تیرماه ۲۵۸۵
حکومتی که پس از استقرار خود، نزدیک به پنج دهه همچنان بخش مهمی از گفتمان رسمیاش را بر انقلاب ۱۳۵۷، جنگ ایران و عراق، فرهنگ شهادت و روایتهای تاریخی و مذهبی استوار کرده است، در حالی که بسیاری از شهروندان بیش از هر زمان دیگری دغدغه آزادی، معیشت، امنیت و آینده خود را دارند، حکومتی است غیر قانونی و غیرمردمی.
هیچ ملتی بدون گذشته معنا پیدا نمیکند. تاریخ، حافظه جمعی یک ملت است و شناخت آن برای حفظ هویت ملی ضروری است. اما ارزش تاریخ در آن است که چراغ راه آینده باشد، نه آنکه جایگزین آینده شود. دولتهایی که از اعتماد عمومی برخوردارند، مشروعیت خود را از کیفیت حکمرانی، توسعه اقتصادی، عدالت اجتماعی، احترام به حقوق شهروندی و توانایی حل مشکلات روزمره مردم کسب میکنند. در مقابل، هر چه فاصله میان وعدههای حکومت و واقعیت زندگی مردم بیشتر شود، نیاز حکومت به بازتولید روایتهای تاریخی نیز افزایش مییابد. در چنین شرایطی، گذشته به ابزاری برای مشروعیتبخشی تبدیل میشود؛ ابزاری که قرار است کمبودهای امروز را پنهان کند و امید ازدسترفته نسبت به آینده را با یادآوری گذشته جبران سازد.
پس از انقلاب ۱۳۵۷، رهبران حکومت اسلامی وعده ایجاد جامعهای مبتنی بر عدالت، استقلال، آزادی و پیشرفت را مطرح کردند. بسیاری از مردم نیز با امید به تحقق این آرمانها از انقلاب حمایت کردند. با گذشت نزدیک به پنج دهه، اما بخش قابل توجهی از جامعه معتقد است که فاصله میان وعدهها و واقعیت افزایش یافته است. اقتصاد ایران با تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی، بیکاری، فساد اداری، کاهش سرمایهگذاری، تحریمهای گسترده و مهاجرت روزافزون نیروهای متخصص مواجه است. نسل جوان که باید سرمایه اصلی توسعه کشور باشد، بیش از هر چیز درباره فرصتهای شغلی، آزادیهای فردی، کیفیت آموزش، امکان پیشرفت و امنیت آینده خود پرسش دارد. همان نسلی که با کوچکترین اعتراض موجی از سرکوب و اعدام را تجربه میکند.
رسانههای حکومتی، کتابهای درسی، مراسم رسمی و سخنرانیهای مسئولان بارها به انقلاب، جنگ هشتساله، فداکاری شهدا و دشمنی قدرتهای خارجی ارجاع میدهند. بدون تردید، انقلاب و جنگ بخشی از تاریخ معاصر ایران هستند و نمیتوان اهمیت آنها را انکار کرد، اما پرسش اساسی این است که آیا تأکید مداوم بر این رویدادها توانسته پاسخگوی نیازهای نسل امروز باشد؟ جوانی که با بیکاری، دشواری تأمین مسکن، کاهش قدرت خرید و محدودیتهای اجتماعی روبهرو است، بیش از آنکه به روایتها نیاز داشته باشد، خواهان چشماندازی روشن برای آینده خویش است.
یکی دیگر از جلوههای تکیه بر گذشته، استفاده گسترده از نمادهای مذهبی و تاریخی در گفتمان سیاسی است. حکومت بارها مشروعیت خود را با ارجاع به وقایع صدر اسلام، واقعه عاشورا و مفاهیمی مانند شهادت، ایثار و مقاومت پیوند زده است. این مفاهیم در فرهنگ شیعه جایگاه مهمی دارند، اما هنگامی که به ابزار دائمی سیاست روز تبدیل شوند، این پرسش به وجود میآید که آیا چنین رویکردی جایگزین برنامهریزی علمی، مدیریت کارآمد و پاسخگویی به مطالبات شهروندان شده است؟
اعتراضهای اجتماعی سالهای نیز گذشته نشان داده است که بخش قابل توجهی از جامعه، بهویژه نسل جوان، بیش از گذشته درباره آینده سخن میگوید. خواستههایی مانند آزادیهای مدنی، شفافیت، مبارزه با فساد، فرصتهای برابر، توسعه اقتصادی و ارتباط سازنده با جهان، بیانگر آن است که دغدغه اصلی بسیاری از شهروندان، آینده است، نه بازخوانی مداوم گذشته. هرگاه حکومت نتواند به این مطالبات پاسخ دهد، طبیعی است که اعتماد عمومی کاهش یابد و فاصله میان دولت و جامعه بیشتر شود.
مشروعیت پایدار از سه منبع اصلی به دست میآید: رضایت شهروندان، کارآمدی حکومت و امید به آینده. اگر یکی از این عناصر تضعیف شود، حکومتها ممکن است برای حفظ انسجام سیاسی به منابع دیگری، از جمله تاریخ، ایدئولوژی یا نمادهای هویتی، تکیه کنند. این امر لزوماً به معنای بیاهمیت بودن تاریخ نیست، بلکه نشان میدهد تاریخ زمانی به ابزار سیاسی تبدیل میشود که جای خالی دستاوردهای امروز را پر کند. در چنین شرایطی، دولت به جای آنکه مردم را با پروژههای توسعه، نوآوری، پیشرفت علمی و رفاه اقتصادی امیدوار کند، آنان را به افتخارات گذشته ارجاع میدهد.
در نهایت، جمله «دولتی که حال و آینده ندارد، گذشته خود را به نمایش میگذارد» را میتوان دعوتی به بازاندیشی در مفهوم حکمرانی دانست. دولتی موفق است که گذشته را محترم بشمارد، اما در آن متوقف نشود؛ از تجربههای تاریخی بیاموزد، اما همه سرمایه سیاسی خود را بر آن بنا نکند. آینده با خاطرهگویی و بُتتراشی ساخته نمیشود، بلکه با برنامهریزی، پاسخگویی، شفافیت، مشارکت مردم، جدایی کامل دین از دولت و مدیریت کارآمد شکل میگیرد. هر حکومتی که نتواند این آینده را ترسیم کند، ناگزیر خواهد بود بیش از پیش به گذشته پناه ببرد و هرگز اعتمادی از سوی مردم بدست نخواهد آورد. گذشته هرچند میتواند الهامبخش باشد، اما هیچگاه جایگزین آینده نخواهد شد.