۱. مقدمه
در بسیاری از نظامهای سیاسی معاصر، بهویژه در شرایط اقتدارگرایی، نمایشهای جمعی خیابانی بهعنوان یکی از ابزارهای کلیدی برای بازنمایی مشروعیت و حمایت اجتماعی به کار گرفته میشوند. حضور فیزیکی شهروندان در خیابان، در قالب تجمعات، راهپیماییها یا کاروانهای نمادین، اغلب بهعنوان نشانهای از پیوند میان دولت و جامعه تفسیر میشود. با این حال، این فرض بنیادین که «حضور بهمعنای حمایت است» همواره قابل دفاع نیست، بهویژه زمانی که شواهد تجربی به ناکارآمدی سیاسی و اقتصادی حاکمیت، نقش حقوق شهروندان، فساد گسترده اقتصادی و همزمان بکارگیری سازوکارهای سازماندهیشده و مبتنی بر مشوقهای مادی برای ایجاد کاروانهای نمادین اشاره دارند.
تحولات فروردین ۱۴۰۵ در ایران نمونهای قابل توجه از این وضعیت را فراهم میکند. در حالی که رسانههای رسمی این رویدادها را بهعنوان جلوهای از «حمایت خودجوش مردمی» از رژیم حاکم بازنمایی کردند، مجموعهای از گزارشهای مستقل و روایتهای شهروندی نشان میدهند که این مشارکتها بهطور گسترده با پرداختهای مالی، سازماندهی متمرکز و سازوکارهای نظارتی همراه بودهاند. این شکاف میان بازنمایی رسمی و شواهد تجربی، پرسشی اساسی را مطرح میکند: آیا آنچه بهعنوان «حمایت مردمی» دیده میشود، بازتابی از واقعیت اجتماعی است، یا محصول یک فرآیند تولید و بازنمایی؟
این گزارش با هدف پاسخ به این پرسش، تلاش میکند پدیدهٔ مورد نظر را در چارچوبی نظری فراتر از تبیینهای متعارف تحلیل کند. بهطور خاص، با بهرهگیری از نظریهٔ فراواقعیت و مفاهیم مکمل، استدلال میشود که آنچه در این مورد رخ داده، نوعی «تولید واقعیت سیاسی» از طریق نمایش است؛ فرآیندی که در آن، نشانههای حمایت جایگزین خود حمایت میشوند. بدین ترتیب حمایت از رژیم در بازار نمایشهای خیابانی به کالای مورد معامله روزمره تبدیل میشود.
۲. روششناسی و دادهها
این پژوهش از رویکردی کیفی-توصیفی بهره میگیرد و بر اصل «همگرایی شواهد» استوار است. دادهها از سه منبع اصلی استخراج شدهاند: نخست، گزارشهای رسانهای مستقل که به شواهدی نظیر پیامکهای فراخوان، جزئیات پرداختها و مصاحبه با مشارکتکنندگان دسترسی داشتهاند؛ دوم، روایتهای شهروندی در شبکههای اجتماعی که بهصورت گسترده الگوهای مشابهی را بازتاب دادهاند؛ و سوم، گزارشهای رسانههای رسمی که هرچند با هدف تبلیغی منتشر شدهاند، اما اطلاعات ضمنی درباره سازماندهی و لجستیک این فعالیتها ارائه میدهند.
تحلیل دادهها در دو سطح انجام شده است: در سطح نخست، الگوهای تجربی مشترک در میان منابع شناسایی شدهاند؛ و در سطح دوم، این الگوها در چارچوب مفاهیم نظری بازتفسیر شدهاند. این رویکرد امکان میدهد تا از سطح توصیف فراتر رفته و به تبیین ساختاری پدیده دست یافت.
۳. یافتههای تجربی
شواهد تجربی و مصادیق نمایشهای خیابانی
این فصل به ارائه و صورتبندی نظاممند شواهد تجربی مربوط به بسیج شبانهٔ پولمحور میپردازد. هدف، نه صرفاً فهرستکردن دادهها، بلکه نشان دادن الگوهای تکرارشوندهای است که از همگرایی منابع مستقل به دست میآیند و امکان تفسیر نظری آنها را فراهم میکنند. دادهها از گزارشهای رسانهای حرفهای، شواهد دیجیتال (بهویژه پیامکهای فراخوان) و روایتهای شهروندی استخراج شدهاند.
۱.۳. پیامکهای فراخوان و سازوکار جذب نیرو
یکی از روشنترین مصادیق سازماندهی، وجود پیامکهای انبوه برای جذب مشارکتکنندگان است. این پیامکها معمولاً شامل اطلاعاتی درباره زمان، مکان و نوع فعالیت بوده و در برخی موارد، بهطور ضمنی یا صریح به وجود «حقالزحمه» اشاره دارند. ساختار این پیامها نشان میدهد که فرآیند جذب، نه از طریق شبکههای خودجوش اجتماعی، بلکه از طریق کانالهای نیمهرسمی و هدفمند انجام شده است.
از منظر تحلیلی، این پیامکها را میتوان بهعنوان «نقطه آغاز زنجیره تولید نمایش» در نظر گرفت؛ جایی که تقاضا برای حضور خیابانی بهصورت سازمانیافته ایجاد میشود.
۲.۳. پرداختهای نقدی و ساختار دستمزد
گزارشهای همگرا از منابع مختلف نشان میدهد که مشارکت در این فعالیتها با پرداختهای روزانه همراه بوده است. مبالغ گزارششده برای حضور پیاده در خیابانها در حدود یک تا دو میلیون تومان و برای نقشهای تخصصیتر — مانند حضور با خودرو یا مشارکت در ایستهای بازرسی — بالاتر بوده است.
این ساختار پرداختی چند ویژگی مهم دارد:
نخست، روزانه بودن دستمزد که آن را به کار موقت شبیه میکند؛
دوم، تفکیک نقشها که نشاندهنده تقسیم کار است؛
و سوم، نقدی بودن پرداختها که سرعت و انعطافپذیری این سازوکار را افزایش میدهد.
در مجموع، این مصداقها نشان میدهند که مشارکت سیاسی در اینجا در قالب یک «رابطه کارمزدی کوتاهمدت» بازتعریف شده است.
۳.۳. سازماندهی لجستیکی و زمانبندی متمرکز
یکی دیگر از مصادیق مهم، الگوی منظم زمانی و مکانی این فعالیتها است. تقریباً تمامی گزارشها بر وقوع این تجمعات در ساعات مشخص شبانه (حدود ۲۰ تا ۲۴) و در نقاط معین شهری تأکید دارند. این همزمانی و تمرکز، با الگوهای بسیج خودجوش که معمولاً پراکنده و پیشبینیناپذیر هستند، تفاوت دارد.
علاوه بر این، شواهدی از هماهنگی کاروانهای خودرویی، مسیرهای از پیش تعیینشده و حضور در نقاط خاص شهری وجود دارد که نشاندهنده سطح بالایی از برنامهریزی لجستیکی است. چنین ویژگیهایی، این فعالیتها را به یک «اجرا» با عناصر صحنهپردازی نزدیک میکند.
۴.۳. سازوکارهای کنترل، ثبت و نظارت
روایتهای شهروندی بهطور مکرر به فرآیندهایی اشاره دارند که هدف آنها کنترل و تضمین حضور مشارکتکنندگان است. این فرآیندها شامل ثبتنام اولیه، ارائه اطلاعات هویتی، اسکن یا نگهداری کارت ملی و در برخی موارد، پیگیری غیبت از طریق تماس تلفنی است.
وجود این سازوکارها نشان میدهد که مشارکت، صرفاً مبتنی بر انگیزش فردی نیست، بلکه در چارچوب یک ساختار نظارتی شکل میگیرد. این ویژگی را میتوان بهعنوان نشانهای از «بوروکراسی غیررسمی بسیج» در نظر گرفت که نقش مهمی در حفظ انسجام نمایش ایفا میکند.
۵.۳. حضور مداحان و چهرههای شناختهشده
یکی از مصادیق مهم در سطح نمادین، حضور مداحان و برخی چهرههای شناختهشده در این تجمعات است. این افراد، با بهرهمندی از سرمایه نمادین، به تقویت اعتبار نمایش کمک میکنند. حضور آنها میتواند برای مخاطبان این تصور را ایجاد کند که رویداد از پشتوانه اجتماعی و فرهنگی برخوردار است.
از منظر نظری، این نقش را میتوان بهعنوان «واسطهگری نمادین» تحلیل کرد؛ فرآیندی که در آن، کنشگران دارای اعتبار اجتماعی، به واقعیتر جلوه دادن یک نمایش سازمانیافته کمک میکنند.
۶.۳. بازنمایی رسانهای و قاببندی رویداد
پس از شکلگیری این تجمعات، تصاویر و ویدئوهای آنها در رسانههای رسمی و برخی کانالهای وابسته بازنشر میشوند. در این بازنماییها، تمرکز بر نمایش جمعیت، حرکت کاروانها و نمادهای بصری حمایت است، در حالی که زمینههای تولید این حضور — مانند پرداختهای مالی — حذف میشود.
این فرآیند را میتوان بهعنوان «قاببندی گزینشی» تحلیل کرد؛ جایی که تنها بخشی از واقعیت (تصویر حضور) برجسته میشود و بخشهای دیگر (سازوکارهای تولید آن) حذف میگردد. در نتیجه، خروجی نهایی، تصویری است که بهعنوان «حمایت مردمی» قابل مصرف است.
۷.۳. ادراک اجتماعی و واکنشهای شهروندی
در سطح دریافت، روایتهای شهروندی نشان میدهد که این نمایشها میتوانند دو نوع واکنش متفاوت ایجاد کنند. از یک سو، برخی افراد ممکن است آنها را بهعنوان نشانهای از حمایت واقعی تفسیر کنند؛ از سوی دیگر، آگاهی از سازوکارهای پشتپرده میتواند به بیاعتمادی و تردید منجر شود.
با این حال، حتی در صورت تردید، تکرار این تصاویر میتواند اثری تجمعی بر ادراک عمومی داشته باشد و این تصور را ایجاد کند که «حمایت قابل مشاهده» وجود دارد. این همان نقطهای است که شواهد تجربی به چارچوب نظری فراواقعیت و مارپیچ سکوت متصل میشود.
مجموع شواهد ارائهشده بالا نشان میدهد که نمایشهای خیابانی مورد بررسی، دارای ویژگیهای یک فرآیند سازمانیافته، مزدبنیاد و قابل بازتولید هستند. از مرحله جذب نیرو تا پرداخت، از صحنهپردازی تا بازنمایی رسانهای، همه عناصر در جهت تولید یک خروجی مشخص — یعنی تصویر حمایت — عمل میکنند. این مصادیق، بنیان تجربی لازم برای تبیین نظری مقاله را فراهم میسازند و نشان میدهند که چگونه «حمایت» میتواند بهعنوان یک محصول تولید و بازنمایی شود، نه صرفاً یک واقعیت خودانگیخته.
بنا به آنچه آمد حضور در خیابان از سوی توده نا مشخص عوام، نه خودجوش، بلکه محصول یک فرآیند سازمانیافته و مبتنی بر انواع مشوقها و بخصوص نوع مالی و مادی آن است.
۴. چارچوب نظری
۱.۴. فراواقعیت و شبیهسازی
نظریهٔ فراواقعیت بر این ایده استوار است که در شرایط معاصر، بازنماییها از واقعیت جدا شده و خود به تولید واقعیتی مستقل تبدیل میشوند. در این چارچوب، نشانهها نه بازتاب واقعیت، بلکه جایگزین آن هستند. حضور در خیابان، بهعنوان نشانهای از حمایت، میتواند از معنای اولیه خود جدا شده و به یک «نمایش» بدل شود که صرفاً ظاهر حمایت را بازتولید میکند.
۲.۴. جامعهٔ نمایش
در چارچوب جامعهٔ نمایش، قدرت از طریق تصاویر و بازنماییها اعمال میشود. نمایشهای خیابانی در این معنا، نه صرفاً کنشهای اجتماعی، بلکه «محصولات نمایشی» هستند که برای مصرف رسانهای تولید میشوند. آنچه اهمیت دارد، نه خود رویداد، بلکه تصویر آن است.
۳.۴. خشونت نمادین
نمایشهای پرجمعیت — حتی اگر مصنوعی باشند — میتوانند این تصور را ایجاد کنند که حمایت گسترده است. این امر نوعی فشار نامرئی بر افراد وارد میکند تا خود را با آنچه بهعنوان «اکثریت» نمایش داده میشود، هماهنگ کنند.
۴.۴. مارپیچ سکوت
بازنمایی مکرر حمایت خیابانی میتواند این ادراک را ایجاد کند که مخالفت در اقلیت است. در نتیجه، افراد از بیان دیدگاههای مخالف خودداری میکنند و نوعی سکوت اجتماعی شکل میگیرد.
۵. چرخهٔ تولید، رسانهایسازی و اثرگذاری
تحلیل پدیده نشان میدهد که با یک چرخهٔ سهمرحلهای مواجه هستیم. در مرحله نخست، نمایش خیابانی از طریق بسیج منابع مالی و انسانی تولید میشود. در مرحله دوم، این نمایش از طریق رسانهها بازنمایی شده و به یک کالای نمادین تبدیل میگردد. در این فرآیند، نقش کنشگرانی مانند مداحان و چهرههای مشهور اهمیت ویژهای دارد، زیرا آنها با افزودن اعتبار نمادین، به واقعیتر جلوه دادن نمایش کمک میکنند. در مرحله سوم، این کالای رسانهای به جامعه بازمیگردد و بر ادراک عمومی اثر میگذارد؛ بهگونهای که میتواند هم احساس مشروعیت را تقویت کند و هم نوعی رعب و خودسانسوری ایجاد نماید.
۶. جمعبندی نهایی
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که پدیدهٔ مورد بررسی را باید در چارچوب یک «اقتصاد سیاسی نمایش» تحلیل کرد. در این چارچوب، منابع اقتصادی به تولید نشانههای سیاسی تبدیل میشوند، و این نشانهها از طریق رسانهها به واقعیتی مسلط بدل میگردند. این فرآیند، بهویژه در شرایط بحران اقتصادی، تشدید میشود، زیرا افراد بهدلیل فشارهای معیشتی، بیشتر در معرض مشارکت مزدبنیاد قرار میگیرند.
در نتیجه، مشروعیت سیاسی نه از طریق رضایت واقعی، بلکه از طریق توانایی در تولید و مدیریت ادراک شکل میگیرد. این وضعیت، تمایز میان واقعیت و بازنمایی را تضعیف کرده و به شکلگیری فراواقعیت منجر میشود.
این یادداشت نشان داد که بسیج شبانهٔ پولمحور در ایران را میتوان بهعنوان نمونهای از تولید فراواقعیت در عرصه سیاست تحلیل کرد. در این پدیده، نمایشهای خیابانی بهصورت سازمانیافته تولید شده، به کالای رسانهای تبدیل میشوند و در نهایت، به ابزاری برای شکلدهی ادراک اجتماعی بدل میگردند. در این فرآیند، نشانههای حمایت جایگزین خود حمایت میشوند و نوعی واقعیت شبیهسازیشده بر فضای عمومی مسلط میگردد.
این یافتهها نشان میدهد که برای درک پدیدههای مشابه، لازم است تحلیل سیاسی از سطح کنشهای قابل مشاهده فراتر رفته و به سازوکارهای بازار خرید نمایش حمایت از رژیم و بازنمایی واقعیت از رسانه های حکومتی توجه شود.
■ آقای علوی عزیز. تلاش شما برای چارچوب تئوریک دادن به نمایشهای خیابانی که رژیم شبها به راه میاندازد، برایم بسیار آموزنده بود. مخصوصأ اطلاع از اینکه برای حضور پیاده در خیابانها در حدود یک تا دو میلیون تومان نقدأ پرداخت میشود، که تقریبا معادل ده دلار در روز میشود، که در شرایط اقتصادی فعلی ایران، مبلغ قابل توجهی است. اما نکتهای که به نظر من بهتر بود روی آن نیز تاکید میشد، این است که این نمایشهای خیابانی فقط رعب و وحشت ایجاد نمیکنند، بلکه نتیجه معکوس نیز دارند، یعنی مخالفت با سیستم حاکم و انزجار از آن را هم تقویت میکنند. اشارهام به جمله شما “بازنمایی مکرر حمایت خیابانی میتواند این ادراک را ایجاد کند که مخالفت در اقلیت است. در نتیجه، افراد از بیان دیدگاههای مخالف خودداری میکنند و نوعی سکوت اجتماعی شکل میگیرد” است.
موفق و سلامت باشید. رضا قنبری. آلمان
■ آقای قنبری گرامی سپاس از دقت و بذل توجه شما، حق با شما است میبایست به unintended consequences از سیاست گذاری حکومت برای برگذاری این تجمعات شبانه پرداخته میشود و رابطه دیالکتیکی نمایش حمایت با تولید نارضایتی و تنفر در میان بخشی از مردم که دلبستگی به وضع موجود ندارند و مخالف حکومت هستند، حتما در فرصت دیگری به آن هم پرداخته خواهد شد. مجددا از دقت شما سپاسگذارم.
پیروز و سرفراز باشید. احمد علوی