انتصاب مجتبی خامنهای، بیش از هر چیز دیگر، پیام تقابل و نافرمانی در برابر آمریکا است. در برابر ترامپی که گفت رهبر ایران را تعیین میکند. انتصاب وی پیام روشنی به شخص ترامپ است. ترامپی که هر روز یک حرف میزند. میگوید که، از جمله، پایان جنگ و رهبر آینده را تعیین خواهد کرد. انتصاب مجتبی یعنی: «ای آقای ترامپ! پدر را کشتی، پسرش به تخت قدرت میرسانیم. آقای ترامپ! به حرف شما گوش نمیکنیم. پایداری و استقامت داریم. تسلیم زورگویی تو نخواهیم شد».
این پیام نیروهای مسلح است در شرایطی که اکنون کشور با تهدید نظامی خارجی، تهدید هرج و مرج داخلی و تهدید تلفات گسترده روبرو است. در این شرایط کسانی که میتوانند بیش از هر کس دیگر قدرت بگیرند، نیروهای مسلح هستند، چون از سازمان، ساختار فرماندهی، منابع و ظرفیت برخوردار میباشند. قدرت گرفتن حکومت نظامی در ایران به خاطر ایدئولوژی یا ترجیح شخصی مجتبی نبود و نیست، برعکس، محصول جنگ است. حتی اگر مجتبی هم در صحنه نبود - این نتیجه طبیعی جنگ است. دستگاه نظامی حوزه عملیاتی گستردهتر پیدا میکند.
اکنون احتمال اینکه تجاوز اسرائیل و آمریکا موجب شکل گرفتن دمکراسی در ایران شود بسیار اندک است. شانس به قدرت رسیدن یک حکومت استبدادی، تحت تسلط رضا پهلوی، شاید بیشتر باشد ولی احتمال آن هم اندک است.
سناریوی دیگری که وجود دارد و احتمال آن بیشتر است وقوع هرج و مرج و مسلح شدن گروههای مختلف است که به جنگهای محدود داخلی خواهد انجامید.
ولی سناریویی که احتمال آن بیشتر از سناریوهای دیگر است شکل گرفتن یک حکومت نظامی است. شواهد این سناریو از هم اکنون به چشم میخورد و تعیین مجتبی خامنهای یکی از این شواهد است.
توافق نظر عمومی وجود دارد که نمیدانیم مجتبی خامنهای چه خواهد کرد. شناخت از او بسیار محدود است. درباره شخصیت، اندیشه و توان او آگاهی نداریم. گفته میشود که به دستگاه نظامی و امنیتی گرایش دارد و در «خالص سازی» سیاسی، به نفع جناح تندروی دست-راستی، نقش داشته است. به اضافه اینکه اکنون پدر و همسر و خواهرش توسط اسرائیل کشته شدهاند. این انتظار که یک تازه-به-تخت رسیده مستبد ولی متجدد مانند بن سلمان روی کار بیاید اندک است. بیشتر اینکه یک مستبد تندرو مانند بشار اسد خواهد بود.
اگر جنگ نبود و تجاوز نظامی اسرائیل به ایران رخ نمیداد میتوان تصور کرد که مجلس خبرگان در مورد تعیین رهبری بحث گستردهتری میکرد. میتوانست احتمال به قدرت گرفتن یک شخص میانهروتر را مورد نظر قرار دهد. اما جنگ شرایطی را تحمیل کرد که به شکل گرفتن یک حکومت نظامی در ایران منجر شده که ضروری میداند در برابر سیاست بی-برنامه ترامپ بیرق مجتبی را عَلَم کند.
■ جناب برزین. سیاست ج.ا. با تلاش برای نابودی اسرائیل، علت آغاز جنگ بوده است. بنابراین جمله شما: “تجاوز اسرائیل به ایران”، وارونه کردن واقعیت است. لذا هدف اسرائیل و آمریکا نیز دفع این خطر بوده است. حال اگر ما مردم ایران در شرایط ضعف و درهمریختگی نیروی سرکوب رژیم، بتوانیم از این رژیم عبور کنیم، در درجه اول به توان و اتحاد خودمان وابسته است. هم اسرائیل و هم آمریکا بارها خاطرنشان کردهاند که پایان دادن به ج.ا. وظیفه خود ایرانیان است، و این دو کشور در این رابطه نقش کمکی دارند.
رضا قنبری. آلمان