ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Mon, 16.02.2026, 14:23
پاره‌ای ملاحظات در خصوص لحظات حساس کنونی

پرویز هدایی

رسانه‌های آلمان چگونه انقلاب ملی شیر و خورشید را منعکس کرده‌اند؟

حرکت اعتراضی کنونی در ایران هیچ رهبر یا سخنگویی ندارد؛ اما در رابطه با رضا پهلوی باید بگویم که او هیچ پایگاهی در میان ایرانیان ندارد. از «اسماعیلیون» می‌توان به‌عنوان فردی که جایگاهی در میان ایرانیان داشت یاد کرد و همچنین از مجاهدین خلق به‌عنوان جریانی صاحب‌نفوذ.(دانیل گرلاخ، مفسر سیاسی در گفتگو با کانال دو آلمان، ۱۱ ژانویه)

این تحلیل عجیب پس از حماسه ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه و در کانال دو از سوی مفسری صورت می‌گیرد که خود صاحب‌امتیاز یک مجله سیاسی است؛ آن هم در شرایطی که تنها چند روز قبل از آن، میلیون‌ها ایرانی به دنبال فراخوان شاهزاده رضا پهلوی به خیابان آمده بودند.

متأسفانه این یک مورد استثنائی نیست و در رسانه‌های آلمان مشابه آن را به کرات شاهدیم. در اینجا سعی می‌شود برجسته‌ترین و پربیننده‌ترین رسانه‌های آلمانی در رابطه با «انقلاب شیر و خورشید» بررسی شوند:

۱. کانال دو (ZDF)
این کانال در هفته‌ها و ماه‌های گذشته برنامه‌های متنوعی را در رابطه با ایران عرضه کرده که متأسفانه در اکثر آن‌ها نگرش خاصی غالب است. در ابتدای نوشته، اظهارات مفسری به نام دانیل گرلاخ در رابطه با اپوزیسیون ایران نقل شد. چند روز بعد، کانال دو پای صحبت مفسر دیگری می‌نشیند که او هم اظهاراتی در راستای سخنان مفسر قبلی بیان می‌کند: «اپوزیسیون ایران انسجام ندارد، در نتیجه پس از براندازی ج.ا می‌توان انتظار هرج‌ومرج را داشت.» او اضافه می‌کند که ج.ا اکنون مواضع محکمی در داخل کشور دارد و جنگ دوازده‌روزه نشان داد قدرت نظامی رژیم بیش از آنی بود که قبلاً تخمین زده می‌شد.

کانال دو در یکی از آخرین برنامه‌هایش در رابطه با ایران (پنجم فوریه)، پس از اولین دور مذاکرات مسقط، از قول خبرنگارش در آمریکا می‌گوید: «براندازی ج.ا در حالی که برای فردای پس از آن هیچ برنامه‌ای در دست نیست، می‌تواند تمام منطقه را متلاطم کند؛ همسایگان ایران از جمله اسرائیل و عربستان هم همین نظر را دارند.»

این در حالی است که می‌دانیم نتانیاهو و وزیر دفاع عربستان در روزهای گذشته درست خلاف این سخنان را گفته‌اند. وزیر دفاع عربستان حتی به آمریکا اخطار داد که پس از این تجمع قوا در مرزهای ایران، انجام ندادن هیچ اقدام نظامی می‌تواند ج.ا را به اقدامات وحشیانه در منطقه ترغیب کند.

۲. کانال یک (ARD)
این کانال نیز مانند کانال دو، عمومی (غیرخصوصی) است و توسط هیئتی از احزاب و سندیکاهای آلمان اداره می‌شود. در رابطه با انقلاب شیر و خورشید، این کانال مواضع قابل‌قبول‌تری در مقایسه با کانال دو گرفته است؛ مثلاً پس از مذاکرات مسقط، از اینکه در این مذاکرات شرایط اسفبار مردم ایران مورد بحث قرار نمی‌گیرد، ابراز تأسف کرد.

اما همین کانال در گزارش خود درباره ایران در ۲۴ ژانویه، ضمن تأکید بر قتل‌عام ۸ و ۹ ژانویه، تعداد کشته‌های به‌ثبت‌رسیده را ۵ هزار نفر و تعداد دستگیرشدگان را ۲۷ هزار نفر ذکر می‌کند، اما در این گزارش نکات زیر توجه را جلب می‌کند:

• در رابطه با شاهزاده رضا پهلوی: اگرچه در تظاهرات نام او آورده می‌شود، اما او یک «فارس» است، در حالی که در ایران اقوام متفاوتی زندگی می‌کنند و او نمی‌تواند نماینده تمام ایرانیان باشد!
• محمدرضا شاه: او ایران را مدرنیزه کرد، اما حتی امروز هم در ایران مورد تنفر است!
• در ادامه گزارش گفته می‌شود: همه همسایگان و اسرائیل به آمریکا اخطار داده‌اند که از ضربه نظامی به ج.ا پرهیز کند، چرا که ایران در پاسخ به آن‌ها ضربه خواهد زد.

روشن است که این اخطار در ۲۴ ژانویه وجود نداشت، بلکه در اوایل ژانویه بود که اسرائیل و حتی عربستان از آمریکا خواستند پیش از وارد کردن ضربه نظامی، اقدامات دفاعی لازم را برای حفاظت از آنان انجام دهد. مواضع کنونی اسرائیل کاملاً روشن است و احتمالاً در وارد کردن ضربه نظامی به ج.ا شرکت خواهد کرد.

۳. دی‌ولت (Die Welt) و ان‌تی‌وی (n-tv)
این دو شبکه تلویزیونی خصوصی و موفق در آلمان، در رابطه با پرداختن به انقلاب ملی شیر و خورشید موفق عمل کرده‌اند. خواننده می‌تواند مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با «دی‌ولت» در فوریه ۲۰۲۵ را با مصاحبه ایشان با کانال یک در ۲۳ ژانویه امسال (در میانه انقلاب) مقایسه کند.

۴. نشریات بیلد (Bild) و دی‌تسایت (Die Zeit)
در حالی که «بیلد» تصویری روشن از انقلاب ایران به نمایش می‌گذارد و پیشاپیش به استقبال دمونستراسیون پرشکوه ۱۴ فوریه (به‌عنوان بزرگترین تظاهرات تاریخ شهر مونیخ) می‌رود و بر نقش وحدت‌بخش شاهزاده تأکید می‌کند، نشریه «دی‌تسایت» ضمن اعتراف به اقبال عمومی از شاهزاده، این اقبال را فقط مربوط به این انقلاب دانسته و آن را «نمادین» توصیف می‌کند. از همه مهم‌تر، در مقاله‌ای با عنوان «چرا اپوزیسیون ایران نتوانسته در نقش آلترناتیو ظاهر شود»، مدعی است که برای ج.ا هیچ جایگزینی در دست نیست.

رسانه‌های آلمانی در رابطه با انقلاب ما کجا ایستاده‌اند؟

«رژیم ایران به آخر رسیده، ایرانیان علیه رژیم به‌پا خاسته‌اند و رژیم باید این واقعیت را بپذیرد.»(فریدریش مرتز، صدراعظم آلمان)

هنگامی که بالاترین مقام اجرایی کشور، سیاست‌های نابخردانه و ضدمردمی دولتی را چنین مستقیم مورد حمله قرار می‌دهد، افکار عمومی انتظار دارد رسانه‌ها نیز با صراحت و پیگیری، واقعیات پشت‌صحنه را به نمایش بگذارند و نشان دهند چگونه می‌توان با مردم همراهی کرد.

اما بخشی از رسانه‌های آلمانی این نقش را به‌درستی ایفا نمی‌کنند. به‌عنوان نمونه، وقتی یکی از کانال‌های مهم کسی چون «گرلاخ» را به‌عنوان تحلیلگر به صحنه راه می‌دهد که مدعی است رضا پهلوی پایگاهی در میان مردم ندارد و با برافتادن حاکمیت کنونی هرج‌ومرج مستولی می‌شود، در واقع نشان می‌دهد که بخشی از رسانه‌های آلمان با وجود سال‌ها داشتن خبرنگار در ایران، از واقعیات جامعه ما به‌دورند؛ و این البته خوش‌بینانه‌ترین تفسیر است.

اصل داستان چیست؟

طیف وسیعی از «گرلاخ» در کانال دو و «بوس» در کانال یک، تا تحریریه «آر.بی.بی» (RBB) و امید رضایی در «دی‌تسایت»، یک خط مشترک را دنبال می‌کنند. این طیف، نقش سازنده شاهزاده در تحولات سال‌های اخیر را نفی کرده یا علیرغم پاسخ میلیونی مردم به فراخوان‌های او، مدعی‌اند که وی فقط نقشی نمادین دارد. آن‌ها همچنین ظاهراً متوجه محبوبیت بسیار پادشاه فقید و شهبانوی ایران نیستند و مدعی‌اند پادشاه در ایرانِ امروز منفور است. راستی چرا؟

شاید کنفرانس مطبوعاتی «اینس شورتنر»(Ines Schwerdtner)، سخنگوی حزب چپ آلمان (Die Linke) در ۱۲ ژانویه، کمک کند تا ریشه‌های سیاسی این اندیشه را بازشناسیم. او در این کنفرانس گفت:

• بمباران ایران و محو ج.ا از این راه، کمکی به دموکراسی نمی‌کند.
• نمایندگان واقعی مردم را باید در میان زندانیان سیاسی جست، نه تبعیدیان و مهاجران.
• دموکراسیِ «از بالا» راه‌حل نیست.

در پاسخی کوتاه به ایشان باید گفت: آلمانی‌ها بیش از هر ملتی در اروپا شاهد بودند که بمب‌های آمریکایی نازی‌ها را محو کرد و «کنراد آدناور» را به سمت شهرداری کلن بازگرداند؛ کسی که مدتی بعد اولین دولت پس از جنگ را تشکیل داد. آیا خانم سخنگو فراموش کرده که «ویلی برانت»، صدراعظم نامدار آلمان نیز پس از محو نازی‌ها به کمک همان قدرت‌ها بود که توانست به کشور بازگردد؟

ریشه چنین نگرشی در «تفکر چپ جهانی» است؛ تفکری که دهه‌هاست درجا زده و نتوانسته خود را با تحولات جهانی هماهنگ کند. در این دیدگاه، جهان به دو اردوگاه «امپریالیسم» و «چپ جهانی» تقسیم شده است. اگر در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی شوروی و ویتنام در این اردوگاه بودند، امروزه روسیه پوتین، چین، حماس و ج.اسلامی در ردیف اول آن جای دارند.

در این نگاه، آمریکا و اسرائیل منشأ شر ابدی هستند. آن‌ها حتی ایرانِ قبل از ۵۷ را با وجود پیشرفت‌های بزرگ و الغای نظام فئودالی، بخشی از جبهه شر (امپریالیسم) می‌دیدند. فاجعه برای آن‌ها اینجاست که اکنون مردم به‌پا خاسته‌اند و در پیشاپیش آنان یک «شاهزاده» ایستاده است، نه یک سوسیالیست.

این تفکر بیمار هنوز هم در بخشی از روشنفکران اروپا و آمریکا مقبولیت دارد و مقابله با آن نیازمند یک نبرد عظیم فرهنگی است. از یاد نبریم که در شرایط کنونی، نفی رهبری انقلاب، بزرگترین ضربه به اردوگاه «شیر و خورشید» است.



نظر خوانندگان:


■ جناب هدایی، متاسفانه دلیل بعضی واکنش‌های منفی به رضا پهلوی و حتی خود جنبش ایران به علت این برداشت اشتباه است که این حرکت را شورشی ساخته و پرداخته اسراییل و ترامپ می‌دانند.
با احترام، نیما


■ آقای هدایی گرامی. خلاصه مفیدی بود از مواضع رسانه‌های آلمانی. باید توجه داشت که در کشورهای دمکراتیک، رسانه ‌ها آزادند و لذا نظرات نادرست هم منتشر می‌شوند. خواننده یا بیننده باید با دید مستقل و انتقادی به خبرها توجه کند. البته از رسانه‌هایی که از طریق بودجه عمومی تامین می‌شوند (کانالهای ۱ و ۲ آلمان) انتظار می‌رود دقت بیشتری در تفسیر خبرها داشته باشند. موضع‌گیری صدراعظم آلمان بسیار خوب بود و امید است که فشار هر چه بیشتری به سپاه پاسداران اعمال شود.
با احترام. رضا قنبری. آلمان


■ با درود جناب نیما گرامی، من فکر میکنم یکی از ویژگی‌های شاهزاده رضا پهلوی اینست که خیلی علنی فکر و عمل می‌کند، بنابراین اگر کسی به قول شما‌ برداشت اشتباه کند، شاید ناشی از تفکر ناپلئونی خودش است چون همه ملاقات‌ها با اسرائیل و امریکا علنی صورت گرفته و اینکه روابط ما با این دو کشور چگونه خواهد بود.
پرویز هدایی


■ سپاس از اطلاعات خوبی که در اختیار ما گذاشتید. در مورد نتیجه‌گیری‌ها یک سوال از شما دارم. دو رسانه فارسی زبان دولتی دیگر در برخورد به تظاهرات میلیونی ایرانیان خارج و حمایت از آقای پهلوی حتی از پوشش دادن به آن پرهیز کردند یا به صورت خبری گذرا و کم اهمیت آنرا درج کردند. یکی اسپوتنیک مسکو و دیگری صدای امریکا، شما آنرا چگونه می‌بینید؟
وقتی از امریکا صحبت می‌کنیم جانب احتیاط ضروریست، چون تنها دموکراسی امریکا نیست که تصمیمات را می‌گیرد، بلکه ترامپ بر مبنای منافع شخصی و گروهی تاثیر گذار اصلی بر این تصمیمات است. موضوع اسرائیل متفاوت است و اسرائیل علیرغم هر گونه دولتی که داشته باشد اهداف مشروعی را در مورد ایران دنبال می‌کند و از موجودیت خود دفاع می‌کند. جالب است، به‌ویژه وقتی که پای مسائل خارج از حیطه اروپا-امریکا پیش میآید، چقدر مواضع سمپات‌های اروپایی پوتین و افراطی‌های امریکا به هم نزدیک می‌شوند. در ضمن، اطمینان دارم ترامپ از حمایت میلیونی ایرانیان از آقای پهلوی هیچ خوشش نیامده و تکرار پروژه ونزوئلا و بی‌اهمیتی به خانم ماچادو را ممکن نمی‌بیند، باید دید که ترامپ چگونه با این شرایط روبرو خواهد شد؟
با احترام، پیروز


■ آقای قنبری عزیز، در بحش عمومی یک شورای نظارتی وجود دارد، برای یک رشته نظارت‌ها، اما چنانکه می‌بینیم مدیر هربخش در محدوده مشخصی آزاد است آنطور که خودش و تیمش فکر میکنند مسائل را تحلیل و منتشر کند، حالا اگر در راستای نظر صدر اعظم هم نباشد، کسی آنها را عتاب و خطاب نمی‌کند.
با مهر هدائی


■ جناب هدایی گرامی، درود بر شما.
به سهم خوداز کوشش و پیگیری شما بسیار در گردآوری این اطلاعات ارزشمند سپاسگزارم. همانگونه که به درستی نوشته‌اید، متأسفانه «تفکر چپ جهانی درجا زده و نتوانسته خود را با تحولات جهانی هماهنگ کند. ...». رفتار و موضعگیری‌های زشت و ناپسند چپ بی‌خاصیت یا به اصطلاح محور مقاومت در ایران نیز گواه بر همین روند است. اما خوشبختانه هر روز که می‌گذرد واقعیت‌ها آشکارتر، و سرشت مترقی انقلاب ملی ایران برای جهان بیشتر می‌شود. چنین می‌نماید که کنفرانس مونیخ و راهپیمایی‌های باشکوه هم‌میهنان در کشورهای مهم جهان بتواند بر کژاندیشی برخی ژورنالیستها و نهادهای مشکوک پشت سر آنها چیره شود.
با سپاس. بهرام خراسانی