ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Wed, 04.03.2026, 20:25
تغییر در ایران در راه است، اما سریع نخواهد بود

سوزان مالونی

فارین افرز / ۳ مارس ۲۰۲۶

تنها چند روز پس از آنکه روحانیون در ایران چهل‌وهفتمین سالگرد انقلابی را که آنان را به قدرت رساند جشن گرفتند، ایالات متحده و اسرائیل رهبران ارشد آن کشور را ترور کردند، زیرساخت‌های نظامی آن را با خاک یکسان ساختند و حکومت دینی‌ای را که زمانی نفوذناپذیر به نظر می‌رسید تحقیر کردند.

کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، و دیگر مقام‌های بلندپایه نظامی و سیاسی به دست اصلی‌ترین دشمن خارجی‌شان، خلأیی عظیم ایجاد کرده است. رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، ظاهراً معتقد است که حملات هوایی می‌تواند زمینه‌ساز یک خیزش مردمی شود؛ او از ایرانیان خواسته است که «دولت خود را به دست بگیرند».

اما واقعیت تلخ این است که بقایای رژیم همچنان به‌خوبی مسلح و عمیقاً در ساختار قدرت ریشه‌دارند. آنان سال‌هاست خود را برای سناریویی دقیقاً مشابه وضعیت امروز آماده کرده‌اند. پس از دهه‌ها سرکوب خشن، جامعه ایران ابزار و آمادگی لازم برای به چالش کشیدن موفق حکومت روحانیون را در اختیار ندارد. وقتی صدای سلاح‌ها خاموش شود، محتمل‌ترین نتیجه آن است که نسخه‌ای باقی‌مانده از رژیم انقلابی ایران همچنان پابرجا بماند؛ هرچند خونین‌تر، فرسوده‌تر و آسیب‌پذیرتر از تقریباً هر زمان دیگری از سال ۱۹۷۹ به این سو.

در افق بلندمدت، همچنان امید به تغییر عمیق سیاسی در ایران وجود دارد. اما کارزار هوایی که هم‌اکنون نیروهای آمریکا و اسرائیل در حال اجرای آن هستند، بعید است چنین تحولی را رقم بزند. هر زمان که جنگ پایان یابد، ایران وارد دوره‌ای انتقالی، پرمخاطره و پرتنش خواهد شد؛ دوره‌ای که در آن احتمالاً واشنگتن ناگزیر می‌شود وارد نوعی دیپلماسی با جناح‌های قدرتمند درون ایران شود.

ایالات متحده نباید اجازه دهد نمایندگان یک نظام شکست‌خورده و بی‌اعتبار، گفت‌وگوی پس از جنگ را به سود خود مصادره کنند. از همین رو، ضروری است که آمریکا از هم‌اکنون برای «فردای پس از جنگ» مسیر روشنی ترسیم کند و در پی یافتن طرف‌های گفت‌وگوی معقول باشد. با این حال، تاکنون نشانه‌ای از برنامه‌ریزی جدی دولت ترامپ برای مرحله بعد دیده نمی‌شود. واشنگتن نمی‌تواند بر فروپاشی خودبه‌خودی رژیم یا موفقیت ایرانیان در سرنگونی رهبرانشان حساب کند. آمریکا باید بر این تمرکز کند که چگونه می‌تواند با ترکیبی از قدرت نظامی و دیپلماسی، اطمینان یابد هر کس که در ایران قدرت را در دست می‌گیرد، به سوی نظام حکمرانی انسانی‌تر و فراگیرتر حرکت کند.

آماده‌باش آخرالزمانی

حتی پیش از حملات اخیر نیز جمهوری اسلامی ایران تضعیف شده بود. شبکه نیروهای نیابتی آن در سراسر جهان عرب در پی دو سال درگیری متناوب با اسرائیل به‌شدت آسیب دیده بود، و حملات آمریکا و اسرائیل در ژوئن، برنامه هسته‌ای ایران ــ که زمانی گوهر تاج آن به شمار می‌رفت ــ را عملاً به خاک سپرد. با آغاز سال ۲۰۲۶، ارزش پول ملی ایران در سقوط آزاد بود، منابع آب و انرژی کمیاب شده بود، و مردم تا سطحی بی‌سابقه از زمان سقوط شاه در سال ۱۹۷۹ آماده رویارویی با حکومت بودند. شدت سرکوب اعتراضات ژانویه نشان‌دهنده احساس محاصره و استیصال رژیم برای حفظ قدرت است. به گزارش خبرگزاری فعالان حقوق بشر، دست‌کم ۷۰۰۰ معترض کشته شدند.

اکنون رهبری سالخورده انقلاب در تهران باید با عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل روبه‌رو شود که ظاهراً هدف آن سرنگونی رژیم است. بمباران‌ها تاکنون توانمندی‌های نظامی تهاجمی و دفاعی ایران را نابود کرده، یک لایه کامل از مقام‌های سیاسی، نظامی و اطلاعاتی را حذف کرده و نظام حاکم را به ویرانه‌ای بدل ساخته است. تلاش‌های تهران برای تلافی نیز بر انزوای آن افزوده است (از جمله حمله به اسرائیل و نیز هتل‌ها، فرودگاه‌ها و پایگاه‌های آمریکا در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس).

با وجود این ویرانی گسترده، رژیم در تهران احتمالاً در کوتاه‌مدت دوام خواهد آورد. جمهوری اسلامی برای بقا و تداوم طراحی شده و سال‌هاست برای چنین روزی آماده می‌شود. آنچه از نخبگان باقی مانده، در حال تحکیم مواضع خود هستند. ساختار پیچیده و تو در توی نهادهای روحانی و انتخابی کشور به‌گونه‌ای طراحی شده که کنترل از بالا را تسهیل و هرگونه رقابت معنادار را خنثی کند.

پس از حملات ژوئن گذشته، خامنه‌ای برای سناریوی «قطع سر رهبری» آماده شد و به مقام‌های مسئول دستور داد چهار جانشین احتمالی را شناسایی کنند. همچنین به نظر می‌رسد فرماندهان رده‌های پایین‌تر اختیار اقدام نظامی یافته‌اند تا حتی با تضعیف سیستم فرماندهی و کنترل، امکان تلافی برای ایران فراهم باشد.

مدیران ارشد رژیم در تحکیم قدرت تجربه دارند. آنان پیش‌تر نیز در شرایط بحرانی قرار گرفته‌اند: در سال‌های پس از انقلاب ۱۹۷۹، زمانی که حکومت نوپا با شورش‌ها، خشونت‌های قومی و حمله عراق روبه‌رو بود؛ و نیز در سال ۱۹۸۹، هنگام درگذشت آیت‌الله روح‌الله خمینی و انتقال رهبری. رژیم که پیش‌تر دوام آورده، اکنون نیز گمان می‌کند می‌تواند از دامنه توجه محدود ترامپ جان سالم به در ببرد. و با وجود همه آسیب‌ها، همچنان در موقعیتی بهتر از رقبای بالقوه خود قرار دارد.

هر ایرانی که بخواهد حکومت را کنار بزند با موانعی سهمگین روبه‌روست. رژیم طی دهه‌ها مخالفان خود را تضعیف یا حذف کرده است. اپوزیسیون پراکنده، فاقد سلاح و ناتوان از ارتباط‌گیری آسان است. شاید موشک‌های بالستیک و برنامه هسته‌ای ایران نابود شده باشند، اما حکومت هنوز سلاح کافی برای کشتن معترضان یا کودتاگران در اختیار دارد. در روز پایان جنگ، احتمالاً این بقایای جمهوری اسلامی خواهند بود که دست بالا را دارند.

ادامه بقا؟

هرچند رژیم تهران احتمالاً این دور از درگیری را پشت سر می‌گذارد، اما نمی‌تواند برای همیشه دوام بیاورد. سرانجام، پس از یک شکست نظامی ویرانگر، بازماندگان رژیم ناچار خواهند شد رهبران تازه‌ای برگزینند. ایران طی ۳۶ سال گذشته رهبر جدیدی انتخاب نکرده است (قرار بود خامنه‌ای و حلقه نزدیکش ــ که اکنون اغلب کشته شده‌اند ــ در جلسات پشت‌پرده جانشین را تعیین کنند). حتی پیش از جنگ نیز مسئله جانشینی خامنه‌ای پیچیده بود. مدعی اصلی، ابراهیم رئیسی، در مه ۲۰۲۴ در سانحه سقوط بالگرد به‌طور غیرمنتظره جان باخت، و بخش عمده نسل انقلاب یا درگذشته‌اند یا آن‌قدر سالخورده‌اند که کارایی گذشته را ندارند.

پس از فروکش کردن غبار جنگ، درگیری‌های درون‌حکومتی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. چهره‌های باسابقه نظام، از جمله علی لاریجانی، مقام ارشد امنیت ملی ایران، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، با احتیاط با یکدیگر همکاری خواهند کرد تا پروژه پس از انقلاب را حفظ کنند؛ اما با اختلافات داخلی، روابط تیره با همسایگان و وظیفه عظیم بازسازی کشور مواجه خواهند شد. بعید است سلطه حکومت دینی هرگز به‌طور کامل احیا شود. پروژه‌های شاخص آن ــ یعنی برنامه‌های هسته‌ای و موشک‌های بالستیک ــ به شکلی چشمگیر نتیجه معکوس داده‌اند.

اگرچه ایالات متحده احتمالاً نمی‌تواند با حملات هوایی رژیم را سرنگون کند، اما فرصتی کم‌نظیر برای تأثیرگذاری بر نظم سیاسی آینده ایران از طریق دیپلماسی در اختیار دارد. ترامپ ممکن است متمایل باشد مستقیماً با هر کسی که پس از جنگ در قدرت باقی مانده معامله کند، اما باید از هر توافقی که قدرت نخبگان فعلی را تثبیت کند پرهیز کند.

گزارش‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه برخی مقام‌های عملگرای تاریخی رژیم، مانند لاریجانی، کوشیده‌اند از طریق میانجی‌گری عمان مذاکرات هسته‌ای را از سر بگیرند. یک توافق بد می‌تواند به طناب نجاتی برای بقایای دولت انقلابی بدل شود. اکنون که حملات آمریکا و اسرائیل برخی از تهدیدآمیزترین رهبران تهران را از میان برده است، واشنگتن و شرکایش باید معیارهای سخت‌گیرانه‌ای برای تعیین طرف‌های مذاکره خود در نظر بگیرند.

هرگونه تعامل دیپلماتیک با جانشینان رژیم باید بر پایه چشم‌اندازی روشن برای پیشبرد تغییر واقعی و پایدار در ایران هدایت شود. جنگ تهدیدهای سنتی ناشی از ایران ــ جاه‌طلبی‌های هسته‌ای، موشک‌های بالستیک و نیروهای نیابتی ــ را تضعیف کرده است. اکنون ایالات متحده این فرصت را دارد که بر موضوعی تمرکز کند که سال‌ها در تعامل با تهران نادیده گرفته بود: کمک به ایرانیان برای دستیابی به آینده‌ای که شایسته آن هستند.