ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Mon, 06.04.2026, 9:06
به کدامین آسمان چشم بدوزم؟ همه افق‌ها تاریک‌اند

علی کیافر

به کدامین آسمان چشم بدوزم؟ همه افق‌ها تاریک‌اند

در این یکماه و اندی که ایران ما زیر شعله‌های پر لهیب حملات هر روزه هوایی و تخریب‌های بی شمار هزاران باره نیروهای متجاوز خارجی تاب و قرار ندارد و روزگار امروز بس تیره است و دورنمای فردا و فردا‌ها سیاه و تاریک، پرسشی که گریبان بسیارانی را گرفته این است که چه باید کرد، از کجا توان و نیرو گرفت، از کدامین نمونه‌های مشابه آموخت که بتوان در مقابل این همه ستم و خرابی و نابودی هزاران کودک و نوجوان و زن و مرد تاب آورد و فردایی بهتر را به پیش آورد؟

کم دانسته نیست که تعدادی قابل ملاحظه از ایرانیان، بیشتر آنان کسانی که در خارج از ایران زندگی می‌کنند، عمدتا به سوی آمریکا – یا بهتر گفته شود، دولت کنونی به سرکردگی رییس جمهور آن – و حتی تا میزان کمتری به اسراییل – باز هم مشخص گفته شود، نخست‌وزیر آن – چشم دوخته‌اند؛ درخواست یاری کرده و می‌کنند، به این هوا که آنان هستند که با حملات و برنامه‌های خود نظام ایران را سرنگون می‌کنند، یا می‌توانند کرد. یافتن راه آزادی ایران از کوچه و خیابان نیروی متخاصم خارجی می‌گذرد.

در مقابل، بیشمارانی که اکثریت آنها در ایران‌اند، خط بطلان به دخالت هر نیروی بیرونی کشیده‌اند و استقلال و روزبهی ایران را از درون و با نیروهای مردمی آن می‌جویند، و تمام هزینه‌های جانی و اقتصادی و حتی زمانی این دیدگاه را می‌پذیرند.

در این کشا کش، نویسنده این یادداشت به اشاره‌ای از فرد صاحب دانش و معرفتی از درون ایران برخورد که جنبه خاصی از این مقوله را در وبگاه خود با این عنوان مطرح کرده است: “در بزنگاه امروز پس از هفت دهه پاسخ علامه دهخدا چقدر خواندنی‌تر است.”

باید که نخست به پیشینه‌ای که که پاسخ ادیب بزرگ ایران، علی اکبر دهخدا، که درست در هفتاد دو دوسال پیش نوشته شد، را باعث گردید پرداخته شود.

نامه‌ای از رئيس اداره اطلاعات سفارت آمريکا در تهران برای دهخدا ارسال می‌شود:

“آقای محترم
صدای آمريکا در نظر دارد برنامه‌ای از زندگانی دانشمندان و سخنوران ايرانی، در بخش فارسی صدای آمريکا از نيويورک پخش نمايد. اين اداره جنابعالی را نيز برای معرفی به شنوندگان ايرانی برگزيده است. در صورتیکه موافقت فرماييد، ممکن است کتباً يا شفاهاً نظر خودتان را اطلاع فرماييد تا برای مصاحبه با شما ترتيب لازم اتخاذ گردد.
ضمناً در نظر است که علاوه بر ذکر زندگانی و سوابق ادبی سرکار، قطعه‌ای نيز از جديدترين آثار منظوم يا منثور شما پخش گردد.
بديهی است صدای آمريکا ترجيح می‌دهد که قطعه انتخابی سرکار، جديد و قبلاً در مطبوعات ايران درج نگرديده باشد. چنانچه خودتان نيز برای تهيه اين برنامه جالب، نظری داشته باشيد، از پيشنهاد سرکار حسن استقبال به عمل خواهد آمد.
با تقديم احترامات فائقه
سی. ادوارد. ولز
رئيس اداره اطلاعات سفارت کبرای آمريکا”

علی اکبر خان دهخدا پاسخ زیر را ارسال می‌کند:

“جناب آقای سی. ادوارد. ولز، رئيس ادارۀ اطلاعات سفارت کبرای آمريکا
نامه مورخه ۱۹ ديماه ۱۳۳۲ جنابعالی رسيد، و از اينکه اين ناچيز را لايق شمرده‌ايد که در بخش فارسی صدای آمريکا از نيويورک، شرح حال مرا انتشار بدهيد متشکرم.
شرح حال من و امثال مرا در جرايد ايران و راديوهای ايران و بعضی از دول خارجه، مکرر گفته‌اند. اگر به انگليسی اين کار می‌شد، تا حدی مفيد بود؛ برای اينکه ممالک متحده آمريکا، عده‌ای از مردم ايران را بشناسند. ولی به فارسی، تکرار مکررات خواهد بود، و به عقيده من نتيجه ندارد.
و چون اجازه داده‌ايد که نظريات خود را در اين باره بگويم و اگر خوب بود حُسن استقبال خواهيد کرد، اين است که زحمت می‌دهم، بهتر اين است که اداره اطلاعات سفارت کبرای آمريکا به زبان انگليسی، اشخاصی را که لايق می‌داند معرفی کند و بهتر از آن اين است که در صدای آمريکا به زبان انگليسی برای مردم ممالک متحده شرح داده شود که در آسيا مملکتی به اسم ايران هست که خانه‌های قراء و قصبات آنجا، در، و صندوق‌های آنها قفل ندارد، و در آن خانه‌ها و صندوق‌ها طلا و جواهرات هم هست، و هر صبح مردم قريه، از زن و مرد به صحرا می‌روند و مشغول زراعت می‌شوند، و هيچ وقت نشده است وقتی که به خانه برگردند، چيزی از اموال آنان به سرقت رفته باشد.
يا يک شتردار ايرانی که دو شتر دارد و جای او معلوم نيست که در کدام قسمت مملکت است، به بازار ايران می‌آيد و در ازای «پنج دلار» دو بار زعفران يا ابريشم برای صد فرسخ راه حمل می‌کند و نصف کرايه را در مبداء و نصف ديگر آن را در مقصد دريافت می‌دارد، و هميشه اين نوع مال‌التجاره‌ها سالم به مقصد می‌رسد.
و نيز دو تاجر ايرانی، صبح شفاهاً با يکديگر معامله می‌کنند و در حدود چند ميليون، و عصر خريدار که هنوز نه پول داده است و نه مبيع آن را گرفته است، چند صد هزار تومان ضرر می‌کند. معهذا هيچ وقت آن معامله را فسخ نمی‌کند و آن ضرر را متحمل می‌شود.
اينهاست که از اين گوشه آسيا شما می‌توانيد به ملت خودتان اطلاعات بدهيد، تا آنها بدانند در اينجا به طوری که انگليسی‌ها ايران را معرفی کرده‌اند، يک مشت آدمخوار زندگی نمی‌کنند، و از طرف ديگر به فارسی، به عقيده من خوب است که در صدای آمريکا، طرز آزادی ممالک متحده آمريکا را در جنگ‌های استقلال، به ايرانيان بياموزيد و بگوييد که چگونه توانسته‌ايد از دست استعمار خلاص شويد؟ و تشويق کنيد که واشنگتن‌ها و فرانکلن‌ها در ايران، برای حفظ استقلال از همان طرق بروند.
در خاتمه با تشکر از لطف شما احترامات خود را تقديم می‌دارد.
علی اکبر دهخدا
فیشرآباد، دی ۱۳۳۲”

با تشکر از دوستی که نوشته اخیر و واقع یاداوری تاریخی درباره پاسخ دهخدا به کارمند سفارت آمریکا را به آگاهی من رساند، به باور من نوشته هفت دهه پیش زنده یاد دهخدا، با تمام احترام و ارزش به او و نقش غیر قابل انکار او در ادبیات و فرهنگ ایران، چند اشکال کوچک و یک اشکال ساختاری دارد.

بیشک دهخدای صاحب معرفت و دانش از سر مهر و نیکخواهی پاسخ خود را به دعوت صدای امریکا داده است؛ و باز هم بیشک در آن زمان هر چند سابقه‌هایی، گیرم کم رنگ و کم سو، از ماهیت جنگجویانه و تخریب کننده و نژادگرای ایالات متحده وجود داشته، به اندازه امروز اهداف و سیاست‌های امریکا در به زیر ستم اقتصادی و سیاسی دراوردن کشور‌ها و ملت‌هایی که با او و اهداف استعماری و برتری‌طلبی او همراهی ندارند، آشکار نبوده است.

به کسانی که چشم به مرحمت آمریکا برای آزادی ایران دوخته‌اند، یا در دروازه‌ی پیوستن به این دیدگاه قرار دارند، باید یادآوری کرد که نظام حاکم بر آمریکا، امریکایی که به جهان چشم انداخته و می‌اندازد، آزادی‌طلب نیست، مساوات پذیر نیست و حتی برای حفظ استقلال دیگران پشیزی قائل نیست.

امریکای سه چهارم قرن گذشته، امریکای جرج واشینگتن (نخستین رئیس‌جمهور کشور آمریکا و مهم‌ترین رهبر انقلاب آمریکا و یکی از بنیانگذاران اصلی ایالات متحدۀ آمریکا که خود نظامی بود) و بنجامین فرانکلین (یکی از پدران بنیان‌گذار ایالات متحده، دانشمند همه‌چیزدان، نویسنده، ناشر، نظریه‌پرداز سیاسی، سیاستمدار، مخترع، طنزپرداز، فعال مدنی، دولتمرد و دیپلمات آمریکایی) نبوده و نیست. امریکای دستکم شصت سال گذشته، ویران کننده کشورها و ملت‌ها و مردم سرزمین‌های مختلف بوده است. تنها نگاه کردن به آنچه ساستمداران و سیطره طلبان این کشور در دهه‌های پیشین در کره، ویتنام و خلیج فارس (کویت) و در زمان‌های نزدیک تر به اکنون در سومالی، افغانستان، عراق، و لیبی و در همین دو سال اخیر در سوریه و ونزویلا انجام داده‌اند باید به اندازه کافی گویای ماهیت نیروی نظامی و سیاسی ایالات متحده آمریکا باشد. دست کمک به سمت او دراز کردن برای “تشویق” ملت‌ها و کشور‌های دیگر “به حفظ استقلال” که هیچ، حتی انداختن نیم نگاهی بسوی اژدهای نظامی/سیاسی برای آموزش و گفتن اینکه “چگونه می‌توان از دست استعمار خلاص شد” هم عقلانی نیست، رهی است که به بازیچه اهداف کلان آمریکا در جهان منتهی می‌شود.

فریب نخوریم.

—————
* علی کیافر، استاد دانشگاه در کالیفرنیا، پژوهشگر و کنشگری است که بعد از نزدیک به نیم قرن دوری جغرافیایی ایران هنوز وطن اوست.