۱
لویاتان در عهد عتیق
لویاتان در دو بستر اسطورهای و علمی/ تاریخی تعریف میشود؛ در اساطیر، هیولایی دریایی و نماد شر است که از عهد عتیق ریشه گرفته و در سنت دیوشناسی مسیحی، یکی از شاهزادگان جهنم است. در دنیای واقعی، لویاتان یک نهنگ پیشتاریخی غولپیکر است که ۱۳ میلیون سال پیش زیست میکرد و با دندانهای ۳۶ سانتیمتری، یکی از بزرگترین درندگان تاریخ بوده است.
لویاتان، اسطوره شری است که در گذر زمان دچار دگرگونیهای بسیار شده، این موجود افسانهای از شهر باستانی اوگاریت درسوریه امروزی، وارد عهد عتیق ( مجموعه کتابهای مقدس یهودیان ) شد و در تفاسیر یهودی تغییر شکل یافت و سپس در کتاب مکاشفه یوحنا ظاهر گشت و پس از آن در سنت دیوشناسی مسیحی یکی از شاهزادههای جهنم گردید. این موجود اسطورهای در آثار مکتوب یا هنری مذهب یهود و مسیحیت بسیار دیده میشود.
تفسیر و تشریح لویاتان در عهد جدید (بخش دوم کتاب مقدس مسیحی)، در مکاشفه یوحنا دیده میشود. اگر چه اسم لویاتان در متن مربوط نمیآید ولی تصویر سازی مشابهی از او و همچنین روایت آخرالزمانی این هیولا در متون یهودی، توسط یوحنا ارائه میگردد: دراین هنگام جانور عجیبی را در رؤیا دیدم که از دریا بالا آمد. این جانور هفت سر داشت و ده شاخ؛ روی هر شاخ او یک تاج بود و روی هر سر او نام کفرآمیزی نوشته شده بود. این جانور شبیه پلنگ بود اما پاهایش شبیه پاهای خرس و دهانش مانند دهان شیر بود. اژدها تاج و قدرت خود را بدو بخشید و به او اختیار داد امور دنیا را به مدت چهل و دو روز در دست بگیرد.
۲
لویاتان اسلامی
هرچند از لویتان افسانهای با هفت سر و ده شاخ در آثار و مکتوبات متألهین اسلامی نشانی دیده نمیشود، اما این «هیولای شر» در روزها و ماههای غبارآلود و پرهیاهوی سال ۵۷، نه از دریا، بلکه در روی زمین، از سرزمینی کهنسال، از ایران سربرآورد.
به وارونه باور «سال نیکو از بهارش پیداست»، سربرآوردن لویاتان اسلامی در ایران، از همان روزهای آغازین، سالهای نیکویی را نوید نمیداد؛ هر چند در جوش و خروش ماههای انقلاب و شوروسرمستی «شاه باید برود»، اتهام، انتقام و اعدام، ندای هشدار دهنده اندک کسانی هم اگر بود، در سایه مشتهای برافراشته انقلابی راه بهجایی نمیبرد:
مردم؛
گروه ساقط مردم،
دلمرده و تکیده و مبهوت،
در زیر بار شوم جسدهاشان
از غربتی به غربت دیگر میرفتند
و میل دردناک جنایت
در دستهایشان متورم میشد.
(فروغ فرخزاد، آیههای زمینی)
اسلام هرچند از سوی باورمندان آن به عنوان دین صلح معرفی میشود، اما از همان سالهای آغازین دعوی محمد ابن عبدالله به عنوان رسول خدا در مکه، تنش و اختلاف بین او و پیروان اندکاش با قبیله قریش و برخی دیگر از قبیلههای عرب شروع شد.
محمد پس از هجرت به یثرب (مدینه النبی/ مدینه) نخستین حکومت اسلامی را بنا نهاد و شخصاً رهبری سیاسی، نظامی و قضایی جامعه مدینه را بر عهده گرفت و به گسترش اسلام پرداخت.
وی برخلاف پیمان صلح ده ساله با مکه، در سال هشتم هجری به این شهر حمله کرد و پس از فتح آن تمامی بتهای داخل و اطراف کعبه را شامل ۳۶۰ بت شکست. این اقدام به ادعای وی با هدف پاکسازی کعبه از بتپرستی و استقرار توحید انجام شد.
زندگی ۱۳ ساله محمد در مکه به عنوان پیاماور خدا با ناآرامی و خشونت گذشت و در سالهای یکم تا نهم هجرت وی به مدینه در مجموع ۲۸ غزوه (جنگ) به دستور مستقیم و با شرکت خود او اتفاق افتاد.
جهاد (جنگ) آموزهای دینی
به اعتقاد اسلامگرایان جهادی، این واژه دارای اهدافی مانند براندازی عقاید کفر، مبارزه با دشمنان دین و دین گریز، پاسداری از نظام اسلامی است. در قرآن به آیات جهادی در برابر ناباوران به اسلام «آیات ِقتال» گفته میشود.
روایتهای تاریخی هم برمعنا و مفهوم قتال و جنگ از جهاد دلالت میکنند. برای نمونه ابوذر غفاری از محمد ابن عبدالله میپرسد کدام یک از اعمال نزد خداوند دوست داشتنیتر است؟ محمد پاسخ میدهد: «ایمان به خدا و جهاد در راه او»
علی ابن ابیطالب هم دربارهٔ جهاد معتقد بود: « خداوند عزوجل جهاد را واجب کرده، و آن را بزرگ شمرده و یار و یاورش قرار دادهاست. به خدا سوگند که دنیا و دین جز با جهاد اصلاح نمیشود.» ( فروع کافی، ج ۵، ص ۸، ج ۱۱)
۳
فتنه و آشوبگر
در سپهر اسلام سیاسی روحالله خمینی سعادت انسانها و جهانی صلحآمیز جایگاهی نداشت. وی اصلاح دنیا و دین را از راه جهاد تا رفع فتنه میدانست؛ از این رو، معتقد بود که «جنگ برکت است.» میگفت: ««مقصود پیغمبرها این نبود که دنیا را بگیرند و آبادش کنند. دین اسلام و دین پیغمبر اکرم این بود که بزند، بکشد و کشته شود.»
خمینی برای تحقق اسلام سیاسی از کشور همسایه شروع کرد و در ۱۹ فروردین ۱۳۵۹(۵ ماه قبل از آغاز جنگ)، در پیامی ارتش عراق را به عدم اطاعت از صدام «سفاک، مخالفت با خدای متعال» فراخواند تا «دست آمریکا که از آستین صدام بیرون آمده است قطع گردد.»
بدین گونه، جنگ ۸ ساله (۱۳۵۹-۱۳۶۷) بین ایران و عراق درگرفت. این جنگ خسارتهای انسانی و اقتصادی سنگینی بهجای گذاشت: ۲۲۵٬۵۷۰ کشته، ۵۷۴٬۱۰۱ جانباز، ۶۲۷ میلیارد دلار هزینه جنگ و ۶۴۴ میلیارد دلار خسارت مالی، کاهش قیمت نفت از ۳۵ دلار به ۱۰ دلار، نشت سلاح شیمیایی به محیط زیست، خشک شدن تالاب،ها و ایجاد ریزگردها، نابودی ۸۰ درصد نخلستانها، نشت ۸۰ میلیون بشکه نفت به دریا، خرابی ۶۶ واحد پالایشگاهی، بازماندن ۱۶ میلیون مین خنثی نشده، نابودی ۷۳۵ تانک، ۳۹۷ هواپیمای جنگنده و ۳۵۴ هلیکوپتر.
در مجموع ۸ سال جنگ ( تقریبا دو برایر جنگ جهانی دوم) ۱۲۷۱ میلیارد دلار خسارت و هزینه را به اقتصاد ایران تحمیل کرد. درحالیکه مجموع درآمد نفتی ایران از ۱۳۵۹ تا ۱۳۸۹ (در طی ۳۰ سال)، ۹۷۰ میلیارد دلار به پایه قیمتهای سال ۲۰۱۰ بوده است؛ یعنی کل درآمدهای نفتی ایران تا دو دهه پس از جنگ نیز نمیتوانست آن را جبران کند.
شورای امنیت در۲ مهرماه ۱۳۵۹ (۴ ـ ۵ روز بعد از شروع جنگ) قطعنامه ۴۷۹ را صادر کرد و از دو طرف خواست از توسل به زور خودداری کنند. عراق بلافاصله این قطعنامه را پذیرفت، اما طرف ایرانی آن را رد کرد. در سال دوم جنگ، خمینی و کارگزاران اسلام سیاسی که می گفتند: «باید از راه شکست عراق به لبنان برویم» و «راه قدس از کربلا میگذرد»، پیشنهاد عربستان را مبنی برآعلام آتش بس و توقف جنگ و پرداخت ۲۰ میلیارد دلار (در برخی منابع ۷۰ و ۸۰ میلیارد دلار) به ایران به عنوان غرامت جنگی نپذیرفتند. زیرا خمینی آستین جنگ را بالا زده بود: «اگر این جنگ ۲۰ سال هم طول بکشد، ما ایستادهایم.»
روحالله خمینی، فرمانده کل قوا، در ۲۹ تیر ۱۳۶۷، بعد از ۸ سال جنگ ویرانگر، بدون دریافت دیناری خسارت جنگی، جام زهر معروف را سرکشید و آتش بس را پذیرفت.
خمینی بنا به تکلیف دینی و جهادی، از همان روزهای نخست بازگشت خود به ایران، رفع فتنه را در حالی که خود در طبقه سوم سکنا گزیده بود، از پشت بام مدرسه علوی آغاز کرد و حکم اعدام شماری از دولتمردان و نظامیان «طاغوتی» را صادر نمود. رفع فتنه در تمام سالهای حیات خمینی در سراسر ایران بدون وقفه ادامه داشت و در تابستان ۶۷ با اعدام هزاران انسان در بند، تحقق تکلیف الهی امام به اوج خود رسید.
علی خامنهای هم همواره معترصین را آشوبگر و اعتراضات را به عنوان «فتنه» قلمداد میکرد. واژه فتنه در قرآن با معنانی و مفاهیم متفاوت 60 بار تکرار شده است. برای نمونه در آیه ۳۹ سوره انفال آمده است: «... وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ... (... وآنان را به قتل برسانید تا دیگر فتنه و فسادی نماند...)
خامنهای در طول نزدیک به ۳۷ سال با تاسیس رژیمی دینی ـ نظامی ـ امنیتی، غیر از سازماندهی ترورها در داخل و خارج، اعدامها و به پشت میلههای زندان کشاندن شهروندان، دوجنگ ویرانگر و مرگبار و دی ماه خونین را هم در کارنامه سراسر سیاه خود ثبت کرد.
جنگ ۱۲ روزه
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در گزارش خود پس از جنگ ۱۲ روزه اعلام کرد که در طول این جنگ ۱۱۹۰ نفر کشته و ۴۴۷۵ نفر مجروح شدند؛ از میان کشتهشدگان ۴۳۵ نفر نظامی، ۴۳۶ نفر غیرنظامی و وضعیت ۳۱۹ نفر نامشخص اعلام شد.
براساس گزارش یکی از اعضای شورای شهر تهران، ۸۸۰۰ ساختمان تخریب شدند، ۵ هزار میلیارد تومان (پنج تریلیون تومان) این جنگ خسارت مالی به بار آورد، در ۱۲ روز جنگ بیش از ۱۲ هزار پرواز در ایران لغو شد، و حدود ۸۴۰ هزار بلیت باطل شد. خسارت تعلیق پروازها بیش از ۹ هزار و ۶۰۰ میلیارد (۹۶۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰) تومان برآورد شده است. شرکت خدمات فرودگاهی هم ۷۰% کاهش درآمد داشت. به گفته ستار هاشمی، وزیر ارتباطات ایران، روزانه بیش ازهزار میلیارد تومان در دورۀ جنگ بر اقتصاد دیجیتال ایران ضرر وارد شد.
کارشناسان هزینه موشکهای ج. ا. در جنگ ۱۲ روزه را تا ۶.۶ میلیارد دلار برآورد میکنند. از نظر سرانه تولید ناخالص داخلی، این جنگ برای ایران تا ۹۳ برابر پرهزینهتر از اسرائیل و ۳۷۱ برابر پرهزینهتر از ایالات متحده بوده است (به دلیل اعمال تحریمها و خرید قطعات و تسلیحات از طریق قاچاق و دلالان اسلحه)
به رغم «بحران بازدارندگی، بحران دیپلماتیک، بحران اقتصادی، بحران انرژی، بحران آب و شکاف عمیق میان حاکمیت و جامعه»، خامنهای با ادعای موفقیت در جنگ ۱۲ روزه گفت: «اگر لازم باشد باز هم موشک میفرستیم.»
در پی استقرار هیولای اسلامی در ایران، جامعه بهطور مستمر شاهد اعتراضات و ناآرامیهای اجتماعی بوده است؛ اعتراضاتی با ماهیتهای گوناگون، از تلاش برای احقاق حقوق جنسیتی و مطالبات صنفی و مدنی گرفته تا اعتراضات اقتصادی و مقاومتهای قومی و سیاسی، که به ویژه در سالهای به طور مستقیم ساختار و بنیانهای حاکمیت را هدف قرار دادهاند.
مروری بکنیم گذرا به کارنامه اسلام سیاسی از زمان جلوس بر مسند قدرت در ایران تا امروز در میانه جنگی ویرانگر:
ــ اعدامهای کور در کردستان و ترکمنصحرا توسط صادق خلخالی و با حکم روحالله خمینی،
ــ اولین اعتراض علنی، در دومین ماه پس از انقلاب رخ داد. در تظاهرات اسفند ۱۳۵۷ گروهی از زنان در اعتراض به اجباریشدن حجاب اسلامی به خیابانها آمدند.
ــ اعتراضات پزشکان در تابستان ۱۳۶۵ رخ داد که با انحلال هیئت رئیسه سازمان نظام پزشکی و دستگیری و حبس تعدادی از پزشکان خاتمه یافت.
واکنش رژیم به پنج دهه اعتراض پنج دهه سرکوب، تهدید، دستگیری، اعدام و بیاعتبارسازی معترضان بوده است. مقامهای رسمی همواره معترضان را «عوامل آمریکا، انگلیس و اسرائیل» خوانده و به جنایات خود اعتبار بخشیده اند.
مهمترین اعتراضات در تیر ۷۸، خرداد ۸۸، دی۹۶، آبان ۹۸، تیر۱۴۰۰ و مهر۱۴۰۱ و دی ماه 1404 رخ دادند.

۴
خدای دهه شصت؛ کشتار شهروندان
فاشیسم دینی ـ نظامی ـ امنیتی در ایران در تمام سالهای حکمرانی خود ، به اعتراضات با بیرحمانهترین شکل پاسخ داده است، اما آنچه در دی ماه خونین اتفاق افتاد، آنرا از کشتارها و سرکوبهای پیشین هم متمایز و منحصربهفرد میکند.
به پیامد بازگشت خدای دهه شصت، خدای محبوب علی خامنهای، در دی ماهی که گذشت نگاه ی بکنیم.
در فضای «نه جنگ، نه مذاکره» بعد از جنگ ۱۲ روزه و با پیشبینی خیزشی پیش از جنگ پیشرو، خامنهای، در روز هفتم اعتراضات دی ماه فتوای مرگباری را صادر کرد: «اعتراض بهجاست اما اعتراض غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف میزنیم. مسئولین باید با معترض حرف بزنند، اما با اغتشاشگر حرف زدن فایدهای ندارد. اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند.»
با گسترش اعتراضات، در ۱۹ دی ۱۴۰۴، خامنهای در جلسهٔ شورای عالی امنیت ملی، دستور سرکوب اعتراضات «به هر وسیلهٔ لازم» را صادر کرد. در پی این دستور، خدای دهه شصت، در مدرسهها، دانشگاهها، بازارها، خیابانها و میدانهای بیش از ۴۰۰ شهر با استفاده گسترده از سلاح گرم و سرد علیه شهروندان اعلام جنگ یکسویه داد.
در ۲۸ ژانویه، روزنامهٔ گاردین گزارش داد که شمار جانباختگان ممکن است بیش از ۳۰٬۰۰۰ نفر باشد، اما به نظر میرسد تا انتشار آمار موثق افکار عمومی تعداد ۴۳۰۰۰ جانباخته را پذیرفته است.
همچنین از تعداد بازداشتشدگان آمار دقیقی در دست نیست، اما بازداشتیها تا 50 هزار نفر گزارش شده است. ماشین اعدامها هم شبانه روز و بیش از پیش در حال گرفتن جان انسانهاست.
بنا به اعلام دو سازمانهای حقوق بشری در۲۴ فروردین، ج. ا. در سال ۲۰۲۵ دستکم ۱۶۳۹ نفر را اعدام کرده است. این رقم بالاترین شمار اعدام سالانه در ایران از سال ۱۹۸۹ تاکنون است.
سایت «ایران وایر» در پیوند با هزینه انسانی، روانی و مالی «در ماه خونین» مینویسد:
در نبود دادههای مستند، برآورد دقیق هزینههایی که برای سرکوب مردم صورت گرفته است، ممکن نیست اما درگزارشی با استفاده از دادههای بودجهای، مدلهای تخمینی و بررسیهای میدانی، هزینه سرکوب اعتراضات دیماه از دستکم ۱۰ شهر ایران نشان میدهد که نیروهای سرکوب ج. ا. در سطوح مختلف، علاوه بر حقوق و مزایای معمول، برای سرکوب اعتراضات، پاداشهای نقدی در قالب پاداش عملکردی، اضافهکاری و بُن خرید دریافت کردهاند. پرداختیها در شهرهای مختلف، متفاوت بوده است. مثلا در دامغان به هر بسیجی برای سرکوب مردم به ازای یک شب ۱میلیون و ۲۰۰هزار تومان پرداخت شده و در مشهد برای کل یک ماه ۵۰ میلیون تومان به هر سپاهی در قالب پاداش یا اضافهکاری در فیش حقوقی و بُن و کارت خرید تخصیص داده شده است. این قبیل پرداختها محرمانه بوده و آماری در مورد آن منتشر نشده است. اما با توجه به بررسیهای صورت گرفته، میتوان، متوسط پاداش پرداختی به هر سرکوبگر را رقمی بین ۳۰ میلیون تا ۵۰ میلیون تومان تخمین زد.
تعداد نیروهای سرکوبگر بهطور شفاف اعلام نشده است، اما تعداد بیمهگذاران سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح که پرسنل نظامی ارتش، سپاه و نیروی انتظامی را تحت پوشش دارد ۵۹۵هزار نفر است. اگر تعداد نیروهای ارتش که در آخرین آمارها حدود ۴۲۰ هزار نفر اعلام شده است را از این تعداد حذف کنیم، میتوان نیروهای سرکوب متشکل از بسیج فعال، سپاه و بسیج را بین ۱۷۵ تا ۲۰۰هزار نفر در سراسر کشور در نظر گرفت. به این ترتیب، مبلغ پاداش سرکوبگران برای کشتار مردم را میتوان بین ۶هزار میلیارد تومان تا ۱۰ هزار میلیارد تومان در نظر گرفت.
اگر جیره غذایی هر فرد را هم روزانه تا ۲۰۰هزار تومان در نظر بگیریم، هزینه غذای این تعداد پرسنل هم با رقم روزانه ۴۰میلیارد تومان و برای یک ماه ۱۲۰۰میلیارد تومان تخمین زده میشود.
در ضمن، این تعداد محافظهکارانۀ ۲۰۰هزار نفری نیروهای سرکوب به حدود ۴۰هزار وسیله نقلیه اعم از ون، وانت، نفربرهای سبک و موتورسیکلتهای گشت شهری نیاز داشتند با مصرف حدود ۲۰لیتر برای موتور سیکلت تا ۸۰ لیتر برای خودروهای زرهی. با در نظر گرفتن متوسط روزانه ۳۵لیتر بنزین ۳هزار تومانی سهمیه برای ۴۰هزار وسیله نقلیه هم ما را به رقم ۱۲۶میلیارد تومان میرساند.
به همه این موارد باید هزینه تجهیزات ضد شورش، گلوله ساچمهای و جنگی، گاز اشکآور، سپر و لباس ضد شورش، مهمات و تجهیزات کنترل جمعیت هم اضافه کرد.
اسلحههای مورد استفاده سرکوب گران که بر اساس گزارشهای شهروندان، ترکیبی از شاتگان، کلاشنیکف، کلت کمری و حتی ژسه و تیربار هم بوده در لیست وسایل کشتار ایرانیها توسط حکومت ج. ا. جای میگیرند که در این مورد و در نبود اطلاعات و آمارهای قابل استناد، حتا تخمین این هزینه هم غیرممکن است.
با این حال، هزینه نیروهای سرکوبگر، فارغ از تجهیزات و سلاح سرکوب تا ۱۵هزار میلیارد تومان تخمین زده میشود.
علاوه بر این، گزارشهایی در خصوص ورود ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر از نیروهای حشدالشعبی به ایران برای سرکوب مردم منتشر شد. با توجه به اینکه متوسط دستمزد نیروهای حشدالشعبی ماهانه ۱۰۰۰دلار است، میتوان به این نتیجه رسید که سرکوب مردم توسط نیروهای حشدالشعبی به طور متوسط حدود ۱۳۱میلیارد تومان برای یکماه، خرج روی دست اقتصاد ایران گذاشته است. و این یعنی رقمی معادل ۱۵/۱۳۱ میلیارد تومان هزینه پاداش و دستمزد و غذای سرکوبگران بوده است.
۵
زیست سیارهای
مارشال مک لوهان، استاد مرکز مطالعات رسانهای تورنتو، در سال ۱۹۶۴، برای اولین بار ایدۀ دهکدۀ جهانی را پیش کشید و نوشت: «اکنون دیگر کرۀ زمین به وسیلۀ رسانههای جدید آنقدر کوچک شده که ابعاد یک دهکده را یافته است.» از آن سال فاصلۀ زیادی گرفتهایم و دهکدۀ جهانی ما باز هم کوچک و کوچکتر شده است.
امروزه با ظهور هوش مصنوعی و توانمندی آن در هدایت پهپادها و اتومبیلهای خودران و خلق آثار هنری، از اثبات قضیههای پیچیدۀ ریاضی تا ارائه راهبردهای کلیدی در اقتصاد و پزشکی و... دهکدۀ جهانی به شکل «زیست سیارهای» درآمده است.
زمانی میگفتند وقتی آمریکا عطسه میکند، کشورهای کوچک تب میکنند؛ اما در این جهان بههم پیوسته، عطسۀ جامعههای دیگر هم، هر چند کوچک و به ظاهر کم اهمیت، دنیا را به تبوتاب میاندازد.
ایران در سال ۱۳۵۷ عطسه کرد و تبی که دامنگیر بخش بزرگی از سیارۀ ما شد، هزاران هزار قربانی گرفت و هنوز هم بعد از گذر اینهمه سال، همچنان قربانی میگیرد؛ قتلهای پنهان و عیان، تروریسم حکومتیِ بیپایان و کمکهای بی دریغ به گروههای همخون و همکیش، همزاد و همذات حکومتی است که از گردوغبار انقلاب ۵۷ سربرآورد.
جنگ مرگبار و ویرانگر چهل روزه را پشتسر گذاشتهایم، در میانه یک آتش بس شکننده، مذاکره نیمبندی هم صورت گرفته است، دوسوی جنگ، آمریکا و ج.ا. برای مذاکره بعدی خود را آماده میکنند؛ هنوز از آمار انسانهایی که در این جنگ جان باختند، از رنج و روزگار آنها که زنده ماندهاند و از ویرانیها در شرایط قطع اینترنت و بستن هرمنفذ درز خبر ناآگاهیم.
میگویند «درجنگ حلوا پخش نمیکنند»؛ جنگ مرگ انسانهاست و ویرانی یک سرزمین. جنگ، مرگ و ویرانی، تجسد اسلام سیاسیست که در هیات فاشیسمی نوظهور دینی در میهن ما پدیدار شده است. این هیولا در بازی شطرنج سیاست و حکمرانی در داخل، در منطقه و در جهان کیش شده است، اما برای گریز از مات شدن به هر ترفندی دست میزند.
میهن کهنسال ما در چند هزار سال گذاشته از گردنههای پرپیچوخم زیادی گذر کرده، در برابر تاختوتازهای بیگانگان دوام آورده، چهره آن از بلایای طبیعی بیشماری آبلهگون شده و ساکنان آن از نامردمی فرمانروایان خودی رنجها برده، اما تا امروز در گوشهای در این سیاره، محدوده جغرافیایی خود را حفظ کرده است. بیتردید میهن ما از گردنه فاشیسم دینی هم، زخمخورد اما گذر خواهد کرد.
ابوالقاسم شابی، شاعر نوگرای تونسی در شعر معروف «اراده زندگی» میسراید:
إذا الشّعْبُ یوْمَاً أرَادَ الْحَیاهَ
فَلا بُدَّ أنْ یسْتَجِیبَ القَدَرْ
وَلا بُدَّ لِلَّیلِ أنْ ینْجَلی
وَلا بُدَّ للقَیدِ أَنْ ینْکَسرْ…
روزی که مردم اراده کنند،
سرنوشت ناگزیر فرمان میبرد،
و لابد تاریکی زدوده میشود،
و بندها در هم میشکنند.
۱۷ آوریل ۲۹۲۶ / ۲۷ فروردین ۱۴۰۵