ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Sun, 15.03.2026, 16:52
درس شریف علی برای اپوزیسیون ایران

مایکل روبین

«میدل ایست فروم» / ۱۵ مارس ۲۰۲۶

رهبران اپوزیسیون ایران باید درس شریف علی را به خاطر بسپارند

رضا پهلوی و مشاورانش همچنان می‌کوشند به‌تنهایی پیش بروند. در حالی‌که طی دهه‌ها، برند سیاسی ولیعهد پیشین ایران با تلاش برای ایجاد ائتلاف شناخته می‌شد، تیم کنونی مشاوران او بیش از پیش بر کنترل متمرکز و اقتدارگرایانه تأکید می‌کند. در همین حال، برخی اعضای «کنگره آزادی ایران» که نهادی با نمایندگی بیشتر و کثرت‌گرا‌تر است، همچنان به بازی‌های سیاسی ادامه می‌دهند: برای کسب برتری در میان شرکای ائتلاف مانور می‌دهند، از احزاب دیگر انتقاد می‌کنند و حتی اولتیماتوم‌های داخلی صادر می‌کنند.

چنین سیاست‌بازی‌هایی زمانی که تغییر رژیم در ایران رؤیایی دور به نظر می‌رسید، شاید قابل توجیه بود. اما اکنون که احتمال تحقق آن در افق دیده می‌شود، رهبران ایرانی که به چنین بازی‌هایی ادامه می‌دهند، خطر ربودن شکست از کام پیروزی را به جان می‌خرند. همانطور که آنها سر و صدا می‌کنند و تهدید به عدم همکاری می‌کنند، باید شریف علی بن الحسین را به خاطر داشته باشند. اگر آنها به یاد نمی‌آورند که او چه کسی بود، پس بدون اینکه متوجه باشند، نکته‌ای را ثابت کرده‌اند.

در سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳، هنگامی که جنگ و تغییر رژیم در عراق نزدیک می‌شد، دولت‌های آمریکا و بریتانیا با تمام توان تلاش کردند گروه‌های اپوزیسیون عراقی را به همکاری با یکدیگر وادارند. این کار آسانی نبود. نه تنها نهادهای مختلف دولت آمریکا — وزارت خارجه، پنتاگون و سازمان اطلاعات مرکزی — با هدفی واحد به مسئله عراق نگاه نمی‌کردند، بلکه هر کدام دیدگاه متفاوتی درباره این داشتند که پس از تغییر رژیم چه کسی باید کشور را اداره کند.

در آن زمان چندین گرایش و چشم‌انداز رقیب وجود داشت. برخی واقعی و ریشه‌دار بودند و برخی دیگر پروژه‌هایی بودند که به‌طور کامل توسط سرویس‌های اطلاعاتی خارجی هدایت می‌شدند. احزاب کرد امیدوار بودند خودمختاری خود را رسمیت ببخشند و شاید حتی به استقلال دست یابند، در حالی که «جبهه ترکمن‌های عراق» که تحت هدایت آنکارا فعالیت می‌کرد، به‌طرزی عجیب ادعا می‌کرد اکثریت جمعیت منطقه را تشکیل می‌دهد. «مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق» به دنبال ایجاد یک حکومت دینی شیعه بود. حزب الدعوه عراق — با شاخه‌های لندن و تهران — خواستار حکمرانی دینی‌تر بود. «توافق ملی عراق» که توسط ایاد علاوی، عضو پیشین حزب بعث، تأسیس شده بود، خواهان جامعه‌ای سکولارتر بود. او با حمایت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا تلاش می‌کرد با بسیاری از قبایل عرب سنی در استان الانبار همکاری کند؛ قبایلی که ابتدا از شورش حمایت کردند اما بعدها در جریان افزایش نیروهای آمریکایی در عراق تغییر موضع دادند. در همین حال، احمد چلبی نیز به عنوان رئیس «کنگره ملی عراق»، گروهی چتری که در سال‌های نخست از کمک‌های مالی آمریکا بهره‌مند بود، مدعی رهبری شده بود.

شریف علی نیز یکی دیگر از چهره‌های مهم سیاسی بود. او وارث تاج‌وتخت هاشمی عراق محسوب می‌شد. پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، جامعه ملل عراق را به‌عنوان سرزمین تحت قیمومیت به بریتانیا واگذار کرد. شورش عراقیان در سال ۱۹۲۰ این طرح را به هم زد و در نهایت پادشاهی عراق شکل گرفت، در حالی که بریتانیا بر اساس مفاد پیمان ۱۹۲۲ انگلیس و عراق عملاً اداره کشور را در دست داشت. بریتانیا فیصل اول — رهبر هاشمی شورش عربی در حجاز در دوران جنگ جهانی اول — را پس از دوره کوتاه و ناموفق پادشاهی‌اش در سوریه، به عنوان پادشاه عراق منصوب کرد. فیصل اول، پسرش غازی اول و نوه‌اش فیصل دوم تا انقلاب ۱۹۵۸ بر عراق حکومت کردند. در آن انقلاب، سربازان شورشی عراقی پادشاه، ولیعهد و چند عضو دیگر خاندان سلطنتی را کشتند؛ تنها همسر ولیعهد، شاهزاده هیام، زنده ماند. با گذشت زمان و پس از آنکه عراقی‌ها ابتدا زیر حکومت جمهوری و سپس رژیم بعث رنج بردند، نوعی نوستالژی برای سلطنت در جامعه شکل گرفت. در چنین فضایی بود که شریف علی — که پسرخاله مادری‌اش فیصل دوم بود — ادعای خود برای رهبری را مطرح کرد.

شریف علی فردی باهوش، ظریف‌طبع و خوش‌برخورد بود. او یکی از اعضای «گروه هفت» بود؛ مجموعه‌ای از گروه‌های برجسته عراقی و کرد عراقی که ایالات متحده و بریتانیا پیش از جنگ با آنان همکاری می‌کردند. او در همه کنفرانس‌ها و نشست‌ها شرکت داشت، اما هنگامی که صدام سقوط کرد، از پیوستن به شورای حکومتی خودداری کرد. چند عامل در تصمیم او نقش داشت. نخست اینکه گمان می‌کرد اگر کارت ملی‌گرایی عراقی را بازی کند و از کسانی که با آمریکا همکاری می‌کنند فاصله بگیرد، مزیت رقابتی به دست خواهد آورد. او همچنین استدلال می‌کرد که سلطنت نهادی وحدت‌بخش است و نباید در سطحی برابر با سیاستمداران زیر دست خود قرار گیرد. از همین رو، هنگامی که «سازمان موقت ائتلاف» شورای حکومتی عراق را به عنوان رهبری چرخشی در دوره انتقالی تشکیل داد، او از پیوستن به آن سر باز زد.

این تصمیم برای او اشتباهی سرنوشت‌ساز بود. شورای حکومتی نهادی مضحک به نظر می‌رسید، اما همان نهادی شد که نظام سیاسی جدید عراق بر پایه آن شکل گرفت. شریف علی از این روند جا ماند و بدون منابع و امکاناتی که قدرت دولتی فراهم می‌کرد، نتوانست شبکه‌های حمایتی و حامی‌پروری ایجاد کند. هوادارانش به سرعت پراکنده شدند. این واقعیت که کارکنانش — که او به‌طور افراطی به آنان وفادار بود — از صلاحیت کافی برخوردار نبودند، تنها سقوط او را تسریع کرد؛ شباهتی ناراحت‌کننده با وضعیت کنونی رضا پهلوی. ظرف یکی دو سال، شریف علی از فردی که سودای رهبری عراق را داشت به شخصیتی بی‌اهمیت تبدیل شد. وقتی او در سال ۲۰۲۲ درگذشت، کمتر عراقی‌ای متوجه این خبر شد.

اپوزیسیون ایران باید به این نکته توجه کند. رضا پهلوی ممکن است چهره‌ای برجسته باشد، اما اشتباهات او و رفتارهای مشاورانش مسیر پیشرفت او را دشوارتر کرده است — اگر نگوییم او را کاملاً از رقابت کنار زده است. «کنگره آزادی ایران» نیز فرصت دارد که جایگاه خود را ارتقا دهد، اما اگر هر یک از اعضای آن بخواهد در برابر دیگران سیاست سخت‌گیرانه و زورآزمایانه پیش بگیرد یا اولتیماتوم صادر کند، شاید غرورهای ایرانی را راضی کند، اما در عرصه گسترده‌تر سیاست‌گذاری اعتبار خود را از دست خواهد داد؛ زیرا چنین رفتارهایی دقیقاً به سود کسانی تمام می‌شود که به دنبال سناریویی شبیه ونزوئلا هستند. شریف علی فرصت خود را در عراق از دست داد. اینکه بسیاری از گروه‌های ایرانی حال‌وهوای واشینگتن و میزان صبر کسانی را که آماده کمک به آنان هستند به‌درستی درک نمی‌کنند، نشان می‌دهد تاریخ ممکن است دوباره تکرار شود.

—-
* مایکل روبین، پژوهشگر ارشد در «مؤسسه امریکن اینترپرایز» است و تخصص او بر کشورهای خاورمیانه، به‌ویژه ایران و ترکیه، متمرکز است. در کارنامه حرفه‌ای او فعالیت به‌عنوان مقام وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) دیده می‌شود و تجربه‌های میدانی در ایران، یمن و عراق داشته است؛ همچنین پیش از حملات ۱۱ سپتامبر با طالبان نیز تعاملاتی داشته است. روبین در آموزش‌های نظامی نیز مشارکت داشته و به یگان‌های نیروی دریایی و تفنگداران دریایی آمریکا درباره درگیری‌های منطقه‌ای و تروریسم آموزش داده است. آثار پژوهشی او شامل چندین کتاب مهم از جمله «رقص با شیطان» و «ایران جاودان» است. او مدرک دکتری و کارشناسی ارشد تاریخ و نیز کارشناسی زیست‌شناسی را از دانشگاه ییل دریافت کرده است.