ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Thu, 26.02.2026, 20:12
«لحظه سقوط» و «لحظه گذار»

کاظم علمداری

گذار به معنای تغییر سیستم است، نه اصلاحات پس از تغییر سیستم. مرحلهٔ اضطراری پس از سقوط — هرچند از نظر اجرایی مهم — بخشی از مدیریت انتقال است، نه تعریف‌کنندهٔ خود گذار.

اگر این تمایز مفهومی رعایت نشود، این خطر وجود دارد که «سقوط» جای «گذار» را بگیرد و پروژهٔ دموکراسی صرفاً به وعده‌ای برای آینده تبدیل شود.

به بیان فشرده:
گذار پیش از تثبیت نظم جدید پایان می‌یابد؛ آنچه پس از آن آغاز می‌شود، تحول و نهادینه‌سازی دموکراسی است.

در تطبیق این چارچوب با وضعیت ایران، مسئلهٔ اصلی این است که «شرایط لازمِ انقلاب یا فروپاشی» تا حد زیادی فراهم شده، اما «شرایط کافیِ گذار دموکراتیک» هنوز ضعیف و نامنسجم است. اگر با زبان هانتینگتون و اودانل/اشمیتِر و با توجه به تجربهٔ آفریقای جنوبی، شیلی و لهستان سخن بگوییم، می‌توان چنین صورت‌بندی کرد:

۱) ایران: شرایط لازم بحران، قوی؛ شرایط کافی گذار، شکننده
فرسایش مشروعیت، بحران اقتصادی، شکاف دولت–ملت و انسداد اصلاح‌پذیری شرط لازم‌اند؛ اما کافی نیستند. جامعهٔ ایران بارها ظرفیت بسیج خیابانی خود را نشان داده است، اما فقدان بدیل نهادیِ منسجم و سازوکار مشترک تصمیم‌گیری موجب می‌شود انرژی اعتراض الزاماً به گذار دموکراتیک تبدیل نشود.

۲) شکاف درون حاکمیت: وجود دارد، اما هنوز کارگشا نیست
در مدل گذار، شکاف میان تندروها و میانه‌روها زمانی کارگشا می‌شود که بخشی از قدرت به این جمع‌بندی برسد که توافق انتقالی کم‌هزینه‌تر از استمرار وضع موجود است. در ایران شکاف‌های نهادی، اقتصادی، نسلی و بوروکراتیک وجود دارد، اما امنیتی‌شدن سیاست، منافع اقتصادی گره‌خورده به بقا و ترس از پاسخگویی، مانع از تبدیل این شکاف‌ها به «پل مذاکره» شده است.

۳) مسئلهٔ بدیل: خلأ کنشگر مذاکره‌پذیر
در گذارهای موفق، رژیم می‌دانست با چه نیرویی طرف است. «کنگره ملی افریقا» در آفریقای جنوبی، همبستگی در لهستان و ائتلاف کنسرتاسیون در شیلی، همگی بدیل‌هایی سازمان‌یافته، پاسخگو و متعهد به قواعد بازی بودند.

در ایران، چنین بدیلی هنوز شکل نگرفته است:
- نه رهبری جمعی تثبیت‌شده‌ای وجود دارد،
- نه برنامهٔ حداقلی مورد اجماع،
- نه شبکه‌ای که تصمیم را به عمل تبدیل کند،
- و نه سازوکار پاسخگویی نهادمند.

همین خلأ، خطر «روز بعد» را افزایش می‌دهد.

۴) اختلاف بر سر مفهوم گذار
اگر گذار صرفاً «پس از سقوط» تعریف شود، مهم‌ترین حلقه حذف می‌شود: ساختن بدیل پیش از فروپاشی. در غیاب آن، سقوط می‌تواند به یکی از این سناریوها بینجامد:

- فروپاشی بدون بدیل → خلأ قدرت → بی‌ثباتی
- بازتولید قدرت از درون همان ساختار
- قطبی‌سازی و خشونت

۵) همبستگی به‌مثابه فناوری تولید بدیل
در تجربه‌های موفق، همبستگی صرفاً یک شعار نبود، بلکه سازوکار تولید بدیل بود. برای ایران، این به معنای:

- تدوین منشور حداقلی مشترک
- ایجاد سازوکار تصمیم‌گیری شفاف
- تقسیم کار میان نیروهای داخل و خارج کشور
- تعهد به دولت موقت حداقلی برای جلوگیری از خلأ امنیتی

۶) نقش «کنگره آزادی ایران»
در این چارچوب، اگر قرار است «لحظه سقوط» به «لحظه گذار» تبدیل شود، نیاز به ظرفی نهادمند برای تولید بدیل وجود دارد. تشکیل «کنگره آزادی ایران» می‌تواند — در صورت تعریف واقع‌بینانه و غیرانحصارگرایانه — چنین ظرفی باشد.

اما این کنگره تنها زمانی در مسیر درست گذار قرار می‌گیرد که:

- خود را جایگزین همهٔ نیروها معرفی نکند؛
- مدعی نمایندگی انحصاری نباشد؛
- به‌جای ساختار حزبی، بر ائتلافی فراگیر تکیه کند؛
- و هدف خود را ایجاد سازوکار همگرایی و تدوین منشور حداقلی تعریف کند، نه تصاحب زودهنگام قدرت.

اگر «کنگره آزادی ایران» به ابزاری برای حذف رقبا یا تحمیل یک گرایش خاص بدل شود، به‌جای تولید بدیل، شکاف‌ها را تعمیق خواهد کرد. اما اگر به فضای گفت‌وگوی ملی و سازوکار هماهنگی فراگیر تبدیل شود، می‌تواند نخستین گام عملی در مسیر گذار باشد.

جمع‌بندی
ایران ممکن است وارد فاز «سقوط‌پذیری» شده باشد، اما هنوز وارد فاز «گذارپذیری دموکراتیک» نشده است.

بحران رژیم می‌تواند «لحظه سقوط» بسازد، اما تنها بدیل سازمان‌یافته می‌تواند «لحظه گذار» را رقم بزند.

کنگره آزادی ایران، اگر در خدمت تولید این بدیل باشد — نه جانشینی زودهنگام قدرت — می‌تواند به پلی میان سقوط و گذار تبدیل شود.