”رضا” در برابر “مجتبی” و تمامیت ارضی، تنها خواسته یکصدایمان
سرنوشت فرزندان دو رهبر، در دو دوره مختلف در کشورمان، طوری رقم خورده که در سال ۱۴۰۴، در انتظار سرنوشت جنگی که سرزمینمان را در چنگ خود گرفتار نموده، روبروی هم قرار گرفتهاند: «رضا» و «مجتبی». این دو به هیچ وجه و شکلی، قابل مقایسه با یکدیگر نیستند. رضا فرزند پادشاهی است که در نتیجه فاجعهای به نام «انقلاب ۵۷» سرزمینمان را با چشمان گریان ترک نمود و رضا هم به ناچار به صورت یک تبعیدی، مقیم خارج از سرزمینش شد.
مجتبی، برعکس، فرزند پدری میباشد که از یاران و نزدیکان بانی انقلاب ۵۷ و باعث سرنگونی پدر رضا گردید. بنابراین اغراق نیست اگر رابطه این دو با یکدیگر را رابطه «پدرکشتگی» بنامیم. ولی شوخی تاریخ، سرنوشت این دو را طوری رقم زده که یکی بر مسند قدرت نشسته و آن دیگری در انتظار کسب قدرت، مقیم خارج از کشور میباشد.
اینجا هم مجدداً شوخی تاریخ قسمی رقم خورد که دخالت قدرتهای بیگانه باعث گردید پدربزرگ و پدر رضا مملکت را ترک کنند و باز هم دخالت و حمله بیگانه به ایران باعث گردید که این بار مجتبی بر مسند قدرت بنشیند. منتها با این تفاوت: کشوری که انقلابیون از پدر رضا تحویل گرفتند، بدون هیچ اما و اگری، مملکتی آباد، دارای یک اقتصاد شکوفا و آماده ورود تدریجی به جرگه کشورهای دموکرات جهان بود؛ اما کشوری که مجتبی بر مسند آن نشست، برعکس، یک خرابه درگیر فقر و از همه بدتر، مردمش قربانی سرکوب، جنایت و کشتار بیحد حکومتی به رهبری پدر مجتبی میباشند.
فکر کنم در رابطه با مجتبی و قضاوت درباره او، بخش بزرگ و قریب به اتفاق خوانندگان این سطور، معتقد به پرتاب او و حکومتش به همان زبالهدانی معروف تاریخ میباشند. درباره رضا، وضعیت بسیار متغیر و متفاوت است. بد نیست اول به توضیح نظر خودم درباره او بپردازم...
***
داشتم مقالهام را ادامه میدادم که ناگهان خبری دریافت کردم. خبر به قدری غیرمنتظره و تکاندهنده بود که مانند صاعقهزدهها خشکم زد. خبر رسید که ترامپ اعلام نموده: «بعد از پایان جنگ، نقشه ایران تغییر خواهد کرد».
تمام خبرها و مباحث باید در اطراف این خبر شوم باشد. این مردک دیوانه در غزه و اوکراین با تمام ادعایی که داشت، نه فقط کوچکترین موفقیتی در جهت استقرار صلح در این دو نقطه جنگزده نداشت، بلکه غزه با خاک یکسان شده و حماس هم حی و حاضر در غزه اعلام وجود میکند. اوکراین هم دستبسته بازیچه بمبارانهای تقریباً روزانه پوتین شده است.
یادتان هست ترامپ با ژست کریه همیشگیاش اعلام نمود: «جنگ در ایران چهار روز بیشتر طول نمیکشد»؟ بعد از ۱۰ روز، نه تنها کوچکترین نشانی از پایان جنگ و ویرانی ایران نیست، بلکه جمهوری اسلامی بدون توقف، روزانه کشورهای منطقه را مورد حملات هوایی قرار میدهد و چیزی نمانده که جنگ در ایران ابعاد جهانی یابد. دستگاههای شیرینسازی آب دریا را در یکی از جزایر ایرانی خلیج فارس بمباران کردهاند و تقریباً تمام زیرساختهای نظامی و غیرنظامی ایران را تخریب نمودهاند.
با آنچه ترامپ بیشرمانه درباره نقض تمامیت ارضی ایران گفته، از همین امروز باید همه چیز فقط متوجه حفظ تمامیت کشورمان گردد. همه با هم، از «رضا» گرفته تا «مجتبی» و تمام آنچه بین این دو قرار گرفته، فقط یک ندا سر دهند: «ایران». جمهوریخواهان و پادشاهیخواهان، شمشیرها علیه یکدیگر را غلاف کنند و به دفاع از سرزمین بیدفاع و تخریبشدهمان بپردازند.
در اینجا مسئولیت آقای پهلوی بیش از دیگران است؛ بیاعتنا به مشاوران بیسواد، با صدای رسا به این گفته ترامپ اعتراض کنند و تمام هواداران با ایشان همصدا گردند. همه با هم خواهان پایان جنگ و پایان تخریب زیرساختها گردیم. این روند تعیین تکلیف برای سرزمینمان از سوی «دیوانگان جهانی» نباید ادامه یابد و این فقط و فقط در گرو همصدایی همه ایرانیان در داخل و خارج ایران میباشد.
«ایران برتر از همه و هر چیز»
داریوش مجلسی، مارس ۲۰۲۶
■ آقای مجلسی عزیز. شما که (البته از روی دلسوزی و میهندوستی)، خواستار پایان جنگ هستید، میدانید که در صورت پایان فوری جنگ، ج.ا. همچنان مسلط بر جان و مال مردم، و حتی بدتر از قبل، باقی خواهد ماند؟ آیا تردیدی هست که مسبب تمام این فجایع، رژیم حاکم بر ایران است؟ من نیز فردی صلحطلب هستم، اما اگر تسلیم شویم و ج.ا. باقی بماند، این رژیم مدام خطرناکتر و فاسدتر خواهد شد. شما در این شرایط پیچیده، جز ندای عام “صلحطلبی و تمامیت ارضی” چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟
با احترام. رضا قنبری. آلمان
■ جناب قنبری عزیز. نکته اینجاست که حکایت ما، حکایت کسی است که مالک ملکی است که مستاجر شروری دارد که نه تنها رعایت حقوق مالک را می کند بلکه برای همسایه ها نیز مشکل ایجاد می کند. حالا مالک تصمیم بگیرد برای آنکه از شر مستاجر خلاص شود خانه را خراب کند! و وقتی از او میپرسند چرا پاسخ بدهد که چون عاشق خانه هستم. ایران خانه همه ماست و حکومت اسلامی مستاجر این خانه است. باید بدانیم که این خانه باید باقی بماند. غزه روبه روی ماست. نفرت از حکومت نباید سبب شود که نابودی کل کشور را بخواهیم.
با احترام منصور جعفریان
■ آقای جعفریان عزیز. کامنتی بنویسم، میشود پرحرفی؛ ننویسم میشود سهلانگاری! به هر حال، جمله شما “نفرت از حکومت نباید سبب شود که نابودی کل کشور را بخواهیم” کاملا منطقی است. اما ایراد در آن است که شما در استفاده از عبارت ” نابودی کل کشور” غلو زیادی کردهاید. ایران کشوری وسیع و دارای امکانات وسیع انسانی و طبیعی است و باید در انتخاب کلمه مناسب نهایت دقت انجام شود. اتفاقا همین “مستاجر” است که آن را “به سوی نابودی” جلو میبرد: فرار مغزها، خشکی رودها و دریاچهها، اقتصاد و معیشت فاجعهبار مردم و... خود بهتر میدانید.
با احترام. رضا قنبری. آلمان
■ آقایان جعفری و مجلسی، ۱۰ روز جنگ با بمبارانهای شدید تنها کمتر از ۲۰۰۰ نفر کشته که انهم آشکار نیست چه کسانی ... جریان دبستان از اساس انگار دروغ است. شاید بمانند دروغ کشتار ۴۰۰۰ تن در میدان ژاله. بمبارانها بمانند عراق و یوگسلاوی نیست که ... ولی بودن نحس فاشیسم اسلامی باعث خرابیهایی شده است که بمب اتم در این توان نیست که انها را نابود کند. دهها تالاب و رود ایران، رودخانههای ایران، دریاچههای ایران، دریاچه ارومیه، آبهای زیرزمینی ایران .... از همه مهمتر فرهنگ و روح و روان مردم ایران را تباه کردند. میلیونها ایرانی را کشتند: جنگ با عراق، اعدامها، کشتارها در جادههای ناامن، کشتارها در کرونا، کشتارها در اعتراضها. میلیونها اواره در بیرون کشور. میتوان تا سالیان دراز در این مورد نوشت. وای به ایران و ساکنانش اگر و اگر و اگر این فاشیسم اسلامی در پی این جنگ سالم بدر آید. باید ایران را فراموش کنیم.
بابک
■ نکاتی که مجلسی عزیز گفتند دغدغه روز و شب ایرانیان است.
۱- آقای مجلسی، به هیچ وجه روی کلمات ترامپ نمیشود حساب باز کرد. حرف خودش را مرتب عوض میکند، حتی در یک مصاحبه واحد چند جهت متفاوت را میگیرد. البته این بخودی خود نگران کننده است و نشان از ترتیبات پشت پرده دارد، و زمانی که سرنوشت ایران و مردمش در میان است “ترتیبات پشت پرده” برای ما قابل قبول نیست.
۲- آقای قنبری عزیز، همیشه از کامنت های متعادل و عقل گرای شما آموخته ام، در زمینه جنگ و صلح بطور اصولی با شما همراهم. اینکه گفتید “اگر جنگ امروز تمام شود جمهوری اسلامی پیروزی خودش را جشن میگیرد” کاملا منطقی به نظر میآید، اما باید دید که ادامه این جنگ از امروز که روز یازدهم آن است در حال فروپاشی رژیم است یا نه. آیا بعد از ضربات روزهای نخست رژیم در حال بازسازی بقای خود بوده یا نفس های آخر را میکشد و منتظر معجزه پایان جنگ است. من جواب های کاملا روشنی ندارم، شواهد واقعی و تکیه بر عقل جمعی بدور از تعصبات شرط قضاوت درست تر است.
۳- یکی از جنبه های منفی ادامه این جنگ که کاملا محسوس است رشد نوعی مضر از ملی گرایی همسو با جمهوری اسلامیست که کنترل چندانی نمیتوان بر آن داشت. در لایه های درونی جامعه چنین رشدی محسوس است و میتواند به حد تاثیرگذار به نفع جمهوری اسلامی در بیاید. این حس حتی در الیت های دیاسپورا و بین خود ما نیز در حال رشد است، که با عقلانیت و تکیه بر تحلیل های علمی و محیط گفتگو کنترل شده باقی میماند.
۴- زمانی که از مقاصد حمله کنندگان به جمهوری اسلامی سخن میگوییم، ضروریست حساب اسرائیل و دولت ترامپ را جدا کنیم. اسرائیل (حتی با وجود دولت افراطی) از موجودیت خود دفاع میکند، هدفش روشن است و ما میتوانیم تا حدود زیاد با آن موازی شویم. از طرفی همسایه منطقه ای است چشم در چشم هم داریم و قرار است آینده را با هم شریک باشیم. همه اینها دلیل میشود که اعتماد بیشتری به آنان کنیم. اما در مورد ترامپ بهتر است سخن کوتاه کنم چون مجلسی عزیز توضیح دادند. ممکن است تا چشم به هم زنیم ایران نیز بعد از اوکراین و غزه به کارنامه ترامپ اضافه شود.
با احترام، پیروز.