالات متحده به هرگونه توافق همچنان پابرجاست. تحلیلگران میگویند با توجه به سابقه روابط دو کشور، سوءظن گستردهای وجود دارد که ترامپ ــ هرچند خواهان توافقی برای کمک به کاهش قیمت نفت است ــ در نهایت از آن عقبنشینی خواهد کرد.
کسانی که در مذاکرات حضور دارند نیز با احتیاط فاصله خود را حفظ میکنند تا اگر ایالات متحده بار دیگر توافقی را کنار گذاشت، در افکار عمومی سادهلوح یا فریبخورده جلوه نکنند. ترامپ نیز در جریان تنشهای اخیر بهسرعت یادداشت تفاهم را «پایانیافته» توصیف کرد.
اندکی پس از آغاز مذاکرات، از اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، پرسیده شد که چرا اعضای هیأت ایرانی از دست دادن علنی با همتایان آمریکایی خودداری کردهاند. او در پاسخ به شعری از مولانا استناد کرد: «چو بسی ابلیس آدم روی هست / پس به هر دستی نشاید داد دست»