ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Tue, 12.05.2026, 16:52
ناجیان جان‌باخته

سعید سلامی

جهان صحنه‌ نمایش است و زنان و مردان تنها بازیگران آن هستند؛ آنگونه که شما دوست دارید.(شکسپیر، هنری پنجم)

کتاب پرورق «دی ماه خونین» به‌ویژه کشتار جمعی و سبعیت دو شب هجدهم ونوزدهم، به دلیل خاموشی دیجیتال، محدودیت‌ها بر روند ثبت روایت‌های شاهدان و انتقال اطلاعات از یک سو و سایه سنگین جنگ چهل روزه بر روند زندگی روزانه و تهدید و بگیروبه‌بندهای ته‌مانده رژیم تمامیت‌خواه سرکوب‌گر از سوی دیگر، آن‌چنان که باید گشوده و روایت نشده است.

در این میان، تراژدی قهرمانان آتش‌نشان، فقط حکایت مرگ نیست؛ بلکه روایت شرافت و اراده انسان‌هایی است که در میان آتش و گلوله تلاش کردند جان‌های برخاک افتاده  را نجات دهند، اما خود نیز در این میانه جان باختند.

نگاهی بکنیم به نقش برخی از این بازیگران در صحنه نمایش آتش و گلوله و مرگ تا ضمن ادای احترام به ایشان، یادآوری بکنیم که حافظه تاریخی هم‌میهنان‌شان، فداکاری و احساس مسئولیت آنان را هرگز فراموش نخواهد کرد.
                                                               
حمید مهدوی متولد ۲۱ فروردین ۱۳۶۶، آتش‌نشان اهل مشهد در روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه با شلیک ماموران سرکوبگر به گلویش در این شهر کشته شد.

حمید آتش‌نشان حرفه‌ای و قهرمان ملی، ورزشکار و داور بین‌المللی راگبی بود که شامگاه ۱۸ دی در حال کمک به معترضان  کشته شد. او علاوه بر شغل رسمی خود در آتش‌نشانی، اینفلوئنسر حوزه کار خودش هم بود. صفحه اینستاگرام او با حدود ۹۵ هزار دنبال کننده، از ویدیوهایی با محتوای آموزشی و گاه سرگرمی بود.

او در یکی از پست‌های خود نوشته بود: «آتش‌نشان بودن فقط خاموش کردن آتش نیست...باید دل خانواده‌ها را آرام کنی. دل مردم را قرص کنی و دل خودتو ... بگذاری کنار چون وقت نمی‌کنی بهش برسی.»

حمید در طول اعتراضات مشهد، خارج از شیفت کاری خود برای نجات معترضان در تلاش و تقلا  بود. فیلمی از وی در فضای مجازی منتشر شد که مجروحی را بر دوش گرفته و سعی می‌کند او را از مهلکه نجات دهد. اما در میان آتش و دود، تیری برگلوی حمید نشست و خود بر خاک افتاد.

علی‌رغم فشارهای ماموران امنیتی، والدین و وابستگان حمید، پیکر او را به روستای دروار استان سمنان برده و در آن‌جا به‌خاک سپردند. مراسم چهلم حمید مهدوی به خاطر محدودیت‌ها و فشارهای ماموران امنیتی لغو شد.

محمدرضا شفیعی‌کدکنی با انتشار طرحی از کیارش خلیلی، بخشی از شعر «معراج‌نامه» از دفتر «از بودن و سرودن» را در صفحه اینستاگرام خود به یاد حمید مهدوی بازنشر کرد:



آنگاه
در لحظه‌ای که ساعت‌ها
از کار اوفتادند
و سیره‌ها به روی سپیدارها
گفتند:
«تاریخ میخ‌ْکوب شد این‌جا»
دیدم که در صفیرِ گلوله‌
مردی سپیده‌دم را
بر دوش می‌کشید
پیشانی‌اش شکسته و خونش
پاشیده در فلق.


آتش‌نشان‌های آمریکا در ۲۱ آوریل ۲۰۲۶، در مرکز آموزشی آتش‌نشانی «چسترفیلد» در ایالت ویرجینا طی سخنرانی‌ها، از یادبود حمید مهدوی به‌عنوان نمادی از فداکاری و انسان‌دوستی رونمایی کردند، زنگ سنتی آتش‌نشانی را نواختند و قطعه «امیزینگ گریس» را که در فرهنگ آتش‌نشانی آمریکا برای بزرگداشت جان‌باختگان این حرفه جای‌گاهی ویژه دارد، اجرا کردند.


جعفر جاویدی ۲۹ ساله در بحبوحه اعتراضات در مشهد با وسایل امدادپزشکی برای مداوای مجروحان به میدان شتافت.

جعفر جاویدی، معترض مجروحی که حمید مهدوی تلاش کرد او را بر دوش خود به مکانی امن برساند، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی با  گلوله جنگی از ناحیه پهلو مورد هدف گلوله جنگی قرار گرفت و مجروح شد. شدت اصابت به‌حدی بوده که محل ورود گلوله حدود ۷ سانتی‌متر دچار تخریب شده بود.

جعفر جاویدی ساکن خیابان سیدرضی مشهد بود و در زمینه فروش و تعمیرات تلفن همراه فعالیت می‌کرد.

جعفر جاویدی در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» بازداشت و برای گرفتن اعتراف شکنجه شد و سرانجام  بعد از طی ۳۷ ماه زندان با وثیقه آزاد شد. پیش از اعتراضات دی ماه  نیز حکم قضایی او صادر شده و به سه سال و یک ماه حبس محکوم شده بود.

پیکر جعفر جاویدی به صورت محدود و تحت تدابیر امنیتی در شرایطی غریبانه، تنها با حضور خواهرش به خاک سپرده شد.


پنج‌شنبه شب ۱۸ دی‌ماه، در مقابل کلانتری ۱۲ نجف‌آباد، محمد گلی آتش نشان، هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. در میانه اعتراضات این شهر، هنگامی که وی مشاهده کرد ماموران از داخل کلانتری به‌سوی مردم تیراندازی می‌کنند، با خودرو آتش‌نشانی به سمت در ورودی حرکت کرد تا مانعی میان نیروهای مسلح و مردم ایجاد کند، اما در این میان، بیش از ۱۱ گلوله به بدن او اصابت کرد و در جا جان باخت.


میثم کاظمی، ۱۹ دی‌ماه در پرند تهران در جریان اعتراضات کشته شد. او از جمله آتش‌نشان‌هایی بود که خارج از ساعات کاری، در کنار مردم در تجمعات حضور پیدا کرد. ابتدا با به وسیله باتوم به سرش ضرباتی وارد شد و سپس از میان جمعیت جدا و با شلیک گلوله به گردن کشته شد.

محمد بیات ۴۲ ساله، از آتش‌نشان‌های شهر ری، ۱۸ دی‌ماه هدف شلیک قرار گرفت و از ناحیه شکم و ران مجروح شد. او را به بیمارستان منتقل کردند، اما از پذیرش او خودداری شد. در نهایت با تلاش همراهانش بستری شد، اما به‌دلیل شدت خونریزی جان باخت. تحویل پیکر محمد بیات نیز با تهدیدهای امنیتی و دریافت پول چند گلوله که به او شلیک شده بود، صورت گرفت

ناصر شیرازی، ۴۴ساله،  فرمانده ایستگاه آتش‌نشانی تهران با ۲۲ سال سابقه، ۱۸ دی‌ماه در اسلامشهر هدف گلوله قرار گرفت. او در حالی که به یک فرد زخمی کمک می‌کرد، از ناحیه پهلو مورد اصابت گلوله جنگی قرار گرفت. به‌دلیل شدت خونریزی، همان شب به بیمارستان پارس تهران منتقل شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت.

در ابتدا نشانه‌هایی از بهبود در او دیده می‌شد، اما روز بعد، به کما رفت و شام‌گاه همان روز جان باخت.

یوحنا میرپادیاب ۳۹ ساله، ۱۸ دی‌ماه هم‌زمان با اعتراضات در رشت، به‌عنوان آتش‌نشان برای مهار حریق بازار به محل اعزام شد. او در خیابان تختی و در حالی که مشغول انجام وظیفه بود، هدف گلوله قرار گرفت. بر اساس گزارش‌ شاهدان، شلیک به‌صورت وی مستقیم و از روبرو انجام شد و گلوله به سرش اصابت کرد. پیکر یوحنا میرپادیاب در نخستین ساعات ۱۹ دی‌ماه، بدون برگزاری مراسمی در روستای «گرفم» در جاده انزلی – رشت در سکوت به خاک سپرده شد.


جواد طالبی، ۱۹ دی‌ماه برای کمک به یک جوان زخمی در اعتراضات شهر پرند شتافت، اما خود هدف گلوله قرار گرفت. او پدر یک دختر خردسال و همسرش در زمان کشته‌شدن او باردار بود. تحویل پیکر او چند روز به طول انجامید و خانواده‌اش در این مدت تحت فشار قرار گرفتند.

میلاد عطایی ۳۲ ساله، از آتش‌نشان‌های شاغل در پالایشگاه اصفهان، ۱۹ دی‌ماه در شاهین‌شهر کشته شد. او از ناحیه سر مورد اصابت گلوله جنگی قرار گرفت و جانش را از دست داد. دوستانش او را از جمله نیروهای فنی و فعال در حوزه آتش‌نشانی صنعتی معرفی کردند.


حسین رادی ۲۴ ساله ، غواص و آتش‌نشان اهل نجف‌آباد، ۱۹ دی‌ماه در خیابان میرداماد این شهر هدف گلوله قرار گرفت. به‌گفته همراهانش، او در تلاش برای دور کردن چند نفر از محل درگیری بود که از بالای یک ساختمان به سمتش شلیک شد و دو گلوله به قفسه سینه‌اش اصابت کرد. پس از انتقال به بیمارستان، پیکرش از سوی نیروهای امنیتی ربوده شد از این‌رو خانواده‌اش برای چند روز از سرنوشت او بی‌خبر بودند.

زندگی و فعالیت رادی میان اعماق آب و دل آتش در جریان بود. او در صفحه اینستاگرامش از زیبایی‌های ناشناخته دریا می‌نوشت؛ از سکوت، از تاریکی و از جایی که باید نفس را نگه داشت تا زنده ماند.

دوستان حسین می‌گویند که او روحیه‌ای آرام و در عین حال جسور داشت. کسی که هم به دل خطر می‌رفت و هم از تنهایی و سکوت لذت می‌برد. غواصی برای او فقط یک مهارت نبود، بخشی از نگاهش به زندگی بود.

حسین در ۱۹ دی‌ماه، حضور در خیابان را انتخاب کرد و در خیابان میرداماد نجف‌آباد، به میان جمعیت معترضان شتافت و در لحظاتی که تلاش می‌کرد چند معترض جوان را از دست نیروهای امنیتی دور کند، از بالای مسجد به سمتش شلیک شد و‌ دو گلوله جنگی به قفسه سینه‌‌اش اصابت کرد. دوستانش با عجله او را به کلینیک هاتف رساندند اما به دلیل عدم پذیرش، به بیمارستان منتظری منتقل شد. در این بیمارستان پیکرش به‌صورت پنهانی به‌وسیله نیروهای حکومتی ربوده شد و در نتیجه خانواده‌اش برای چند روز هیچ اطلاعی از سرنوشت او نداشت.

در نهایت، پس از حدود یک هفته، پیکر او با شرایطی خاص و با گرفتن تعهد از خانواده تحویل داده شد.


شهرام مؤمنی، رئیس آتش‌نشانی رشت: «جلو ماشین‌های ما را گرفتن و حتا بعضی‌ها را از ماشین کشیدن پایین. من متوجه نمی‌شوم که چرا جلو ماشین‌های ما را گرفتن؟ هیچ کجای دنیا ما ندیدیم با نیروهای امدادی این طور رفتار بکنن. نیروهای امدادی بی‌طرفن...»

چه کسانی جلو ماشین های آتش‌نشانی را گرفتند؟ رئیس آتش‌نشانی اما توضیح نداد!


بنا به گزارشی، اداره کل اطلاعات و اطلاعات سپاه گیلان به شهرداری دستور داده بودند که شامگاه ۱۸ دی ماه، ماشین‌های آتش‌نشانی را برای خاموش کردن آتش بازار رشت نفرستد.

——————-
منابع:
ــ ویکی پدیا،
ــ ایران اینترنشنال،
ــ کانال بی بی سی،
ــ ویدئوهای در پیوند،

۱۲ مه ۲۰۲۶ / ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵



نظر خوانندگان:


■ سپاس از این یادآوری دردناک!
نامشان زمزمه نیمه شب مستان باد!
تا نگویند که از یاد فراموشانند!
پورمندی