ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Tue, 24.03.2026, 13:11
تشکیل «دولت اتحاد ملی» یا دولت فراجناحی

سعید برزین

با توجه به تداوم درگیری‌های نظامی میان ایران، اسرائیل و آمریکا، مدیریت این شرایط بحرانی نیازمند تدابیر ویژه‌ است. یکی از راهکارهایی که می‌تواند در این مسیر مؤثر باشد، تشکیل «دولت اتحاد ملی» است. این اقدام از جنبه‌های مختلف اهمیت دارد، از جمله اینکه می‌تواند:

نخست: توان و انسجام ایران را در مذاکرات بین‌المللی افزایش دهد.
دو: به ترمیم شکاف میان حکومت و مردم کمک کند.
سه: به نیروهای مسلح امکان دهد که تا تمرکز خود را بر مسائل جنگی و دفاعی بگذارند.

انجام چنین طرحی در ایران کار ساده‌ای نخواهد بود بخصوص که هسته سخت قدرت در مشارکت سیاسی سابقه ضعیفی دارد. با این حال، طرح این پیشنهاد می‌تواند گامی در جهت گشودن مسیری تازه برای عبور از شرایط کنونی باشد.

در اینجا، این محور‌ها را بررسی می‌کنیم:

«طرح پیشنهادی»

تشکیل یک دولت فرا جناحی یا «دولت اتحاد ملی» در شرایط جنگ می‌تواند توان سیاسی ایران را به طور قابل توجهی افزایش دهد. شکل گیری چنین دولتی این پیام را در بر دارد که می‌توان اختلافات داخلی را کاهش داد و حتی کنار گذاشت تا همه اقشار مردم، علی‌رغم تفاوت‌های موجود، در کنار یکدیگر همزیستی کنند تا کشور از بحران جنگ بگذرد.

این طرح به معنی تشکیل کابینه‌ای با حضور نمایندگان جناح‌های مختلف، به مدیریت ریاست ‌جمهور کنونی، است. وی می‌تواند چهره‌های متنوع سیاسی را در دولت فراجناحی خود شرکت دهد و از این طریق، کار و وظائف دولت را میان گرایش‌های مختلف تقسیم کند. به این ترتیب، شخصیت‌های شناخته شده جناح‌های مختلف در سطح عالی حکومت حضور می‌یابند. اشخاصی مانند محمد خاتمی، محمود احمدی‌نژاد و حسن روحانی می‌توانند دعوت به همکاری ‌شوند. اگر امکان حضور این افراد مشخص ممکن نباشد می‌توان از دیگر چهره‌های شناخته شده جناح‌های سیاسی در کابینه استفاده کرد.

شکل دادن به یک «دولت اتحاد ملی»، از یک سو معنای پررنگ سیاسی دارد و از سوی دیگر، بر صحنه واقعی سیاسی تاثیر گذار است. از جمله اینکه، زمینه تقسیم کار میان جریان‌های سیاسی را فراهم می‌کند و به نیروهای مسلح امکان می‌دهد که بر عملیات نظامی تمرکز کنند و مسئولیت مدیریت سیاسی را به اشتراک بگذارند، و در صورت امکان، به کادر سیاسی کشور بسپارند. چنین تفکیکی توان نظامی نیروهای مسلح را افزایش خواهد داد و در عین حال، ‌فشار کار سیاسی را از دوش آنها برخواهد داشت. بدینسان امکان همکاری میان دولت،‌ مجلس،‌ جناح‌های سیاسی و نهادهای نظامی عملی‌ می‌شود.

به اضافه، تشکیل یک «دولت اتحاد ملی» زمینه تقویت اطمینان عمومی را فراهم می‌آورد. به این معنا که مردم کوچه و بازار صدای خود را در حکومت خواهند شنید و از قطب‌های افراطی دوری خواهند گزید. حضور چهره‌های جناح‌های گوناگون، همبستگی ملی را در شرایط خطرناک جنگ تقویت، شکاف میان حکومت و ملت تا حدودی ترمیم، و از اضطراب عمومی خواهد کاست.

همچنین، با شکل گیری یک «دولت اتحاد ملی»،‌ ایران امکان و توان خود را در عرصه مذاکرات بالا خواهد برد. در این تردید نمی‌توان کرد که ایران قادر نیست که آمریکا و اسرائیل را از نظر نظامی شکست دهد و مجبور است در حین مقاومت نظامی، وارد مذاکره و گفتگو برای یک معامله سیاسی دراز مدت شود. دولتی که از تمام جناح‌های سیاسی شکل گرفته باشد قدرت و مشروعیت بیشتری در مذاکره بین‌المللی خواهد داشت. چنین تحولی به دولت ایران امکان می‌دهد که استراتژی سیاسی مذاکره خود را با استفاده از نیروهای باتجربه جناح‌های مختلف، تنظیم و اجرایی کند.

بر اساس ارزیابی‌های فوق، ضروری است که پیشنهاد تشکیل «دولت وحدت ملی» به شکل جدی مطرح و تبلیغ شود. پیشبرد این پیشنهاد به عهده نیروهای میانه‌رو و معتدل کشور است.

«سابقه تاریخی»

تشکیل «دولت وحدت ملی» در شرایط جنگ سابقه دارد که می‌توان از آن آموخت. در جنگ جهانی دوم، در بریتانیا دولتی از محافظه‌کاران، حزب کارگر و لیبرال‌ها تشکیل شد و تا پایان جنگ ادامه داشت. در آمریکا، رئیس جمهور، فرانکلین روزولت، دو جمهوریخواه را وارد کابینه خود کرد. در فنلاند دولت‌های ائتلافی نسبتاً فراگیر شکل گرفتند. در جنگ جهانی اول، نخست وزیر فرانسه دولتی با نمایندگان احزاب مختلف و با عنوان اتحاد مقدس تشکیل داد. رهبران اسرائیل در جنگ شش‌ روزه ۱۹۶۷ یک دولت وحدت ملی بوجود آوردند. در همه این موارد،‌ به خاطر وجود یک تهدید موجودیتی و برای دفاع ملی، سیاستمداران علی رغم اختلافاتی که میان خود داشتند با یکدیگر همکاری کردند تا کشورشان را در وضعیت اضطراری مدیریت کنند.

در شرایط جاری ایران، طرح این مسئله بیش از پیش ضروری است. در شرایط ویژه جنگی کنونی که تجاوز خونینی با تهدید موجودیتی در جریان است و خطر فروپاشی و تجزیه، کشور را تهدید می‌کند باید برای دست یابی به راه حل عملی اقدام کرد. وجود بحران عمیق اقتصادی، بحران در توان دفاعی، عمیق شدن شکاف حکومت و ملت، قطب بندی شدید در جامعه و زخم‌های عمیق سیاسی ضرورت چنین کاری را بالا می‌برد و در عین حال احتمال و امکان انعطاف را هم افزایش می‌دهد.

«مشکل: مخالفت هسته سخت قدرت»

اجرای چنین طرحی در ایران ساده نخواهد بود. تصمیم‌های کلان بدون موافقت نهادهای اصلی حکومتی ممکن نیست و هسته سخت قدرت سابقه قابل ذکری در تقسیم کار سیاسی ندارد. اجرای این طرح، به همکاری سپاه و  پشتیبانی دیگر نهادهایی کشوری یعنی دولت، مجلس، و نهادهای امنیتی نیاز دارد. شواهدی در دست نیست که در حال حاضر هسته سخت قدرت و سپاه حاضر باشند که همکاری با دیگر جریان‌های سیاسی را افزایش دهند. حاکمیت هنوز به این جمع‌بندی نرسیده که «وحدت ملی» بر «تسلط جناحی» اولویت دارد.

پس در شرایطی که هسته سخت قدرت در قبال موضوع اتحاد ملی اجماعی ندارد چگونه می‌توان با آنها وارد گفتگو شد و آنها را متقاعد کرد؟

در اینجا چند استدلال‌ می‌تواند مورد توجه قرار بگیرد، و آن اینکه «دولت اتحاد ملی»:

نخست: قدرت چانه زنی ایران را بالا می‌برد.
دوم: شکاف میان اروپا و آمریکا را زیاد می‌کند.
سوم: امکان گفتگو با طبقات و اقشار مختلف اجتماعی را فراهم می‌آورد.
چهارم: می‌تواند در طراحی ترک مخاصمه با آمریکا و اسرائیل موثر باشد.
پنجم: به مصلحت حفظ نظم اجتماعی و از جمله عدم تهدید موجودیتی برای طبقه دولتی عمل کند.
ششم: می‌تواند با افزایش مشروعیت نظام در جهت جبران شکست پروژه خالص سازی اقدام کرده و بار دیگر اکثریت مردم را پای صندوق رای بیاورد. 
هفتم: روشن کند که هزینه‌ «اشتراک قدرت» از «هزینه‌ ادامه وضعیت موجود» کمتر است.

«نقش خبرگان سیاسی»

پیشنهاد «دولت اتحاد ملی» در مرحله اول باید میان خبرگان سیاسی مطرح شود و مورد بحث و بررسی قرار بگیرد تا کم و کاست و فراز و نشیب آن روشن شود و ضرورت آن مورد توجه قرار بگیرد. اینجا نیروهای ملی (میانه‌رو، اصلاحی و رفرمیست) نقش مهمی به عهده دارند. درست است که قدرت تاثیر گذاری آنها محدود است و حکومت به سختی به آنها گوش می‌دهد. اما در شرایط سخت امروز سرعت تحولات و عمق تغییرات،‌ فضایی را ایجاد کرده که طرح موضوع امکان تاثیر گذاری بیشتری را دارد. روش کاری که می‌تواند دنبال شود در درجه اول بررسی موضوع میان حلقه‌ها و اطاق‌های فکر سیاسی است.

مخاطب چنین بحثی در درجه اول رجال و نخبگان سیاسی هستند و عامه مردم کوچه و بازار در درجه دوم قرار دارند. ولی نباید از اهمیت گفتگو با توده مردم فارغ شد. چنانچه موضوع مورد مقبولیت قشر نخبگان واقع شود آنگاه باید موضوع را به افکار عمومی ارجاع داد.

در نهایت می‌توان امیدوار بود که مسئله از طریق بیانیه‌ و اعلامیه‌ رسمی مطرح شود و استدلال‌های متفاوت در تایید پیشنهاد را روی میز قرار بگیرد. اینجا سازماندهی در جهت تبلیغات برای «دولت اتحاد ملی»، «دولت همبستگی ملی» و یا «دولت وحدت ملی» به شکل جدی‌تری مورد نظر قرار خواهد گرفت.



نظر خوانندگان:


■ دروود بر آقای برزین گرامی،
این مطلبی که شما نوشته‌اید، همینطور روی کاغذ می‌ماند و سپس به کاغذهای باطله افزوده می‌شود. من با خیلی از صحبت‌های مشمول انتقاد ریشه‌ای زنده یاد «احمد شاملو» فعلا کاری ندارم. امّا ایشون یک بار در دیدار با برخی از اعضاء نویسندگان ایران گفته بود که: «هر آدمی که شعور داشته باشد، با گوشت گندیده، کباب دُرُست نمی‌کند». اشخاصی که شما نام برده‌اید، اصلا مستعد هیچ چیزی نیستند؛ زیرا در موقعیّت و مقام و قدرت و اقتدار بودند و علنا در سمت و سوی کاربست و اجرای اراده مقام معظّم رهبری ایستادند؛ نه در کفه آرزوها و خواستها و آرمانها و فریادخواهی‌های مردم ایران. آنها در زمانی که می‌توانستند و باید اقداملات لازم و اساسی را می‌کردند، هرگز گام کلیدی برنداشتند و بر همان دایره و کندوی بسته‌ای تمرکز کردند که خامنه‌ای حاکم مطلق و مستبدش بود. مثال مقایسه‌ای شما، خلط کردن واقعیّت‌هائیست که هیچ سنخیّتی با همدیگر ندارند، حتّا در جزئیاتشان؛ زیرا دو موقعیّت کاملا متفاوت و به شدّت متمایز از همدیگر هستند.
من می‌پرسم که نقش و صدای مردم؛ بویژه آنانی که در دیماه به صورت فاجعه بار به قتل رسیدند و هیچکس از زمامداران حکومتی نیز، مسئولیّت قتل عام را به عهده نگرفت، در کجای این معادله شما قرار میگیرد؟ «دولت اتّحاد ملّی» که قرار است «فرا جناحی» نیز باشد، بر شالوده چه تعریفی از «ملّی» قرار است استوار شود که جناحها به صحتش بتوانند صحه بگذارند و برای دوامش استوار بایستند در کنار یکدیگر؟ آیا جناح‌های مورد نظر شما، فقط در چارچوب حکومت ولایت فقیه تعریف می‌شوند یا بیرون از چارچوب کندوی فقاهتی، جناحهایی دیگر را نیز مشمول می‌شوند که دیگراندیش هستند و بیرون از کندو یا فراسوی مرزهای میهن‌اند؟ «تعریف ملّی چیست و نشانه‌های آن کدامند؟» من زیاد صحبت نمی‌کنم و همانطور که گفتم، این مطلب شما بر کاغذ میماند و بطلان خودش را به همراه دارد.
شاد زی و دیر زی! فرامرز حیدریان


■ آقای سعید برزین، یک پرسش ساده: شما نجات دهنده جمهوری اسلامی می‌باشید!؟ مردم کلا در حال یک انقلاب می‌باشند و خواستار برافکندن تمام نظام می‌باشند. چگونه است که شما آرزوی تشکیل یک دولت گذار آنهم به ریاست پزشکیان می‌باشید!؟ این بیشتر مانند یک جوک است. این مرد را خود حکومتیان پذیرا نیستند چه رسد ... مگر «کار و وظائف دولت» گوشت قربانی است که انرا بخش کنیم!؟ این آدم‌هایی که شما نام می‌برید «محمد خاتمی، محمود احمدی‌نژاد و حسن روحانی» خود از عاملان سرکوب، چپاول، و نابودی ایران بوده‌اند!! من شرط می‌بندم که شما احتمالا از شبکه چند لایه مافیایی سپاه تماما بی‌خبرید و به تازگی آشنا به بازار مکاره سیاست جمهوری اسلامی شده‌اید.  با پوزش از رک گویی.
ممنون پوریا


■ پیشنهاد تشکیل دولت اتحاد ملی یا دولت فراجناحی با مشارکت فقط جناح‌های نظام «جمهوری اسلامی»!
این نظام از آغاز پیدایش فقط نماینده بخشی از مردم ایران بود. اکنون هم نماینده جمعیت بسیار کوچکی از ایرانیان است. آنگاه چگونه می‌توان اتحاد جناح‌های این نظام را «اتحاد ملی» یا «فراجناحی» نامید؟ افراد و جناح‌هایی که شما نام بردید بال‌های نظام ایران‌بربادده «ولایت فقیه» هستند.
در جنگ جهانی دوم، احزاب مختلف بریتانیا تقریبا تمام مردم آن کشور را نمایندگی می‌کردند در حالی که تمام جناح‌های «جمهوری اسلامی»(همه گروه‌های میانه‌رو و تندرو و کندرو)، در حال حاضر حداکثر ۲۰ درصد مردم ایران را نمایندگی می‌کنند. احزاب بریتانیایی در مقابل فاجعه فاشیسم آلمانی و برای دفاع از میهن خود متحد شدند و باید می‌شدند. در حالی که جنگ فعلی را «فاشیسم شیعی» بر میهن ما تحمیل کرده است.
عجیب‌تر آن است که این پیشنهاد مشعشع در یک تریبون مخالفان جمهوری اسلامی مطرح می‌شود! کجا می‌رود این وبسایت «ایران امروز»؟! خیلی متاسفم. بهتر بود «ایران امروز» اجازه می‌داد این مقاله در وبسایتی وفادار به نظام ولایت فقیه مانند «جماران» منتشر می‌شد.
کریم برآبادی


■ من با دوستانی که به انتقاد از نوشته آقای برزین یادداشت گذاشتند هم نظرم. با این حال نکته بسیار مهمی وجود دارد که توجه همگی را  به آن مبذول میدارم. از ابتدای شروع جنگ میشد این رشد ناسیونالیسم را حس کرد. این مساله لزوما از منطق و با منطق شروع نمیشود، آغاز آن با یک حس ناخودآگاه است، که وطن من ایران من زیر ضرب و جرح بیگانه قرار دارد. من چنین حسی را تجربه کردم، در خودم و کما بیش در هر ایرانی مخاطبم. لزومی ندارد که در این پلاتفرم به هم گوشزد کنیم که باید ضربه به رژیم و سرنگونی آن را مد نظر داشت و سمت رژیم را نگرفت چون متجاوز اصلی جمهوری اسلامی است؟ بلکه ضروری میدانم پیرامون مدیریت این ناسیونالیسم رو به رشد تبادل نظر شود. یکی از منفی ترین آثار آن رشد دو قطبی در میان مردم داخل ایران است که من نمونه های بسیاری از آن را سراغ دارم. شوربختانه هر دو قطب در کنش و واکنش روزمره رویه افراطی تر راپیش میگیرند تا جایی که این عقل است که به مسلخ برده می‌شود.
من در هر کلام آقای برزین عشق به ایران و وحشت از نابودی وطن را حس می‌کنم. سخنم با شما این است که دوست عزیز همیشه جواب خوبی برای مشکلات وجود ندارد، من با شما همراهم که دست کم بخواهیم ایران تجزیه نشود؟ مردم از خانه کاشانه برای مدت نامعلوم آواره نشوند؟ یا بقول ترامپ عوام فریب ایران از نقشه محو نشود؟ اما جواب را نمیتوان در منشا فاجعه یافت. روشنفکران، فعالان و دلسوزان ایرانی بهترین کارشان ایجاد تشکیلات و اتحادیست که تا کنون به دست نیاوردند. بیاییم توان اندیشه و همت خود را در این راه امتحان کنیم؟
با احترام، پیروز.


■ سعید برزین گرامی،
این پیشنهاد شما بسیار شبیه پیشنهاد محمد خاتمی برای “آشتی ملی” است. البته پیشنهاد او به علت مبهم بودن می‌توانست به فراگیرتر بودن “متهم” شود. اما پیشنهاد شما چون صراحت دارد، ایجاد شک و شبهه نمی‌کند. امیدوارم که شما پاسخ خامنه‌ای به خاتمی برای آشتی ملی را فراموش نکرده باشید. آیا شما گمان می‌کنید که “امام مجتبی غایب” جوابی متفاوت از جواب پدرش به پیشنهاد شما بدهد؟
من به شما توصیه جدی می‌کنم که دو شعر زیر را بار دیگر با دقت بسیار و به ترتیبی که می‌گویم، بخوانید. اول شعر “با چشم‌ها” از احمد شاملو. دوم شعر “پیوندها و باغ” از مهدی اخوان ثالث. ما را به خیر، شما را به سلامت.
حسین جرجانی


■ آقای برآبادی عزیز. به نکته مهم و جالبی در مورد “ایران امروز” اشاره کردید، که برای من هم تفکر برانگیز بوده است. نوشته‌اید:”کجا می‌رود این وبسایت «ایران امروز»؟! خیلی متاسفم. بهتر بود «ایران امروز» اجازه می‌داد این مقاله در وبسایتی وفادار به نظام ولایت فقیه مانند «جماران» منتشر می‌شد”.
نقطه نظر من به عنوان خواننده: برای من مسئله به این شکل مطرح است که البته یک نشریه باید برای خودش راه و رسم و خط فکری داشته باشد. در غیر اینصورت، خواننده با اغتشاش فکری روبرو می‌شود و بدون اینکه بتواند افکار خود را وسیع‌تر و تعمیق کند، وقت و انرژی او صرف بحث‌هایی می‌شود که برایش بی‌مورد هستند. این امر در مورد من، باعث می‌شود که شور و شوق خود را در تبادل نظر با افرادی که برایم باارزش هستند، از دست بدهم.
اما این موضوع را از زاویه دید “ایران امروز” می‌توان اینطور دید: مقاله‌هایی که به دست “ایران امروز” می‌رسند، زیاد نیستند. حالا اگر سخت‌گیری بیشتری صورت گیرد، رونق وبسایت کمتر شده و جذابیت آن کاهش پیدا می‌کند. برای یک نشریه یا وبسایت بسیار مهم است که خوانندگان هر چه بیشتری را جذب کند.
در عین حال باید توجه داشت که فیلتر تنگ‌تر و سخت‌تر برای عبور مقاله‌ها، مستلزم امکانات بیشتر دبیرخانه نشریه است که معنی آن نفرات بیشتر، امکانات مالی بیشتر و وقت خیلی بیشتری برای قضاوت در مورد هر مقاله است. من فکر نمی‌کنم “ایران امروز” اینهمه امکانات داشته باشد. البته من حدس و گمان خود را نوشتم، اگر لازم باشد “ایران امروز” خودش تصحیح یا تکمیل می‌کند.
با احترام. رضا قنبری. آلمان