با تبریک به ملت ایران به مناسبت مرگ خامنهای جنایت کار و ابراز همدردی با خانواده دختران کشته شده در “دبستان دخترانه شجره طیبه در میناب”
اخبار ضد و نقیض در باره ورود نظامی برخی از احزاب کرد به داخل کشور در پی مذاکرات برخی از مقامات آمریکایی با برخی از رهبران کرد، با توجه به تحولات تاریخی در گذشته از جمله بهرهگیری ابزاری از ملیگرایی کردها، نگرانیهای بسیاری را برانگیخته است.
پیشینه:
در آغاز سده نوزدهم گروههای قومی در سراسر جهان تحت تاثیر مفهوم “ملیگرایی” قرار گرفتند که به تشکیل احزاب سیاسی قومگرا انجامید. این رویداد در اواخر سده نوزدهم در میان کردهای ترکیه عثمانی نمایان شد. “در آنجا بود که اولین انتشارات ناسیونالیستی کردی منتشر شدند و دستهها و گروههای ملیتخواهانه و ملیتگرای کردی به وجود آمدند [اما] در کردستان ایران در آن زمان، چنین حرکتی دیده نشد.”[۱] البته آتاتورک اجازه نداد کردستان مستقلی در ترکیه تشکیل شود اما ایده چنین کشوری از بین نرفت و احزاب سیاسی گوناگون کردی در منطقههای کردنشین در کشورهای امروزی ترکیه، عراق و سوریه تشکیل شدند.
اما آنچه از جمله موجب شد تا گروهی از کردهای ایران نیز به ملیگرایی روی آورند، راهبردهای “ملتسازی” رضا شاه بود که پیش از جنگ جهانی دوم در ایران اجرا شده بود:
ایده ئولوژی “دولت ملت مدرن” که با کپیه برداری از الگوی اروپایی در نیمه دوم سده نوزدهم لنگ لنگان وارد ایران شده بود در دوره رضا شاه به صورت راهبرد “یک ملت، یک کشور و یک زبان” نهادینه شد. این راهبرد که با شیوههای سرکوبگرانه به اجرا درآمد، تبعیضهای زبانی، هویتی، دینی و منطقهای را به اقلیتهای قومی تحمیل کرد. اجرای این راهبرد یکسانسازی همراهی برخی از نخبگان و روشنفکران را نیز در پی داشت. در این زمینه ماهنامه آینده در سال ۱۳۰۴، در باره وحدت ملی مینویسد “منظور ما از وحدت ملی ایران، وحدت سیاسی، اخلاقی و اجتماعی مردمی است که در حدود امروز مملکت ایران اقامت دارند.... چگونه به وحدت ملی خواهیم رسید؟ .... در تمام مملکت زبان فارسی عمومیت یابد، اختلافات محلی از حیث لباس، اخلاق و غیره محدود شود... کرد، لر و قشقایی و عرب، ترک و ترکمن و غیره با هم فرقی نداشته، هریک به لباسی ملبس و به زبانی متکلم نباشند... اگر ما نتوانیم همه را به تمام معنی ایرانی نماییم، آینده تاریکی در جلوی ماست.”[۲] وی در مقالات دیگری حتی از “انتقال قبایل ترک و عرب از ایالات مرزی به نواحی داخلی” سخن به میان آورده بود.[۳]
۱- بهرهگیری استالین از ملیگرایی کردها
پس از بیرون رفتن اجباری رضا شاه، بخشهایی از ایران در اشغال شوروی در شمال و انگلیس در جنوب قرار گرفت. استالین دیکتاتور روسیه دستیابی به امتیاز نفت شمال ایران را در سر میپرورانید. بدین منظور بهرهگیری از ملیگرایی ترکهای آذری و کردها برای رسیدن به این هدف در دستور کار قرار گرفت. پس از ملاقات “قاضی محمد” رهبر “کوموله ژیانی کرد” و یا “جمعیت تجدید حیات کرد” با باقراف، رئیس جمهوری آذربایجان شوروی، کردها تشویق شدند “حزب دمکرات کردستان” را تشکیل دهند. به دستور استالین جداییخواهی و سپس گونه تعدیل شده آن بهصورت خود مختاری به منظور رسیدن به هدفهای ملیگرایی کردها جزء برنامه حزب دمکرات کردستان قرار گرفت که پس از چندی به اعلان “جمهوری مهاباد” انجامید.
پس از مذاکرات قوام با استالین و توافقنامه قوام - سادچیکف، بر سر اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی، دولت قوام امتیازاتی را برای حکومت فرقه دمکرات آذربایجان پذیرفت که به وضعیت آن جنبه قانونی میداد اما موقعیت “جمهوری مهاباد” ناروشن بود.[۴]
قاضی محمد به تهران رفت و نارضایتی خود را از این ترتیبات به قوام گوشزد کرد. خواسته قاضی محمد “خودمختاری کردستان” در چارچوب کشور ایران اعلان گردید.
سر انجام با خروج نیروهای شوروی از ایران، ارتش دولت مرکزی، ابتدا آذربایجان و تبریز را در پی گریز سران و کنشگران فرقه و در آشوب و کشتارهای هولناک باز پس گرفت. جمهوری مهاباد نیز در جریان بده و بستان شوروی و دولت مرکزی تهران وجه المصالحه قرار گرفت و با ورود ارتش به مهاباد به عمر یک ساله جمهوری پایان داده شد. قاضی محمد، برادرش که نماینده مجلس بود و محمد سیف قاضی در دادگاه نظامی محاکمه و به دار آویخته شدند.
رویکرد استالین پیآمدهای تاریخی ناگواری در پی داشت. پیش از هر چیز حساسیت آندسته از مخالفین که خود را ” ایرانگرا” مینامند را نسبت به “جداییخواهی” احتمالی کردهای ایرانی برانگیخت؛ دوم بهانه بیشتری به جمهوری جهل و جنایت داده است که با جدایی خواه خواندن کلیه احزاب کرد، هموطنان کرد ایرانی را به شدت سرکوب کند.
۲- بهرهگیری آمریکا از کردها در سوریه
در زمان حکمرانی بشار اسد دولت امریکا با همکاری نظامی کردهای سوریه توانست گروه اسلامگرای داعش را شکست دهد. با فرار بشار اسد و ورود الشرع به قدرت، روابط دولت سوریه و آمریکا بهبود یافت و واشینگتن متحد تازهای در منطقه یافت که راهبردهای تمرکز گراییاش قدرت منطقهای نیروهای دمکراتیک سوریه را برنمیتابید. بنابرین آمریکا برای بار دوم کردهای سوریه را رها کرد و زمینه را برای تصرف بخش عمدهای از مناطق شمالشرق سوریه که در کنترل کردها بود فراهم ساخت. بار اول نیز زمانی بود که ترکیه در ژانویه ۲۰۱۸، از راه “عملیات زیتون” به نیروهای کرد در منطقه عفرین واقع در شمال سوریه حمله کرد و آنجا را به تصرف درآورد.
۳- تحولات تازه و بهرگیری ابزاری مجدد از کردها؟
پس از آغاز جنگ اخیر بین آمریکا و اسراییل علیه جمهوری جنایتکار و تروریستپرور، راهبرد این دو دولت برین بود که با نابودی نهادهای سرکوب زمینه جنبش تازهای را علیه رژیم فراهم سازند. اما پس از گذشت چند روز از آغاز جنگ، و موج انتقادات به رویکرد دولتهای آمریکا و اسراییل و ابهام در گونه رویدادهای پسا جنگ، بنظر میرسد که راهبرد تازهای در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی از راه فراهم کردن زمینه خیزش ملی ایرانیان در دستور کار قرار گرفته است.
بنا بر گزارش رویترز و سیانان، گفتگوهایی از سوی آمریکا و برخی از گروههای کرد برای عملیات نظامی احتمالی علیه دولت ایران در جریان بوده است. رویتر میافزاید که ائتلافی از گروههای کرد ایرانی مستقر در مرز ایران و عراق (در اقلیم کردستان عراق)، “در حال آموزش برای انجام چنین حملاتی هستند. آنها امیدوارند در حالی که ایالات متحده و اسرائیل اهداف ایرانی را بمباران میکنند، از این طریق بنیهٔ نظامی کشور را تضعیف کنند.”[۵]
یکی از مقامهای آمریکایی نیز گفته است که ایده بهرهگیری از توان نظامی کردهای ایرانی برای حمله زمینی به داخل ایران در آغاز از سوی نخستوزیر اسراییل و موساد مطرح شد و سازمان سیا در مراحل بعدی به این طرح پیوست. به گفته این مقام، اسرائیل به رهبران گروههای کردی ایران وعده داده است که در دوران پسا جمهوری اسلامی افزون بر پشتیابی نظامی، از تشکیل دولت خودمختار در کردستان ایران نیز پشتیبانی سیاسی خواهد کرد.[۶]
هر چند گزارشهای مزبور از سوی منابع مستقل تائید نشده است، اما اسراییل حملات بر پایگاههای نظامی و انتظامی در غرب کشور را تشدید کرده و سپاه نیز حمله به مواضع کردهای ایرانی در اقلیم کردستان را از سر گرفته است.
این درحالی است که آقای رضا پهلوی در واکنشی تازه، اتهام پیشیناش مبنی بر “تجزیهطلب” خواندن کردها[۷] با این مضمون که نباید اجازه داد “نیروهای فرصت طلبی که همیشه چشم طمع به خاک ایران داشتهاند” از این شرایط سوء استفاده کنند، را تکرار کرده است.
اما وی در عین حال با توجه به راهبرد تازه اسرائیل و آمریکا نسبت به بهرهگیری از توان نظامی برخی از احزاب کرد، موضع پیشین را تعدیل و وعده داده است که در فردای سقوط نظام ولایی ساکنان مناطق اتینکنشین با تبعیض روبرو نخواهند شد و میتوانند “آزادانه و با حفظ هویتی که دارند” زندگی کنند.[۸]
ناظران بیطرف براین باورند که طرح ورود نظامی پیشمرگههای کرد به ایران تلهای است که میتواند پیآمدهای فاجعه باری از جمله برای ملیگرایی کردی به بار اورد.
۱- دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی و نیروهای سرکوب بهانه تازهای برای کشتار اتنیکها بدست خواهند آورد.
۲- این ورود میتواند کسل اتنیکی را در کشور فعال و ملیگرایان فارس را در برابر کردها قرار دهد.
۳- در صورت کنار آمدن ترامپ دمدمیمزاج با جناحهایی در جمهوری اسلامی کردها برپایه تجربههای تاریخی رها و به گوشت دم توپ رژیم تبدیل شوند.
امیدواری در این است که رهبران سیاسی با تجربه کردها به این خواست آمریکا و اسراییل پاسخ منفی دهند و در برابر با تلاش به تشکیل جبههای واحد میان گروههای پراکنده مخالف و حتی تشویق جناح تمامیتخواه به پیوستن به این جبهه، آیندهای دمکراتیک و سکولار بدون دخالت خارجی و در سایه جنگی که میتواند به هم پاشیدگی نظام ترور و جنایت منجر شود را نوید دهند.
اسفند ۱۴۰۴
mrowghani.com
——————————
[۱] - کیوان حسینی، کردستان بزرگ؛ رویای یک انجمن سری در مهاباد، رادیو فردا، ۲۹ آذر ۱۳۹۴
[۲] - آبراهامیان، ایران بین دو انقلاب، نشر نی، ص. ۲۵
[۳] - همان ص. ۱۵۵
[۴] - ناصر رحیم خانی، جمهوری خواهی در ایران، نشر باران استکهلم، ۲۰۰۴، ص۸۲
[۵] - رویترز و سی ان ان: گفت و گوهای آمریکا و گروههای کرد برای عملیات احتمالی در غرب ایران، رادیو فردا، ۱۳ اسفند ۱۴۰۴
[۶] - باراک راوید، مارک کاپوتو/ اکسیوس، گروههای کرد برای عملیات زمینی اماده میشوند، ایران امروز، ۱۳ اسفند ۱۴۰۴
[۷] - مراد رحمتی، ائتلاف پنج حزب کرد و واکنش رضاپهلوی؛ همکاری یا شکاف؟ دویچه وله، ۱۰/۱۲/۱۴۰۴