با ابراز همدردی با خانواده زندانیان سیاسی اعدام شده
فاجعه انقلاب ۵۷ یک شبه رخ نداد. انقلاب آرامی بود که حداقل از دهه ۴۰ خورشیدی با ورود خمینی به صحنه سیاست کشور آغاز گردید و در دیگ چپ و دمکراسیستیزی محمد رضا شاه و روشنفکران باورمند به ایده “بازگشت به خویش” (بخوان بازگشت به خیش) پخته شد و به شکلگیری گفتمان “بنیادگرایی اسلامی شیعهمحور” انجامید.
از اوایل سال ۵۷ که خمینی در دوران اقامت در لوفل لوشاتو که رهبر جبهه ملی و نهضت آزادی را ناچار به بیعت ساخت، بدیلی، در کارزار سیاسی و اجتماعی ضد دیکتاتوری بهجز وی دیده نمیشد و این انقلاب بدون یاری کارکرد بهویژه ۲۰ ساله سلطنت محمدرضا شاه که میکوشید توسعه اقتصادی آمرانه را بدون توجه به توسعه سیاسی با رویکردی اقتدارگرایانه به پیش برد امکان پیروزی نداشت.
افزون براین خمینی با توجه به دینزدگی بخش مهمی از ساکنان کشور و خدعهگریاش توانست روشنفکران آزادیخواه که از استبداد سلطنتی و امنیتی شاهنشاهی به ستوه آمده و حتی برخی از حامیان حقوق بشر جهانی در دوران پسامدرن اروپایی را فریب دهد.
ماهیت نظام ولایت فقیه پس از ۲۲ بهمن که شاه از کشور گریخت و ارتش شاهنشاهی بیطرفی اعلان و پشت دکتر بختیار سوسیال دمکرات را خالی کرد، با آغاز اعدامهای فلهای بازماندگان ارتشی، وزرای دولتهای منصوب شده و غیر خودیها به تدریج آشکارتر شد.
۸ سال ادامه جنگ با عراق، بحران گروگانگیری، زنستیزی و صدور انقلاب با هدف نابودی اسرائیل، نقشه راه نابودی کشور در دهههای پسین را طراحی کرد که منجر به انزوای کشور، تحریمهای کمرشکن گردید. در کارنامه سیاه خمینی همچنین میتوان به “انقلاب فرهنگی” یعنی دینی کردن آموزش و پروش، لغو ”قانون حمایت از خانواده” که راه را از جمله برای کودکهمسری و تشدید بیعدالتی جنسیتی میگشود، تصویب و اجرای قانون قرون وسطایی ”قصاص” نیز اشاره کرد.
تارک درنده خویی خمینی در کشتار و اعدامهای دهه ۶۰ نمایان شد که در جریان آن تنها در سال ۱۳۶۷، هزاران نفر از زندانیان سیاسی تنها به جرم پایداری در مواضع سیاسیشان اعدام شدند.
ولایت فقیهی خامنهای که با توطئهی رفسنجانی، احمد خمینی و به یاری حسن روحانی تحقق یافت، کلاه گشاد دیگری بود که پس از انقلاب ارتجاعی ۵۷ بر سر مردم ستمدیده این مملکت گذارده شد.
رویکردهای سیاسی و اجتماعی خامنهای در آینه دوران کودکی وی قابل بررسی است. وی دوران کودکی زندگی سختی را از سر گذرانده بود و مرتب از پدرش کتک میخورد و هر از گاه مجبور به کتک کاری با همسالانش میشد که او را مسخره میکردند و نامش را “آشیخ خُردو” به معنی شیخ کوچولو گذاشته بودند. در این تمسخر هم پدر نقش داشت که کودک خردسال را مجبور میکرد تا ـــ برخلاف سایر بچهها ـــ لباس طلبگی بپوشد. پدرش حتی نیازی ابتدایی در حد عینک طبی را به حساب تلاش پسر برای خود آرایی میگذاشت. سرانجام در حدود ۱۳ سالگی بود که پسر ـــ به کمک مادر ـــ یک عینک دست دوم خرید.[۱]
عقدههای شخصیتی در زمان ولایت فقیهیاش گشوده میشد و منصوبان ذوب شده در وی میکوشیدند تحقیر شدگی “آقا ” در دوران کودکی را التیام بخشند.
کاظم صدیقی که پس از چندی ناچار شد بهخاطر فساد خود و فرزندش از امامت جمعه تهران استعفا دهد در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۹ در برنامه تلویزیونی ادعا کرد که یک “عالم جلیلالقدر” در یکی از شبهای قدر امام زمان را دیده و نظرش را در مورد علی خامنهای جویا شده: «پرسیدم آقا [امام دوازدهم]! حضرت آقا [رهبر] در نظر شما چطور هستند؟ حضرت فرمودند ایشان از مایند!” کاظم صدیقی افزود: “به قدری این جریان من را شارژ کرده. ما رهبری داریم که از قماش [از جنسِ] حضرت است. حضرت فرمودند ایشان از مایند یعنی چه؟ یعنی جنسشان، گوهرشان، پاک است. به ما میخورد.”[۲]
خامنهای نیز مدعی رابطه مستقیم با امام زمان میشد. از سوی حسن نصرالله نقل شده که از علی خامنهای شنیده “من در اداره امور کشور بعضی وقتها حل مسایل برایم دشوار میشود و دیگر راهی پیدا نمیشود. آنگاه راهی مسجد چمکران میشوم. پس از راز و نیاز با آقا احساس میکنم دستی از غیب مرا راهنمایی کرد و من در آنجا به تصمیمی میرسم و مشکل بدین صورت حل میشود”.[۳]
افزون براین، اطرافیان حلقهبهگوش خامنهای نیز میکوشیدند با خبرهای مبالغه آمیز و دروغین از جمله استقبال بیسابقه از نامههای خامنهای به جوانان غربی و جلوگیری از با خبر شدن وی از رویدادهای نادرست در کشور از خراب شدن روحیه رهبر جلوگیری کنند.
در ملاقاتها نیز از شرکت کنندگان در بیت خواسته میشد که علیرغم میلشان دست آقا را ببوسند و یا چیزی بگویند که “آقا خوششان بیاید”

حسن نصرالله در دیدار با خامنهای
در بین خطوط هرگاه خامنهای از نظام، مردم، ملت و یا کشور سخن به میان میآورد اشاره به شخص و جایگاه اوست!! وی حتی در نشست با خانواده قاسم سلیمانی ادعا کرد سخنان خداوند از دهانش جاری شده است.[۴]
اگر خمینی برپایه محبوبیت سیاسیاش در میان تودههای اسلام زده میتوانست مخالفیناش را به راحتی سرکوب کند اما خامنهای ناچار شد با تکیه بر سرنیزه نیروهای نظامی امنیتی و مجاز شمردن فساد و رانت خواری در میان آنان، هر صدای مخالفی را در نطفه خفه سازد
در درازنای ولایت وقیحی ۳۸ سالهاش، خیزشهای ادواری گوناگونی روی داد که به یاری این نیروها توانست با کشتن دهها هزار نفر معترض بر چالشهای سیاسی و امنیتی غلبه و سکوت قبرستانی در کشور را پایدار سازد.
با هزینه کردن صدها میلیارد دلار در پروژه بیهوده هستهای، تشکیل و تقویت گروههای تروریستی اسلامگرا در منطقه، همکاری با پوتین در جنگ داخلی سوریه که به کشتار صدها هزار نفر انجامید، و همراهی در کشتار مردم اوکراین، کوشیده است اهداف ایدئولوژیک آمریکا و اسرائیل ستیزانه اش را پی گیرد.
سخن کوتاه، جنگ ۱۲ روزه و ۳۹ روزه که از جمله به نابودی بسیاری از زیر ساختهای حیاتی کشور انجامید و رژیم استبدادی دینی را با کشتن “رهبر مسلمین جهان” بشدت تحقیر کرد، نتیجه راهبردهای ایدئولوژیزده دیکتاتور به شمار آمد.
پس از ۸ روز از کشته شدن دیکتاتور، با مهندسی سپاه مجتبی خامنهای به رهبری جمهوری اسلامی منصوب شد.
شرایط سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی زمان حال و موقعی که پدرش منصوب شد کاملا متفاوت است. نظام ولایی برغم کشتار زندانیان در سال۶۷ و مشکلات ساختاری دیگر هنوز از محبوبیت و مشروعیت نسبی در داخل برخوردار بود و هاشمی رفسنجانی شخص دوم کشور با تمام توان از پایداری ولایت فقیهی وی برغم نداشتن جایگاه دینی مناسب حمایت میکرد و وی توانست پس از گذشت زمان قدرت کامل و مطلقه را قبضه کرده از سوی “دشمنان” غربی نیز بهرسمیت شناخته شود.
اما مجتبی در شرایط جنگی و زمانی به قدرت رسید که نظام ولایی مشروعیتاش را در بین اکثریت ایرانیان از دست داده بود. خانوادهاش در اثر جنگ کشته و وی کاملا مخفی و تنها با شکل و شمایل از جمله مقوایی و یا بازسازیهای تصویری با بهرهگیری از هوش مصنوعی بدون صدا و تنها از طریق اعلامیهها و یا فرامینی که درستی آنها مورد پرسش است، در صداوسیما و خبرگزاریهای سپاه ظاهر شده است.

ترامپ در واکنش تحقیر آمیز به انتصاب مجتبی در گفتوگو با نشریه اینترنتی آکسیوس احتمال همکاری با پسر رهبرکشته شده ایران، را رد کرده و گفته بود: “آنها وقتشان را تلف میکنند. پسر خامنهای فردی ضعیف است.”.
کیانوش رزاقی[۵] به درستی چرایی انتصاب مجتبی را چنین میسنجد: “در شرایطی که بقا بر همهچیز مقدم میشود، کل ساختار قدرت جمهوری اسلامی و تمام جناحهای این رژیم بیش از مشروعیت ایدئولوژیک به تداوم عملی و انسجام فوری میاندیشند” بنابراین رهبر مقوایی را نه به عنوان “بهترین گزینه” بلکه به عنوان “تنها گزینه قابل استفاده” سنجیده میشود که از یک سو نشانه تداوم وضع خامنهای پدر و از سوی دیگر به دلیل حضور طولانی مدت در شبکههای غیرعلنی قدرت، برای بخشهای امنیتی و نظامی چهرهای محسوب میشود که حاضرند با او کار کنند.[۶]
اما پرسش این است که آیا “رهبر” توان اداره کشور، تولید مشروعیت و ایجاد تعادل میان امنیت، توسعه و ایجاد رضایت حداقل میان هواداران حکومت را دارد یا شاهد ریزشهای تازهای خواهیم بود؟ آیا رهبری صوری وی قادر است تندرویهای راهبردی سپاه را ترمز کند و امکان مصالحه با آمریکا را فراهم سازد و یا در بر پاشنه بدتری خواهد چرخید؟
اگر آمریکا با توافقی نیمبند با رهبران سپاه از تله تنگه هرمز رهایی یابد و اعلان پیروزی کند، رابطه اسرائیل با جمهوری جهل و جنایت به چه سرانجامی خواهد رسید؟
آیا مردم ایران در زیر بار گرانی، فقر، اعدامها، سرکوب، نگرانی از آینده، حضور گروههای نیابتی در خیابانهای پایتخت، مزاحمتهای ناشی از تظاهرات شبانه حکومتی و ... نظارگر خواهند ماند و یا رهبر مقوایی (عمود خیمه نظام) راه حلی برای مشکلات ارائه خواهد داد؟
شرایط اپوزیسیون خارج کشور نیز با بیم و امید مواجه است. پهلویخواهان همچنان در سودای بازگشت به قدرت بههر قیمت حتی دخالت خارجیاند و به فحاشی به غیرخودیها ادامه میدهند. مجاهدین هنوز حجاب اجباری و تفکیک جنسیتی را در میان هوادارانشان رعایت میکنند و مدعی برقراری دمکراسی در کشورند و سرانجام جمهوریخواهان از صدور بیانیههای کلیشهای خرسندند و آنرا “مبارزه سیاسی” مینامند.
خوشبختانه نهاد دمکراتیک و تکثر گرای “کنگره آزادی ایران”[۷] امکان تمرین کنشگری دمکراتیک را فراهم ساخته و در تلاش است با تکیه بر عاملیت جامعه مدنی در داخل کشور آینده دمکراتیک و سکولار را برای مردمان متکثر کشور، زنان و اقلیتهای مذهبی از جمله بهاییان و بابیها نوید دهد.
خرداد ۱۴۰۵
mrowghani.com
—————————
[۱] - حسین باستانی، جهان موازی علی خامنهای، بیبیسی فارسی، ۹ آوریل ۲۰۲۶
[۲] - همان
[۳] - همان
[۴] - دعاَ خداََ خامنهای https://www.youtube.com/watch?v=OYthHXuXxtc بر روی ”Browse YouTube” کلیک کنید
[۵] - کیانوش رزاقی، رهبری خامنهای؛ جانشینی یا مدیریت موقت بحران؟ اخبار روز، چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵
[۶] همان
[۷] - حسین رزاق، پشت پرده کنگره/ گفتگو با مهدیه گلرو و نگین شیر آقایی