طوفانی بس سهمناک تمام منافذ و راههای حیات رژیم را لرزانده و بر آن است تا این پتیاره جذامی را به مغاکی سیاه و تباه کشاند؛ مغاکی که جایگاه راستین آن است.
چه کسی در ایران زمام را در دست دارد؟
زمام امور کشور اکنون در دست سپاهیان و نظامیان است، چرا که آنها میتوانند از کشور دفاع کنند و تصمیم بگیرند (خبرگزاری فارس، در رابطه با مقاله ظریف در فارن افرز).
پس از کشته شدن خامنهای و لاریجانی در جریان یک کودتای نسبتاً بیسروصدا، یک خونتای نظامی اداره کشور را به دست گرفته است.
خونتای نظامی
این خونتا، که قاعدتاً قالیباف، رادان و ذوالقدر از اعضای آن هستند، آشکارا نشان داده است که هیچ فرد یا ارگانی را خارج از خود به رسمیت نمیشناسد (نقلقول خبرگزاری فارس). به عنوان نمونه، پزشکیان اگرچه هنوز رسماً رئیسجمهور است، امکان کوچکترین اظهارنظر در رابطه با مسائل کشور را ندارد و مکرر مجبور به اصلاح سخنان خود گشته است. خونتا ظاهراً تنها ولیفقیه را به رسمیت میشناسد؛ کسی که بنا به پارهای گزارشها به شکل «بسته گوشتی» است که یارای سخن گفتن را هم ندارد. به دیگر سخن، خونتا از روابط خارجی و جنگ تا قوه قضائیه را اداره میکند.
خونتا نهتنها نظرات دیگران را به حساب نمیآورد، بلکه نظرات اکثریت جامعه نیز برایش اهمیتی ندارد. اما یکی از ویژگیهای خونتای حاکم بر کشورمان این است که کمتر به خونتای حاکم بر شیلی در دهه هفتاد و هشتاد میلادی شباهت دارد و بیشتر شبیه یک گروه شورشی همچون داعش است که منطقهای به وسعت یک میلیون و ششصد هزار کیلومتر مربع را تحت اختیار گرفته و به کمترین اصولی در روابط با همسایگان پایبند است. در جنگ خود با آمریکا به تمام همسایگان حمله میکند و در رابطه با شهروندان، هر نوع خشونت و اعدام را مجاز میشمارد.
بهعلاوه در حال حاضر دو گرایش در آن مشهود است: یک گرایش که قالیباف به عنوان فردی «عملگرا» آن را نمایندگی میکند و مثلاً سعی در باز نگاه داشتن یک کانال ارتباطی با آمریکا دارد (که نشست اسلامآباد نتیجه این اقدامات است). در نقطه مقابل این جناح، ذوالقدر و احمد وحیدی، فرمانده سپاه، قرار دارند که سعی آنها در نشست اخیر بر آن بود که از هر نوع مذاکرات در رابطه با غنیسازی و برد موشکها جلوگیری شود. جناح «بازها» کوشید ذوالقدر را به عنوان نماینده خود به اسلامآباد بفرستد که ظاهراً در این امر موفق نبود. منازعه بین جناح عملگرا و «آخرالزمانیها» در چند روز گذشته به خیابانها و روزنامهها نیز کشیده شده، اما ظاهراً عملگرایان دستِ بالا را دارند.
رژیم ج. اسلامی فقط دو راه پیش رو دارد: یا پس از آتشبس همان روش خصمانه گذشته را در سیاست خارجی و داخلی ادامه دهد و یا تن به رفورم (اصلاحات) دهد. در سیاست داخلی، ادامه سرکوب و اعدام — همانگونه که اکنون آشکار است — نتیجهای جز روبهرو شدن با جمعیتهای معترض میلیونی ندارد که اینبار از حمایت «گارد جاویدان» مسلح و پهپادهای اسرائیلی برخوردار هستند. اما آنچه بسیار نامحتمل است، در پیش گرفتن رفورمهایی در روابط خارجی و زمینه داخلی است که آن هم به دلایل روشن، فرجامی جز فروپاشی ندارد.
از یاد نبریم که دولتهای تمامیتخواه، نظیر ج. اسلامی، درست در لحظاتی از پای درمیآیند که درصدد انجام اولین رفورمها هستند.
نبرد آخر، نبردیست پردرد
در هفتههای منتهی به هجده و نوزده دیماه ۱۴۰۴، امواج اعتراضات خیابانی از بازار شروع شد و به اکثر شهرها گسترش یافت. بررسی این جنبش میتواند درسهای بسیار آموزندهای برای خیزشهای بعدی داشته باشد:
۱. مردم بنا به تجربه عمیق و نزدیک به نیمقرنی خود، معمولاً بهسرعت زمان و نحوه درست اعتراض را متوجه میشوند.
۲. رهبری هوشیار، بهسرعت سیگنالهای قیام را از مردم گرفته، آن را به شکل انقلاب سازماندهی کرده و تدارک ضربه نهایی را میبیند.
۳. همچنانکه بسیاری از تحلیلگران از سالها و حتی دههها قبل پیشبینی کرده بودند، این رژیم همانند بسیاری دیگر از رژیمهای تمامیتخواه (توتالیتر)، حاضر به تسلیم مسالمتآمیز قدرت به مردم نیست و مرحله آخر این نبرد، متأسفانه پردرد و خونین خواهد بود.
از این رو، واحدهای «گارد جاویدان» باید خود را برای نبرد پردرد نهایی آماده کنند. در اینجا لازم میبینم به سخنان مفسرینی مانند آقای معماریان (در گفتگو با ایران اینترنشنال) اشاره کنم که گویا اصولاً استفاده از روشهای مسلحانه را باعث سوءاستفاده رژیم و انحراف جنبش میدانند. آیا استفاده مبارزین کنگره ملی آفریقای جنوبی از روشهای قهرآمیز از میانه دهه شصت میلادی، باعث انحراف انقلاب ضد آپارتاید شد؟ آیا رهبران نازی و خمرهای سرخ در تجمع میلیونی مردم در خیابان کنار نهاده شدند؟ دوستان گرامی، مردم ما بعد از تجربه دردآور دیماه، حاضر نیستند دستبسته به مسلخ برده شوند.
■ آقای هدایی گرامی، عنوان نوشتار شما و بشارتی که میدهید خوشحال کننده است، اما نشانههای میدانی و عملی، فاکتهای معتبر و قابل استنادی را از طیفی که مورد نظر شماست در اختیار ما قرار نمیدهند، مگر اینکه شما از واقعیتهایی آگاهید که ما از آن ها بیخبریم. با این حال امیدوارم که بشارت شما خود را هرچه زودتر در عمل هم خود را نشان بدهد. بی صبرانه منتظریم. در ضمن، حسن نیت مرا بپذیرید آقای هدایی عزیز.
سعید سلامی