ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Wed, 01.07.2026, 15:35
ظهور محوری جدید به رهبری عربستان در خاورمیانه

آنچال ووهرا

فارن پالیسی / ۱ ژوئیه ۲۰۲۶

جنگ ایران آسیب‌های قابل‌توجهی به کشورهای حاشیه خلیج فارس وارد کرد؛ صادرات آنها کاهش یافت و احساس امنیتشان نیز تضعیف شد. با این حال، برخی از این کشورها اکنون با عزم بیشتری به همکاری مشترک در عرصه سیاست منطقه‌ای روی آورده‌اند. در خارج از چارچوب شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، یک آرایش سیاسی جدید شکل گرفته که شامل عربستان سعودی، قطر و همچنین بازیگران غیرخلیجی همچون مصر، پاکستان و ترکیه است. در این میان، غیبت امارات متحده عربی کاملاً چشمگیر است.

برخی از این کشورها از جنگ به‌عنوان برندگان آشکار بیرون آمده‌اند و برخی دیگر نیز دست‌کم از ایجاد تاب‌آوری و انعطاف‌پذیری جدید رضایت دارند. هرچند ظاهری از همبستگی و رفاقت میان آنها دیده می‌شود، اما در زیر این لایه، اختلافات عمیقی درباره نحوه برخورد با ایران و همچنین این پرسش وجود دارد که آیا باید مسیر عادی‌سازی روابط با اسرائیل را دنبال کرد یا در برابر آنچه گسترش هژمونیک و سلطه‌جویانه اسرائیل تلقی می‌شود، آماده مقابله شد. با این همه، روشن است که جنگ ایران نظم تازه‌ای را در منطقه خلیج فارس پدید آورده که دامنه آن به جهان اسلام در مقیاسی گسترده‌تر نیز کشیده شده است.

این بلوک جدید با دو هدف اصلی تعریف می‌شود: نخست، مهار تهدید ایران و همزمان بازپس‌گیری نفوذ در کشورهایی که تحت سلطه نیروهای نیابتی یا متحدان ایران، مانند سوریه و لبنان، قرار دارند؛ و دوم، مقابله با اسرائیل و تعیین حدودی برای ماجراجویی‌های نظامی آن.

یکی از ناظران منطقه‌ای می‌گوید حمله اسرائیل به دوحه در سال گذشته ــ که با هدف تعقیب اعضای حماس انجام شد ــ کشورهای خلیج فارس را نگران کرد که ممکن است خود آنها نیز هدف بعدی باشند. این نگرانی، رقبایی همچون عربستان سعودی و ترکیه را به یکدیگر نزدیک‌تر کرد. همچنین، تسلیحات هسته‌ای پاکستان پشتوانه این ائتلاف محسوب می‌شود و در چارچوب همکاری دفاعی عربستان و پاکستان، به‌عنوان سدی بازدارنده در برابر اسرائیل عمل می‌کند.

اگرچه این مجموعه هنوز نام رسمی مشخصی ندارد و در گزارش‌های اسرائیلی از آن با عنوان «ائتلاف سنی» یا «ناتوی اسلامی در حال گسترش» یاد شده است، اما شکل‌گیری آن نشان‌دهنده یک بازآرایی ژئوپلیتیکی واقعی بر پایه افزایش بی‌اعتمادی میان ریاض و ابوظبی است. در شرایطی که هر دو کشور در حال فاصله گرفتن از اقتصاد متکی به نفت هستند، عربستان و امارات برای جذب یکسان سرمایه‌گذاری‌های خارجی با یکدیگر رقابت می‌کنند.

در دوره پس از بهار عربی، عربستان و امارات درباره اخوان‌المسلمین به‌عنوان یک تهدید مشترک هم‌نظر بودند و در بسیاری از مسائل منطقه‌ای مواضعی هماهنگ داشتند. اما اکنون به نظر می‌رسد منافع آنها از یکدیگر فاصله گرفته است. امارات معتقد است عادی‌سازی روابط و صلح با اسرائیل بهترین مسیر پیش رو است، در حالی که ریاض مجموعه‌ای از بازیگران منتقدتر نسبت به اسرائیل را گرد هم آورده است.

این گروه پنج‌جانبه همچنین تلاشی از سوی عربستان برای تثبیت جایگاه خود به‌عنوان رهبر منطقه‌ای به شمار می‌رود. خروج امارات از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)، جایگاه عربستان را به‌عنوان رهبر غیررسمی این مجموعه زیر سؤال برد. اکنون ریاض تصمیم گرفته است میزبان نشستی منطقه‌ای میان کشورهای عربی و ایران باشد، هرچند هنوز زمان برگزاری آن و همچنین مشارکت یا عدم مشارکت امارات مشخص نیست. با این حال، انتظار می‌رود ابوظبی نسبت به هرگونه تضمین یا تعهد احتمالی با احتیاط برخورد کند.

عربستان سعودی نسبت به بسیاری از همسایگان خود هدف حملات کمتری قرار گرفت، اما احساس امنیت این کشور به همان اندازه دستخوش تزلزل شد. خبرگزاری رویترز گزارش داده است که ریاض حتی در پاسخ به جنگ، حملات متعددی را علیه ایران انجام داده بود. مقام‌های سعودی اعلام کردند هر میزان اعتماد محدودی که در پی آشتی سال ۲۰۲۳ با میانجی‌گری چین میان تهران و ریاض شکل گرفته بود، اکنون از بین رفته است.

در عرصه اقتصادی، عربستان از افزایش تقاضا و رشد قیمت نفت سود برد. در ماه مارس، حتی در شرایطی که تنگه هرمز همچنان بسته بود، ارزش صادرات عربستان به بالاترین سطح خود در سه سال گذشته رسید. هشام الغنام، پژوهشگر مستقر در ریاض در مرکز خاورمیانه کارنگی، می‌گوید سود خالص شرکت نفتی آرامکو در سه‌ماهه نخست سال ۲۶ درصد افزایش یافت، زیرا قیمت نفت از ۷۴ دلار به بیش از ۱۱۹ دلار در هر بشکه جهش کرد. خط لوله شرق ـ غرب نیز مسیر جایگزینی برای صادرات از طریق سواحل دریای سرخ فراهم کرد و با حداکثر ظرفیت روزانه ۷ میلیون بشکه فعالیت داشت.

با این حال، الغنام می‌افزاید که رشد تولید ناخالص داخلی عربستان از ۳٫۷ درصد به ۲٫۸ درصد کاهش یافت، زیرا بخشی از چاه‌های نفت تعطیل شدند؛ هرچند جریان صادرات به مسیرهای دیگر منتقل شده بود. کارشناسان درباره چشم‌اندازهای اقتصادی عربستان دیدگاه‌های متفاوتی دارند، اما جنگ موجب شده است پادشاهی سعودی توجه بیشتری به تقویت زیرساخت‌های خود در سواحل دریای سرخ معطوف کند.

قطر، بازیگر جدید

یکی دیگر از بازیگران ائتلاف جدید، قطر است. در سال ۲۰۱۷، قطر از سوی ائتلافی متشکل از بحرین، مصر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی طرد و منزوی شد، اما اکنون به‌عنوان یک بازیگر پیشرو در عرصه دیپلماسی منطقه‌ای شناخته می‌شود. در جریان جنگ با ایران، محدودیت‌های جغرافیایی قطر، ناتوانی واشنگتن در جلوگیری از حملات ایران به کشورهای خلیج فارس، و همچنین روابط نسبتاً گرم‌تر دوحه با تهران پیش از جنگ، همگی رهبران این کشور را به این نتیجه رساند که دیپلماسی با ایران بهترین مسیر پیش رو است.

قطر در طول جنگ کمترین تعداد حملات ایران را تجربه کرد، هرچند برخی حملات تأسیسات مهم این کشور را هدف قرار دادند. یکی از این حملات موجب تعطیلی پالایشگاه مهم رأس لفان شد؛ مجموعه‌ای که یکی از بزرگ‌ترین تأسیسات تولید گاز طبیعی مایع (LNG) در جهان به شمار می‌رود. این حمله ظرفیت صادراتی قطر را حدود ۱۷ درصد کاهش داد.

در میانه ماه مه، زمانی که تلاش‌های پاکستان برای میانجیگری صلح کافی به نظر نمی‌رسید، قطر با تمام توان وارد روند میانجیگری شد. فردی آگاه از جزئیات رویدادها به من گفت هفته گذشته، هنگامی که مذاکره‌کنندگان آمریکایی و ایرانی به مدت ۱۸ ساعت در یک اقامتگاه مجلل مشرف به دریاچه لوسرن در سوئیس سرگرم مذاکرات فشرده بودند، این نگرانی وجود داشت که تبادل آتش میان اسرائیل و حزب‌الله بتواند روند مذاکرات را از مسیر خارج کند.

این منبع گفت: «حتی زمانی که طرف‌های اصلی پای میز مذاکره نشستند» ــ اشاره به جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، مشاوران دونالد ترامپ، و محمدباقر قالیباف، مذاکره‌کننده ارشد ایران ــ «تنش‌ها بر سر لبنان همچنان ادامه داشت.» او از میانجیگران قطری به دلیل مهار بحران در آخرین لحظات تمجید کرد و افزود که قطر از کانال‌های ارتباطی خود با ایران استفاده کرد تا حزب‌الله را به صدور بیانیه‌ای در حمایت از آتش‌بس ترغیب کند و همزمان آمریکایی‌ها را نیز تشویق کرد که اسرائیل را به عقب‌نشینی از تشدید تنش‌ها وادار کنند.

دیگر اعضای مجموعه تحت رهبری عربستان نیز امیدوارند از پیامدهای جنگ سود ببرند. مصر امیدوار است از شتاب عربستان برای توسعه زیرساخت‌های منطقه‌ای بهره‌مند شود. ریاض برنامه‌های خود برای ساخت یک پل ارتباطی به شبه‌جزیره سینا را رسمی کرده و هدف آن تبدیل سواحل مدیترانه‌ای مصر به دروازه‌ای برای دسترسی به اروپا است. ترکیه نیز امیدوار است فروش تسلیحات خود را افزایش دهد، زیرا نگرانی‌های امنیتی در منطقه به این زودی‌ها فروکش نخواهد کرد. پاکستان نیز از سوی دیگر، پس از سال‌ها محکومیت بین‌المللی به دلیل حمایت از شبکه‌های تروریستی، تا حدی از بهبود وجهه بین‌المللی خود بهره‌مند شده است.

امارات متحده عربی نیز تصمیم گرفته است توانمندی‌های لجستیکی خود را ارتقا دهد و وابستگی خود به تنگه هرمز را به صفر برساند. این کشور حتی در طول جنگ نیز توانست صادرات خود را از طریق بندر فجیره ادامه دهد و اکنون به دنبال توسعه بیشتر بنادر شرقی خود در امتداد سواحل خلیج عمان است. با این حال، امارات خارج از بلوک تحت رهبری عربستان قرار دارد. هشام الغنام، پژوهشگر مرکز خاورمیانه کارنگی، می‌گوید این بلوک شکل گرفته است زیرا «شورای همکاری خلیج فارس بعید است بتواند درباره ایران به وحدت نظر برسد» و همچنین برای عربستان «ابزاری برای نمایش و اعمال رهبری جهان عرب» محسوب می‌شود.

در ماه‌های اخیر، رابطه استاد و شاگردگونه میان محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، و شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات متحده عربی، تیره شده است؛ مسئله‌ای که عمدتاً ناشی از اختلاف‌نظرهای دو طرف درباره یمن و سودان بوده است.

هنوز مشخص نیست که آیا امارات در نشست احتمالی عربستان با محوریت ایران شرکت خواهد کرد یا نه. این کشور بیش از ۳ هزار حمله موشکی و پهپادی ایران را تجربه کرد؛ رقمی که از مجموع حملات واردشده به پنج عضو دیگر شورای همکاری خلیج فارس نیز بیشتر بود. از این رو، موضع امارات در قبال ایران بسیار سختگیرانه‌تر شده است. ابوظبی ترجیح می‌داد عملیات نظامی آمریکا علیه ایران برای مدت طولانی‌تری ادامه پیدا کند تا توانمندی‌های ایران بیش از پیش تضعیف شود و سپس آتش‌بس برقرار گردد.

با این حال، مهم‌ترین شکاف میان دو اردوگاه بر سر اسرائیل است. یکی از مقام‌های کشورهای خلیج فارس در گفت‌وگویی تلفنی به من گفت: «دو اردوگاه وجود دارد؛ یکی اردوگاه حامی اسرائیل و دیگری اردوگاهی که در قبال اسرائیل با احتیاط و ملاحظه برخورد می‌کند.»

پایبندی امارات به توافق‌نامه‌های ابراهیم، با وجود درگیری‌های اخیر در غزه و لبنان، همچنان پابرجا مانده است؛ در حالی که عربستان سعودی در چنین فضایی ادامه مسیر عادی‌سازی روابط با اسرائیل را دشوار یافته است. همچنین گزارش شده که امارات در طول جنگ تجهیزات دفاعی مهمی از اسرائیل دریافت کرده است. وب‌سایت آکسیوس در ماه آوریل گزارش داد که این تجهیزات شامل «سامانه دفاع هوایی گنبد آهنین به همراه نیروهای لازم برای بهره‌برداری از آن» بوده است. این امر نشان‌دهنده گسترش همکاری‌های دفاعی آینده میان دو طرف در مقابله با ایران است.

امارات ایران را تهدیدی بزرگ‌تر از آنچه بسیاری از همسایگانش ــ از جمله کشورهایی که اکنون از رهبری عربستان پیروی می‌کنند ــ تصور می‌کنند، می‌داند. امارات هدف شدیدترین حملات ایران قرار گرفت و در مقابل از حمایت اسرائیل بهره‌مند شد، در حالی که عربستان در پی مهار همزمان ایران و اسرائیل است. آنچه روشن به نظر می‌رسد این است که اختلاف دیدگاه‌ها درباره نحوه مدیریت امنیت جمعی کشورهای خلیج فارس، آینده منطقه را شکل خواهد داد؛ و این احتمال وجود دارد که امارات با چشم‌انداز خاص خود برای عبور از وضع موجود، در خارج از این نظم نوظهور قرار گیرد.