فارن پالیسی / ۷ مه ۲۰۲۶
ایران وارد مرحلهای بحرانی در تاریخ پس از انقلاب خود شده است. بسیاری از تحلیلها از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل بر افزایش سلطه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تمرکز کردهاند. این ارزیابی درست است، اما دگرگونی مهم دیگری را نادیده میگیرد؛ تغییری که در فضاهای عمومی ایران در حال وقوع است.
از آغاز جنگ، جمهوری اسلامی بهطور فعال حامیان خود، از جمله بسیج و شبکههای نزدیک به سپاه، را به خیابانهای تهران و دیگر شهرهای بزرگ آورده است. آنها بهصورت گروهی، حتی در جمعهای کوچک، در محلهها حرکت میکنند، شعارهای اسلامی و ضدآمریکایی سر میدهند، قرآن میخوانند و راهپیماییهای سیار برگزار میکنند. آنها با استفاده از بلندگوهایی که روی خودروها نصب شده، اغلب فریاد «حیدر، حیدر» سر میدهند؛ اشارهای به نخستین امام شیعیان، امام علی.
این فعالیتها محدود به یک منطقه خاص نیست. آنها در میدانهای عمومی، خیابانهای اصلی و مناطق مسکونی شهرهای بزرگ در حال گسترشاند. همچنین این اقدامات صرفاً نمایشهای خیابانی نیستند. در این تجمعها که بیشتر به جشنواره شباهت دارند، سپاه موشکهایی را که گفته میشود آماده شلیکاند به نمایش میگذارد؛ در حالی که جمعیت زیادی پیرامون آنها گرد میآیند، پرچم تکان میدهند و در برخی موارد حتی در کنار موشکها نماز جماعت برگزار میکنند.
این رویدادها نمایشی نمادین از قدرت و سرپیچی هستند، اما در عین حال مستقیماً با تغییری گستردهتر در صحنه اجتماعی پیوند دارند. همزمان با این تجمعها، بسیج و پلیس در سراسر شهرها ایستهای بازرسی برپا کردهاند؛ خودروها و در بسیاری موارد تلفنهای همراه مردم را برای یافتن پیامها یا مطالب ضدحکومتی جستوجو میکنند. در برخی موارد، نیروهای امنیتی افراد را بر اساس محتوای موجود در تلفنهایشان کتک زده و بازداشت کردهاند.
در این فضای امنیتیِ تازه و آشکار، رفتوآمد عادی در عرصه عمومی، بهویژه برای منتقدان حکومت، تحت کنترل و همراه با نااطمینانی شده است. در نتیجه، بسیاری از ایرانیان عادی ترجیح میدهند بیرون از خانه نباشند، بهخصوص در شبها که بسیاری از تجمعهای سپاه برگزار میشود. مردم که از این نمایشها و اختلالهایی که ایجاد میکنند خسته شدهاند و از گشتهای بسیج و ایستهای بازرسی هراس دارند، به خانههای خود بهعنوان فضایی امن عقبنشینی میکنند.
در کنار پیامهای اسرائیل و آمریکا که از غیرنظامیان میخواهند از حضور در فضای باز خودداری کنند، نتیجه این وضعیت تغییری آشکار در رفتار عمومی بوده است. با عقبنشینی ایرانیان از خیابانها، گروههای حامی حکومت وارد میدان شده و این فضا را پر کردهاند. این روند، وارونه شدن یک گرایش اجتماعی بلندمدت پیش از جنگ است؛ روندی که طی آن ایرانیان در حال بازپسگیری فضای عمومیای بودند که پس از انقلاب از دست داده بودند.
از سال ۱۹۷۹، جمهوری اسلامی کوشیده است با اجرای مقررات اسلامی، زندگی عمومی را کنترل کند. در دهه نخست پس از انقلاب، حتی پوشیدن شلوار جین و پیراهن آستینکوتاه نیز به دلیل نظارتهای اخلاقی حکومت در خیابانها دشوار بود.
اما با وجود تسلط بر دولت، جمهوری اسلامی در دهههای بعد بهتدریج کنترل خود بر فضای عمومی را از دست داد. اگرچه حکومت توان سرکوبگرانه خود را برای تنظیم رفتارها، مجازات تخلفات و تحمیل قوانین حفظ کرد، اما نتوانست زندگی اجتماعی را بهطور کامل، بهویژه در مناطق شهری، تحت سلطه درآورد. بدون سازماندهی، رهبری یا رویارویی مستقیم، ایرانیان شروع کردند از پایین، فضای عمومی را بازسازی کنند. اینجاست که مفهوم «پیشروی آرام» از آصف بیات اهمیت پیدا میکند.

به گفته بیات، تغییر اجتماعی میتواند از طریق کنشهای کوچک، پراکنده و روزمره پدید آید، نه صرفاً از راه اقدامات سیاسی چشمگیر. چنین کنشهایی برای مؤثر بودن، نیازی به هماهنگی ندارند. در ایران نیز جامعه از نظر اجتماعی و فرهنگی تغییر کرد؛ کمتر ایدئولوژیک شد و بیش از آرمانهای انقلابی، با زندگی روزمره همسو گردید.
برای مثال، زنان ایرانی بهشیوههایی ظریف اما آشکار، مرزهای حجاب اجباری را جابهجا کردند. با وجود فشار حکومت برای اجرای حجاب در اماکن عمومی، زنان ایرانی از قواعد پوشش تحمیلی سرپیچی کردند؛ ابتدا با پوشیدن حجابهای شل و آزاد و سپس، بهویژه پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲، با کنار گذاشتن کامل حجاب در اماکن عمومی.
نمونههای دیگری از دگرگونیهای اجتماعی آشکار در ایران شهری، شامل افزایش گردهماییهای مختلط زنان و مردان در کافهها، پارکها و دیگر فضاهای عمومی بود؛ همچنین جوانان، با وجود محدودیتهای رسمی، آشکارتر با یکدیگر معاشرت میکردند. همزمان، حضور حیوانات خانگی، بهویژه سگها، در فضاهای عمومی بیشتر به چشم میآمد.(حیوانات خانگی از سوی حکومت بهشدت محدود و از نظر اجتماعی نکوهش میشدند.) این تغییر تدریجی اما واقعی بود. با افزایش نافرمانی عمومی در برابر حکومت و ایدئولوژی آن، فضای عمومی دیگر بهطور کامل بر اساس چشمانداز اجتماعی جمهوری اسلامی شکل نمیگرفت.
حامیان حکومت و مذهبیهای سنتی عقبنشینی کرده و در محیطهای کنترلشدهتری متمرکز شدند؛ یا در محلههای مرکزی تهران مانند خیابان ایران و هدایت، یا در شهرکهای جدیدی که حکومت ایجاد کرده بود. جمهوری اسلامی و نهادهای وابسته به آن در سراسر ایران این شهرکها و مناطق مسکونی نیمهبسته را برای نیروهای وفادار، از جمله اعضای بسیج، خانوادههای سپاه و گروههای مذهبی محافظهکار توسعه دادند. مناطقی مانند شهرک محلاتی به فضاهای امنی تبدیل شدند که در آنها همسویی ایدئولوژیک حفظ میشد. افزون بر این شهرکها، گروههای حامی حکومت محیطهای اجتماعی خاص خود را نیز ایجاد کردند؛ از جمله مدارس، کافهها، رستورانها، هتلها و دیگر محلهای تجمع که بر پایه قواعد سختگیرانه پوشش و رفتار شکل گرفته بودند. بیشتر ایرانیان یا به دلیل محدودیتهای قانونی ــ مانند مدارس و شهرکها ــ یا به دلیل هراس از قواعد سختگیرانه اسلامی در زمینه پوشش و رفتار ــ مانند آنچه در کافهها و رستورانها وجود داشت ــ در این مکانها احساس پذیرش نمیکردند. با این حال، بیرون از این مناطق، فضای گستردهتر شهری محل مناقشه بود و در بسیاری موارد، بیش از پیش بهدست ایرانیان عادیای شکل میگرفت که هنجارهای حکومت را به چالش میکشیدند.

از زمان آغاز جنگ و در حالی که بخش بزرگی از جمعیت در خانهها ماندهاند، حامیان حکومت به همان فضاهایی بازگشتهاند که طی سالهای گذشته بهتدریج از دست داده بودند. شعارها، تجمعها، نمایشهای عمومی و حرکت آنها در محلهها با هدف القای حضور، کنترل و احساس سلطه بر فضای عمومی انجام میشود. حکومت با بازگرداندن آشکار و سازمانیافته حامیانش به خیابانها، میکوشد نظمی اجتماعی را که بهتدریج تضعیف شده بود دوباره تحمیل کند.
از این منظر، جنگ پیامدی ناخواسته ایجاد کرده است. این جنگ، دستکم بهطور موقت، سالها «پیشروی آرام» ایرانیان عادی را معکوس کرده و به نیروهای حامی حکومت امکان داده است چشمانداز شهری را بازپس گیرند. این موضوع اهمیت دارد، زیرا کنترل خیابان فقط جنبه نمادین ندارد. اینکه چه کسانی فضای عمومی را اشغال میکنند، چه کسانی میتوانند گرد هم آیند و چه کسانی قادرند حضور خود را به نمایش بگذارند، همگی بر برداشت عمومی از اقتدار و مشروعیت تأثیر میگذارند.
این تغییر در سطح خیابان در ایران همزمان با دگرگونی ساختاری عمیقتری در درون حکومت رخ میدهد؛ تغییری که در آن نظام سیاسی به سوی نظمی هرچه بیشتر امنیتی و متکی بر سپاه پاسداران، بهعنوان مرکز قدرت، حرکت میکند. دگرگونی حکومت و دگرگونی خیابان به یکدیگر پیوستهاند. حکومتی که بیش از پیش بر اجبار، وفاداری و انضباط ایدئولوژیک تکیه دارد، به حضوری اجتماعی و آشکار نیز نیازمند است.
برای ایرانیان عادی، این وضعیت پیامدهای روشنی دارد؛ فضای عمومی که پیشتر نیز محدود بود، ممکن است باز هم کوچکتر شود. آنچه زمانی شکلی از مقاومت روزمره محسوب میشد ــ یعنی حضور و تصرف فضای عمومی ــ اکنون زیر فشار جنگ محدود شده و جای خود را به نمایشهای سازمانیافته وفاداری به حکومت داده است.
در سطح سیاسی نیز این وضعیت، ایده تغییر رژیم را پیچیدهتر میکند. پایگاه اجتماعی حکومت، هرچند محدود، در حال از بین رفتن نیست. در شرایط کنونی، این پایگاه حتی آشکارتر نیز شده است. آنچه مشاهده میکنیم فروپاشی جمهوری اسلامی نیست، بلکه حکومتی است که متمرکزتر، منزویتر و وابستهتر به هستهای کوچکتر اما فعالتر از حامیان خود میشود. همزمان، حکومت میکوشد کنترل خود بر جامعه را نهفقط از طریق نهادها، بلکه از طریق خودِ فضا نیز دوباره برقرار کند.
از این منظر، جنگ فقط در آسمان یا با موشکها جریان ندارد. این جنگ در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای ایران نیز در حال وقوع است. و دستکم فعلاً، کنترل این خیابانها در حال تغییر است.
————————
* سعید گلکار، استاد دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه تنسی در چاتانوگا و مشاور ارشد سازمان «اتحاد علیه ایران هستهای» است.