۱
نگارش این مقاله به آخرین روزهای «جنگ ۴۰ روزه» برمیگردد، اما با اعلام آتشبس، چاپ آن به عمد به تاخیر افتاد تا موضع طرفهای درگیر و جزئیات مواد مورد توافق و چشمانداز آن بر آینده جنگ (تمدید آتشبس یا صلح و پایان جنک)، بیشتر در معرض دید قرار گیرند. اما فاصله پیشنهادها و انتظارات طرف آمریکایی و ج. ا. از مذاکره، و تجربه مذاکرات و آتشبس قبلی، پیشبینی شکنندگی آتشبس فعلی و مذاکره پیش رو را محتمل میکند. در این صورت، ادامه جنگ آخرالزمانی تا...؟
اسرائیل که با هدف براندازی نظام ج. ا. وارد این جنگ شده بود، آن را مثل «جنگ ۱۲ روزه» ناتمام میداند و برای ابراز نارضایتی خود از پیشنهاد آتشبس، آمادگی خود را برای از سرگیری جنگ کتمان نمیکند و همچنان به حملات خود به لبنان، بیش از پیش ادامه میدهد.
جنگ در مبانی الاهیاتی اسلام، به مثابه جهاد یک رسالت و تکلیف دینی برای براندازی عقاید کفر، مبارزه با دشمنان دین و دین گریز، پاسداری از نظام اسلامی است؛ از بخت بد، کارنامه پنج فرد بنیادگرا (۱) که در این مقطع سرنوشتساز سیاستگذاری و حکمرانی را در چنگ گرفتهاند، حاکی از عملیات جهادی چند لایه از نخستین روزهای ورودشان به صحنه سیاست است؛ از این رو میتوان پیشبینی کرد که آنان آتشبس و مذاکره را با هدف بازسازی و بازنگری به آنچه که باختهاند و آنچه که به دست آوردهاند، برای تمهیدات لازم برای ادامه جهاد پذیرفتهاند.
این جهادیهای بازمانده (به عمد؟) بهخوبی میدانند که بازی را در داخل، در منطقه و در صحنه بینالملل باختهاند و راه بازگشتی در پیش رو نیست؛ از این رو، تشدید بازداشتها، اعدامها و حمله کور به کشورهای منطقه، نه عملیاتی از سر اقتدار و نه حتا تلاش برای بقا، بلکه عملیاتی انتحاریست از سر استیصال و درماندگی: « دیگی که برای من نجوشد بگذار درش کله سگ بجوشد.»
شنبه، ۲۴ فروردین هیأت ۸۵ نفره ج.ا. در اسلاماباد پاکستان با تیم آمریکایی به صورت رودررو دیدار کردند، اما آنگونه که پیشبینی میشد، این دیدار بعد از ۲۱ ساعت مذاکره فشرده به توافقی منتهی شد و بنا به گزارش خبرنگار ترک این بار هم عراقچی استیو ویتکاف را تهدید کرد: «...ایرانیها را تهدید نکنید...»
این تهدید قلدرمآبانه، دونالد ترامپ را که مستقیما روند مذاکرات را دنبال میکرد، برای به عمل درآوردن آنچه در مخیلهاش بود مصممتر کرد: محاصره دریایی تنگه هرمز در صورت شکست مذاکره با «افراد مناسب که میخواهند معاملهای انجام دهند.»
ج. ا. از قبل، لغو تحریمها و توقف حملات اسراییل به لبنان (استان سیودوم ایران؟) را شرط آغاز مذاکرات اعلام کرده بود.
حمیدرضا حاجیبابایی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در مصاحبهای بعد از بازگشت هیأت ج. ا. گفت: «ج.ا. با حسن نیت پا به اسلامآباد نگداشته بود. اینها رفته بودند که آنجا بجنگند؛ جنگ نرم بکنند... اگر غیر از این باشد برای ملت ایران قابل قبول نیست؛ یعنی باید مذاکره مطابق موشکهای سید مجید موسوی، (جانشین حاجیزاده در هوافضای سپاه) باشد.
۲
جنگ آخرالزمانی
در ماهها و هفتههای منتهی به جنگ، آرایش نظامی ایالات متحده در منطقه جای تردید باقی نمی گذاشت که در آیندهای نه چندان دور جنگی تمام عیار علیه ج. ا. آغاز خواهد شد.
به گزارش سیانان، بنیامین نتانیاهو در دیداری در مارالاگو، به ترامپ گفته بود ج. ا. در حال پیشبرد برنامه موشکهای بالستیک و احیای ظرفیت هستهای خود پس از بمباران تأسیسات غنیسازی در ژوئن است. برخلاف رسم معمول، بعد از این دیدار سه ساعته در پشت درهای بسته، دو رهبر در کنفرانس خبرنگاران هم حاظر نشدند.
با این حال، سیانان گزارش داد که تلاشهای دیپلماتیک برای دستیابی به توافق هستهای به طور همزمان ادامه داشت. ترامپ در اکانت شخصی خود اظهار کرد هنوز آماده صدور مجوز عملیات نظامی نیست و پس از دیدار با نتانیاهو هم نوشت: «هیچ نتیجه قطعی حاصل نشد جز اینکه اصرار کردم مذاکرات ادامه یابد.»
یک مقام ارشد آمریکایی هم به سیانان گفت: «ما راههای بسیار زیادی پیشنهاد دادیم، اما با بازی و وقتکشی مواجه شدیم.» پس از آخرین دور مذاکرات در ژنو، ویتکاف و کوشنر به ترامپ اطلاع دادند که تهران حاضر به برچیدن کامل برنامه هستهای خود نیست؛ نتیجهای که به نوشته سیانان دیدگاه ترامپ درباره ضرورت اقدام نظامی را تقویت کرد.
در اخرین دور مذاکرات در ۷ اسفند ۱۴۰۴ در ژنو، اظهارات بیمسئولانه وزیر خارجه ایران، اندک امید دونالد ترامپ را برای یافتن راهحلی از طریق مذاکره نقش بر آب کرد.
عراقچی که در سوم نوامبر ۲۰۲۵ درمصاحبه با الجزیره گفته بود «ایران ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده خود را پیش از جنگ با اسرائیل و حمله آمریکا جابهجا نکرده و بیشتر یا تقریبا همه این اورانیوم هنوز زیر آوار تاسیسات هستهای بمبارانشده باقی مانده است»، در آخرین مذاکره با ویتکاف و جرد کوشنر تهدید کرد: «این مقدار [بیش از ۴۰۰ کیلو] اورانیومی که داریم برای ساخت ۱۰ تا ۱۱ بمب اتمی کافی است.» این اعتراف نسنجیده وغیر دیپلماتیک اظهارات خامنهای را تایید میکرد که قبلا گفته بود: رئیسجمهور آمریکا «افتخار میکند که صنعت هستهای ایران را بمباران کردیم و از بین بردیم. خیلی خب، به همین خیال باش.»
ترامپ در مسیر سفر به تگزاس با شماری از سناتورهای جمهوریخواه مشورت کرد. در همان زمان، مقامهای اطلاعاتی جلسه صبح شنبه در تهران را شناسایی کرده بودند؛ فرصتی غیرقابل چشمپوشی که به محور اصلی عملیات تبدیل شد.
در روزهای منتهی به عملیات، به نوشته سیانان، دستگاههای اطلاعاتی «موقعیت مناسب را یافتند.» بر اساس این گزارش، مقامهای ارشد ایرانی از جمله خامنهای قصد داشتند صبح شنبه در نقاط جداگانهای در یک مجموعه حکومتی در تهران که شامل دفتر رهبر، ریاستجمهوری و نهادهای امنیت ملی است دیدار کنند.
یک منبع اسرائیلی به سیانان گفت که رهبر ج. ا. در ساعات روشنایی روز احساس آسیبپذیری کمتری داشت، بنابراین آن روز سطح محافظهکاری امنیتی خود را کاهش داد. به گفته برخی مقامهای آمریکایی و اسرائیلی، «این فرصتی بود که نمیشد از آن گذشت.»
بنا به گزارش سیانان، طرح اولیه برای حمله شبانه تنظیم شده بود، اما در آخرین لحظات به حمله در روشنایی روز تغییر یافت. ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، در یادداشتی خطاب به خلبانان نیروی هوایی اسرائیل نوشت: «شنبه در سپیدهدم، عملیات “غرش شیران” آغاز میشود. شما مجاز به حمله به اهداف خود هستید. ما در حال ساختن تاریخ هستیم.»
حدود ساعت ۶ صبح به وقت اسرائیل، جنگندههای اسرائیلی در نخستین موج از یک رشته حملات هماهنگ آمریکا و اسرائیل، این مجموعه را هدف قرار دادند. جنگندهها به مهمات بسیار دقیق و موشکهای دوربرد مجهز بودند و سه محل استقرار رهبران به طور همزمان هدف قرار گرفتند.
ساعاتی بعد، دونالد ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی خود مرگ خامنهای را اعلام کرد.
نواب صفوی، مراد و مرشد علی خامنهای بعداز ارتکاب چند ترور، در ۲۷ دی ماه ۱۳۳۴ در میدان تیر لشکر ۲ زرهی تهران تیرباران شد، اما مرید وی با بمبهای «دشمن صهیونی» زیرآوار مثله شد و هم اینک در کشوی یکی از سردخانهها در انتظار اجازه نتانیاهو یا پایان جنگ است تا به منزلگه ابدی منتقل شود.
مارکس در «هجدهم برومر لوئی بناپارت» نوشت: تاریخ تکرار میشود؛ بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کمدی؛ واپسین پرده تراژیک مرگ علی خامنهای با مراسم چهلم وی در کلیسای سرکیس مقدس، به صورت کمیک پایین آمد.
بیشک جهان بدون سید علی خامنهای جهان زیبایی است و به یقین با مرگ این هیولایی خونخوار، بر چهره سیاره زمین لبخند رضایتبخشی نقش بست.
۳
جنگ آری، یا نه؟
تردیدی نیست که جنگ اخیر و جنگهای پیشین، پیامد آتشافروزی اسلام سیاسی، تلاش برای صدور انقلاب به «اقصی نقاط عالم» جهت تاسیس امپراتوری شیعه؛ پیامد دشمنی با آمریکا و غرب ستیزی و تلاش برای پاکسازی جهان از قوم یهود، پیامد تنشآفرینی در منطقه، ایحاد بازوهای نیابتی و راهاندازی شبکه بینالمللی ترور و خرابکاری است.
شعلههای «جنگ حماسی» با به قول اسرائیلیها عملیات «غرش شیران» در چهلمین روز خود با اعلام آتشبس دو هفتهای فروکش کرد. بهرغم پیشبینی و محاسبات قبل از جنگ و بهرغم کشته شدن علی خامنهای، فرمانده کل قوا و فرماندهان رده اول و برخی شخصیتهای مؤثر سیاسی و دانشمندان هستهای، فرماندهان به ظاهر ردههای پایین سپاه، جنگی انتحاری را در منطقه شروع کردند، زیر ساختهای اقتصادی، توریستی و حتا تاسیسات آبشیرین کن کشورهای منطقه را با موشک و پهپاد به آتش کشیدند، با تشدید و گسترش فضای نظامی ـ امنیتی در داخل، شهروندان را بازداشت و با اتهامهای بیپایه اعدامها را ادامه دادند.
این جنگ نه به خواست موافقان آن شروع شد، و نه با بیانیهها و خواهش مخالفان به آتشبس لرزان دو هفتهای منجر شد.
طبق گزارش پورتال «ردیاب هزینههای جنگ ایران»، ۳۷ روز عملیات نظامی آمریکا علیه ایران، بیش از ۴۲.۱ میلیارد دلار برای واشنگتن هزینه داشته است. این جنگ برای اسرائیل هم روزانه ۴۰۰ میلیون دلار هزینه داشت. آیا مخالفان جنگ براین باورند که با انتشار بیانیه و درخواست آنان، ترامپ و نتانیاهو بدون رسیدن به اهداف خود، سرشان را میاندازند پایین و راهی خانههایشان میشوند؟
بخشی از مخالفان ج. ا. که بیانیههای «نه به جنگ، نه به ج. ا.» در فضای مجازی منتشر میکنند، پیشنهادی کارآمد و عملی در صورت آتشبس احتمالی ارائه نمیدهند و این پرسش اساسی را بیپاسخ میگذارند که اگر جنگی علیه ج. ا. صورت نمیگرفت، این «معترضین اخلاقی»(۲) بدون نقشه راهبردی روشن، بدون ساختاری منسجم، بدون پلاتفرمی مدون، بدون الترناتیوی قابل پذیرش برای ایرانی رنگین کمانی جهت معرفی به جامعه بینالمللی زخم خورده از ج. ا.، بدون ارادهای معطوف به تسخیر قدرت و حتا بدون تیرکمانی در دست، چگونه میتوانند هیولایی را که درششمین هفته جنگی ویرانگر، دو ابرقدرت نظامی جهانی و منطقهای را چنان در کلافی سردرگم گرفتار کردند که نه راه پیش داشتند و نه راه پس؛ جز اعلام آتشبس، حتا آتشبسی لرزان و شکننده.
مخالفان جنگ، همچنین از «تخریب زیر ساختها» بیشتر از جان انسانها اظهار نگرانی میکنند. در نبود اطلاعات مستند نمیتوان در مورد این «زیرساخت ها» نظری قابل اعتماد ارائه داد، اما با اعتماد میتوان گفت که این هیولای جاگافروز جایجای ایران را، به زرادخانهای پراکنده بدل کرده است: از زیر تپهها و کوهها گرفته تا کنار جادهها و اتوبان ها، ازشهرها تا دهکورهها، از اماکن ورزشی و از بیمارستانها تا مدرسهها، پلها، مسجدها، مراکز علمی، مراکز تحقیقاتی و تولیدات دارویی و...
به خاطر اختصار کلام، فقط به دو نمونه اشاره میکنم: اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه، ۱۳ مرکز پنهان نظامی در «مناطق حفاظتشده سازمان محیطزیست» را بمباران کرد.
وبسایت سازمان حقوق بشر در ایران در ۱۱ اسفند ۹۶ نوشت: «در حالی که دستگاههای امنیتی در پنج هفته اخیر یازده تن از فعالان محیط زیست را بازداشت کردهاند، شماری دیگری از آنان در جریان سقوط هواپیمای تهران-یاسوج (دستکم ۱۶ تن) جان خود را از دست دادهاند؛ پروفسور کاووس سیدامامی نیز در دوران بازجویی در سلول انفرادی حلقآویز شد و خبر فوت دو فعال محیط زیست دیگر به تازگی منتشر شده است.»
پرسیدنی است که فعالان محیط زیست از کدام «زیر ساختها» خبر داشتند که نباید میداشتند؟ (۳)
مسعود آذر در بیبیسی فارسی به تاریخ ۲۱ فروردین ۱۴۰۵ مینویسد:
«بیش از دو دهه است که نام انستیتو پاستور ایران گاهی در برخی گزارشها و تحلیلهای بینالمللی، فراتر از نقش علمی و بهداشتی آن مطرح شده است؛ موضوعی که بیشتر به نگرانیهای کلی درباره “کاربرد دوگانه” در علوم زیستی برمیگردد و امکان استفاده همزمان از پژوهشهای پزشکی برای اهداف و کاربردهای نظامی مطرح شده است.
در سال ۲۰۰۷، دولت ژاپن در چارچوب فهرستهای کنترلی برای صادرات، نام انستیتو پاستور ایران را در بین “نهادهای نگرانکننده” قرار داد که به “احتمال ارتباط با فعالیتهای شیمیایی یا بیولوژیکی حساس” نیازمند نظارت بیشتر است.
براساس تصمیم دولت ژاپن این موسسه در فهرستی برای احتمال تحقیق و تولید فناوری دوگانه مرتبط با سلاحهای کشتار جمعی قرار گرفت. هدف ژاپن این بود که مانع از انتقال موادی شود که ممکن است برای تولید سلاحهای بیولوژیکی یا شیمیایی استفاده شوند.
در سال ۲۰۰۸ نیز گزارشهایی در بریتانیا منتشر شد که برخی مؤسسات علمی ایران از جمله انستیتو پاستور را در چارچوب کلی نگرانیهای مربوط به “ریسک بالقوه در حوزه سلاحهای کشتار جمعی” مورد اشاره قرار میداد.
در تیرماه سال ۱۳۹۰ دادگاهی در فيلادلفيا درآمريکا، محمدرضا وقاری، شهروند ايرانی – آمريکايی را به دلیل ارسال قطعات و لوازم يدکی ممنوعه و نقض تحریمهای ایران به ۳۳ ماه زندان و اخراج از خاک آمریکا محکوم کرد.
در رای صادره از سوی قاضی دادگاه فدرال در فيلادلفيا نوشته شده است که آقای وقاری اتهامات را پذیرفته و به همراه میرحسین قائمی در سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ لوازم آزمايشگاهی، لپتاپ و ديگر محصولات را به دوبی میفرستادند تا از آنجا به ايران ارسال شود.
در بخشی از حکم صادره اسمی از انستیتو پاستور نیز برده شد و در آن آمده بود: “در میان دریافتکنندگان برخی از این کالاها، انستیتو پاستور ایران نیز قرار داشت که توسط چندین دولت خارجی به عنوان یک نهاد نگرانکننده برای توسعه سلاحهای بیولوژیکی و شیمیایی فهرست شده است.”
اندیشکده بریتانیایی “موسسه خدمات متحد سلطنتی”، سوم فروردینماه امسال نوشت که نهادهای اطلاعاتی غربی معتقدند که ایران از دههٔ ۱۹۹۰ بخشی از تحقیقات زیستی بالقوه نظامی را در موسسات غیرنظامی مانند انستیتو پاستور و موسسه رازی ادغام کرده است.
در این گزارش گفته شده ارزیابی این نهادهای اطلاعاتی این است که این ادغام “با هدف مخفیسازی فعالیتهای دوگانهکاربرد” صورت گرفته است.
در مقاله “موسسه خدمات سلطنتی متحد” همچنین گفت شد که “در اوایل دهه ۱۹۹۰، ایران تحقیقات سلاحهای بیولوژیکی خود را از سایتهای نظامی اختصاصی به موسسات غیرنظامی از جمله موسسات رازی و پاستور منتقل کرده بود. این رژیم دانشمندان سابق برنامه اتحاد جماهیر شوروی را برای بهبود زرادخانه خود استخدام کرد.”»
امضا کنندگان «نه به جنگ، نه به ج. ا.» این ایده را تبلیغ می کنند که آمریکا و اسراییل مخالف «ایران قدرتمند» هستند و برای تجزیه ایران جنگ را بر آن تحمیل کردند. آنان به عمد جنگ علیه « ج. ا. قدرتمند» هستهای را جنگ علیه «ایران قدرتمند» قلمداد میکنند و با تحریف واقعیت از تداوم ویرانگری این هیولای جهادی حمایت میکنند.
آنان می گویند هدف اسرائیل از جنگ تضعیف ایران (نه ج.ا) و تجزیه آن است، اما روشن نمیکنند که تجزیه ایران چه نفعی برای اسرائیل دارد و چرا اسرائیل در پی تضغیف یا تجزیه مثلا عربستان سعودی، مصر یا اردن همسایه نیست؟ و برعکس، تلاش میکند در قالب پیمان ابراهیم، راه تعاملات سیاسی و مبادلات اقتصادی را با کشورهای حوزه خلیج فارس هموار سازد.
۴
دونالد ترامپ و نتانیاهو با دو هدف راهبردی متفاوت اما با منافع مشترک، جنگ ۱۲ روزه وجنگ بعدی را شروع کردند: ترامپ برای مهار وسربهراه کردن غولی که آمریکا هم از شیشه درآمدن آن نقش داشت و اسراییل با هدف براندازی غولی که موجودیت او را تهدید میکند.
همانگونه که معروف است، حکمرانی و سیاستورزی برای دونالد ترامپ چه در خود آمریکا و چه در تعاملات بینالمللی، در واقع به مثابه یک معامله تجاری است. بنابراین، جنگ برای او سیاستی معاملهگرانه است به زبانی دیگر؛ برای ساختن منطقهای امن و قابل پیشبینی برای پیشبرد معاملههای کلان. اما ج. ا. با تهدید هستهای، سرمایه گذاری میلیاردی برای ساختن موشکها و پهپادهای دوربرد، با ایجاد تنش در منطقه از طریق تاسیس بازوهای جهادی ویرانگر و بهکارگیری شبکههای بینالمللی ترور، منطقه را ناامن کرده و بر سر راه توافق ابراهیم که هدف آن تقویت صلح، امنیت و مبادلات اقتصادی در خاورمیانه است، این معادلات را برهم میزند.
دونالد ترامپ در سفر مه ۲۰۲۵ به منطقه خلیج فارس، قراردادهای تجاری کلانی به ارزش صدها میلیارد دلار (از جمله ۲۰۰ میلیارد دلار با امارات) در حوزههای انرژی، فناوری هوش مصنوعی، هوافضا و سرمایهگذاری متقابل با کشورهای عربی امضا کرد. این قراردادها بخشی از استراتژی تقویت روابط اقتصادی و امنیتی با کشورهای عربی و تمرکز بر انرژی و سرمایهگذاری متقابل در دهههای آینده است.
آیا با وجود رژیم جهادی آخرالزمانی انتحاری ج. ا. که کل منطقه را هم مثل ایران به ویرانه بدل کرده، میتوان این معاملههای کلان را چه در منطقه و چه در سایر کشورها به سرانجام رساند؟
یکی از انگیزههای اصلی حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، خنثیسازی روند گسترش پیمان ابراهیم، دستاورد غرورآمیز ترامپ در دوره اول ریاست جمهوریاش بود.
تنها چند روز پس از آزادی گروگانهای اسرائیلی از تونلهای غزه، علیرضا پناهیان، روحانی نزدیک به علی خامنهای، مراسم رونمایی از کتابی با عنوان «طرح نابودی اسرائیل: راهبرد ج.ا. برای از بین بردن رژیم صهیونیستی» را برگزار کرد و خامنهای هم در سخنرانی آن هفته، در نطقی تند و آتشین آمریکا را «تروریست» خواند.
۵
موجودیت کشور اسرائیل در تمام سالهای حکومت ج. ا. مورد تهدید بوده، داراییهایش در کشورهای مختلف تخریب شده و اتباعش ترور شدهاند. از انقلاب ۵۷ به بعد، بنا به ذات و ماهیت رژیم دینی ـ نظامی ـ امنیتی، سیاست خارجی ج. ا. بر مقابله با آمریکا و بیرون راندنش از خاورمیانه و همچنین نابودی اسرائیل (قوم یهود) استوار بوده است.
حافظه تاریخی قوم یهود هنوز کشتار هولوکاست را فراموش نکرده و این فاجعه از نسلی به نسل بعدی منتقل میشود؛ حمله بازوی ترور ج.ا در هفتم اکتبر به خاک اسرائیل، کشتار شهروندان آن و به گروگان گرفتن و انتقال آنها به تونلهای زیر زمین غزه، یادآور تلخی بود بر این حافظه تاریخی زخمخورده که انگار دوباره فاجعهای در حال رخ دادن است. در طی نزدیک به نیم قرن، سایه ترس و تهدید و انتظار اقدامی مرگبار از سوی ج. ا. بر بالای سر یهودیها نه تنها در خاک اسرائیل، بلکه در سراسر جهان گسترده بوده است.
مخالفان جنگ، بر کشتار بیرحمانه و ویرانی غزه توسط اسراییل انگشت میگذارند، اما آنان در اتحاد با «چپ بینالملل» با رسوبات اسراییلستیزی دیرینه، به عمد پردهپوشی میکنند که همین «اسراییل بچهکش» سال های سال هر ماه سی میلیون دلار دریافتی از قطر را به حماس در غزه منتقل میکرد تا این باریکه به «سنگاپور خاورمیانه» بدل شود. اما این مبلغ کلان بعلاوه بیست تا سی میلیون دلار دریافتی ماهانه از ج. ا. ، به تونل های تودرتو در عمق ۵۰ تا ۸۰ متری زیر زمین هزینه شد، و امروزه این باریکه به ویرانهای غیرقابل سکونت، با شصت ـ هفتادهزار کشته و نزدیک به دو میلیون انسان آواره برجای مانده است.
اسراییل تلاش میکند سرانجام، بنیان این تهدید مرگ و خطر موجودیتی خود را براندازد و این نقطه تلاقی منافع ایران و ایرانیها با یک اپوزیسیون واقعی ج. ا. است که امکانات مالی، تسلیحاتی، اطلاعاتی، لجستیکی و از همه مهمتر ارادهای برای براندازی دارد.
۶
جنگ از نگاهی دیگر
گزارشها و ویدیوهایی که جستهگریخته از داخل ایران میرسد، فضای متفاوتی را از مردمی که زیر بمباران و انگشت تهدید سردار رادان، ایستهای بازرسی و بازداشتهای کور و اعدامهای بیوقفه زندگی میکنند نسبت به امضا کنندگان بیانیههای «نه به جنگ» خارجنشین در ساحل امن، ترسیم میکنند.
به برخی از آنها نگاهی بکنیم:
ـــ دختر و پسری که از بالکن خانهشان فیلم میگیرند: آخیش، بزن بزن این پدر سگارو، بزن که رفتن. بزنید پدر سگارو. مارو نجات بده آمریکا، نجات بده.
ـــ مردی که ویدیوی لانچری را که داخل علوفه جاسازی شده میبیند: پدر سگارو ببین، چی کارایی میکنن. ناز شصتت نتانیاهو، ناز شصتت ترامپ با این هدفگیری.
ـــ یک جوان در حساب کاربری خود: از جوانی پیری، از نفت سوختن از برق شوکر و از گاز خفگی نصیب ما شد.
ـــ گزارشگر یکی از کانالهای آلمانی: مردم ایران از بمباران و جنگ میترسند، اما از قطع بمباران بیشتر از آنها میترسند.
ـــ پرسش گزارشگر از یک جوان: در ایران زن بودن سخت است یا مرد بودن؟ پاسخ: در ایران بودن سخت است.
ـــ حاتم قادری جامعهشناس، قبل از جنگ: هر وضعیتی؛ حتا جنگ و نابودی از بقای ج. ا. بهتر است.
ـــ دختر خانم ل. ن. در ایکس: «یهجوری میگید وای ترامپ چشمش دنبال پول نفتمونه که انگار پسر شمخانی هر ماه پول نفت رو بهحسابتون کارتبهکارت میکنه!»
ـــ یک کاربر بعد از تهدید ترامپ: زمین سوخته یعنی مرگ دریاچه ارومیه، سدهای به گل نشسته، سقوط ارزش پول ملی، قطعی بیخبر برق و آب، کاروبار و زندگی بدون اینترنت، سقوط اخلاقی، مرگ دهها هزارنفر در دو روز، شبهای روشن و روزهای تاریک...
ـــ کاربری در تلگرام: «بازار رشت را با آدماش به آتیش کشیدن دلت نسوخت، حالا واسه ریختن پل کرج شدی وطن پرست؟
بعد از اعلام آتشبس:
ـــ یک معلم ۴۵ ساله از همدان به ایندپندنت فارسی: «هیچکس اینجا حس پیروزی ندارد. فقط یک توقف موقت است. مردم خستهاند، از گرانی، از بیکاری، از این وضعیت بیثبات. اگر قرار باشد بعد از این آتشبس، دوباره سرکوبها شروع شود، شاید شرایط از قبل هم بدتر شود. ما را با اینها تنها نگذارید...»
ـــ جوانی ۲۸ ساله از ساری در پیامی مینویسد: «این آتشبس برای ما هیچ اطمینانی نمیآورد. تجربه نشان داده که هر وقت فشار خارجی کم میشود، سرکوب داخلی بیشتر میشود و از آنطرف هم برای انبارهای موشکی خود یا شبهنظامیان خارجی بیشتر هزینه میکنند. الان ما واقعا نگرانیم که دوباره بازداشتها و اعدامها تشدید و چندبرابر شود، چون اینها از ما مردم بهشدت کینه دارند...»
————————
پانوشتها:
۱ــ پنج بازیگر در صحنه سیاستگزاری امروز ج. ا. عبارتند از: ۱ــ محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ۲. محمدباقر ذوالقدر، رئیس شورای عالی امنیت ملی ۳ــ احمد وحیدی، فرمانده سپاه ۴ــ غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضاییه ۵ــ احمدرضا رادان - فرمانده فراجا
۲ــ اصطلاح «معترضین اخلاقی» به شبهاپوزیسیون خارجنشین را از دکتر مهران بیاتی، کنشگر سیاسی ساکن برلین به عاریت گرفتهام.
۳ــ علاقمندان به اطلاعات بیشتر در مورد تخریب محیط زیست در جنگ ۱۲ روزه و سرنوشت تلخ کارشناسان این حوزه، میتوانند در اینترنت بهویژه به برنامه برگ آخر آقای مهدی فلاحتی زیرعنوان «آثار زیستمحیطی و انسانی جنگ ۱۲ روزه؛ فاجعهای خاموش» مراجعه کنند.
منابع این نوشتار:
ــ ویکی پدیا،
ــ بی بی سی فارسی،
ــ ایندپندنت فارسی،
ـــ و...
۱۴ آپریل ۲۰۲۶ / ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
■ آقای سلامی عزیز. مقاله بسیار خوبی بود با ذکر یک جمعبندی و تاریخچه از شرایطی که فعلا دچار آن هستیم. خواننده حتمأ باید تاریخ تدوین مقاله را در نظر داشته باشد. در همین تاریخ، گرچه جنگ تلخ و مخرب و وحشیانه است، اما من نسبت به روند امور خوشبین هستم. یعنی اینکه، پیشبینی من خیلی بدتر بود. اینک در شرایطی هستیم که نیروهای متضاد زیادی در کار هستند، هر کدام برای منافع و مصالح خودشان، اما در کنار آن، نوعی واقعبینی، آینده نگری و احتیاط، در جوانب مختلف نیز رشد میکند که چراغ خوشبینی را روشن نگه میدارد. امروزه بیش از هر دوره در تاریخ ایران، به درایت و تیزهوشی و استقامت نیاز داریم.
با احترام. رضا قنبری. آلمان
■ سلامی عزیز، آنچه در مورد جمهوری اسلامی، اسرائیل و مقاصدش و مردم ایران نوشتید بسیار واقعبین و درد آشناست. اما قضاوتها و (عدم قضاوتهای) شما در مورد دولت ترامپ با آنچه در عرصه بینالمللی میگذرد منافات دارد. با تاریخ ۱۰ ساله جنبش پوپولیست ترامپ که جهان را عرصه تخت و تاز اقتدار گرایانه میخواهد، که قصد نابودی نظم تمدنی قبل از خود را دارد آنهم نه بدلیل کمبودها و نارساییهایش بلکه برای جا انداختن ناسیونالیسم افراطی و قوم پرست. اینکه ترامپ و همفکران پیدا و ناپیدایش، نظیر پوتین، خاور میانه را همچون بهشت برین میخواهند که فقط خوشبختی در آن تقسیم شود؟ متضاد واقعیت سخت زمان ماست. ان مسیحا نفسی که دست مردم ایران را بگیرد و از جهنم جمهوری اسلامی برهاند اگر قرار است که ترامپ باشد، باید بر سرنوشت مردم دو برابر گریست.
با احترام ، پیروز.
■ ضروری میبینم به کامنت قبلی اضافه کنم که در مورد معامله گر بودن دولت ترامپ حق با شماست. ترامپ واقعا قصد معامله با جمهوری اسلامی را دارد. ولی رژیم ایران قادر به چنین مصالحه ای با ترامپ نیست؟ شرایط ترامپ مساوی ندیده گرفتن ماهیت و ذات این رژیم است و آنها نمیتوانند به درخواست دولت ترامپ خود را بزک کنند و از اسرائیل ستیزی آشکار دست بر دارند. شاید هم که من اشتباه کنم و رژیم برای بقای خودش دست به هر کاری بزند؟ واقعیت اینجاست که طی دهها سال اخیر رژیم لشگری از شریک جرم جنایی برای خود دست و پا کرده است، امروز این شریک جرمها در راس قدرت قرار دارند، و ممکن است رفتار غیر منتظره از آنها سر بزند. آنچه غیر قابل برگشت است دشمنی آنها با منافع مردم است.
با احترام ، پیروز.
■ آقای قنبری عزیز، از دید مثبت شما به مقاله خوشحالم. من هم مثل شما به آینده میهنمان خیلی خوش بینم؛ با سی چهل میلیون انسان آگاه و معاصر و آماده به عمل (action آرنتی). چالش جامعه امروز ایران ناهماهنگی و ناهمگونی نظامی است متعلق به سالهای برباد رفته و نسلی سیارهای، نسل جیمز وب و آرتمیس 2. تردیدی نیست که آینده از آن نسلی است که در زمان زندگی میکنند.
پیروز گرامی، با شما در مورد مواضع و عملکرد ترامپ موافقم؛ بگذار سر راست بگویم؛ من ترامپ را سیاست مدار (حتا سیاست مداری در قالب راست افراطی) نمیدانم؛ ترامپ سنگوارهای است ویرانگر که در فقدان سیاستگزاران همسنگ مثلا کندی، ویلی برانت و حتا هلموت کوهل به سیاره زمین اصابت کرده است. موشی است که در غیاب صاحب خانه وارد آشپزخانه شده، خوردنیها را نصفه نیمه خورده و بقیه را به گند کشیده است. اما مرکز ثقل مقاله پرداختن به هیولای ویرانگر و آدمخوار مستقر در میهنمان و روز و روزگار هفتاد هشتاد انسان درمانده ای است که از سر استیصال، به اصطلاح «از ترس عقرب جراره به مار غاشیه» پناه بردهاند، و جنگی که آخر و عاقبت آن قابل پیش بینی نیست.
پیروز عزیز، ما خارج نشینان در این بازی ویرانگر کارهای نیستیم؛ صاحب خانهایم اما تماشاگر ویرانی خانهایم؛ فقط دق دلی خالی میکنیم و خود را سبک میسازیم. میبخشی.
سعید سلامی