فارن پالیسی / ۲۷ مه ۲۰۲۶
* گروهی تازهتأسیس در تلاش است چیزی را شکل دهد که پیشینیانش نتوانستند: یک نیروی دموکراتیک مؤثر برای ایران.
وقتی «کنگره آزادی ایران» (IFC)، ابتکار تازه و جاهطلبانهای از سوی اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور، در اواخر ماه مارس رویداد افتتاحیه دو روزه خود را در لندن برگزار کرد، سطح انتظارات و امیدها بالا بود. یکی پس از دیگری، مجموعهای چشمگیر و متنوع از ایرانیان مهاجر ــ از چپگرایان گرفته تا سلطنتطلبان مشروطهخواه و فعالان فمینیست ــ روی صحنه رفتند تا چشمانداز خود را برای آینده ایران تشریح کنند. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، ضرورت تشکیل یک اپوزیسیون منسجم و کارآمد را بیش از پیش برجسته کرده بود و در میان حاضران این احساس وجود داشت که شاید بتوانند بر اختلافات دیرینه و تلخ خود غلبه کنند.
اما زمانی که برنامههای کنفرانس در روز دوم رو به پایان میرفت و رقبای سابق سیاسی شماره تلفنهای همراه خود را رد و بدل میکردند تا ارتباطات تازه شکلگرفته را تثبیت کنند، خبری فوری فضای امیدوارکننده جلسه را در هم شکست. گروهی خشمگین از سلطنتطلبان، حامیان ولیعهد پیشین رضا پهلوی، ساختمان را محاصره کرده بودند و علیه افرادی که قصد خروج داشتند فریاد میزدند و حتی به برخی حمله میکردند. شرکتکنندگان حدود یک ساعت در ساختمان تاریخی «چرچ هاوس وستمینستر» گرفتار ماندند و منتظر شدند تا پلیس متروپولیتن امنیت را برقرار کند و آنان را از در پشتی خارج سازد.
مجید زمانی، مدیر اجرایی این ابتکار نوپا، گفت: «واقعاً عجیب بود که وسط لندن، درست کنار کاخ سلطنتی، مجبور باشی از دست چند آدم دیوانه فرار کنی. به نوعی، این خلاصه داستان سیاست ایرانی است.»
درگیری بیرون ساختمان یادآوری روشنی بود از مسیری طولانی که کنگره آزادی ایران برای نمایندگی کردن اپوزیسیون متنوع و پراکنده جمهوری اسلامی در پیش دارد. رهبران آمریکا و اسرائیل هر دو تغییر رژیم را هدف نهایی جنگ خود اعلام کردهاند؛ چشماندازی که اکنون بعید به نظر میرسد، اما در عین حال اپوزیسیون خارج از کشور را به مرکز توجه کشانده است: بهعنوان مشاوران غیررسمی دولتهای غربی، صدای ایرانیان سرکوبشده در داخل کشور، و گاه نمایندگان ایران در صحنه جهانی.
جریان سلطنتطلب سالهاست که با رقبای خود در میان ایرانیان خارج از کشور درگیر است و فعالان میانهرو ضدجنگ، تحلیلگران سیاسی و روزنامهنگارانی را که به ادعای آنان با حکومت همدست هستند، هدف قرار میدهد. این جریان کارزار خود را از طریق آزار و حمله در شبکههای اجتماعی و رسانههای حامی پهلوی، مانند شبکه تلویزیونی «ایران اینترنشنال» مستقر در لندن، پیش برده است.
نیاز به اپوزیسیونی آرامتر، انسانیتر و مقبولتر
اما از زمان خیزش اوایل ژانویه در ایران و سپس آغاز جنگ، پهلویگرایان تهاجمیتر و خشنتر شدهاند. همان ماهی که سلطنتطلبان نشست «کنگره آزادی ایران» را بر هم زدند، مسعود مسجودی، فعال ضدجمهوری اسلامی، در کانادا به دست دو تن از هواداران پهلوی به قتل رسید؛ ظاهراً به دلیل انتقادهای صریحش از فرزند آخرین شاه ایران. تظاهرات سلطنتطلبان در شهرهای اروپا و آمریکا نیز بهطور فزایندهای حالوهوای نظامی پیدا کرده است؛ بهگونهای که در اوایل ماه مه در شهر رگنسبورگ آلمان، پهلویگرایان با لباسهای نظامی ظاهر شدند و پرچمهای ساواک، پلیس مخفی بدنام دوران شاه، را به نمایش گذاشتند.
چه جنگ دوباره شعلهور شود و چه نه، برای بسیاری از ایرانیان خارج از کشور روشن شده که ایران به اپوزیسیونی آرامتر، انسانیتر و مقبولتر نیاز دارد. کنگره آزادی ایران دقیقاً میخواهد همین خلأ را پر کند.
مجید زمانی، تاجر ثروتمندی که در سال ۲۰۲۲ ایران را ترک کرد و اصلیترین تأمینکننده مالی «کنگره آزادی ایران» است، میگوید وقتی تصمیم به راهاندازی این ابتکار گرفت که شنید دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بدون مشورت با هیچ کارشناس جدی از میان ایرانیان خارج از کشور، تصمیم به جنگ علیه ایران گرفته است. به گفته او، بخش بزرگی از ایرانیان مهاجر که منتقد حکومت بودند اما نه سلطنتطلب و نه حامی جنگ، هیچ تریبون و صدایی نداشتند. در حالی که جوامع سلطنتطلب منسجم و پرصدای غرب با موفقیت دولتها را برای اتخاذ سیاستهای سختگیرانهتر علیه جمهوری اسلامی تحت فشار قرار میدادند، اکثریت خاموش هیچ ابزاری برای بیان دیدگاههای خود نداشت.
زمانی گفت: «وقتی ترامپ گفت “کمک در راه است”، با خودم فکر کردم مردم ایران هیچ نقشی در تمام این ماجرا ندارند؛ اینکه تاریخ برای ایران در حال رقم خوردن است و ما ایرانیها در این میان هیچکارهایم. و این واقعاً آزاردهنده بود.»
کنگره آزادی ایران که در ژانویه و با تکیه بر اصل کثرتگرایی شکل گرفت، هنوز در حال یافتن هویت خود است. این گروه نوپا رسماً خود را یک سازمان صرفاً مدنی معرفی میکند که هدفش ترویج درک متقابل و هماهنگی میان طیفهای مختلف اپوزیسیون ایرانی است. رهبری این ابتکار را چهرههای ارشدی بر عهده دارند که پیشتر به رضا پهلوی نزدیک بودند، سالها با مقامهای غربی در ارتباط بودهاند، همچنان با نخبگان داخل ایران تماس دارند و استراتژی کنونی سلطنتطلبان را بهشدت خطرناک و با نتیجه معکوس میدانند؛ راهبردی که به باور آنان بیشتر باعث میشود نیروهای مردد درون حکومت به مواضع خود پناه ببرند.

یکی از چهرههای اصلی این جریان، شهریار آهی، استراتژیست سیاسی کارکشتهای است که دههها نقش مشاور و راهنمای رضا پهلوی را ایفا کرده بود. او در مصاحبهای که در ژانویه با بیبیسی فارسی انجام داد و بازتاب گستردهای یافت، هشدار داد که اپوزیسیون باید مسیر خود را تغییر دهد. به گفته او، پرصداترین چهرههای اردوگاه پهلوی مدام از انتقامگیری و محاکمه همکاران حکومت سخن میگویند و از تشکیل دولتی در تبعید حرف میزنند که آماده است به محض فروپاشی یا تجزیه جمهوری اسلامی جای آن را بگیرد. آهی گفت: «استراتژی درست در چنین شرایطی این است که دشمن را دچار شکاف کنیم، نه اینکه چهرهای نشان دهیم که باعث شود دشمن تصور کند برای همهشان چوبه دار آماده شده است.»
هشدار شهریار آهی
آهی هشدار داد که نباید به دنبال تشکیل «پارلمان در تبعید» یا ساختار اپوزیسیونی رفت که در تلاش برای توافق بر سر ترکیب یک کابینه آینده از هم فروبپاشد؛ هدفی که در شرایط کنونی خیالپردازانه است و در گذشته نیز بارها شکست خورده است. او معتقد بود چشماندازی شبیه آنچه «کنگره آزادی ایران» دنبال میکند ــ یعنی ائتلافی از نیروهای گسترده که در پی ایجاد شکاف در میان نخبگان حکومت و فراهم کردن انگیزه برای جدا شدن آنان است ــ راهبردی ثمربخشتر به شمار میرود. آهی گفت: «کافی است کنار هم بنشینند و بگویند “تو این کار را میکنی، من آن کار را میکنم. چطور میتوانیم این اقدامات را همافزا کنیم؟” بدون آنکه اصلاً یک دستگاه اجرایی واحد وجود داشته باشد.»
اما برخی اعضای «کنگره آزادی ایران» ــ از جمله کامبیز غفوری، روزنامهنگار ساکن فنلاند که اوایل همین ماه به عضویت هیئترئیسه پنجنفره «کنگره آزادی ایران» انتخاب شد ــ امیدوارند این ائتلاف را به نوعی دولت در تبعید تبدیل کنند که در صورت فرارسیدن زمان گذار سیاسی، آماده اداره ایران باشد. غفوری گفت: «در غیر این صورت، اساساً دلیلی برای تشکیل چنین کنگرهای وجود نداشت.» او در عین حال معتقد است جامعه بینالمللی باید اپوزیسیون را به رسمیت بشناسد و با آن وارد گفتوگو شود و همزمان جمهوری اسلامی را با اخراج سفرا و دیپلماتهایش منزوی کند.
اعضای هیئترئیسه توسط مجمع عمومی سازمان، متشکل از حدود ۱۰۰ نفر، انتخاب شدند. انتخابات «شورای مرکزی» ۱۳ نفره نیز اوایل همین ماه برگزار شد. برخی اعضا میگویند این دو نهاد بهترتیب شبیه قوه مقننه و قوه مجریه عمل میکنند. «کنگره آزادی ایران» بیتردید در حال ساختاربندی خود بهمثابه یک سازمان سیاسی با جاهطلبیهای حکمرانی است.
یکی از مهمترین راههایی که «کنگره آزادی ایران» میکوشد خود را متمایز کند، عضویت مترقیتر و فراگیرتر آن است. نعیمه دوستدار، روزنامهنگار ساکن سوئد و عضو هیئترئیسه «کنگره آزادی ایران»، میگوید به این جنبش پیوسته زیرا اپوزیسیون سلطنتطلب صدای زنان فمینیست را به حاشیه میراند. دوستدار گفت سالها هدف آزار و حملات هواداران پهلوی بوده است؛ جریانی که به حملات زنستیزانه علیه روزنامهنگاران و فعالان زن ایرانی شهرت دارد. او گفت: «زنانی که مخالفت خود را بیان میکنند، شدیدتر از مردان هدف قرار میگیرند.» به گفته او، پهلویگرایان «به کثرتگرایی باور ندارند و اعتقادی هم به نقشآفرینی زنان در سیاست ندارند.»
دوستدار همچنین اشاره کرد که رضا پهلوی شعار «زن، زندگی، آزادی» را از بیوگرافی خود در شبکه اجتماعی ایکس حذف کرده و سازمان و حامیانش عملاً از روح و ارزشهای جنبش حقوق زنان ایران در سال ۲۰۲۲ ــ که اپوزیسیون خارج از کشور را در سطح جهانی بسیج کرده بود ــ فاصله گرفتهاند. او گفت پهلوی بیش از پیش خود را در حلقهای از مشاوران تهاجمی مرد محصور کرده است؛ افرادی که به گفته او، نوعی مردانگی افراطی شبیه پوپولیستهای راست افراطی را بازتولید میکنند.
ولیعهد پیشین آینده سیاسی خود را به این نیروهای اقتدارگرا گره زده است، اما همین تاکتیکها موجب شده میانهروها و فمینیستها به دنبال چتری جایگزین برای اپوزیسیون بگردند. دوستدار گفت: «پیش از جنبش زن، زندگی، آزادی، بیشتر حملاتی که میگرفتم از سوی تندروهای داخل ایران و حامیان ایدئولوژیک حکومت بود. اما حالا دیگر تندرویی وجود ندارد، فقط حامیان پهلوی هستند. این یک تغییر واقعی است.»
جذب ناسیونالیستهای کرد
چهرههای قدیمی «کنگره آزادی ایران»، که سالها از فعالان اپوزیسیون در خارج از کشور بودهاند، در روزهای آغازین جنگ نیز متوجه شدند که تیم ترامپ رضا پهلوی را فاقد اعتبار کافی یا ارتباطات مؤثر با اپوزیسیون داخل کشور میبیند. آنان در نتیجه، امکان شکلگیری ائتلاف تازهای از اپوزیسیون را میدیدند که آماده همکاری با مخالفان و بازیگران اصلی در داخل ایران باشد.
«کنگره آزادی ایران» موفق شده است ملیگرایان کردِ دارای ارتباط با گروههای مسلح در ایران و عراق همسایه را به خود جذب کند. زمانی، که پس از خروج از ایران کسبوکارهایش را به شرکایش واگذار کرد، همچنین در پی آن است که از ارتباطاتش با نخبگان نزدیک به ساختار حکومت ایران بهره بگیرد؛ زیرا معتقد است «کنگره آزادی ایران» باید راههای نفوذ و پیوندهایی با تصمیمگیرندگان داخل کشور داشته باشد.
در ژانویه، تیم پهلوی به دلیل انتشار کدهای QR و فرمهای گوگل ناامن برای ثبت نیروهای جداشده از نهادهای امنیتی و دولتی ایران ــ که پهلوی مدعی بود شمارشان بیش از ۵۰ هزار نفر است و بعداً گفت از ۱۰۰ هزار نفر فراتر رفته ــ با انتقادهای گسترده روبهرو شد. مجید زمانی معتقد است رویکرد بهتر آن است که نخبگان اقتصادی آموزش ببینند چگونه ضمن حفظ منافع تجاری خود، از طریق نافرمانی مدنی با حکومت مخالفت کنند. زمانی گفت: «اگر حمایت قویتری از داخل داشته باشیم، جامعه بینالمللی ما را جدیتر خواهد گرفت. و اگر ارتباطات کافی با جامعه بینالمللی داشته باشیم، طبیعتاً نخبگان هم ما را مؤثرتر خواهند دید. این یک سیستم دوطرفه است.»

در حالی که رضا پهلوی برای جلب حمایت کامل دولتهای غربی از برنامههایش با دشواری روبهرو بود، «کنگره آزادی ایران» ممکن است از مزیتی ویژه برخوردار باشد. این گروه هنوز در حال تدوین راهبرد رسمی بینالمللی خود است و تاکنون بهطور رسمی با هیچ دولتی وارد تعامل نشده است. اما به گفته مهرداد مارتی یوسفیانی، از اعضای بنیانگذار گروه و رئیس پیشین دفتر رضا پهلوی، بسیاری از اعضای «کنگره آزادی ایران» دارای ارتباطات غیررسمی با قدرتهای بزرگ جهانی هستند که به این تشکل برتری ذاتی میبخشد.
یوسفیانی، مانند آهی، بیش از دو دهه است که با سیاستمداران، دیپلماتها و فعالان بانفوذ در سراسر غرب و خاورمیانه روابطی گسترده ایجاد کرده است. همین مسئله باعث میشود بتوان بهراحتی با تصمیمگیرندگان تماس گرفت و حتی بر سیاستهای آنان اثر گذاشت. یوسفیانی، که همزمان برای اندیشکده حامی اسرائیل «میدل ایست فروم» در واشنگتن نیز کار میکند، گفت: «کسانی که به اشکال مختلف به مراکز قدرت نزدیک هستند، میتوانند از این روابط بهرهبرداری کنند. وقتی زمانش فرا برسد، این روابط بخشی از داراییهای «کنگره آزادی ایران» خواهند بود.»
جایگاه جامعه ایرانیان مهاجر
جامعه ایرانیان مهاجر در غرب واقعاً به جایگاه اجتماعی چشمگیری دست یافته است؛ بهگونهای که بسیاری از آنان ثروت فراوان و موقعیتهای برجستهای در عرصه تجارت و حکومت کسب کردهاند. اما به گفته دینا اسفندیاری، تحلیلگر ارشد خاورمیانه در بلومبرگ اکونومیکس، این موفقیت و رفاه تاریخی هرگز به نفوذ قابل توجه بر سیاستگذاری درباره ایران تبدیل نشده است. او گفت در موضوعات اصلی مرتبط با ایران که واشنگتن طی سالهای گذشته با آنها مواجه بوده ــ از جمله تشدید یا کاهش تحریمها، حمایت از مذاکرات هستهای یا پیگیری گزینه نظامی ــ سیاست آمریکا عمدتاً تحت تأثیر منافع اسرائیل شکل گرفته، نه توصیههای ایرانیان تبعیدی. اسفندیاری گفت: «اپوزیسیون ایرانی فقط تا جایی مفید بود که خواستههایش با آنچه ایالات متحده از ابتدا قصد انجامش را داشت، همخوانی پیدا میکرد.»
اما اکنون که جنگ به بنبست رسیده و جمهوری اسلامی همچنان پابرجا مانده است، تقاضا برای دیدگاههای تازهای که ارتباط بیشتری با واقعیتهای داخل ایران داشته باشند، رو به افزایش است؛ این را علیرضا نادر، تحلیلگر سیاسی ساکن واشنگتن که زمانی به رضا پهلوی نزدیک بود، میگوید. او توضیح داد که جریانها و سازمانهایی مانند پهلویگرایان، شورای ملی ایرانیان آمریکا (NIAC) که طرفدار تعامل با جمهوری اسلامی است، یا سازمان مجاهدین خلق ایران با ساختار شبهفرقهای خود، هر یک تنها نماینده بخش بسیار محدودی از جامعه ایرانیان مهاجر هستند. اما گروهی مانند «کنگره آزادی ایران» میتواند توجه بیشتری را در واشنگتن برانگیزد.
نادر گفت: «هر تصمیمگیرنده آمریکایی ترجیح میدهد با گروهی دیدار کند که تا حدی مشروعیت داشته باشد. و فکر میکنم اگر ائتلاف گستردهای از گروهها و نیروهای دموکراتیک شکل بگیرد، اشتیاق بسیار زیادی نسبت به آن وجود خواهد داشت.»
اما برای آنکه «کنگره آزادی ایران» دچار همان شکستی نشود که رضا پهلوی در رهبری اپوزیسیون ایرانی با آن مواجه شد، باید در مورد روابطش با اسرائیل بسیار محتاطانه عمل کند. ائتلاف پهلوی با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و بهویژه سفر جنجالی او به اسرائیل در آوریل ۲۰۲۳، بسیاری از نیروهای اپوزیسیون ایران را از او دور کرد؛ نیروهایی که نگراناند همسویی بیش از حد با منافع امنیتی اسرائیل، هم جایگاه ولیعهد پیشین را بهعنوان یک چهره ملیگرا تضعیف کند و هم او را به سمت مواضعی سوق دهد که در خدمت منافع ایران نیست.
در اواخر ماه مارس، وبسایت «میدل ایست آی» گزارش داد که یک شرکت روابط عمومی حامی اسرائیل، مستقر در فلوریدا، برای تبلیغ و ترویج «کنگره آزادی ایران» فعالیت میکند. زمانی گفت این گزارش به اعتبار «کنگره آزادی ایران» آسیب زده و اذعان کرد که نزدیکی بیش از حد به اسرائیل، مشروعیت این کنگره را بهعنوان جنبشی مستقل تهدید خواهد کرد. او گفت: «فقط اسرائیل نیست؛ هر دولتی که بخواهد به نحوی در پویاییهای داخلی «کنگره آزادی ایران» نفوذ کند، ما قطعاً آن را رد و در برابرش مقاومت خواهیم کرد.»
اما همین پویاییهای داخلی نیز ممکن است در آینده به مشکلی جدی تبدیل شوند. آسو حسنزاده، از مسئولان حزب دموکرات کردستان ایران، در بیانیهای که در فیسبوک منتشر کرد، اعلام کرد که در اعتراض به آنچه به گفته او به حاشیه راندن احزاب سیاسی اقلیتها در «کنگره آزادی ایران» و تلاش برای ایجاد پارلمانی «متمرکز و همگونساز» بوده، نامزدی خود را از انتخابات این سازمان در اوایل ماه جاری پس گرفته است. او هشدار داد چنین رویکردی ممکن است اپوزیسیون ایران را به بازتولید همان شیوههایی سوق دهد که «صد سال است ایران را به استبداد محکوم کردهاند.»
این حزب کردی فعلاً در «کنگره آزادی ایران» باقی مانده، اما پیش از مشارکت در سطح رهبری منتظر است ببیند مواضع نهایی کنگره چگونه شکل خواهد گرفت. آرش عزیزی، پژوهشگر ایرانی ساکن نیویورک که در نشست لندن «کنگره آزادی ایران» حضور داشت، گفت اختلافات بر سر مسائل تاکتیکی روند تصمیمگیری گروه را کند کرده است. به گفته او، برای مثال «کنگره آزادی ایران» به دلیل مخالفت احزاب قومی تندرو و حامی مداخله نظامی ــ از جمله حزب حسنزاده ــ نتوانست قطعنامهای در محکومیت حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران تصویب کند؛ هرچند اکثریت اعضای «کنگره آزادی ایران» با جنگ مخالفاند. عزیزی گفت: «ما میتوانیم از حضور آنها بهره ببریم و آنها میتوانند بخش مهمی از هر ائتلافی باشند، اما فقط تا زمانی که نقاط توافقی میان ما وجود داشته باشد.»
با این حال، زمانی همچنان نسبت به توانایی «کنگره آزادی ایران» برای حفظ انسجام ائتلاف متنوع خود خوشبین است. او گفت: «وقتی افراد زیادی دور یک میز جمع میشوند، مشروعیت بزرگی به دست میآورید، اما رسیدن به کارآمدی دشوار میشود، چون موضوعات محدودی وجود دارد که بتوان دربارهشان به تصمیم مشترک رسید. اما فکر میکنم این مشکل هر کنگره یا هر نظام سیاسی تازهتأسیسی است.»
در نهایت، شاید نه مدیریت اصطکاکهای داخلی و نه جلب حمایت قدرتهای جهانی، بزرگترین چالش «کنگره آزادی ایران» نباشد. آزمون واقعی این جنبش آن خواهد بود که آیا میتواند اعتماد و حمایت خود مردم ایران را به دست آورد یا نه. اسفندیاری، تحلیلگر بلومبرگ اکونومیکس، گفت: «مسیر رسیدن به ایرانی آزاد و دموکراتیک در واقع از تهران میگذرد، نه واشنگتن یا اورشلیم. بنابراین آنچه اهمیت دارد، ساختن برنامهای است که بتواند ایرانیان داخل و خارج کشور را بسیج کند و نشان دهد شما جایگزینی قابل اتکا دارید که ایرانیان واقعاً بخواهند از آن حمایت کنند.»
———
* محمد ریماوی، روزنامهنگار آزاد و دانشجوی کارشناسی ارشد است.