ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Sun, 28.06.2026, 10:20
اقتصاد سیاسی جنازه گردانی حکومتی

احمد علوی

در بستر تحولات سیاسی و نمادین، آیین‌های جمعی به‌ویژه مراسم سوگواری برای رهبر سابق رژیم حاکم بر ایران، اغلب کارکردی فراتر از یک رخداد صرفاً  مذهبی یا عاطفی پیدا می‌کنند و به صحنه‌ای برای نمایش قدرت، بسیج اجتماعی و بازنمایی انسجام سیاسی مقامات حکومتی تبدیل می‌شوند. در این راستا، نحوه سازمان‌دهی و روایت این مراسم‌ها نیز حامل معانی و پیام‌های گسترده‌تری در سطوح داخلی و بین‌المللی است.

در همین راستا، حسن حسن‌زاده، فرمانده سپاه تهران و رئیس ستاد تشییع جنازه علی خامنه‌ای، از تدارک گسترده برای برگزاری مراسم وداع با او در تهران خبر داد. به گفته وی، تمامی خدمات مورد نیاز برای حاضران در اطراف مصلای تهران، از جمله خدمات تغذیه، پیش‌بینی شده و تمهیدات لازم برای مدیریت جمعیت نیز در نظر گرفته شده است.

او با اشاره به ابعاد این رویداد اظهار داشت که این مراسم با حضور جمعیت بسیار زیادی برگزار خواهد شد و افزود که اگرچه تأکیدی بر اعلام عدد دقیق ندارد، اما بر اساس نظرسنجی‌ها و برآوردها، حداقل جمعیت بین ۱۲ تا ۱۵ میلیون نفر پیش‌بینی شده و برخی تخمین‌ها حتی رقم ۲۰ میلیون نفر را نیز محتمل می‌دانند. هم‌زمان با این تحولات، وزیر امور خارجه ایران نیز راهی بغداد شده و اعلام شده است که موضوع برگزاری مراسم تشییع رهبر پیشین ایران از جمله محورهای اصلی این سفر خواهد بود.

۱. مقدمه: مرگ به‌مثابه میدان سیاست

مرگ در نگاه نخست یک رخداد زیستی و طبیعی تلقی می‌شود، اما تحلیل‌های تاریخی و جامعه‌شناختی نشان می‌دهند که این پدیده همواره در بسترهای فرهنگی و سیاسی معنادار شده است. در بسیاری از نظام‌های سیاسی، مرگ برخی افراد به‌مثابه لحظه‌ای کلیدی برای تولید و تثبیت روایت‌های جمعی و تحکیم نظم اجتماعی معین به کار گرفته می‌شود. به بیان دیگر، اهمیت سیاسی مرگ نه در خود واقعه، بلکه در نحوه تفسیر، بازنمایی و نهادمندسازی آن نهفته است. این امر در چارچوب «سیاست حافظه» قابل فهم است؛ جایی که قدرت سیاسی تعیین می‌کند کدام مرگ‌ها به بخشی از روایت رسمی تبدیل شوند و کدام‌یک به حاشیه رانده شوند.

در رژیم حاکم بر ایران، مفهوم «شهادت» نقشی محوری در ساختار نمادین نظام حاکم ایفا می‌کند. تجربه انقلاب ۱۳۵۷، جنگ ایران و عراق، و تداوم گفتمان مقاومت، مجموعه‌ای از روایت‌ها را شکل داده‌اند که در آن مرگ برخی افراد نه به‌عنوان پایان، بلکه به‌عنوان استمرار یک مأموریت تاریخی بازنمایی می‌شود. در این چارچوب، بدن مرده از یک واقعیت زیستی به حامل پیام سیاسی تبدیل می‌گردد. مسأله مرکزی این یادداشت آن است که چگونه بدن مرده در گفتمان ولایی به ابزاری برای تولید مشروعیت، تثبیت هویت جمعی و بازتولید قدرت و سیطره بر منابع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تبدیل می‌شود.

۲. چارچوب نظری: بدن، مرگ و قدرت

۱.۲. قاب‌بندی مرگ و سیاست سوگواری (باتلر)
جودیت باتلر در کتاب قاب‌بندی‌های جنگ (Frames of War) نشان می‌دهد که همه زندگی‌ها و مرگ‌ها به یک اندازه در عرصه عمومی قابل رؤیت یا قابل سوگواری نیستند (Butler, 2009). به‌زعم او، قدرت سیاسی از طریق «قاب‌بندی» تعیین می‌کند کدام مرگ‌ها ارزش سوگواری دارند و کدام‌یک نادیده گرفته می‌شوند. در این معنا، مرگ زمانی به مسئله‌ای سیاسی بدل می‌شود که در چارچوبی گفتمانی قرار گیرد. این چارچوب‌ها نه‌تنها معنا تولید می‌کنند، بلکه مرزهای اخلاقی و ارزشی جامعه را نیز تعریف می‌کنند. بنابراین، سیاست مرگ را می‌توان به‌عنوان سیاست توزیع ارزش زندگی‌ها و مرگ‌ها درک کرد. برای مثال رژیم حاکم بر ایران تلاش می کند تا با بدنام کردن جانباختگان خیزش ملی ایران در دی مال سال 1404 روایت سیاسی از مرگ آنها بسازد، همزان از کشته شدگان خود «شهدای راه اسلام و ایران».

۲.۲. بدن سیاسی و برساخت معنا
در جامعه‌شناسی بدن، بدن صرفاً یک واقعیت زیستی نیست، بلکه عرصه‌ای برای رمزگذاری و تولید معانی اجتماعی است. در نظام‌های با گفتمان اقتدارگرایی، بدن مرده شخصیت‌های خاص به «بدن سیاسی» تبدیل می‌شود؛ بدنی که دیگر متعلق به فرد نیست، بلکه در خدمت یک روایت جمعی قرار می‌گیرد. در این فرآیند، فردیت حذف و نمادین‌سازی جایگزین آن می‌شود. بدن به حافظه‌ای زنده بدل می‌گردد که امکان بازتولید روایت‌های تاریخی و مشروعیت سیاسی را فراهم می‌کند.

۳.۲. آیین جمعی و انسجام اجتماعی (دورکیم)
امیل دورکیم آیین‌ها را سازوکاری برای تولید همبستگی اجتماعی می‌داند (Durkheim, 1912). مناسک جمعی از طریق بازنمایی ارزش‌های مشترک، پیوند افراد با کلیت اجتماعی را تقویت می‌کنند.
در امتداد این نگاه، آیین‌های سوگواری در سطح مدرن می‌توانند کارکردی سیاسی بیابند؛ به این معنا که علاوه بر انسجام اجتماعی، به تثبیت نظم قدرت نیز کمک می‌کنند.

۴.۲. سرمایه نمادین و مشروعیت (بوردیو)
پی‌یر بوردیو مفهوم «سرمایه نمادین» را برای توصیف منابعی به کار می‌برد که از طریق اعتبار، حیثیت و مشروعیت اجتماعی تولید می‌شوند (Bourdieu, 1991). در زمینه مرگ، القاب و نشانه‌هایی مانند «شهید» یا «قهرمان» به بدن مرده نوعی ارزش نمادین اعطا می‌کنند که می‌تواند در نهایت به سرمایه سیاسی تبدیل شود.

۳. آیین‌های تشییع و تولید مشروعیت سیاسی

مراسم تشییع جنازه رهبران رژیم در گفتمان حاکم  صرفاً یک آیین مذهبی نیست، بلکه یک رویداد سیاسی ـ نمادین است. این آیین‌ها چندین کارکرد هم‌زمان دارند:

• تولید انسجام درون‌گروهی مقامات حکومتی و کارگزاران و سرسپردگان: مشارکت جمعی در سوگواری باعث تقویت حس تعلق و بازتولید مرز «خودی/غیرخودی» می‌شود.
• نمایش قدرت سازمانی: مدیریت جمعیت و فضای عمومی نشان‌دهنده ظرفیت بسیج و سرکوب اجتماعی و حذف رقبا و مخالفین است.
• تولید سرمایه نمادین: بازنمایی بدن مرده به‌عنوان «شهید» یا «قهرمان» مشروعیت مذهبی در میان سرسپردگان ایجاد می‌کند.

در نتیجه، تشییع جنازه به صحنه‌ای برای بازنمایی اقتدار و تثبیت روایت رسمی تبدیل می‌شود.

۴. مدیریت نهادی آیین مرگ و کنترل روایت

در ساختار رژیم حاکم، نهادهای نظامی و امنیتی نظیر سپاه پاسداران نقش مهمی در سازماندهی آیین‌های جمعی دارند. این نقش را می‌توان فراتر از مدیریت اجرایی دانست و به‌منزله نوعی «مدیریت معنا» تحلیل کرد.
کنترل نحوه بازنمایی مرگ، تعیین نمادها، شعارها و روایت‌ها، همگی بخشی از فرآیندی هستند که هدف آن جهت‌دهی به ادراک عمومی است.
هدف از این جنازه گردانی را می‌توان در قالب یک راهبرد منسجم چنین بیان کرد: تلاش برای سیطره بر عرصه عمومی، حذف غیر خودی ها از عرصه عمومی و تثبیت تداوم نظم سیاسی حاکم، از طریق نمایش انسجام درونی و جلوگیری از بروز هرگونه شکاف در روایت قدرت. در این مسیر، هم‌زمان با مدیریت ادراک عمومی، نوعی سرکوب نرم علیه مخالفان و نیروهای غیرخودی اعمال می‌شود تا صداهای ناهمسو به حاشیه رانده شوند. علاوه بر این، چنین نمایش‌هایی کارکردی بیرونی نیز دارند و به سایر کشورها این پیام را منتقل می‌کنند که حاکمیت از پشتوانه و حمایت مردمی برخوردار است.

۵. مرگ‌های قابل سوگ و مرگ‌های حذف‌شده

یکی از مهم‌ترین وجوه سیاست مرگ، تمایز میان «مرگ‌های قابل سوگ» و «مرگ‌های خاموش» است.
مرگ‌هایی که در چارچوب رسمی قرار می‌گیرند، از طریق رسانه و آیین، برجسته و مقدس‌سازی می‌شوند. در مقابل، مرگ‌هایی که با روایت رسمی همخوان نیستند، یا نادیده گرفته می‌شوند یا به حاشیه رانده می‌شوند.
این تمایز نشان می‌دهد که حافظه جمعی نه یک فرآیند طبیعی، بلکه نتیجه مداخلات سیاسی و گفتمانی است.

۶. اقتصاد سیاسی مرگ: پیوند نماد، قدرت و منابع

مفهوم «اقتصاد سیاسی مرگ» به این انگاره اشاره دارد که مرگ می‌تواند درون شبکه‌ای از منافع مادی و نمادین قرار گیرد.
در این چارچوب: مفهوم «اقتصاد سیاسی مرگ و جنازه گردانی» به این ایده اشاره دارد که مرگ صرفاً یک واقعه زیستی یا فردی نیست، بلکه می‌تواند درون شبکه‌ای پیچیده از منافع مادی و نمادین معنا پیدا کند. در این چارچوب، مرگ برخی افراد به تولید نوعی منزلت اجتماعی منجر می‌شود؛ منزلتی که فراتر از یادبود صرف، قابلیت تبدیل به منابع اقتصادی یا سیاسی را نیز دارد. در ادامه، این سرمایه نمادین به شکل‌گیری شبکه‌هایی از روابط وفاداری و همبستگی می‌انجامد که حول آن بازتولید می‌شوند و می‌توانند در عرصه‌های مختلف قدرت و توزیع منابع نقش‌آفرینی کنند. بنابراین، مرگ نه پایان، بلکه آغاز فرآیندی است که در آن سرمایه نمادین، منابع مادی و قدرت سیاسی به هم پیوند می‌خورند.

۷. نتیجه‌گیری: سیاست بدن‌های پس از مرگ

تحلیل حاضر نشان می‌دهد که در گفتمان رژیم حاکم، مرگ و سپس جنازه گردانی به عرصه‌ای مهم برای تولید و بازتولید قدرت سیاسی بدل شده است؛ به‌گونه‌ای که بدن مرده از طریق مجموعه‌ای از آیین‌ها، بازنمایی‌ها و گفتمان‌ها به «بدن سیاسی» تبدیل شده و در خدمت تثبیت نظم و نظام حاکم موجود قرار می‌گیرد. در این چارچوب، اهمیت اصلی نه صرفاً خود واقعه مرگ، بلکه فرآیندهای پس از آن است: اینکه چگونه بدن معناگذاری می‌شود، کدام روایت‌ها برجسته و مسلط می‌گردند و در مقابل، چه مرگ‌هایی نادیده گرفته یا حذف می‌شوند. بدین‌ترتیب، سیاست مرگ را می‌توان بخشی از سازوکار گسترده‌تری دانست که در آن کنترل حافظه جمعی، تولید مشروعیت و بازتولید نظم سیاسی به‌صورت درهم‌تنیده عمل می‌کنند.

——————
منابع:
Butler, J. (2009). Frames of War: When Is Life Grievable? London: Verso.
Bourdieu, P. (1991). Language and Symbolic Power. Cambridge: Harvard University Press.
Durkheim, E. (1912). The Elementary Forms of Religious Life.



نظر خوانندگان:


☑️ توجه به این امر نیز که مجریان این نوع مراسمها چه درآمدی از این طریق از بودجه عمومی به جیب میزنند نیز نباید نادیده گرفته شود. واگذاری خدمات تغذیه به وابستگان و شرکتهای خودی و دست و دلبازی و بریز و بپاش حکومت در این نوع مراسم ها برای جلب عده زیادی از مردم گرسنه برای شرکت به عنوان سیاهی لشکر و به رخ کشیدن جمعیت به عنوان پشتوانه نیز جدا از منافع سیاسی، نوعی رانت دائم به مؤسسات برگذار کننده است.
با درود سالاری


☑️ آقای علوی عزیز،
اول از همه باید از شما بابت انتخاب یک موضوع مهم و به‌روز تشکر کنم. مقاله نشان می‌دهد که شما با نظریه‌های جامعه‌شناسی سیاسی آشنایی خوبی دارید و توانسته‌اید دیدگاه‌های باتلر، دورکیم و بوردیو را به شکل منظم برای تحلیل یک موضوع سیاسی به کار ببرید. ساختار مقاله هم واضح و مرتب است و خواننده را قدم‌به‌قدم همراهی می‌کند. یکی از نکات خوب مقاله این است که مرگ را فقط یک اتفاق طبیعی نمی‌بیند، بلکه آن را به‌عنوان یک پدیده سیاسی و نمادین بررسی می‌کند.
با این حال، به نظر می‌رسد مقاله می‌تواند با کمی گسترش، قوی‌تر شود. نکته مهم این است که مقاله بیشتر روی کاری که حکومت انجام می‌دهد تمرکز دارد تا نتیجه واقعی آن کار. شما درست نشان داده‌اید که حکومت‌های اقتدارگرا تلاش می‌کنند از مراسم تشییع برای نشان دادن قدرت و مشروعیت استفاده کنند. اما در واقعیت، این تلاش همیشه موفق نیست.
در تاریخ نمونه‌های زیادی هست که بعد از مرگ رهبران اقتدارگرا، نه‌تنها مشروعیت بیشتر نشده، بلکه زمینه برای تغییر و اصلاح فراهم شده است. مثلاً بعد از مرگ استالین، خروشچف از او انتقاد کرد و روند تغییر شروع شد. بعد از مرگ مائو هم سیاست‌های قبلی کنار گذاشته شد و اصلاحات اقتصادی آغاز شد. در اسپانیا هم بعد از مرگ فرانکو، کشور به سمت دموکراسی رفت.
این مثال‌ها نشان می‌دهد که مرگ یک رهبر می‌تواند هم باعث نمایش قدرت شود و هم باعث تضعیف آن. به همین دلیل، شاید بهتر باشد فرضیه مقاله کمی دقیق‌تر بیان شود. می‌توان گفت: «حکومت‌های اقتدارگرا تلاش می‌کنند از مراسم تشییع برای افزایش مشروعیت استفاده کنند، اما موفقیت آن به عواملی مثل وضعیت قبلی حکومت، اتحاد نخبگان، شرایط اقتصادی و اعتماد مردم بستگی دارد.»
همچنین اگر یک بخش کوتاه درباره تجربه کشورهای دیگر اضافه شود، مقاله قوی‌تر می‌شود و از یک مطالعه موردی به یک پژوهش مقایسه‌ای تبدیل می‌شود. این کار نشان می‌دهد که این نوع مراسم همیشه نتیجه یکسانی ندارد.
در مجموع، مقاله شما از نظر موضوع، نظم و استدلال ارزشمند است. اما اگر علاوه بر توضیح رفتار حکومت، به شرایط موفقیت یا شکست آن هم بپردازید و مثال‌های تاریخی بیشتری بیاورید، کار شما کامل‌تر و قانع‌کننده‌تر خواهد شد.
با احترام کمال آذری


☑️ دوستان گرامی آقایان سالاری و آذری اولا سپاس از بذل توجه این یادداشت که طبیعتا می‌تواند جوانبی که فرموده‌اید را به بررسی بگذارد. امیدوارم در یادداشت‌های بعدی فرصتی باشد تا به اموری که ذکر کرده‌اید پرداخته شود. پیروز و سرفراز باشید.
احمد علوی