این حریف خونخوار و احمق، این دروغگوی دزد، این خدای دههء شصت کیست؟
اسپینوزا میگفت: اگر مثلثها خدا داشتند، خدایشان یک مثلث بود؛ اگر الاغها خدا داشتند، خدایشان یک الاغ بود.
خدای دههء شصت نیز آدمی است که قلب ندارد، مغزش روی یک راه نورونی ثابت رفت و برگشت میکند، غذایش ثروتهای دزدی است که در خون پخته میشود، آبش، تشنگی رودها و خشکی دریاچهها و خانهاش جنگلهای غارت شده است، تجاوزگر و اسیرکُش است، به سادگی یک شب دهها هزار نفر را میکشد، معتقد به تیرخلاص به زندهها در بیمارستان و کوچه است، و خیابانهایش را ماشینهای آتشنشانی از خون میشویند.
این خدای دههء شصت را که میشناسیم! مثلثها خدایشان مثلث، الاغها خدایشان الاغ و حکومت اسلامی در ایران خدایش خمینی و خامنهای و ذوب شدگان در آنها است. هیچ جادو و ماوراء طبیعتی در کار نیست. خدای دهه شصت یک بٌت است؛ بُتی که به زودی میسوزانندش و خاکسترش را به خورد سازندگانش میدهند.
در خارج از کشور هموطنانی حتی پس از رسیدن ویدیوهای وحشتانگیز سرکوب مردم که در تاریخ ایران بیسابقه بوده، هنوز امید به دعوت به “خشونتپرهیزی” دارند. اما مگر مردم ما چیزی جز خشونتپرهیزی و دفاع از خود را به نمایش گذاشتند و چنان سرکوب شدند که دنیا به فغان آمد؟ مثالهای خشونت پرهیزی جنبشهای گاندی و آفریقای جنوبی آیا در این مرحله و این زمان، دیگر برای ما کارآیی دارند؟
حریف گاندی دولت بریتانیا بود. در ۱۹۲۱، ۱۹۳۰، ۱۹۴۲ و ۱۹۴۳ یعنی در طول جنبشها و قیامهای هندیان علیه بریتانیا پیش از جدایی هند و پاکستان کل کشته شدهها در ازای هر رویداد از دوهزار نفر بالاتر نرفت (۱۹۴۲-۱۹۴۳ حدآکثر ۱۷۰۰ کشته گزارش شده است. جمعیت هند در آن زمان چند ده برابر جمعیت فعلی ایران بوده است.
در آفریقای جنوبی و نظام آپارتهاید که سرانجام تن به مذاکره داد، بر اساس گزارش Truth and Reconciliation Commission (TRC) یا «کمیسیون حقیقت و آشتی» بین سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۹۴ در جریان مبارزات مردمی علیه آپارتهاید حدود ۲۱ هزار نفر در خشونتهای سیاسی کشته شدهاند که ۱۴ هزار نفر آنها بین ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۴ به دست حکومت آپارتهاید به قتل رسیدند. یعنی در طول ۴۶ سال ۲۱ هزار نفر کشته شدهاند.
حتی یک کشته هم زیاد است. اما حریف ما، آنکه خدای دههء شصت است، در دیماه ۱۴۰۴ ایران در دو شب، شصت هزار نفر را کشته، مجروحان را با تیر زده، دهها هزار نفر را زندانی کرده و دنیا را تهدید به اعدامهای دستهجمعی در ملأ عام با جرثقیل میکند. خودخداپندار حاکم بر ایران سالها است که آرامش یک منطقهء از دنیا را بر هم زده، با بمب اتم و موشک، خیال خام نابود کردن کشورها از نقشهء دنیا را اعلام کرده و قدرتهای بینالمللی را واداشته که به پاکسازی منطقه از این رژیم و مداخلهء بشردوستانه برای کمک به مردم ایران اقدام کنند.
دعوت به روش موجه و انسانیِ خشونتپرهیزی در برابر خدای دههء شصت آیا جز حریص کردن این خونخوار خرفت شده در ایدئولوژی نازیسمِ اسلامنمایِ خود، تا کنون تأثیر دیگری داشته است؟
کاش این اندازه دیر نشده بود...
۲۳ ژانویه ۲۰۲۶
.(JavaScript must be enabled to view this email address)