ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Tue, 28.04.2026, 13:04
هولوکاست بازار رشت

سعید سلامی

نه بخشیدن و نه فراموش کردن فاجعه‌آفرین
و یادآوری مداوم فاجعه، راهی‌ست برای
پرهیز از تکرار فاجعه‌ای دیگر

ج. ا. ایران از نخستین روزهای استقرار خود به‌طور مستمر شاهد اعتراضات و ناآرامی‌های اجتماعی بوده است؛ اعتراضاتی با ماهیت‌های گوناگون، از تلاش برای احقاق حقوق جنسیتی و مطالبات صنفی و مدنی گرفته تا اعتراضات اقتصادی، سیاسی، ملی و قومی که به ویژه در سال‌های اخیر از سطح مطالبات مشخص فراتر رفته و مستقیما ساختار و بنیان‌های حاکمیت را هدف قرار داده‌اند.

مروری به پنج دهه اعتراضات حاکی است که رژیم تمامیت‌خواه دینی در ایران به هیچ یک از خواسته‌های صنفی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی نه تنها پاسخ مثبت نداده، بلکه هربار در تقابل با معترضین، حلقه را تنگتر کرده و سرکوب را عریانتر و شدیدتر اعمال نموده و انواع سلاح و ابزار مدرن و به روز را مثل پهپادها، دوربین‌های دیجیتال در خیابان‌ها، بیمارستان‌ها، پارک‌ها، اداره‌ها و مدرسه‌ها  برای سرکوب، بازداشت و اعدام مورد استفاد قرار داده است.

برنامه‌ریزی برای کشتار

به گفتهٔ یکی از مقام‌های پیشین وزارت کشور که پیش‌تر عضو سپاه بوده، آمادگی‌های بلندمدت برای کشتاری از نوع آنچه در ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ رخ داد، از سال ۱۴۰۰–۱۴۰۱ آغاز شده بود. این برنامه‌ها شامل نشانه‌گذاری و شناسایی نقاط مرتفع برای استقرار تک‌تیراندازان، آموزش‌های ایدئولوژیک و آمادگی روانی برای کشتن، از جمله شلیک به معترضان، و آموزش و سازمان‌دهی افراد دارای سابقهٔ مجرمانه برای ایفای نقش هدایت‌کننده در تجمعات، با هدف شناسایی افراد و کنترل و جهت‌دهی به حرکت‌های خیابانی بود.

به گزارش نیویورک تایمز، خامنه‌ای در ۱۹ دی ۱۴۰۴ به شورای عالی امنیت ملی دستور داد: «اعتراض‌ها به هر وسیلهٔ ممکن درهم شکسته شود» و رؤسای هر سه قوه از این دستور «آگاهی صریح» داشته و آن را تأیید کرده بودند. بنا به این گزارش، شورای عالی امنیت ملی دستور استفاده از گلولهٔ جنگی را صادر کرده بود، به نیروهای امنیتی نیز دستور داده شده بود «بی‌رحمانه شلیک کنند و هیچ‌گونه ارفاقی نشان ندهند.»

اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴، در چنین بستر تصمیم گیری حکومتی آغاز شد و به ده‌ها هزار کشته، ده‌ها هزار بازداشتی و ده‌ها اعدام منتهی شد.

ایران‌وایر می‌نویسد: «علی لاریجانی یکی از طراحان اصلی این کشتارها بود و روش‌های کشتار بر اساس الگوی سرکوب و کشتار میدان تیان‌آن‌من پکن در سال ۱۹۸۹ طراحی شده بود.»

هولوکاست بازار رشت

تراژدی شب ۱۸ دی؛ کشتار بی‌رحمانه‌، شهری سوخته، دودگرفته و غم‌زده، روایت یک شاهد: «ساعت‌ها بوی جسد سوخته می‌آمد.»

در جریان خیزش دی ماه، شمار زیادی از مردم توسط نیروهای سرکوبگر رژیم در سراسر ایران  قتل‌عام شدند؛ برآوردها از شمار جان‌باختگان بسیار متفاوت است، اما داده‌های آماری از ۴۳۰۰۰ کشته حکایت می‌کنند. این رویداد بزرگ‌ترین کشتار در تاریخ معاصر ایران و خونین‌ترین و گسترده‌ترین سرکوب در تاریخ ۴۷ ساله ج. ا. بود. برخی منابع این کشتار را «مرگبارترین سرکوب دولتی علیه معترضان در تاریخ معاصر جهان» و «نسل‌کشی در تاریکی دیجیتال» نامیده‌اند.

در این میان، کشتار معترضان در رشت و آنچه در شب ۱۸ دی ماه در بازار این شهر اتفاق افتاد، آن را از بقیه کشتارهای جمعی در سراسر ایران متمایز می‌کند. باهم به این سبعیت منحصر‌به‌فرد مروری بکنیم.

پنجشنبه ۱۸ دی ساعت ۵ عصر میدان شهرداری، لحظه به لحظه جمعیتی که به سمت میدان می‌رفتند بیشتر می‌شد، از شهرها و روستاهای مجاور هم آمده و در چند میدان و خیابان جمع شده بودند؛ سبزه میدان و خیابان معلم در مجاورت میدان شهرداری شلوغ‌تر از همیشه بود؛ جمعیتی بیش از ۲۰ هزار نفر. جمعیتی یکدست و آرام که سرشار از امید و اتحاد بودند. یکی دست همسرش را گرفته بود و یکی هم دست مادر پیرش را، یکی دیگر هم دختر کوچولویش را گذاشته بود روی دوشش و قاطی سیل جمعیت شده بود. همه با یک هدف آمده بودند؛ آزادی ایران. ذره‌ای ترس و نگرانی تو چهره‌ها دیده نمی‌شد و بزرگترین دل گرمی‌شان هم همین جمعیت متراکمی بود که کوچه پس کوچه‌های بازار را به تصرف خود درآورده و شعار سر داده بودند:

رضا شاه روحت شاد
مرگ بر دیکتاتور
این آخرین نبرده، شاهزاده برمی‌گرده

رضا پهلوی چند روز قبل برای سردادن شعار در ساعت هشت شب ۱۸ و ۱۹ فراخوان داده بود.


دقیقه به دقیقه بر تعداد نیروهای امنیتی و لباس شخصی هم افزوده می‌شد؛ نیروهای مجهز به انواع سلاح‌های سبک و سنگین.

تا ساعت حدود ۸ شب همه چی تحت کنترل بود، مردم در محدوده بازار قدیم رشت در حرکت بودند و شعار می‌دادند. جمعیت تا بولوار معلم و خیابان شریعتی را پر کرده بودند. به‌رغم حضور نیروهای مسلح امنیتی کسی ترس به دل راه نمی‌داد. اما یک باره شرایط تغییر کرد و صدای گلوله‌ها در میدان شهرداری پیچید؛  صدای شلیک های پراکنده ترس و نگرانی واضطراب را بر دل جمعیت افکند.

دستور شلیک داده شده بود اما هنوز کسی فکر نمی کرد که دقایقی دیگر با صحنه نمایش کشتار جمعی مواجه خواهند شد. نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی‌های نقابدار جمعیت را محاصره کرده بودند. تویوتوهای سفید مجهز به سلاح‌های نیمه سنگین جنگی داشتند به جمعیت نزدیک‌تر می‌شدند. صدای تیراندازی لحظه به لحظه بیشتر می‌شد. فریادهای «دارن می زنن، دارن مستقیم شلیک می کنن»، مردم معترض را از کنترل خارج کرد و هر کس به سمت‌و سویی فرار می‌کرد.

از داخل بازار هم آتش و دود بلند شده بود. احتمال آتش گرفتن و خفه شدن با دود بود؛ جمعیت از داخل بازار به طرف خیابان شریعتی فرار کردند، خیابان شریعتی که از طرف دیگر به میدان شهرداری منتهی می‌شود.

یک شاهد: «افرادی که در بازار گیر کرده بودند با دستانی که به حالت تسلیم بالا گرفته بودند به سمت خروجی‌های بازار رفتند، اما نیروهای امنیتی آن‌ها را به رگبار بستند.»

شاهد دیگر: «بازماندگان زخمی را در خیابان‌ها و بیمارستان‌ها با تیر خلاص تمام کردند.»

شاهد دیگر: «مردم به سمت خیابان شریعتی هجوم بردند اما با شلیک و رگبار گلوله ماموران امنیتی مواجه شدند که اطراف بازار منتظر بودند، بیرون بازار در خیابان شریعتی جنازه‌ها روی هم افتادند.»

شاهد دیگر: «نیروهای امنیتی لباس‌شخصی که لابه‌لای معترضان بودند و به‌دلیل پوشش‌های هماهنگ و رفتار مشابه، پس از مدتی قابل تشخیص شدند، خودشان آتش بازار را در چند نقطه روشن کردند و بازار هم که مجموعه‌ای از ساختمان‌های چوبی و قدیمی به هم پیوسته است، به‌سرعت سوخت. ماموران خیابون‌های اطراف‌ را بسته بودند؛ خیابان تختی و تقاطع بیستون و معلم به‌ طرف سبزه میدون را بسته بودند. برای همین آتش‌نشانی دیر آمد. سرای ملک پشت مسجد هم آتش گرفت، راسته کتابفروشی کامل سوخت، بانک ملت سر خیابان تختی طوری سوخت که به زغال تبدیل شد.»

گزارش‌ تلویزیونی حکومت: «اغتشاشگران به عمد بازار را آتش زدند.»
شاهدان: «این منطقی نیست که معترضان بازار را آتش بزنند و بعد به طرف آن فرار کنند.»

جمعه، ۱۹ دی

صبح جمعه ۱۹ دی ماه، مردمی که اینترنت‌ و تلفن‌شان قطع شده بود، وقتی از خانه‌هایشان بیرون آمدند با شهری مواجه شدند که بخشی از آن سوخته و خاکستر شده بود. شهر اما خالی از ماموران امنیتی بود. مردم که با این وضعیت مواجه شدند، تصور کردند شهر به دست آن‌ها افتاده؛ خانواده‌ها از پیر و جوان شروع کردند به بوق زدن و  پخش شیرینی و گل. ارتباطات کاملا قطع بود و اهالی رشت تصور می‌کردند شهرهای دیگر هم از دست حکومت خارج شده است.

اما این تصور پیروزی و شادی زیاد دوام نیاورد: جمعه‌شب ناگهان برق شهر را قطع کردند و حمله به مردم شروع شد. آن شب رشت شاهد خونین‌ترین کشتار معترضان در تاریخ معاصرش بود.

یک شاهد: «از جمله رنگ سبز لباس نیروهایی که دیدم گمان می‌کنم از ارتش هم در بین ماموران حضور داشتند؛ ظاهرا پنجشنبه نیرو کم آوردند. اما جمعه بازگشتند و همه را تیرباران کردند. نیروهای زمینی ارتش هم در بین‌شان دیده می‌شد. تا گلو مسلح بودند. بعضی نارنجک به خودشان بسته بودند، سلاح اتوماتیک، کلاشنیکوف و ژ۳ داشتند. سه نفر ترک موتور می‌نشستند و هر کس را می‌دیدند می‌زدند. در خیابان معلم همه را تیرباران کردند. در کوچه پس‌کوچه‌ها دنبال آدم‌ها می‌رفتند و آن‌ها را می‌کشتند.»

شاهدان، قربانیان این کشتار را بیش از ۳۰۰۰ نفر  تخمین می‌زنند. یکی از شاهدان می‌گوید: «علاوه بر کشته‌ها و زخمی‌ها، گروهی نیز ناپدید شده‌اند. هنوز از چند دوست صمیمی‌ام خبری ندارم؛ افراد زیادی هستند که  نه نامشان در فهرست بازداشت‌شدگان دیده می‌شود و نه پیکرشان به خانواده‌ها تحویل داده شده‌اند. قربانیان از 8 و ۹ تا ۶۰ سال در اعتراضات شرکت کرده بودند. بخش زیادی از کشته‌ها را نوجوان‌ها و جوان‌ها تشکیل می‌دادند، خانواده‌هایی را نیز دیدم که با کودکانشان به خیابان آمده بودند. سرکوب‌گران بچه‌ها و کودکان را هم کشتند.»

روزانه هزاران نفر از ساکنین شهرها و روستاهای استان گیلان و استان‌های مجاور، برای داد و ستد در «رشت بازار» حضور می یابند. این بازار برای گردشگران نیز همواره جذاب و دیدنی است.

بازار بزرگ رشت ۲۵۰ سال  قدمت دارد. این بازاردر سال ۱۲۸۹هم دچار حریق شد که به از بین رفتن هزار دکان و ده کارونسرا منجر گشت، اما بازار از خاکستر خود بلند شد و رونق گرفت. بازار رشت مانند دیگر بازارهای قدیم ایران، مرکزی برای تجارت و ارتباط شهری بود، اما برخلاف بازارهای اصفهان یا تهران، سقف‌های طاقی یا گنبدی نداشته و کاملا سرپوشیده نیست؛ به جای آن، سایبان‌هایی از هر طرف به مغازه‌ها متصل است تا پیاده‌روها در برابر باد و باران محافظت شوند.

در گذشته در کاروانسراهای بازار رشت شترهایی که طاقه‌های ابریشم و سایر محصولات را بر گرده‌شان می‌گذاشتند، راهی بندر پیربازار رشت میشدند تا به آن سوی آب‌های دریای خزر صادر شوند. این بازار حوادث زیادی به خود دیده، یکبار لشکریان کریم‌خان زند بازار را به آتش کشیدند و یکبار سربازان آقامحمدخان قاجار، غارتش کردند. بلایای طبیعی و سهل انگاری‌های انسانی هم چندین بار بازار رشت را به آتش کشیدند و دکان‌ها و مسجد و کلیسایش را به خاکستر نشاندند.


بازار قدیمی رشت، با قدمتی ۲۵۰ ساله، بزرگ‌ترین بازار روباز کشور، مرکز کلیه فعالیت‌های بازرگانی استان گیلان به حساب می‌آید، (می‌آمد؟)

ستون فقرات رشت شکست

ستون فقرات ارتباطات شهری در رشت پس از ۱۸ دی شکست؛ وقتی بازار در آتش سوخت و خاکستر شد. حالا بدهی، چک و سفته‌ بیش از ۹۰ تا ۹۵ درصد کسبه در یک سو و در سویی دیگر غمبادی مشاهده می‌شود که در هر حرکت از مردم رشت جاری است. اما چرا؟ چرا انگار تمام سرخوشی رشتی‌ها به این بازار گره خورده بود؟ آیا موضوع تنها خسارت مالی‌ است که بخش قابل توجهی از بازاریان متحمل شده‌اند؟

مریم ۳۰ ساله که محل کارش در نزدیکی بازار است می‌گوید: «یک نمه باران که می‌زد، عطر سبزی تازه محیط را پر می‌کرد. امروز هم بارانی است اما بوی خاکستر بازار به مشام می‌رسد. شما بودید چه حسی داشتید؟»

در بافت شهری، بازار رشت نقش خیابان اصلی را برعهده داشت و از نظر ساختاری، به عنوان ستون فقرات ارتباطات شهری شناخته می‌شد. گذرهای مهم شهر از بازار منشعب می‌شدند و تا دل محله‌ها ادامه پیدا می‌کردند، به طوری که بازار نه تنها مرکز خرید و فروش، بلکه قلب تپنده زندگی شهری بود.

مغازه‌دارها: «انبارهایمان پر از اجناسی بود که برای عید خریده بودیم، اما همه در آتش سوخت و هر کدام میلیاردها تومان ضرر کردیم.»

۲۵ میلیارد مغازه‌ها، ۳۰ میلیارد اجناس در هر یک از صدها غرفه‌ بازار رشت دود شدند و به هوا رفتند؛ روی هم رفته ۳ هزار میلیارد تومان خسارت برای مردم تخمین زده شده؛ اما گویا قرار نیست کسی جبران خسارت کند. بیمه مسئولیتی به عهده نمی‌گیرد و می‌گوید: «آتش‌سوزی بازار رشت در آشوب اتفاق افتاده.»

۲ سال بیکاری

حق شناس، استاندار گیلان، می‌گوید: «آتش سوزی در هفت نقطه بازار شامل سرای ملک، قیصریه فخر، بازار کتابفروشان، طاقی بزرگ و کوچک، راسته میخ فروشان و مغازه‌های محدوده خیابان شریعتی، خسارات سنگینی برجای گذاشت.»

گفته می‌شود برای بازسازی آن به ۲ سال زمان نیاز است؛  یعنی ۲ سال بی‌کاری برای هزاران شهروند رشتی.

یکی از ریش سفیدان باز رشت: «ما مثل ملاک‌ها به مغازه نگاه نمی‌کردیم. قیمت روی آن نمی‌گذاشتیم. من حتا نمی‌دانستم مغازه‌ام ۲۵ تا ۳۰ میلیارد تومان قیمت دارد. حالا ۷۹ سال سن دارم، ۶۹ سالش در مغازه‌ام سپری شده، هر روز صبح که بیدار می‌شوم احساس می‌کنم بخشی از وجودم را از دست داده‌ام.»


منابع:
ــ ویکی پدیا،
ــ فرارو،
ــ ایران وایر،
ــ ویدئو تونل زمان.

۲۸ آوریل ۲۰۲۶ / ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵