نیویورکتایمز / ۱۴ ژانویه ۲۰۲۶
اعتراضات در ایران علیه جمهوری اسلامی، گستردهتر و تهاجمیتر از هر زمان دیگری به نظر میرسد. سرکوب دولتی نیز همزمان خشنتر شده است.
به گفته کارشناسان و تحلیلگران، حاکمیت و رهبر ۸۶ ساله آن، آیتالله علی خامنهای، این اعتراضات رو به گسترش را تهدیدی وجودی تلقی میکنند و برای حفاظت از دولت و منافع نهادی خود، با زور پاسخ دادهاند.
پس از نزدیک به ۵۰ سال حضور در قدرت، بسیاری از مردم ایران به این نتیجه رسیدهاند که حکومت به وعده خود برای فراهمکردن زندگی بهتر برای همه ایرانیان خیانت کرده است. به همین دلیل، در شمار زیادی در سراسر کشور به خیابانها آمدهاند و خواستار پایان این نظام شدهاند.
اگرچه بسیاری امیدوارند این اعتراضات به سرنگونی حکومت بینجامد، همانگونه که شاه ایران در سال ۱۹۷۹ سرنگون شد، اما به گفته تحلیلگران، این امید تا حدی خوشبینانه است. آنان میگویند حکومت به احتمال زیاد ناآرامیهای کنونی را سرکوب خواهد کرد، هرچند این تظاهرات نارضایتی عمیقی را آشکار کرده که در بلندمدت شاید مهارشدنی نباشد.
علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، یک نهاد پژوهشی، درباره این اعتراضات گفت: «حکومت احساس تهدید وجودی کرد و مشت آهنین را فرود آورد، بنابراین فکر میکنم این دور از اعتراضات احتمالاً به پایان برسد. اما از آنجا که نظام فقط میتواند سرکوب کند و قادر به حل ریشههای نارضایتی نیست، صرفاً در حال خریدن زمان تا دور بعدی رویارویی میان دولت و جامعه است.»
با توجه به قطع اینترنت در ایران، دستیابی به تصویر روشنی از ابعاد اعتراضات یا شمار کشتهشدگان دشوار است. با این حال، ولی نصر، کارشناس ایران در مدرسه مطالعات پیشرفته بینالمللی دانشگاه جانز هاپکینز در واشنگتن، پیشبینی کرد خشم عمومی ادامه خواهد یافت. او در نشستی برای مؤسسه کوئینسی، یک اندیشکده مستقر در واشنگتن، گفت: «این اعتراضات بسیار مهم بودند و حتی اگر فروکش کنند، خشم ناشی از آنها از بین نرفته است.»
عامل غیرقابل پیشبینی همیشگی، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکاست. او دولت ایران را به دلیل سرکوب شدید اعتراضات به حمله تهدید کرده و گفته میشود در حال بررسی گزینههای مختلفی، از حملات هوایی تا حملات سایبری است؛ آن هم در حالی که بهتازگی پیشنهاد اعمال تحریمهای اقتصادی علیه شرکتهای طرف معامله با ایران را مطرح کرده است.
با این حال، آقای ترامپ همزمان به نظر میرسد علاقهمند به ازسرگیری مذاکرات با ایران باشد؛ مسیری که میتواند راه خروجی برای حکومت فراهم کند، اگر بتواند به کاهش بخشی از تحریمها دست یابد و تا حدی خشم عمومی را فروبنشاند.
این اعتراضات نشان میدهد که بسیاری از ایرانیان اکنون بر این باورند که انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ نتوانسته نیازهای اقتصادی روزمره آنان را برطرف کند و در عوض، تمرکز خود را بر گسترش قدرت نظامی از طریق غنیسازی هستهای و نیروهای نیابتی در منطقه گذاشته است.
در عین حال، حکومت همچنان انحصار استفاده از زور را در اختیار دارد و نشان داده که آماده است برای درهم شکستن این چالش از آن استفاده کند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بر اساس قانون اساسی موظف به حفاظت از جمهوری اسلامی ــ انقلاب، ایدئولوژی و رهبر آن ــ است، ریشههای سیاسی و الهیاتی خود را در انقلابی دارد که محمدرضا شاه پهلوی و دولت سکولار و غربگرای او را کنار زد. این نهاد همچنین بهشدت در اقتصاد کشور، از جمله در بخشهای نفت، دفاعی و قاچاق، نفوذ دارد.
تا کنون هیچ جدایی یا ریزش جدی از سوی نیروهای امنیتی یا ارتش به نفع مخالفان گزارش نشده است. اپوزیسیون همچنان پراکنده است و میزان حمایت اجتماعی آن روشن نیست. از جمله چهرههایی که خود را رهبران بالقوه معرفی میکنند، رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران است که در تبعید زندگی میکند.
به گفته صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چتمهاوس، پدر او ۴۷ سال پیش در روز جمعه ایران را به مقصد تبعید ترک کرد. این سالگرد میتواند به نقطهای برای بسیج اعتراضات بیشتر و افزایش حمایت از آقای پهلوی بدل شود؛ کسی که خود را بهعنوان رهبری غیرمنتظره برای ایرانی متفاوت معرفی میکند.
در جریان انقلاب ۱۹۷۹، شاه از بهکارگیری قاطع زور عقبنشینی کرد، ارتش و نخبگان دچار شکاف شدند و یک چهره محبوب ــ روحالله خمینی ــ برای رهبری اپوزیسیون وجود داشت که در میان روحانیت و اقشار فقیر پایگاه پرشوری داشت.
این بار، فروپاشی ارزش ریال ــ ابتدا تدریجی و سپس ناگهانی در ماه گذشته ــ موجب اعتراض شدید طبقه قدرتمند بازاری شد. این اعتراض بهسرعت به هزاران ایرانی گسترش یافت که دیگر توان تأمین نیازهای اولیه زندگی را نداشتند. اقتصاد ایران تحت تحریمهای شدید بخش بزرگی از جهان به دلیل برنامه هستهای قرار دارد و کشور همچنین با بحران کمآبی روبهروست.
در ابتدا، دولت با سخنان آرامکننده درباره شنیدن مطالبات مردم و برکناری رئیس بانک مرکزی به ناآرامیها واکنش نشان داد. اما وقتی این اقدامات نتوانست خشم عمومی را مهار کند، حکومت به خشونت و اتهامزنی درباره «تروریسم» روی آورد. آیتالله خامنهای وعده داد از انقلاب دفاع کند و ایالات متحده و اسرائیل را به تحریک و تأمین مالی اعتراضات متهم کرد.
تهدیدهای آقای ترامپ برای مداخله، ظاهراً فقط این باور حکومت را تقویت کرده که تظاهرات خطری است که باید ریشهکن شود. بنا بر گزارش گروههای حقوق بشری و اظهارات یک مقام بهداشت ایران، صدها و شاید هزاران نفر کشته شدهاند.
الی گرانمایه، کارشناس ایران در شورای روابط خارجی اروپا، گفت: «رادیکالیسم معترضان و سرعتی که خشونت در هر دو طرف گسترش یافته، گواه یک کشور دوپاره است. حکومت و نیروهای امنیتی این وضعیت را امتداد جنگ آمریکا و اسرائیل میدانند و احساس میکنند باید با تمام قوا برای نابودی آنچه تروریسم میخوانند وارد عمل شوند.»
به گفته او، جنگ ماه ژوئن و اعتراضات اخیر ظاهراً تنشهای پیشین میان سپاه پاسداران و ارتش را کاهش داده است.
اگرچه ممکن است نظام سیاسی به پایان نرسد، اما به نظر میرسد انقلاب اسلامی مسیر خود را طی کرده باشد. پس از نزدیک به ۵۰ سال، تلاشهای آن برای صدور انقلاب در خاورمیانه ناکام مانده و نسل جدید اهداف متفاوتی دارد و تمایل کمتری برای زندگی تحت قوانین سختگیرانه اسلامی نشان میدهد؛ قوانینی که نخبگان خود آنها را نقض میکنند.
تهدیدهای تازه واشنگتن موجب شده مقامهای ایرانی اعلام کنند مایلاند مذاکرات پرنوسان خود با مقامهای آمریکایی درباره برنامه هستهای و اعتراضات را از سر بگیرند و تشدید کنند.
صنم وکیل گفت که اگرچه این کار از نظر سیاسی دشوار است، اما اگر ایران سرانجام با توقف غنیسازی اورانیوم تحت نظارت بینالمللی موافقت کند ــ که پس از بمبارانهای تابستان گذشته، به نظر میرسد عملاً نیز غنیسازی متوقف شده ــ آقای ترامپ احتمالاً در پاسخ برخی از تحریمهای مهم اقتصادی را لغو خواهد کرد. حکومت میتواند این نتیجه را بهعنوان پیشرفت اقتصادی به مردم ایران عرضه کند.
در عین حال، مسئله آینده آیتالله خامنهای نیز مطرح است؛ رهبری که تمایلی به اتخاذ تصمیمهای دشوار برای تغییر نشان نداده است. خانم گرانمایه پیشبینی کرد که این اعتراضات بحثها درباره نقش او را تشدید خواهد کرد.
با توجه به سن رهبر، مسئله جانشینی در هر حال در راه است. علی واعظ از گروه بحران گفت: «احتمال دگرگونی دروننظام بسیار بیشتر از احتمال تغییر کامل رژیم است.»
او افزود که در سوی دیگر جهان، روی کار آمدن دلسی رودریگز، معاون رئیسجمهور ونزوئلا، بهعنوان رهبر این کشور پس از آنکه ایالات متحده نیکلاس مادورو، رئیسجمهور، را بازداشت کرد، نشان میدهد واشنگتن حاضر است با همان ساختار حکومتی کنار بیاید، به شرط آنکه رأس آن تغییر کند.
الی گرانمایه گفت اصلاحات پایدار در ایران در نهایت نیازمند یک توافق با واشنگتن است: «حتی اگر این اعتراضات در نهایت به ساختار قدرت تازهای منجر شود، فقط یک توافق جامع با آمریکا میتواند سایه دائمی جنگ و تحریمها را که نسلهای زیادی از ایرانیان زیر آن زیستهاند، از میان بردارد.»
———
* استیون ارلانگر خبرنگار ارشد دیپلماتیک در اروپا است و در برلین مستقر است. او از بیش از ۱۲۰ کشور، از جمله تایلند، فرانسه، اسرائیل، آلمان و اتحاد جماهیر شوروی سابق، گزارش تهیه کرده است.