ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Wed, 29.04.2026, 23:12
تورم بهاری نشانه چیست؟

احمد علوی

۱. مقدمه
تورم در اقتصاد ایران دیگر یک پدیده مقطعی، موسمی یا چرخه‌ای نیست، بلکه به یک ویژگی نهادینه ساختاری تبدیل شده است که عمدتا ریشه در بحران های گوناگون مزمن و اختلال در حکمرانی اقتصادی دارد هر چند فضای جنگی و شوکهای سیاسی نیز بر آن موثر است. سطح بالای شاخص قیمت مصرف‌کننده در فروردین ۱۴۰۵، در کنار شکاف فزاینده تورمی میان دهک‌ها، بیانگر آن است که فشار تورمی نه‌تنها پایدار، بلکه از نظر اجتماعی نیز نامتوازن توزیع می‌شود. در این میان، تحریم‌های اقتصادی، فضای جنگی و ضعف نهادی، به‌عنوان متغیرهای کلیدی، این روند را تشدید کرده‌اند.

۲. روندهای تورمی و ویژگی‌های آن
بر اساس داده‌های رسمی در پایان فروردین ماه، تورم ماهانه ۵ درصد، تورم نقطه‌به‌نقطه ۷۳.۵ درصد و تورم سالانه ۵۳.۷ درصد گزارش شده است.
هر سه شاخص تورمی نسبت به ماه قبل افزایشی بوده‌اند.
افزایش محسوس تورم ماهانه نشان می‌دهد که موج جدید گرانی در حال تقویت است.
رشد تورم سالانه یعنی حتی در افق میان‌مدت نیز فشار تورمی هنوز مهار نشده است
این ارقام اقتصاد ایران را در وضعیت «تورم بالا و پایدار» قرار می‌دهد؛ وضعیتی که در آن افزایش قیمت‌ها نه‌تنها سریع، بلکه انتظاری و درونی‌شده است. رشد بالاتر قیمت در گروه خوراکی‌ها نسبت به سایر کالاها نیز نشان‌دهنده فشار بیشتر بر دهک‌های پایین‌تر است، که سهم بیشتری از درآمد خود را صرف کالاهای اساسی می‌کنند.

۳. چارچوب نظری تحلیل
در چارچوب مدل عرضه و تقاضای کل، تورم ایران حاصل هم‌زمان افزایش تقاضای اسمی (به‌دلیل رشد شدید نقدینگی) و کاهش رشد اقتصادی و عرضه واقعی (به‌دلیل اختلالات تولیدی و تجاری) است. در عین حال، بر پایه آموزه های اقتصادی، زمانی که انتظارات تورمی لنگر خود را از دست می‌دهند، حتی شوک‌های کوچک نیز می‌توانند به موج‌های تورمی پایدار تبدیل شوند. این وضعیت در اقتصاد ایران به‌وضوح قابل مشاهده است، چون نااطمینانی‌های سیاسی و اقتصادی، رفتارهای پیش‌دستانه و پیش برنده تورمی را تقویت کرده‌اند.

۴. تحلیل علّی تورم: برهم‌کنش عوامل ساختاری و شوک‌ها
۱.۴. عوامل پولی و بودجه‌ای
کسری بودجه مزمن دولت، که اغلب از طریق استقراض از بانک مرکزی یا نظام بانکی و خلق پول تأمین می‌شود، یکی از مهم‌ترین موتورهای تورم است. این فرآیند با افزایش پایه پولی و رشد نقدینگی، تقاضای کل را به‌طور ناموزون افزایش می‌دهد. در عین حال، ناترازی در شبکه بانکی و خلق اعتبار بی‌پشتوانه، به این روند دامن می‌زند. نبود انضباط مالی و ضعف در سیاست‌گذاری پولی، موجب شده که این چرخه تورمی به‌صورت خودتقویت‌شونده عمل کند.

۲.۴. نقش تحریم‌های اقتصادی
تحریم‌ها به‌عنوان یک محدودیت ساختاری، اقتصاد ایران را در چندین سطح تحت تأثیر قرار داده‌اند. نخست، از طریق کاهش درآمدهای ارزی، ظرفیت دولت برای تأمین مالی غیرتورمی را محدود کرده‌اند. دوم، با ایجاد اختلال در واردات کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای، هزینه تولید داخلی را افزایش داده‌اند. سوم، با محدود کردن دسترسی به نظام مالی بین‌المللی، هزینه مبادلات را بالا برده و ناکارآمدی را تشدید کرده‌اند. در نتیجه، تحریم‌ها هم از مسیر کاهش عرضه و هم از مسیر تشدید کسری بودجه، به تورم دامن زده‌اند.

۳.۴. فضای جنگی و شوک‌های عرضه
فضای جنگی و تنش‌های نظامی اخیر، نقش یک کاتالیزور را در تشدید تورم ایفا کرده‌اند. آسیب به زیرساخت‌های تولیدی، اختلال در شبکه‌های حمل‌ونقل، افزایش هزینه‌های امنیتی و نظامی، و کاهش اطمینان فعالان اقتصادی، همگی موجب کاهش عرضه کل شده‌اند. این شرایط همچنین به افزایش هزینه‌های تولید و توزیع انجامیده و به‌ویژه در بازار کالاهای اساسی، تورم ماهانه را تشدید کرده است.

۴.۴. فساد ساختاری و سوء‌مدیریت نهادی
یکی از ابعاد کمتر مورد توجه اما بسیار تعیین‌کننده، نقش فساد اقتصادی و سوء‌مدیریت در تشدید تورم است. تخصیص ناکارآمد منابع، رانت‌جویی، و نبود شفافیت در سیاست‌گذاری، باعث شده که منابع محدود اقتصادی به‌جای فعالیت‌های مولد، به سمت فعالیت‌های غیرمولد و سفته‌بازانه هدایت شوند. علاوه بر این، تصمیمات ناپایدار و سیاست‌های متناقض، نااطمینانی را افزایش داده و انتظارات تورمی را تشدید کرده‌اند. در چنین بستری، حتی سیاست‌های ضدتورمی نیز کارایی خود را از دست می‌دهند.

۴.۵. انتظارات تورمی و شوک ارزی
در شرایط بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی، انتظارات تورمی به یکی از مهم‌ترین محرک‌های افزایش قیمت تبدیل می‌شود. افزایش نرخ ارز، که خود تحت تأثیر تحریم‌ها و نااطمینانی قرار دارد، از طریق انتقال به قیمت کالاهای وارداتی، به تورم داخلی دامن می‌زند. این فرآیند، به‌ویژه در اقتصادی با وابستگی بالا به واردات، اثرات گسترده‌ای دارد.

۵. پیامدهای اقتصادی و اجتماعی تورم
۱.۵. پیامدهای کلان اقتصادی
تورم بالا در کنار کاهش تولید، اقتصاد را در وضعیت رکود تورمی قرار داده است؛ وضعیتی که در آن رشد اقتصادی کاهش یافته و بیکاری افزایش می‌یابد. نااطمینانی بالا نیز موجب کاهش سرمایه‌گذاری و تشدید فرار سرمایه شده است. در سطح خارجی، افزایش هزینه واردات و کاهش صادرات، فشار بر تراز پرداخت‌ها را افزایش داده است.

۲.۵. پیامدهای توزیعی و اجتماعی
تورم به‌عنوان یک «مالیات پنهان»، بیشترین فشار را بر دهک‌های پایین وارد می‌کند. افزایش قیمت کالاهای اساسی، کاهش قدرت خرید و افزایش فقر، از مهم‌ترین پیامدهای اجتماعی این وضعیت است. در عین حال، تورم موجب بازتوزیع ثروت به نفع دارندگان دارایی‌های واقعی و به ضرر حقوق‌بگیران ثابت می‌شود.

۳.۵. پیامدهای بلندمدت
تداوم تورم بالا، اعتماد به سیاست‌گذاری اقتصادی را تضعیف کرده و ارزش پول ملی را فرسایش می‌دهد. در چنین شرایطی، کنترل تورم حتی پس از کاهش شوک‌های خارجی نیز دشوار خواهد بود. در سناریوهای بدبینانه، ادامه این روند می‌تواند اقتصاد را به سمت وضعیت‌های نزدیک به ابر تورم سوق دهد.

۶. مقایسه تطبیقی
تجربه کشورهایی مانند ونزوئلا و آرژانتین نشان می‌دهد که ترکیب تحریم، بی‌انضباطی مالی، فساد نهادی و شوک‌های خارجی، می‌تواند اقتصاد را در چرخه‌های تورمی پایدار گرفتار کند. خروج از این وضعیت نیازمند اصلاحات عمیق و هماهنگ در سطوح مختلف سیاست‌گذاری است.

۷. نتیجه‌گیری و توصیه‌های سیاستی
تورم بالای مشاهده‌شده در فروردین ۱۴۰۵، نتیجه برهم‌کنش پیچیده‌ای از عوامل تقاضایی، عرضه‌ای، نهادی و سیاسی است. تحریم‌ها و فضای جنگی نقش تشدیدکننده داشته‌اند، در حالی که فساد ساختاری و سوء‌مدیریت، کارایی سیاست‌های اقتصادی را تضعیف کرده‌اند.
برای مهار این وضعیت، مجموعه‌ای از سیاست‌های هماهنگ ضروری است: انضباط مالی برای کنترل کسری بودجه، اصلاح نظام بانکی برای مهار رشد نقدینگی، کاهش تنش‌های خارجی برای بهبود شرایط عرضه، و ارتقای حکمرانی اقتصادی از طریق شفافیت و مقابله با فساد. بدون چنین اصلاحاتی، تورم به‌عنوان یک پدیده ساختاری، همچنان تداوم خواهد یافت.