ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Thu, 19.02.2026, 20:24
ماکیاولی و تقاضای کمک از قدرت بیگانه

جمشید خون‌جوش

پس از قتل‌عام مردم ایران به دست حکومت اسلامی در دی‌ماه ۱۴۰۴، خواسته دخالت بشردوستانه و یا نظامی خارجی از سوی بخش قابل توجهی از ایرانیان مطرح شده است، به‌طوری‌که آقای احمد زیدآبادی از آن به عنوان «تب جنگ» یاد کرده و در کانال تلگرامی خود نوشته است: «تب جنگ چنان بخشی از جامعه را فرا گرفته که هر لحظه آغاز آن را انتظار می‌کشند.»

این موضوع باعث بحث‌های پرمناقشه و داغی در زمینه موافقت یا مخالفت با چنین دخالت یا حمله‌ای گردیده و با افزایش احتمال آن، حتی داغ‌تر نیز شده است. هدف این نوشته رد یا توجیه درخواست کمک از قدرت خارجی نیست، بلکه با تکیه بر اندیشه سیاسی ماکیاولی، شناخت عواملی است که کشور و جامعه ما را به این نقطه پر از تنش و کشمکش رسانده است.

نیکولو ماکیاولی یکی از تأثیرگذارترین متفکرین تاریخ فلسفه سیاسی غرب و مؤلف کتاب معروف «شهریار» (The Prince) است که معمولاً به‌عنوان بنیان‌گذار «واقع‌گرایی سیاسی» (یعنی سیاست بر پایه «آنچه که هست» نه «آنچه که باید باشد») شناخته می‌شود.

او در این کتاب بر اساس «واقع‌گرایی سیاسی» توصیه‌هایی به حاکمان برای حفظ قدرت می‌کند؛ از جمله اولویت بقا و ثبات حکومت، آمادگی برای استفاده از زور، فریب یا خشونت در صورت ضرورت و جدایی اخلاق فردی از اخلاق سیاسی. در این چارچوب، او معتقد است که اگر حاکم نتواند هم محبوب و هم مقتدر باشد، باید مقتدر بماند حتی اگر به قیمت ترسیدن مردم از او باشد، اما بدون اینکه مورد نفرت قرار گیرد.

کلیسای آن زمان «شهریار» را در فهرست کتاب‌های ممنوعه قرار داد و اگرچه بسیاری آن را ترویج بی‌اخلاقی دانستند و امروزه واژه «ماکیاولیستی» در زبان عامیانه مترادف با فریبکاری و قدرت‌طلبی شده است، اما ماکیاولی نه «شیطان سیاست» بود و نه صرفاً مبلغ بی‌اخلاقی؛ او در واقع به‌جای بحث‌های اخلاقی و آرمانی، توصیف‌گر واقعیت قدرت بود و بدین مضمون برخی اندیشمندان معتقدند که ماکیاولی تنها واقعیت سیاست را بی‌پرده بیان کرده است.

کتاب «شهریار» آغازگر تفکیک سیاست از اخلاق دینی در اروپا بود و بر اندیشمندانی مانند هابز و حتی نظریه‌پردازان مدرن روابط بین‌الملل تأثیر گذاشت. اندیشه سیاسی ماکیاولی تا امروز نیز مورد بحث و گفتگو در محافل آکادمیک و دانشگاهی بوده و تزهای دکترای زیادی درباره آن نوشته شده است.

ماکیاولی علاوه بر «شهریار»، کتاب مهم دیگری دارد به‌نام «گفتارهایی در باب لیوی» (Discourses on Livy). همان‌طور که در بالا توضیح داده شد، موضوع کتاب «شهریار» حاکمیت فردی است و در آن توصیه‌هایی برای حفظ قدرت به حاکمان داده می‌شود، اما در کتاب سه جلدی «گفتارهایی در باب لیوی» ماکیاولی بر جمهوری تمرکز دارد. او در این اثر با الهام از نوشته‌های تیتوس لیوی (Titus Livius)، تاریخ‌نگار روم باستان که درباره تاریخ روم کتاب نوشته، به مباحثی چون سیاست، جمهوری‌خواهی، حکومت، آزادی، قدرت و قانون می‌پردازد. ماکیاولی ضمن تحلیل این موضوعات، به دفاع از حکومت جمهوری، مشارکت مردم، آزادی و ثبات جمعی بر اساس قانون و نهادهای پایدار، در برابر حکومت فردی می‌پردازد.

در این اثر، ماکیاولی به موضوع رجوع به قدرت بیگانه و تقاضای کمک نیز پرداخته است؛ به‌طور مشخص در فصول چهارم، هفتم و سی‌وچهارم جلد اول.

فصل چهارم بر ضرورت وجود مجاری قانونی برای تخلیه نارضایتی مردم تأکید کرده و حکم می‌کند: «کسانی که نزاع میان اشراف و مردم را نکوهش می‌کنند، در واقع همان چیزی را سرزنش می‌کنند که علت اصلی آزادی روم بود… زیرا از دل همین کشمکش‌ها، قوانینی پدید آمدند که حافظ آزادی بودند.» به عبارتی دیگر، اختلاف اگر نهادمند شود، مفید است.

در فصل هفتم خطر نبود سازوکار قانونی گوشزد می‌شود: «وقتی در یک جمهوری راه‌های قانونی برای تخلیه نارضایتی‌ها وجود نداشته باشند، مردم به راه‌های غیرقانونی روی می‌آورند، و بی‌تردید این، نتایج بسیار بدتری به بار می‌آورد.»

و سرانجام، فصل سی‌وچهارم به تقاضای مردم برای دخالت قدرت بیگانه اشاره دارد: «همواره چنین بوده است که وقتی شهروندان نتوانند در شهر خود به عدالت دست یابند، آن را از قدرت‌های بیرونی طلب می‌کنند؛ و این نشانه‌ای آشکار از فساد آن جمهوری است.» این گزاره بیان مستقیم این اندیشه است که یاری خواستن از بیگانه به دلیل ضعف نظام سیاسی است.

در یک جمع‌بندی از این سه گزاره:

۱- حل اختلاف و خشم میان مردم و نخبگان اگر کانال‌های نهادی و قانونی (مجالس، دادگاه‌ها، نمایندگان، تریبون‌ها) داشته باشد، به اصلاح سیاسی می‌انجامد؛
۲- اما اگر چنین سازوکارهایی وجود نداشته باشند، مردم یا به خشونت داخلی متوسل می‌شوند یا از قدرت‌های خارجی کمک خواهند خواست؛
۳- و این موضوع نشانه فساد و ضعف ساختار جمهوری/دولت است.

به‌طور مشخص، ماکیاولی می‌گوید وقتی شهروندان برای حل منازعات داخلی «بیگانگان را وارد بازی می‌کنند»، این نشانه فروپاشی نهادهای سیاسی و از دست رفتن «فضیلت مدنی» (civic virtue) است.

در کنتکست کتاب «گفتارهایی در باب لیوی»، «فضیلت مدنی» یعنی ترجیح دادن خیر عمومی بر منافع شخصی، مشارکت فعال در امور سیاسی، آمادگی برای دفاع از جمهوری و مسئولیت‌پذیری در برابر قانون. به مفهومی عام‌تر، شهروندان در یک جمهوری سالم باید شریک قدرت باشند، نه صرفاً تابع آن (*).

البته، ماکیاولی در فصل سی‌ونهم کتاب خود دست به ارزیابی از نتایج توسل به کمک قدرت خارجی نیز زده است. او معتقد است وقتی که مردم یا دولت برای حل مشکلات داخلی خود به نیروهای خارجی متوسل می‌شوند، همیشه نتیجه فاجعه‌بار است، زیرا نیروهای خارجی وفادار به کشور نبوده و به دنبال منفعت خودشان هستند. بدین طریق، کشور ضعیف و آسیب‌پذیر می‌شود و حتی ممکن است آزادی‌اش را از دست بدهد.

در اینجا باید اضافه کرد که روابط بین‌الملل در چند قرن اخیر نسبت به زمان ماکیاولی (نیمه اول قرن ۱۶ میلادی) به‌طور بنیادین تغییر کرده است. در دوران معاصر، موارد چندی بوده‌اند که دخالت بشردوستانه و یا نظامی علیه حکام کشوری که در حق مردم خود دست به جنایت علیه بشریت زده‌اند، نه تنها به فاجعه منجر نشده، بلکه باعث آزادی مردم آن کشور نیز شده است. همچنین، چندین مورد نیز وجود دارند که نتایج فاجعه‌باری به بار آورده‌اند. در نتیجه، صحیح یا غلط بودن تقاضای کمک از قدرت خارجی را باید در هر موردی به‌طور مشخص ارزیابی کرد، زیرا حکم ماکیاولی در دنیای معاصر تا حد زیادی مشروط است.

به نظر نویسنده این سطور، اما مکانیزم‌هایی که مردم یا بخشی از مردم یک کشور را به جایی می‌رسانند تا از یک قدرت خارجی تقاضای کمک کنند، آن‌طوری که در بالا توضیح داده شد، نسبت به دوران ماکیاولی تغییر محسوسی نکرده‌اند.

———-
(*) توضیح: در اندیشه سیاسی ماکیاولی در کنتکست کتاب «شهریار» دو مفهوم کلیدی وجود دارد: فضیلت (virtue) به معنای کارآمدی در حفظ و گسترش قدرت است، نه لزوماً خوبی اخلاقی؛ و شانس یا بخت (fortune) به معنای تصادف و شرایط خارج از کنترل انسان است. این دو مفهوم در «شهریار» محور تحلیل ماکیاولی از قدرت و سیاست هستند و با مفهوم «فضیلت مدنی» در کتاب «گفتارهایی در باب لیوی» تفاوت بنیادین دارند. در «شهریار»، به عقیده ماکیاولی سیاستمدار موفق کسی است که با فضیلت خود، شانس را مهار یا از آن بهره‌برداری کند.



نظر خوانندگان:


■ آقای خوش‌جوش گرامی، مقاله شما به موقع، روشنگر و به نوعی پاسخ به پرسش پرمناقشه امروز جامعه‌ای مستاصل و فاقد چشم اندازی روشن است. جامعه‌ای به مصداق دقیق حکم ماکیاولی: «وقتی شهروندان برای حل منازعات داخلی «بیگانگان را وارد بازی می‌کنند، این نشانه فروپاشی نهادهای سیاسی و از دست رفتن «فضیلت مدنی» (civic virtue) است» و در حکمی دیگر: «وقتی که مردم یا دولت برای حل مشکلات داخلی خود به نیروهای خارجی متوسل می‌شوند، همیشه نتیجه فاجعه‌بار است، زیرا نیروهای خارجی وفادار به کشور نبوده و به دنبال منفعت خودشان هستند. بدین طریق، کشور ضعیف و آسیب‌پذیر می‌شود و حتی ممکن است آزادی‌اش را از دست بدهد.»
اما با شما هم موافقم که: «صحیح یا غلط بودن تقاضای کمک از قدرت خارجی را باید در هر موردی به‌طور مشخص ارزیابی کرد، زیرا حکم ماکیاولی در دنیای معاصر تا حد زیادی مشروط است.» و با قبول این مورد مشخص من به آینده ایران به ویژه با مشاهده سلحشوران بی‌سلاح میهن مان که برای نبرد با هیولای دینی گام در راهی دشوار گذاشتند و اراده بازماندگان که سوگواری مرسوم را بدل به تداوم آرمان آنان کردند، خوش‌بینم. ببینیم.
سعید سلامی


■ جناب خون جوش گرامی، درود بر شما. نوشتاری منطقی و به هنگام است، و من چیزهای ارزشمندی از آن آموختم.
با سپاس. بهرام خراسانی. یکم اسفند ۱۴۰۴


■ آقای خوش‌جوش گرامی. از نکات مثبت شروع کنم: شما تفکر ماکیاولی را بسیار خوب در مقاله‌ای کوتاه بیان کرده‌اید و اینکه به درستی، (بر خلاف تصور رایج و عامیانه)، ماکیاولی “توصیف‌گر واقعیت قدرت” بود. این نیز بسیار بجا و صحیح است که “یاری خواستن از بیگانه به دلیل ضعف نظام سیاسی است”.
نکات منفی را من اول در عنوان مقاله می‌بینم. اذعان دارم که این امر به سلیقه مربوط است نه به اصول. با توجه به همان تصور رایج و عامیانه در مورد ماکیاولی، عنوان مقاله با توجه به شرایط امروز ایران، کمی نامتناسب است. امیدوارم اشتباه کرده باشم. نکته منفی دیگر اینکه، شما در آخر مقاله، نظر منفی خود را در راستای نظر ماکیاولی، مبنی بر اینکه دخالت قدرت بیگانه “همیشه نتیجه فاجعه‌بار است” بدون توضیحی حتی مختصر رها کرده‌اید. اتفاقا این مسئله بسیار مهم است که در دوران ما با توجه به سلاح‌های بسیار پیشرفته و تکنولوژی اطلاعات برای مقابله با مردم، آیا شانس مردم بی‌سلاح در برابر یک حکومت استبدادی و ایدئولوژیک و “آخرالزمانی” چقدر است؟ چرا شرایط نسبت به دوران ماکیاولی تغییر محسوس نکرده است؟ آیا قدرت عظیم ارتباطات و تبلیغات را دست‌کم نمی‌گیرید؟ در کشتار اخیر، حکومت با یک ضربه، بزرگترین سلاح مردم را که ارتباطات بود فلج کرد!
با احترام فراوان. رضا قنبری. آلمان


■ درود گرم بر شما آقای سلامی گرامی، و با سپاس فراوان بابت محبت و حسن نظر شما در باره نوشته اینجانب!
همچون شما، من هم یک خوشبینی تاریخی درباره آینده ایران عزیزمان دارم، در عین نگرانی درباره وقایع مهیبی که می‌توانند در روند گذار از این حکومت دیو صفت و آدمخوار بر سر مردم کشور ما حادث شوند. با سر تعظیمی فرو آمده در برابر «سلحشوران بی‌سلاح میهن‌مان که برای نبرد با هیولای دینی گام در راهی دشوار گذاشتند و اراده بازماندگان که سوگواری مرسوم را بدل به تداوم آرمان آنان کردند».
با احترام جمشید خون‌جوش


■ درودی گرم بر شما آقای خراسانی عزیز، و با سپاس فراوان بابت محبت و حسن نظر شما در باره نوشته اینجانب!
با احترام جمشید خون‌جوش


■ آقای خون جوش ارجمند
از نوشتهء شما بهره بردم. به ویژه نتیجه‌گیری در مورد دخالت بشردوستانه را روشنگر دانستم. در شرایط امروزِ ما اگر درخواست برای دخالت بشردوستانه با پناه بردن به بیگانگان یکی انگاشته شود، تاریخ را به پیش از جنگ جهانی دوم رجعت نداده‌ایم؟ در طول جنگ جهانی دوم، پس از افشای وجود اتاق‌های گاز و کوره‌های آدم‌سوزی، بسیاری از مبارزان ضدنازی و بسیاری از متفکران و دانشمندان یهودی از متفقین درخواست کردند که کوره‌های آدم‌سوزی را منفجر کنند. این کار نشد تا روزهای آخر جنگ و اگر می‌شد، جان میلیون‌ها نفر از دودکش ها به آسمان نمی‌رفت.
حکومتی هست که جان مردم خود را صدهزار نفری می‌گیرد و با موشک‌ها و بمب‌های اتمش کل یک منطقه را می‌تواند به نابودی بکشاند و آنها نیز بشر هستند. آیا این مورد کاملی برای مشروعیت دخالت بشردوستانه نیست؟
ما باید در برابر روایت جعلی “جنگ میهنی” بایستیم و گفتمان و درخواست دخالت بشردوستانه را به گونه‌ای بپرورانیم که فعالانه آسیب به مردم به پا خواستهء سوگ دیده و زیرساخت‌های زندگی مدنی میهن‌مان را به حداقل ممکن برسانیم. زمانه هم با چنین رویکردی همراه است، زیرا دولت پرزیدنت ترامپ با حکومت ایران طرف است و نه کشور و مردم و حاکمیت ملی بر آن؛ و بارها بر آن تأکید کرده است.
نوشتهء شما را مقدمه‌ای بر چنین گفتمانی برای درخواست حدود دخالت بشردوستانه می‌دانم. امیدوارم دیر نشده باشد و نیروهای ملی تعلل نکنند و بتوانند بر جریان رویدادها تأثیر بگذارند؛ وگرنه بدترین حالت‌ها محتمل می‌شوند: یا ایران به ویرانی می‌افتد یا داستان تلخ نزدن کوره‌های آدم‌سوزی تا روزهای پایانی جنگ دوم جهانی می‌تواند به گونه‌ای دیگر پیش بیاید.
با احترام، دقیقیان


■ با سپاس فراوان از آقای خون‌جوش در مورد این نوشتار روشنگرشان.
پرسشی که برای من باقی مانده است معطوف است به موردهای مثبت از دخالت بشردوستانه که شما اشاره کرده‌اید. ممنون خواهم شد اگر این موردها را در دوران ما و پیرامون آن برشمرید- چه دخالت‌هائی که بر مبنای دخالت بشردوستانه در چارچوب R2P صورت گرفته باشند چه دلبخواه چنین تعریف شده باشند.
بهروز بیات


■ با درود آقای قنبری عزیز،
سپاس فراوان بابت کامنت شما بر نوشته اینجانب و نکات مثبت و منفی که در آن بر شمرده‌اید. بحث درباره آنها قطعا به روشنتر شدن موضوع کمک خواهد کرد.
قبل از هر چیز، لازم میدانم توضيح دهم که چرا این موضوع را انتخاب کردم. من با مشاهده خواسته‌ هم‌ميهنان فراوانی که از درون ایران در حمایت از دخالت نیروهای خارجی جهت برکناری حکومت اسلامی مطرح شده بود، با وجود همه خطراتی که چنین دخالتی می‌تواند برای آنها داشته باشد و داوری‌های منفی و متکبرانه افرادی همه‌چیز دان و نشسته در برج‌عاج درباره این خواسته، تصمیم گرفتم تا نشان دهم که این موضوعی جدید در تاریخ بشریت نیست و دلایل جدی و متقنی برای آن وجود دارد. و این دلیل چیزی نیست جز حکومتی بنام جمهوری اسلامی با یک ایدئولوژی آخرالزمانی.
در رابطه با تیتر مقاله: تلاشم در انتخاب تیتر این بود، تا آنجا که ممکن است “خنثی” باشد، بدون هرگونه جهت‌گیری خاص درباب موضوع مورد بحث. علاوه بر این، تیتر را با فهم متعارف خودم از ماکیاولی و نه “تصور رایج و عامیانه” درباره او انتخاب کردم و درکم این بود که خوانندگان نیز از همین زاویه به آن نگاه خواهند کرد.
در رابطه با موضوع دیگری که مطرح کردید: فکر میکنم که اینجا یک سوءتفاهم وجود دارد، زیرا من ضمن بیان نظر ماکیاولی مبنی بر “فاجعه‌بار بودن دخالت خارجی”، اضافه کردم که این گزاره در دوران معاصر و بر اساس تجارب تاریخی جدید، مشروط می‌باشد و نمیتوان در اینباره یک حکم کلی صادر کرد: هم موارد مثبت و هم موارد منفی وجود داشته‌اند و باید هر موردی را به طور مشخص ارزیابی کرد. آن‌چیزی که نسبت به دوره ماکیاولی تغییر نکرده، عواملی هستند که مردم را به سمت توسل به نیروی خارجی می‌رانند: حکومت ستمگر، سرکوبگر و زبان‌نفهم. ویژه‌گی‌هایی که درباره حکومت اسلامی ایران کاملا صدق میکنند.
من به عمد نظر شخصی خودم را مطرح نکردم، زیراکه در این زمینه واقعا دچار یک پارادوکس هستم. از یکسو، همانطور که شما نیز اشاره کرده‌اید، معتقدم که مردم بی سلاح و بی‌دفاع ایران در برابر هیولای حاکمی که مجهز به پیشرفته‌ترین سلاح سرکوب و تکنولوژی اطلاعاتی برای مقابله با مردم است و حدو مرزی نیز در جنایت و توحش نمی‌شناسد، تقریبا هیچ شانسی جهت مقابله ندارند و از سوی دیگر با توجه به نبود یک اپوزیسیون متشکل که در صورت سرنگونی حکومت توان اداره کشور را داشته باشد، با وجود آرزوی تک‌تک سلولهایم برای خلع ید از این حکومت، از فروپاشی کشور و هرج‌ومرج در آن واهمه عظیمی دارم. هر فردی، چه موافق دخالت خارجی چه مخالف آن، اگر ادعا کند که دچار چنین پارادوکسی نیست، به نظر من یا دروغ میگوید یا دچار تکبر و نخوت توام با حماقت است.
با احترام جمشید خون‌جوش


■ آقای خون‌جوش عزیز، ممنونم بابت پاسخ روشن شما. شما از عبارت “مکانیزم‌هایی که مردم یا بخشی از مردم یک کشور را به جایی می‌رسانند تا از یک قدرت خارجی تقاضای کمک کنند” استفاده کرده بود. اشتباه از من بود که به کلمه “مکانیزم” توجه کافی نکردم. در مورد دو جمله آخر کامنت شما، کاملأ صحیح می‌فرمایید. من هم این واهمه و تردیدها را دارم. اما در مجموع، تا این تاریخ، روند امور را مثبت می‌بینم و به آینده این فاز از مبارزه ایرانیان (چه داخل، چه خارج) چه با کمک خارجی، چه بدون آن، خوشبین هستم. می‌دانیم که تصمیم نگرفتن نیز، نوعی تصمیم‌گیری است.
با احترام. رضا قنبری. آلمان


■ با درود آقای بیات عزیز،
دخالت بشر دوستانه در چارچوب R2P مفهوم جدیدی است که کمی بیش از بیست سال پیش (در سال ۲۰۰۵) بعد از ناتوانی جامعه جهانی در جلوگیری از نسل کشی مردم رواندا در سال ۱۹۹۴ و مسلمانان بوسنی در سربرنیتسا بین سالهای ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ از سوی سازمان ملل متحد خلق شد تا در آینده چنین وقایعی رخ ندهند. اما بحث مورد نظر در اینجا و تقاضای کمکی که بخشی از ایرانیان مطرح میکنند لزوما در این چارچوب نمی‌گنجید (اگرچه از سوی برخی چهره‌های شناخته شده ایرانی مطرح شده است)، زیراکه بوجود آوردن یک اجماع در ارگانهای مربوطه سازمان ملل متحد، بویژه در شرایط ژئوپولیتیکی کنونی، تقریبا محال است. آنچه که من به عنوان نمونه مثبت از آن نام میبرم مداخله ناتو در بوسنی و هرزگوین در خلال جنگ بوسنی در ماه‌های اوت و سپتامبر ۱۹۹۵ (با مجوز سازمان ملل متحد) است، که به قرارداد ترک مخاصمه دیتون و پایان جنگ بوسنی منجر شد. بمباران یوگوسلاوی در جریان استقلال کوزوو در سال ۱۹۹۹ از سوی ناتو (بدون مجوز سازمان ملل متحد) را نیز تعداد زیادی در این چارچوب ارزیابی می‌کنند. اگرچه این مورد سایه روشن‌‌های بیشتری دارد که من در اینجا وارد آنها نمیشوم، اما معتقدم که سرسختی میلوسویچ عامل اصلی این بمبارانها بود و سرنگونی او یک سال بعد و راحت شدن صربها از شر او نیز محصول شکستش در کوزوو بود. 
یک نمونه دیگر به نظر من، دخالت ویتنام در کامبوج تحت حکومت پل‌پوت در دسامبر ۱۹۷۸ است که طی آن کل کامبوج اشغال شد، حزب کمونیست  آن از قدرت برکنار شد و نسل‌کشی پل‌پوتی خاتمه یافت. اگرچه باید اضافه کرد که چین (بدلیل حمایت آن از رژیم پل‌پوت) و آمریکا (بدلایل ژئوپولیتیکی محض) با رسوایی‌ و بی‌شرمی غیرقابل تصوری مخالف این کار ویتنام بودند. برخی حتی اشغال آلمان نازی و ایتالیای فاشیستی و آزادی فرانسه، بلژیک، هلند و .... توسط ارتش متفقین را نیز از این نوع ارزیابی می‌کنند، اگرچه اینها به نظر در مقایسه با بوسنی (و کوزوو) و کامبوج مواردی کاملا متفاوت هستند.
با احترام، جمشید خون‌جوش



■ با درودهای گرم خانم دقیقیان عزیز،
سپاس فراوان بابت حسن نظر شما درباره نوشته اینجانب و برای کامنت و نظرات مطرح شده از سوی شما.
با ارزیابی‌تان درباره کم کاری متفقین در حین جنگ جهانی دوم در زمینه حفاظت از جان یهودیان فراوان موافقم و آرزو می‌کنم که در باره ایران چنین اشتباهاتی رخ ندهند.
اما آنچه که به شرایط کنونی ایران مربوط می‌شود، برای من هنوز مشخص نیست که رئیس جمهور آمریکا چه هدفی را دنبال می‌کند: سرنگونی حکومت ایران - با کدام آلترناتیو جانشینی- یا یافتن جریانی از درون حکومت مستقر که آماده همکاری با او باشد - مدل به اصطلاح ونزوئلایی که معلوم نیست در شرایط ایران اصولا قابل پیاده کردن باشد. در نتیجه، او در هر دو شق با چالش‌‌های جدی روبروست. امیدوارم که او به ضرر مردم ایران دست به معامله نزند و اوضاع کشورمان ختم به خیر شود.
با احترام جمشید خون‌جوش