طبق نتایج انتخابات تا این لحظه، حزب ”پیمان مدنی” کمی کمتر از ۵۰ درصد آرا در انتخابات پارلمانی دیروز ۷ ژوئن در ارمنستان را کسب کرد. طبق قوانین جاری، اکثریت کرسیها را در پارلمان تکمجلسی ارمنستان بعنی حدود ۶۱ کرسی از ۱۰۷ کرسی. بدینترتیب روشن شده سه حزب اپوزیسیون طرفدار روسیه نخواهند توانست برای ”پیمان مدنی” در روند عادی امور در پارلمان ارمنستان مانعتراشی بکنند.
بلوک ”ارمنستان قدرتمند” به رهبری سامول کاراپتیان، تاجر روسی-ارمنی که حتی شهروندی ارمنستان را هم ندارد، اما با منافع تجاری خود به گازپروم وابسته است، ۲۳ درصد آرا را کسب کرد و میتواند روی ۲۹ کرسی نمایندگی حساب کند. سامول کاراپتیان با این نتیجه پروانه کسب “مهمترین عامل نفوذ روسیه در ارمنستان” برای خودش دریافت کرد. امری که باتوجه به تجربه گرجستان و نقش الیگارک گرجی بیزینا ایوانیشویلی (Bidzina Ivanishvili) در نابودی دموکراسی نوپای گرجستان و برگردانیدن آن کشور به حوزه نفوذ روسیه، چندان خوشایند نیست.
بلوک ”ارمنستان” که توسط سیاستمدار دیگر طرفدار روسیه دیگر، از جنگافروزان اصلی فاجعه قرهباغ و رئیسجمهور سابق کشور روبرت کوچاریان ایجاد شده است، ۹.۹۴ درصد آرا را به دست آورد و میتواند روی ۱۲ کرسی نمایندگی حساب کند. و در نهایت، حزب ”ارمنستان شکوفا” به رهبری سومین جنگطلب و طرفدار روسیه بنام گاگیک ساروکیان، تاجر ارمنی دیگر، حدود ۴ درصد آرا را کسب کرد. و اگر این رقم تأیید شود، میتواند روی پنج کرسی نمایندگی حساب کند. اما اگر در شمارش نهایی آرا مشخص شود که حزب ساروکیان وارد پارلمان نشود، کرسیهای آن بین سه نیروی سیاسی تقسیم خواهد شد که ارگان قانونگذاری جدید ارمنستان را تشکیل خواهند داد.
به این ترتیب، ما میتوانیم از شکست جدید ولادیمیر پوتین در فضای پس از شوروی سخن بگوییم.
میتوان گفت که برای مبارزه با نیکول پاشینیان و ایجاد دولتی طرفدار روسیه در ارمنستان، تمام تلاشهای سیاسی و اقتصادی اداره رئیسجمهور روسیه بکار بسته شد. روسیه در ماههای اخیر در ارمنستان موفق شد نیروی سیاسی جدیدی ضد ارمنی و طرفدار روسیه به رهبری سامول کاراپتیان ایجاد کنند، زیرا کرملین دیگر به محبوبیت رئیسجمهور سابق روبرت کوچاریان و نیروهای سیاسی مرتبط با پوتین امیدی نداشت. در حمایت از سامول کاراپتیان، بخشی از سران کلیسای ارمنستان که ارتباط تنگاتنگی با پاتریارک کلیسای روسی دارد، وارد عمل شد. کلیسای ارتدوکس به رهبری پاتریارک کریل (پاتریارک مسکو و روسیه) و آن بخش از روحانیون ارمنی که در خاک خود فدراسیون روسیه فعالیت میکنند، بعنوان بخشی کارزار کرملین برای دستکاری أراده مردم ارمنستان در جهت تأمین منافع روسیه، بسیج شده بودند.
شباهت قفقاز و ایران و روسیه
شباهتهای ناسیونالیسم ارمنی با ناسیونالیسم همه کشورهای همسایه شامل ایران با چشم غیرمسلح نیز قابل مشاهده است. از جهات زیادی این ناسیونالیسم، به مراتب از پدیده مشابه دیگر در منطقه، افراطیتر و خطرناکتر بوده است. از اینرو هوای تازه در این کشور، باید از سوی همه کشورهای منطقه با دقت و امیدواری دنبال شود.
ناسیونالیسم روسی به ایران مثل کلمه “ماشین” (به معنی اوتومبیل) در اواخر قرن نوزدهم از روسیه به ایران وارد شد. از میان منابع مهم و لولای اتصال دو کانون تب کرده از یک ناسیونالیسم منحطتر (نسبت به نسخه اورجینال اروپای غربی این پدیده)، میرزافتحعلیآخونداوف برجستهترین شخصیت سیاسی و دولتی بود.
همین امروز در جریان درگیری جمهوری اسلامی ایران و روسیه در دو جبهه متفاوت با دنیای غرب، یک مشاهدهگر بیرونی از دیدن شباهتها میان شعارهای رهبران و پروپاگاندیستهای رژیم پوتین و رژیم اسلامی ایران دچار حیرت میشود.
با توجه به این سیر تکوینی است که مطالعه قفقاز و بخصوص قفقاز جنوبی برای ما جذابیت خاصی دارد. قفقاز در شمال و جنوب سلسلهکوههای قفقاز، برای روسیه، جایی اسرارآمیز دارد جایی که هرچند اقیانوسی آن را از روسیه جدا نمیکند اما روسیه هم نیست. قفقاز در ادبیات روسیه حضوری پرجلوه دارد. بزرگانی از الکساندر پوشکین گرفته تا میخائیل لرمانتوف، لئو تولستوی یا نویسندگان و شاعران بهنام اما کمتر شناختهشده در ایران، بخش مهمی از آثار خود را یا در سالهای اقامت اختیاری و اجباری (تبعید) در قفقاز و درباره قفقاز نوشتهاند. از این میان شعری گزنده و تلخ از زبان میخائیل لرمانتوف به گزندگی و تلخی خود در دنیای روسیزبان بسیار شناخته شده است.
“خداحافظ، ای روسیه ناشسته (آلوده)،
سرزمین بردگان، سرزمین اربابان،
و شما، ای یونیفرمهای آبیرنگ،
و تو، ای مردمی که تسلیم آنها هستی.
شاید پشت دیوار قفقاز
از پاشاهای تو پنهان شوم،
از چشم همهبین آنها،
از گوشهای همهشنوایشان.”
این شعر کوتاه در سال ۱۸۴۱ (هنگام تبعید دوم لرمونتوف به قفقاز) سروده شده و یکی از تندترین و معروفترین انتقادهای او از نظام تزاری، پلیس مخفی (ژاندارمها با یونیفرم آبی) و جامعه روسیه است. امروزه، مصرع اول این شعر بعنوان شعار سیاسی بر علیه روسیه پوتین در فضای سیاسی ارمنستان بکار میرود و موجب برانگیختن غضب پروپاگاندیستهای دربار پوتین میشود.
اما هیچ پدیدهای به اندازهٔ رقص لزگینکا تمام جنبههای نگاه روسی به قفقاز را در خود خلاصه نمیکند. با وجود تنوع اتنیکی و فرهنگی حیرتانگیز قفقاز، انواع مختلف این رقص در سراسر منطقه رواج دارد.
خود لزگینکا در عین حال عناصری از زیبایی، چالاکی و خشونت را در خود جای داده است. در این رقص، مردان قدرتمند و بلندقامت در مقابل زنان ظریف، چابک و سرکش، با سرعت و انرژی تمام، ریتم را از ابتدا تا انتها هدایت میکنند. خنجر که همیشه به کمر آویخته است، سرعت حرکات و موسیقی پرشور آن، نمادی است از همان خشونتی که در نگاه روسها یکی از ویژگیهای ذاتی قفقاز محسوب میشود؛ ویژگیهایی که هم در طبیعت زیبا، خشن و ناشناختهٔ این منطقه و هم در زندگی و فرهنگ مردمانش به وضوح قابل مشاهده است. تصویری که از روسیه در ذهن اهالی مستعمرات سابق این کشور نقش بسته است، نیز به همین اندازه پیچیده است.
جنوب قفقاز نسخه ملایمتری از شمال این منطقه است. کل جنوب قفقاز مساحتی نزدیک به استان کرمان دارد و مساحت بزرگترین کشور این منطقه یعنی جمهوری آذربایجان به اندازه خراسان جنوبی است و مساحت دو کشور دیگر یعنی گرجستان و ارمنستان به ترتیب نزدیک به مساحت خوزستان و کردستان در ایران است. با این وجود، فشردگی تحولات تاریخی و اهمیت این سه جمهوری در تاریخ قدیم و جدید بسیار بیشتر از مساحت و میزان نفوس این منطقه است. سه کشور این منطقه در میان دریای خزر و دریای سیاه با هر حسابی گلوگاه ارتباط شرق و غرب و روسیه با جنوب است. میزان آلودگی این سه کشور به ناسیونالیسم قرن نوزدهمی روسی متفاوت است و ارمنستان به دلایل تاریخی، بیشترین ارث را از این پدیده روسی با خود حمل میکند. بالا بردن درجه خلوص اتنیکی در درون مرزهای موجود و توسعه مرزهای کشور، دو بال پرنده بیمار ناسیونالیسم مدل روسی در ارمنستان بوده است.
”فورپست”
نگاه روسیه به ارمنستان از ابتدای این پروژه بعد از معاهده ترکمانچای در سال ۱۸۲۸ یک نگاه امنیتی و نظامی بود. کلمه آلمانیالاصل ”فورپست” (Vorposten) به معنی سنگر و خط تماس در مورد ارمنستان به معنی ترکیبی از پاسگاه مرزی و سنگر مقدم به کار رفته است. البته کاربرد آشکار این عبارت تحقیرآمیز مرسوم نبوده است و تنها هنگام بگومگوهای رهبران سیاسی و نمایندگان رسانهای افراطی دو طرف رد و بدل میشود. وقتی نیکول پاشینیان در پاسخ به زیادهخواهی رهبران و رسانههای روسیه گفت ”من دیگر نخستوزیر فورپست روسیه نیستم” یا ”ارمنستان نباید فورپست هیچ کشوری باشد” در واقع داشت وجود ناخوشایند و غیررسمی این وضعیت در گذشته را تأیید میکرد. در آستانه دویستسالگی معاهده ترکمانچای و تبدیل خانات ایروان به یک منطقه با اکثریت اهالی ارمنی و به مرور به سه جمهوری (اول، دوم وسوم) ارمنستان از ۱۹۱۸ به اینسو، اینک هوایی تازه در این کشور محصور در خشکی در وزیدن است. انگار نه انگار که این کشور سه ربع قرن جنگ ایدئولوژیک با ترکیه و بیش از سه دهه جنگ گرم با آذربایجان را در خاطره نزدیک خود دارد.
ارمنستان تاریخی و ارمنستان واقعی
ناسیونالیسم خاک و خونی روسی، اهمیت زیادی به ”اراضی” و لاجرم ”توسعهطلبی ارضی” میدهد و پیوسته با یادآوری یک یا چند دوران واقعی یا اسطورهای ایدئال در گذشته، به ذکر مصیبت میپردازد. (از جنس ذکر مصائب ایرانی با یادآوری جنگ قادسیه، معاهده ترکمانچای و استقلال بحرین و...) روسیه که در شکل دادن مستقیم و غیرمستقیم به ایدئولوژی ناسیونالیستی ارمنی نقش استاد راهنما را بر عهده داشته است، مؤمنان به افسانه ارمنستان بزرگ را به عنقریب بودن دستیابی به مرزهایی در سواحل خزر، دریای مدیترانه و دریای سیاه بشارت داده است. هشیاری از این سکر گران، اما شیرین و دردآور بوده است. در این زیرمتن تاریخی بود که پاشینیان بهعنوان یک روزنامهنگار سابق و یک سیاستمدار خیابانی پوپولیست، شعار ”ارمنستان واقعی به جای ارمنستان تاریخی (خیالی در اصل)” را به کُدی برای انتقال پیام اصلی خود به جامعه متوهم ارمنستان تبدیل کرد. نیکول پاشینیان به خاطر برنده شدن در یک انتخابات، تنها اندکی بعد از رهبری کشور خود در یک جنگ منجر به شکست، جایی خاص برای خود در کتابهای تاریخ به دست آورده است. انتخابات ژوئن ۲۰۲۱ در حالی با موفقیت پاشینیان خاتمه یافت که وی هم آشکارا یکی از عوامل تحریککننده به شروع جنگ بعد از یک آتشبس ۲۶ ساله با آذربایجان بود و هم سیستم تحت کنترل وی در ۴۴ روز جنگ با آذربایجان، افکار عمومی را با بیسابقهترین درجه غلظت در یک کارزار دروغپراکنی تغذیه کرده بود. در پایان جنگ ۴۴ روزه در سپتامبر تا نوامبر ۲۰۲۰ مردم ارمنستان هاج و واج مانده بودند که پس از اخبار ۲۴ ساعته رهبران نظامی و سیاسی ارمنستان طی ۴۴ روز، آنهمه پیروزی درخشان در همه جبههها کجا رفتند! بعد از این شوک دوگانه از شکست و دروغ بود که پاشینیان به پای صندوق رأی رفت و پیروز شد. اینک در آستانه پنجمین سالگرد آن پیروزی باورنکردنی پاشینیان در انتخابات، میتوان فکر کرد آیا تنها آذربایجان در جنگ برای آزادی اراضی خود پیروز شد یا ارمنستان هم خود را از مهمترین عامل وابستگی به روسیه رها کرد؟ آیا با پایان اشغال، اشغالگر هم آزاد میشود؟ این منطق یادآور موضع ژانپل سارتر در باب نقش فرانسه در جنگ بر علیه الجزایر تحت اشغال فرانسه است. او آزادی الجزایر از اشغال فرانسه را معادل آزادی فرانسه از خودکامگی اعلام میکند:
با نگاه امروزی، امضای پای سند ترک مخاصمه ارمنستان و آذربایجان به مدیریت ولادیمیر پوتین در نیمهشب میان نهم و دهم نوامبر ۲۰۲۰ گویی حکم سوت پایان نظارت روسیه بر زندگی و مرگ قفقاز جنوبی هم بوده است. بعد از آن شب و آن امضاها نه آذربایجان و نه ارمنستان نیازمند مرحمت روسیه نیستند. هر دو این کشورها دیگر نگران استفاده آندیگری از پشتیبانی روسیه بر علیه خود هم نیستند. رهبران هر دو کشور در اتاق بیضی کاخ سفید پیشامضای خود (پاراف خود) در زیر سند صلح میان دو کشور را در کنار امضای دونالد ترامپ میگذارند. گویی این هم کافی نبوده و در یک دهنکجی آشکار به روسیه (و ایران) در نقض آشکار بند ۹ از سند آتشبس میان دو کشور با مشارکت پوتین، پای آمریکا را به پروژه پرمناقشه کریدور زنگزور باز میکنند!
تا جایی که به شخص پاشینیان مربوط میشود، نگاه جدید وی به دنیا و منطقه از فردای شکست در مقابل آذربایجان عوض نشد. حق آن است که نیکول پاشینیان در دهه ۲۰۰۰ (بهویژه حدود ۲۰۰۶–۲۰۰۸) به عنوان روزنامهنگار و سردبیر روزنامه اپوزیسیون ”هایکاکان زماناک” تعدادی از مقدسات به ظاهر بتونیزهشده در تفکر ارامنه را زیر سؤال میبرد. در آن سالها ترجمه روسی و آذربایجانی حرفهای وی در آذربایجان با ناباوری مواجه میشد. البته این حرفها از زبان یک ژورنالیست نهچندان معتبر، نه در ارمنستان و نه در آذربایجان زیاد جدی گرفته نمیشد. بعدها هم که وی بعد از رهبری موفقیتآمیز انقلاب مخملی ارمنستان در سال ۲۰۱۸ به نوعی وارد یک مسابقه ناسیونالیستی و جنگطلبانه با سه رهبر سیاسی پیش از خود شد، کمتر کسی تضاد میان آن حرفهای سنتشکنانه در دوران روزنامهنگاری وی با شعارهای جنگطلبانه وی در مقام نخستوزیری را یادآور میشد.
نیکول پاشینیان در مقام نخستوزیر، برای اولین بار در ۱۵ ژوئن ۲۰۲۳ ”ارمنستان واقعی” را در برابر ”ارمنستان تاریخی” بهطور علنی قرار داد. او هنگام سخنرانی در پارلمان، این پرسش را مطرح کرد: ”آیا ارمنستان تاریخی باید در خدمت ارمنستان واقعی باشد، یا برعکس؟” و بعداً این موضوع را به یک مفهوم دولتی بسطیافته تبدیل کرد.
جوهرهٔ این مفهوم: پاشینیان اعلام کرد که این دو مفهوم با یکدیگر ناسازگار هستند. به گفتهٔ او، تلاش برای رسیدن به مرزها و سرزمینهای ”ارمنستان تاریخی” کشور را آسیبپذیر میکند، زیرا این رویکرد مرزهای بینالمللی شناختهشدهٔ ”ارمنستان واقعی” (۲۹٬۷۴۳ کیلومتر مربع) را نادیده میگیرد، مرزهای خود ارمنستان موضوع مناقشه میکند و سرانجام دشمنی با همسایگان را تحریک میکند. بعدها آلن سیمونیان این استدالال بنحوی درخشان تکرار کرد که در ادمه این مقاله خواهیم دید.
نیکول پاشینیان در ادبیات سیاسی خود علاوه بر واژه ”ارمنستان تاریخی”، بارها از اصطلاحات ”ارمنستان اسطورهای” (Mythical Armenia) و همچنین ”توهم” و ”رویاپردازی غیرواقعی” (Illusion / Fantasy) استفاده کرده است تا ذهنیت ناسیونالیستی سنتی کشورش را به چالش بکشد.
او این واژهها را یا به عنوان مترادف یا برای توصیف ابعاد روانی و ایدئولوژیک همان ”ارمنستان تاریخی” به کار میبرد.
او بارها ایده تشکیل یک دولت دوم ارمنی (در قرهباغ) یا ادعاهای ارضی فراتر از مرزهای رسمی ۲۹ هزار کیلومتر مربعی ارمنستان را ”توهمات و افسانههای گمراهکننده” خوانده است. به گفته او، پافشاری بر این توهمات در ۳۰ سال گذشته، ارمنستان را در یک ”تله ژئوپلیتیک” قرار داده بود و اکنون زمان آن رسیده که جامعه ارمنی از این خواب و خیال بیدار شود.
نگاهی جدید به فاجعه کشتار ارامنه در سال ۱۹۱۵
پاشینیان در تلاش برای فروریختن این بنای دستساز روسیه تزاری، شوروی و روسیه پوتین، شروع به طرح ارتباط میان رویدادهای ۱۹۱۵ و عضویت ترکیه در ناتو کرد. مسئله این است که بعنوان مثال، در اسرائیل روز هولوکاست (Yom HaShoah) اساساً تعطیل نیست. اما از زمان عضویت ترکیه در ناتو، با ناامیدی قطعی اتحاد شوروی سابق از داشتن ترکیه در کنار خود، کشتار ارامنه در عثمانی در جریان جنگ جهانی اول به یک پروژه سیاسی بر علیه ترکیه امروزی تبدیل شد. نیکول پاشینیان برای نخستین بار در آوریل ۲۰۲۴ و سپس به شکل مفصلتر در ژانویه ۲۰۲۵، به استفاده ابزاری روسیه از مسئله کشتار ارامنه در سال ۱۹۱۵ اعتراف کرد. در جریان سخنرانی ژانویه ۲۰۲۵ در زوریخ، پاشینیان در دیدار با جامعه ارامنه در سوئیس، با رویکردی انتقادی این پرسش را مطرح کرد که چرا موضوع ”نسلکشی” تا پیش از دهه ۱۹۵۰ عملاً در ادبیات رسمی و عمومی جریان نداشت و ناگهان پس از الحاق ترکیه به ناتو در سال ۱۹۵۲، توسط شوروی برجسته شد؟ پاشینیان مدعی است که شوروی سابق از تروما و فاجعه تاریخی ارامنه به عنوان یک ابزار ژئوپلیتیک علیه ناتو و ترکیه استفاده کرد تا مانع نزدیکی ارمنستان به همسایگانش شود. او تأکید دارد که ارمنستان امروزی باید نگاه خود به جهان را از قاب این ”ترومای تحمیلشده” از سوی روسیه خارج کند تا بتواند روابطش را با ترکیه عادیسازی کند. باید توجه کرد که با سرکار آمدن حزب عدالت و توسعه، نگاه ناسیونالیستی ترکی در سیاست داخلی و خارجی ترکیه هم مهار شده است. به جای سیاست سکوت و انکار در دوران کمالیستها، برای اولین بار در تاریخ جمهوری ترکیه، اردوغان پیام رسمی تسلیت به رهبران ارمنستان فرستاد و عباراتی مثل ”درد مشترک” و ”احترام به یاد ارامنه عثمانی که در شرایط سخت جنگ جهانی اول جان باختند” و ”تسلیت به نوادگانشان” به کار برد. این نگاه هرچند کمتر از انتظارات ارامنه از رهبران ترکیه است اما شباهتی به سیاستهای ترکیه پیش از اردوغان در این موضوع هم ندارد.
عامل شانس و تصادف
نیکول پاشینیان، ارمنستان و آذربایجان شانس استفاده از فرصتهای متعددی را داشتند. یک و نیمسال بعد از پایان جنگ ۴۴ روزه، رژیم پوتین جنگی تجاوزکارانه بر علیه اوکراین شروع کرد. این جنگ هنوز جاری است اما برخی تأثیرات ماندگار آن بر سیاست منطقه و جهان از هم اکنون محرز تلقی میشود. این جنگ هزاران شهروند روسیه را که عمدتاً کسبوکار اینترنتی داشتند راهی ارمنستان و گرجستان کرد. ارمنستان از این بابت به رشد جدی اقتصادی دست یافت. حجم مبادلات اقتصادی ارمنستان با روسیه از ۲٫۶ (دو و ششدهم) میلیارد دلار در سال ۲۰۲۱ به ۱۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ افزایش یافت. احساس ناخوشایند ترک کشور از سوی جوانان که بعد از شکست نظامی ارمنستان در سال ۲۰۲۰ شتاب تازهای گرفته بود، به خاطر شرایط جنگی و از جمله خطر دستگیری و اعزام به جبهه از سوی پلیس روسیه، کاهش یافت و مردم پایتخت این کشور، برای اولین بار با دهها هزار شهروند روسیه (جوان و پولدار) در خیابانهای ایروان مواجه شدند. ارمنستان بعد از استقلال از شوروی با بحران کاهش دائمی جمعیت مواجه بود و این تغییر جدید، نوعی تزریق امید به جامعه ناامید ارمنستان بود.
ایران نیز (شاید به اندازه ارمنستان و روسیه) بازنده جنگ سال ۲۰۲۰ بود. قشونکشی نمایشی هفتهای یکبار ایران به مرزهای آذربایجان برای جلوگیری از عملی شدن کریدور زنگزور، ابتدا از سوی پروپاگاندیستهای ارمنی با خوشحالی مواجه میشد و این برخلاف خواست پاشینیان بود. اوپوزیسیون طرفدار روسیه ارمنستان، پاشینیان را به خاطر تردید در پذیرفتن دست درازشده از سوی تهران، به بزدلی و نداشتن عرق ملی متهم میکرد. با ظهور ترامپ در کاخ سفید برای بار دوم این عامل هم، به مرور به برگ برنده پاشینیان (و ارمنستان و آذربایجان) تبدیل شد. با ورود مجدد دونالد ترامپ به کاخ سفید (ژانویه ۲۰۲۵) و طرح ادعاهای عجیب و غریب صلحدوستانه وی، قطار معطلمانده صلح میان آذربایجان و ارمنستان یک لوکوموتیو نیرومند در آنسوی جهان یافت. نتیجه آن شد که در میان ”صلح”های ادعایی دونالد ترامپ، پیشامضای ۸ اوت ۲۰۲۵ میان رهبران دو کشور کوچک قفقاز و نیرومندترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان، تلاش ایران و روسیه برای جلوگیری از صلح و ابدی کردن مناقشه در جنوب قفقاز را دچار یک سکته جدی کرد. اگر تا دیروز پروژه زنگزور، از سوی افکار عمومی ارمنستان (بر اثر جوسازی روسیه و ایران) بویی از تسلیم به خواست آذربایجان داشت، اینک یک پروژه اقتصادی لجستیک و نشانی از اهمیت یافتن نام قفقاز در جهان جدید شده است. گرفتاری ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل توان موشدوانی را از رژیم اسلامی در پروژه صلح در جنوب قفقاز سلب کرده و جنوب قفقاز را از خطرات احتمالی از جبهه جنوب، در امان نگه داشته است.
بعد از ۸ اوت ۲۰۲۵
روند کج دار و مریز روابط آذربایجان (و ترکیه) با ارمنستان را میتوان به دوران قبل و پس از پیشامضای قرارداد صلح در محضر دونالد ترامپ تقسیم کرد. از این به بعد یخها بهطور جدی شروع به آب شدن کردند. در آذربایجان و ارمنستان صداهایی شنیده شدند که نزدیک به ۴ دهه خاموش بودند. دیگر شباهت موسیقی و رقص و سنتهای غذایی سوژه ستیز دو طرف در پلتفرمهای اینترنتی نبودند. این شباهتها حالا برای توجیه طبیعی بودن صلح به کار میرفتند. گویی دیگر مهم نبود که دلمه غذای ترکی است یا ارمنی یا رقص ”اوزوندره” رقصی است آذربایجانی یا ارمنی. اینک تقدیر چنان رقم خورده بود که این ابهام، بهعنوان دلیلی برای نزدیکی دو ملت اقامه شود. نام ارمنستان همیشه در آذربایجان مطرح بوده است و برعکس. اما این نامها، اینبار بعد از چند دهه، به مناسبت نیکی و خوشی هم به میدان آمدند. میصیر مردانوف، آکادمیسین و وزیر سابق آموزش و پرورش یکباره یادش افتاد که به نوعی با پدر پاشینیان انس داشته یا در جریان سفر شاهین مصطفییف معاون نخستوزیر آذربایجان به ارمنستان، تسلط وی به زبان ارمنی و احتمال دیدار وی از جوجهوان (Jujevan) روستای محل تولد خودش در استان تاووش ارمنستان صحبتها کردند و اینجا و آنجا ریشه ارمنستانی حیدر علیاف یادآوری شد. البته ارتباطات این دو ملت همسایه در سالهای دور و نزدیک همیشه سر زبانها بود اما تفاوت در این نکته بود که اینبار، این حرف در زیرمتن جدیدی مطرح میشد و بی هیچ تردیدی نشان از صمیمیت و تأکید بر شروع دورانی جدید از صلح و همزیستی بود.
تابوشکنیها
پیشتر اشاره شده که اینجا و آنجا، چند فقره از مقدسات افکار عمومی و شعارهای دولتی ارمنستان از سوی نیکول پاشینیان به زیر سؤال رفتند. این اعلام تردید و سؤال تنها به پاشینیان محدود نماند. افراد جدیدی در رسانهها و حتی رسانههای منادی جنگطلبی و انتقامخواهی ظاهر شدند و حرفهایی زدند که در الهیات ناسیونالیستی ارمنی حکم ارتداد محض را داشت. کانال ویدئویی ”نویان تاپان” سابقه طولانی در تبلیغ نفرت و جنگ علیه آذربایجان داشته است. در متن حال و هوای جدید در ارمنستان در چهارچوب فعالیتهای این کانال ویدئویی هم صداهایی جدید شنیده میشود. در یکی از برنامههای این کانال، مصاحبهشونده یک تحلیلگر سیاسی ارمنی به نام تیگران زاکویان است. در این برنامه[۲] تیگران زاکویان در برابر چشمان حیرتزده مجری برنامه گفت:
این نکته کلیدی در فهم تحولات ارمنستان است. امروز در کنار دو جزیره یعنی ایسلند و ژاپن، ارمنستان در قفقاز که به دلیل تنوع اتنیکی لقب ”موزه ملتها” را کسب کرده است، با ۹۸٫۲ (نود و هشت و دو دهم درصد) از اتنیک حاکم، ”خالص”ترین کشور دنیا است. آذربایجان طی چند دهه تنش در همه جبههها با ارمنستان این نکته را نشانی از دیگرناپذیری جامعه ارمنستان اعلام میکرد.
تیگران زاکویان در پاسخ به ادعای مرسوم ناسیونالیستها و انتقامجویان که از زبان مجری برنامه مطرح شد، گفت:
این جملات خطاب به کسانی است که باز شدن راهها و شروع تجارت بین ارمنستان و آذربایجان و اساساً طرح صلح نهایی را به صرف اینکه آذربایجان هم چنین خواستی دارد، رد میکنند. سخنان جدی دیگری در دفاع از صلح و پایان دادن به قدرت شیطانی روسیه در جنوب قفقاز مطرح شده است. داوید استپانیان که کم در دشمنی با صلح تبلیغ نکرده بود، گفت:
در این نه ماه سپریشده از پیشامضای ۸ اوت در کاخ سفید، هیئتهای نمایندگی جامعه مدنی دو طرف در دیدارهای متقابل، به آذربایجان و ارمنستان سفر کردهاند و مهمتر از همه فضا و زبان رسانههای روسیزبان جنوب قفقاز که روابط این دو جمهوری را پوشش میدهند، نرمتر و همدلانهتر شده است. کسانی از این کانالها حذف شدهاند و چهرههای جدیدی به میدان آمدهاند و برخی با توضیح و برخی بدون هیچ توضیحی، حرفهای جدید و مهربانانه میزنند. پیروزی نیکول پاشینیان در انتخابات دیروز، به همان اندازه که در ارمنستان و آذربایجان امیدبخش است، در اوکراین، گرجستان، مولداوی، در میان مخالفان رژیم پوتین در روسیه و پنج جمهوری آسیای میانه هم با نگاهی امیدوارانه دنبال میشود.
کاسههای داغتر از آش
قدرت اجرایی و دستگاه دیپلماسی ارمنستان در دست نیکول پاشینیان و حزب تحت رهبری وی به نام ”پیمان مدنی” است. اما بیرون از این فضا به جز مخالفان پاشینیان و روسیه، هر چهار کلیسای مهم ارامنه شامل جاثلیقنشین اچمیادزین مقدس در ارمنستان به درجات متفاوتی با سیاست امروزی دولت ارمنستان زاویه دارند که از میان آنها جاثلیقنشین کیلیکیه (آنتیلیاس – لبنان) به دلیل روابط تاریخی تنگاتنگ با جریان افراطی داشناکسوتیون دشمنی خاصی با سیاست حکومتی امروز ارمنستان دارد. کلیسای جاثلیقنشین اچمیادزین مقدس در ارمنستان که افراطیترین کلیسای ارمنی هم نیست، به درجه بالایی با حکومت پاشینیان درگیر است که با توجه به نقش نیرومند دین در ارمنستان، مقاومت جامعه ارمنستان در برابر پروپاگاندای کلیسا که آشکارا از حمایت روسیه برخوردار است، باورنکردنی است.
برخی از طرفداران غیرارمنی ارمنستان در غرب هم گویی اوضاع سیاسی ارمنستان را با تأخیر رصد میکنند و هنوز خبر صلح بین ارمنستان و آذربایجان به گوششان نرسیده است. اخیراً کنستانتین اگرت، مجری روس سرویس روسی دویچهوله در مصاحبه با آلن سیمونیان سخنگوی پارلمان ارمنستان، آشکارا موضعی جانبدارانه از نوع سیاستهای دولت روسیه در قبال ارمنستان اتخاذ کرده بود و آلن سیمونیان دو بار مجبور شد که با موضعی قاطع و مصمم به سوالات جهتدار وی پاسخ دهد. گاهگاهی هم بقایای تأثیر فعالیتهای لابی ارمنی در برخی نهادهای اروپایی هم که مواضعی خلاف موضع صلحطلبانه حکومت پاشینیان اتخاذ میکنند، مشاهده میشود.
رفراندوم در باره صلح
اصولاً نباید باور کرد که هیچ آدم نرمالی در جهان مخالف صلح باشد. اما خبر داریم که مثلاً در آستانه جنگ جهانی اول تب طرفداری از جنگ اکثر کشورهای اروپایی را تسخیر کرده بود. این باور به جنگهای خوشبختیآور درست مثل کشورهای اروپایی در آستانه جنگ جهانی اول، نتیجه این ایمان جمعی بود که سعادت بعد از پرداخت هزینه لازم برای جنگهای پیشرو، بسیار بزرگ و پایدار خواهد بود بهنحوی که زندگی هزاران ارمنی و عقب ماندن کشور ارمنستان از توسعه، بهای ناچیزی برای رسیدن به آن فتحالفتوحات است! اشغال سرزمینی به اندازه ۶۰ درصد اراضی خود ارمنستان در آذربایجان، با این کولهبار ذهنی و تنها گام اول بود و هنوز تا سه دریای بزرگ منطقه راه زیادی مانده بود. اما ناکامی در مسکون کردن اراضی اشغالی آذربایجان و شکست سنگین و پرتلفات در پاییز سال ۲۰۲۰، همه خواب و خیالها در باره ارمنستان بزرگ، نقش برآب کرد. دادن رای اعتماد به رهبر رسمی این شکست در ژوئن ۲۰۲۱ در واقع اعتراف شهروندان ارمنستان به این نکته دقیق بود که شخص پاشینیان مسئول کشانیدن ارمنستان به آن فاجعه نبوده است.
ارقام اعلام شده از نتایج انتخابات دیروز یعنی پیروزی آشکار جبهه صلح در ارمنستان و جنوب قفقاز بر جنگ طلبی..
بدیهیاتی که تا دیروز بدیهی نبودند
یکی از ستارههای مسلم سیاست در ارمنستان آلن سیمونیان، رئیس مجلس ملی ارمنستان است. او هم در مصاحبه با کنستانتین اگرت[۳] از سرویس روسی دویچه وله و هم در مصاحبه با گر گریگوریان[۴] از کانال یوتیوبی “رادیو وان” نشان داد که تیم پاشینیان بیشاز یک نفر است. آلین سیمونیان در مصاحبه با کنستانتین اگرت در پاسخ به این سوال که اشتباه مهم ارمنستان چه بود؟ جواب میدهد:
در مصاحبه دوم وی در مخالفت با مجری برنامه گفت که مادران و والدین آذربایجانی هم همانقدر در از دست دادن فرزندان خود، رنج کشیدهاند که مادران و والدین ارمنی. هم آلن سیمونیان و هم نیکول پاشینیان در جریان کارزار انتخاباتی، بارها در دفاع از صلح در برابر عناد اوپوزیسیون انتقامجو و طرفدار روسیه به ساکت بودن سلاحها در مرزهای آذربایجان و ارمنستان طی دو سال، اشاره کرده و این را یک دستاورد مهم برای هر دو طرف درگیری نامیدهاند. بیان این نکات بسیار بدیهی در فضای رسانهای ارمنستان در آستانه انتخابات نشانه تغییر در افکار عمومی کل ارمنستان است. نشانه این است که سیاستمداران ارمنی این خوانش از أوضاع را داشتند که میتوان این حرفها را برزبان آورد و از سوی رأی دهندگان مجازات نشد. خوانشی که نتیجه انتخابات دیروز درستی آنرا تأیید کرد.
تغییر لحن و رفتار سیاسی
نیکول پاشینیان در جریان کارزار انتخاباتی، در مواجهه با شهروندانی که به او اتهام میزدند یا بیاحترامی میکردند، رتوریک جالبی داشت. او بارها در شبکههای اجتماعی گفت: ”دلیل اینکه ارمنستان امروز یک کشور نرمال شده، همین است که تو بهعنوان شهروند میدانی که میتوانی با من راحت حرف بزنی بدون اینکه از عواقب آن بترسی.”
در یکی از این موارد تأکید کرد: ”اگر در دوران دیگری از تاریخ ارمنستان بودیم، تو را در توالت میکشتند.”
اشاره او به حادثه تلخ و معروف سال ۲۰۰۱ در رستوران ”آراگاست” (پاپلاوک) ایروان بود. در ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۱، پس از ورود روبرت کوچاریان و شارل آزناوور، مردی به نام پوغوس پوغوسیان تنها بهخاطر گفتن ”پریوت روب” (سلام روبرت) توسط محافظان رئیسجمهور در توالت رستوران به قتل رسید. تلویزیون دولتی ارمنستان آن روز اعلام کرد که ”یکی از طرفداران شارل آزناوور از شدت هیجان دچار ایست قلبی شده است”! این واقعه با نام ”پریوت روب” در تاریخ سیاسی ارمنستان ثبت شده است.
پنج ضلعی روسیه، ترکیه، اوکراین، آذربایجان، ارمنستان
در مراحل تعیینکنندهٔ متعدد سالهای اخیر، تغییرات مهمی را در مناسبات روسیه با جمهوریهای سابق خود شاهد بودیم. از همان سال ۲۰۲۰ و پیروزی آذربایجان در جنگ ۴۴ روزه و آزادی اراضی اشغالشدهٔ خود پس از ۲۶ سال، محدودیت نفوذ مسکو در جنوب قفقاز آشکار شد و نگاهها به سمت نقش فزایندهٔ ترکیه در این منطقه متوجه گردید.
از سوی دیگر، از سال ۲۰۲۲ مقاومت قهرمانانهٔ مردم و رهبری اوکراین امکان مانور غیرقابل تصوری به جمهوریهای سابق شوروی برای تغییر نوع روابطشان با روسیه داده است. به عنوان مثال، آذربایجان آشکارا پرچم استقلال را در برابر ارادهٔ کرملین برافراشته است و در این مسیر، مولداوی و اکنون ارمنستان را نیز در کنار خود دارد. در واقع، اوکراین در حال آزادسازی مستعمرات سابق روسیه و حتی اروپا از هیولای روسی است و بخشی از نتایج این موفقیت تاریخی تاکنون نقد شده است.
ولادیمیر زلنسکی به عنوان اولین سفر خود به یک کشور عضو «جامعهٔ مستقل مشترکالمنافع» (CIS) پس از مولداوی، به آذربایجان سفر کرد (۲۵ آوریل ۲۰۲۶) و تقریباً یک هفته بعد به ارمنستان رفت (۳ مهٔ ۲۰۲۶). رفتار دوگانهٔ روسیه در قبال این دو سفر، بسیار جالب توجه بود. در حالی که سفر زلنسکی به آذربایجان را با سکوت برگزار کرد، اعتراض به سفر مشابه او به ایروان از سوی همهٔ «کلههای متکلم» (ترجمهٔ اصطلاح روسی) در روسیه با صدای بلند اعلام شد.
این تفاوت در حالی بود که سفر زلنسکی به آذربایجان یک دیدار دوجانبه با دستورکار گستردهٔ همکاری همهجانبه و حتی نظامی دو کشور بود، اما سفر او به ارمنستان در چارچوب یک نشست وسیع سران اروپا انجام شد. تهدیدات روسیه علیه ارمنستان پس از سفر زلنسکی به ایروان تاکنون ادامه دارد. بیگانگی پوتین و پروپاگاندیستهای تحت فرمان او از واقعیت چنان عمیق است که نتوانستند تأثیر این تهدیدات را بر انتخابات دیروز ارمنستان پیشبینی کنند. هم میزان مشارکت بالای رأیدهندگان (در مقایسه با انتخابات پارلمانی ژوئن ۲۰۲۱ ارمنستان) و هم رأی بالای نیکول پاشینیان (در مقایسه با اکثر نظرسنجیهای معتبر پیش از انتخابات) تا حد زیادی نتیجهٔ موضع تند رهبران کرملین علیه ارمنستان و شخص نیکول پاشینیان بود.
جالبتر از این دو سفر، دیدار نیکول پاشینیان با ولادیمیر پوتین پیش از آن دو سفر بود که در کاخ کرملین در مسکو انجام شد (۱ آوریل ۲۰۲۶). در این سفر، اعتمادبهنفس نیکول پاشینیان در بالاترین سطح خود بود.
پیش از این، رفتار غیردیپلماتیک و ناشیانهٔ نیکول پاشینیان در دیدارهای مهم با رهبران جهان، همراه با تسلط ضعیف او به زبان روسی و بهویژه انگلیسی، همواره مورد انتقاد طرفدارانش و تمسخر مخالفان قرار میگرفت. اما این بار او در حضور پوتین و مقابل دوربینهای تلویزیونی، میزبان خود را وادار کرد که با صراحت از لزوم تسهیل حضور سامول کاراپتیان در انتخابات ۷ ژوئن ارمنستان سخن بگوید. سامول کاراپتیان، میلیاردر روسی-ارمنی تحت حمایت کرملین و رهبر ائتلاف اپوزیسیون «ارمنستان قدرتمند» — اصلیترین رقیب پاشینیان — در طول کمپین انتخابات پارلمانی در حبس خانگی به سر میبرد.
در همین لحظه بود که پاشینیان به پوتین دربارهٔ وجود دموکراسی در ارمنستان یادآوری کرد.
تأثیرات متقابل پنج کشور منطقه بر وضعیت امروز و آیندهٔ بخش مهمی از جهان، شبکهای پیچیده از علل و معلولها و رویدادهای قابل پیشبینی و گاه تصادفی است. قدر مسلم آنکه اوکراین با جنگ حماسی خود برای رهایی از سلطهٔ روسیه، نه تنها اروپا را تقویت کرده، بلکه به کشورهای قفقاز جنوبی نیز برای تحکیم استقلال بازیافتهشان پس از دو قرن اسارت، میدان مانور قابلتوجهی فراهم آورده است.
سرنوشت ارمنستان
آسمان سیاست ارمنستان برای حکومت بعدی نیکول پاشینیان بدون ابر نخواهد بود. زیرا آشتی نهایی در منطقه و امضای معاهده صلح بین ارمنستان و آذربایجان به تغییرات در متن قانون اساسی در ارمنستان بستگی دارد. برای برگزاری رفراندوم در مورد تغییرات قانون اساسی، حزب حاکم نیاز به اکثریت قانون اساسی دارد یعنی ۷۲ نماینده بهجای ۶۱ نماینده فعلی. در این وضعیت شکننده، آمادگی اتحادیه اروپا و ایالات متحده برای حمایت از ارمنستان در پروسه دوری دردناک از مسکو، تعیین کننده خواهد بود. ما میدانیم که درست پیش از انتخابات پارلمانی ارمنستان، وزیر امور خارجه ایالات متحده مارک روبیو به این کشور سفر کرد و دونالد ترامپ علناً از نیکول پاشینیان حمایت کرد. ناکامی ترامپ در بقیه پروژههایش، پرونده صلح آذربایجان و ارمنستان را صاحب جایگاه دیگری در سیاست خارجی آمریکا کرده است و این عامل شاید برای مهار قدرت ویرانگر روسیه در قفقاز جنوبی، مؤثر باشد.
درایت رئیسجمهور آذربایجان الهام علیاف و رئیسجمهور ترکیه رجب طیب اردوغان در خوانش وضعیت بعداز انتخابات دیروز ارمنستان هم میتواند عامل دیگری باشد که سیر تاریخی حوادث در این منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. برای الهام علیاوف که اینک تردیدی در توانایی وی برای خواندن دست روسیه نیست، این خوانش و یک حرکت مناسب در فرصت بعدی نباید کار سختی باشد. پوتین هم که چهارچشمی ناظر فعال صحنه سیاست بزرگ در جنوب قفقاز است، میداند که اراده الهام علیاوف با پشتیبانی ترکیه میتواند مسیر بازی را بر له یا علیه روسیه تغییر دهد. موضوع بر سر این است که آیا الهام علیاوف پای امضای نهایی پیمان صلح با ارمنستان بدون حذف اشاره به بند ادعای ارضی نسبت به آذربایجان خواهد بود؟
دو “مقدمه” بهعنوان نقطه انفجاری اوضاع پیش رو
صلح بر متن توافقنامه صلح و حتی در عمل چنانچه در سطور فوق هم بدانها اشاره شد، حاصل شده است. دو مقدمه در دو سند مهم رسمی ارمنستان مانع اصلی پایان قطعی یکی از مهترین مناقشات در متصرفات سابق روسیه است. امضای نهایی پیمان صلح از سوی آذربایجان منوط به تغییر این دو مقدمه یا حداقل یکی از آن دو است.
مقدمه اول
قانون ارمنستان در مقدمه خود به سندی بنام “اعلامیه استقلال ارمنستان[۵]” ارجاع داده است. این سند در تاریخ ۲۳ اوت ۱۹۹۰ توسط شورای عالی جمهوری سوسیالیستی شوروی ارمنستان به تصویب رسید. در مقدمه آن آمده است:
مقدمه دوم در قانون اساسی ارمنستان
در مقدمه (Preamble) قانون اساسی ارمنستان (مصوب ۱۹۹۵ و اصلاحشده در ۲۰۰۵ و ۲۰۱۵) آمده است:
ظاهرا در خود متن قانون اساسی، ادعای ارضی نسبت به آذربایجان وجود ندارد اما ارجاع به سند دیگری با این ادعا قابل انکار نیست. تاکنون راههایی برای دور زدن این معضل مطرح شده است که همهشان در یک فضای متفاوت عملی باشند اما متأسفانه تجربیات تلخ دهههای اخیر، طرف آذربایجانی را مجبور به احتیاط بهجای اعتماد میکند.
پاشینیان و “حزب جنگ سه سر”
پاشینیان به درستی، سه جریان طرفدار روسی مخالف خود یعنی سامول کاراپتیان، روبرت کوچریان و گاگیک تساروکیان را “حزب جنگ سه سر” نامیده است. آیا خواهد توانست حریف این حزب بشود؟ خیلی چیزها به این بستگی دارد که خود پاشینیان چگونه بتواند موقعیتش را پس از این انتخابات در برابر این أحزاب جنگی که متحدانی در میان کلیسای ارمنی، کلیسای روسیه و کرملین دارند، تقویت کند.
استکهلم ۸ ژوئن ۲۰۲۶
.(JavaScript must be enabled to view this email address)
———————
[۱] ژانپل سارتر و جنگ الجزایر”، ترجمهٔ علی افشار نادری، لوموند دیپلوماتیک (فارسی)، نوامبر ۲۰۰۴، ص ۱۸
[2] https://www.youtube.com/watch?v=4Ge8cVL7w4A
[3] https://www.youtube.com/watch?v=BYp_2gujyJM
[4] https://www.youtube.com/watch?v=hdO-fDtY8XA
[5] Declaration of State Sovereignty of Armenia
[6] https://www.gorby.ru/userfiles/armenia.pdf
ترجمههای این مقاله از زبان روسی از سوی مؤلف مقاله است.