ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Tue, 09.06.2026, 10:54
حمله ایران به اسرائیل چه چیزی را محقق کرد؟

محمد چاسبی

از «دفاع از مقاومت» تا هزینه‌های ملی؛ حمله ایران به اسرائیل چه چیزی را محقق کرد؟

در سیاست خارجی، مشروعیت هر اقدام نظامی نه با شعارها، بلکه با نتایج آن سنجیده می‌شود. هر دولت و هر نظام سیاسی زمانی می‌تواند از یک عملیات نظامی دفاع کند که نشان دهد آن اقدام چه هدفی را دنبال می‌کرده، چه دستاوردی داشته و در مقابل چه هزینه‌هایی بر کشور تحمیل کرده است. از همین رو، پس از حمله اخیر جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل که با عنوان «دفاع از جبهه مقاومت» توجیه شد، مهم‌ترین پرسش این نیست که چه تعداد موشک شلیک شد، بلکه این است که این اقدام چه هدف مشخصی را محقق کرد؟

حاکمیت ایران سال‌هاست سیاست منطقه‌ای خود را بر محور حمایت از آنچه «محور مقاومت» می‌نامد بنا کرده است. در روایت رسمی، امنیت ایران نه در مرزهای جغرافیایی، بلکه در عمق راهبردی منطقه تعریف می‌شود. بر اساس همین منطق، هرگونه تهدید علیه نیروهای همسو با ایران در لبنان، سوریه، عراق یا فلسطین، تهدیدی علیه امنیت ملی ایران تلقی می‌شود.

اما مشکل اساسی آنجاست که میان منافع ملی ایران و الزامات ایدئولوژیک سیاست خارجی جمهوری اسلامی فاصله‌ای فزاینده ایجاد شده است. در شرایطی که اقتصاد کشور با تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی، بیکاری، فرار سرمایه و کاهش سطح رفاه عمومی مواجه است، افکار عمومی حق دارد بپرسد که اولویت واقعی حکومت چیست: بهبود زندگی شهروندان ایرانی یا ادامه رقابت‌های ژئوپلیتیک در منطقه؟

این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که به وضعیت داخلی کشور نگاه کنیم. جامعه ایران در سال‌های اخیر با موجی از محدودیت‌های سیاسی، بازداشت فعالان مدنی، احکام سنگین قضایی و افزایش فضای امنیتی روبه‌رو بوده است. بسیاری از منتقدان معتقدند که حکومت به جای پاسخگویی به مطالبات اقتصادی و اجتماعی، بیش از پیش بر ابزارهای امنیتی و انتظامی تکیه کرده است. در چنین فضایی، هر بحران خارجی می‌تواند به ابزاری برای به حاشیه راندن بحران‌های داخلی تبدیل شود.

اما حتی اگر روایت رسمی را بپذیریم و فرض کنیم هدف از حمله اخیر، بازسازی بازدارندگی و حمایت از نیروهای همسو با ایران بوده است، باز هم باید از منظر نتیجه‌گرایانه قضاوت کرد. آیا این حمله توانست اسرائیل را از ادامه عملیات نظامی بازدارد؟ آیا موازنه قدرت منطقه‌ای را به نفع ایران تغییر داد؟ آیا فشارهای بین‌المللی علیه ایران را کاهش داد؟

شواهد موجود نشان می‌دهد که پاسخ اسرائیل نه تنها متوقف نشد، بلکه دامنه حملات به اهدافی در داخل ایران گسترش یافت. گزارش‌ها از حملات به زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی و همچنین هدف قرار گرفتن تأسیسات پتروشیمی در ماهشهر حکایت دارند. اسرائیل اعلام کرده است که در پاسخ به حملات ایران، اهدافی در مجموعه پتروشیمی ماهشهر را مورد حمله قرار داده است.

از منظر نظریه بازدارندگی، زمانی می‌توان از موفقیت سخن گفت که طرف مقابل از اقدام بعدی منصرف شود یا هزینه اقدام او به‌گونه‌ای افزایش یابد که رفتار خود را تغییر دهد. اما اگر نتیجه یک عملیات، گسترش دامنه درگیری و انتقال تهدید به زیرساخت‌های حساس اقتصادی کشور باشد، آنگاه باید درباره موفقیت آن با احتیاط بیشتری سخن گفت.

حمله به تأسیسات اقتصادی، به‌ویژه در شرایط شکننده اقتصاد ایران، تنها یک مسئله امنیتی نیست؛ بلکه مسئله‌ای مرتبط با معیشت میلیون‌ها شهروند است. هرگونه آسیب به صنایع نفت، گاز و پتروشیمی می‌تواند بر صادرات، درآمد ارزی، اشتغال و ثبات اقتصادی کشور تأثیر بگذارد. در چنین شرایطی، هزینه واقعی درگیری را نه فرماندهان نظامی، بلکه مردم عادی از طریق تورم بیشتر، کاهش سرمایه‌گذاری و نااطمینانی اقتصادی پرداخت می‌کنند.

مسئله مهم دیگر، شکاف میان دولت و جامعه است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که قدرت ملی تنها از موشک و تجهیزات نظامی حاصل نمی‌شود؛ بلکه به میزان اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و رضایت شهروندان نیز وابسته است. کشوری که بخش مهمی از جامعه آن با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کند، برای ورود به رویارویی‌های پرهزینه منطقه‌ای با محدودیت‌های جدی روبه‌رو خواهد بود.

در نهایت، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: اگر هدف از حمله اخیر دفاع از جبهه مقاومت بود، دستاورد ملموس آن برای مردم ایران چه بوده است؟ آیا امنیت بیشتری تولید شده است؟ آیا فشار اقتصادی کاهش یافته است؟ آیا جایگاه بین‌المللی ایران تقویت شده است؟ یا آنکه کشور بیش از گذشته در معرض چرخه‌ای از تنش، تحریم، نااطمینانی و هزینه‌های اقتصادی قرار گرفته است؟

سیاست خارجی زمانی موفق است که بتواند امنیت و رفاه شهروندان را همزمان تأمین کند. هر راهبردی که یکی را فدای دیگری کند، دیر یا زود با بحران مشروعیت و کارآمدی روبه‌رو خواهد شد. امروز بیش از هر زمان دیگری، ایران نیازمند پاسخ روشن به این پرسش است که هزینه‌های سیاست منطقه‌ای کنونی را چه کسانی می‌پردازند و منافع آن دقیقاً نصیب چه کسانی می‌شود؟