ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Tue, 13.01.2026, 1:12
کلید واژه‌های الهیات خشونت دولتی و کشتار مردم

سعید پیوندی

چرخش معنادار در رویکرد حکومت در برابر گروه‌های معترض و کشتار بی‌رحمانه خیابانی همراه است با استفاده از ادبیات و واژه‌های سرکوب در گفتمان مراکز قدرت جمهوری اسلامی. فقط چند روز پس از شروع کنش‌های خیابانی در دی ماه ۱۴۰۴ آقای خامنه‌ای با بیان اینکه “اعتراض به‌جاست اما اعتراض غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف می‌زنیم... اغتشاش‌گر را باید به جای خودش نشاند” از نقشه راه برخورد با جامعه ناراضی رونمایی کرد. با گسترش تظاهرات مردمی در خیابان‌های شهرهای گوناگون واژه‌هایی مانند تروریست، مزدور خارجی ویا خونخواهی هم توسط مسئولین وارد ادبیات سرکوب شدند.

مسئولینی که مدعی وجود حق اعتراض در ایران هستند و به عادت همیشگی تنها هم نزد قاضی می‌روند  نمی‌گویند که جامعه‌ای که از حقوق مدنی خود محروم است چگونه می‌تواند دست به اعتراض بزند؟ در سال‌های گذشته چند بار اجازه اعتراض به مخالفین داده شده است؟ مردم چه راهکاری به جز کف خیابان برای بیان نارضایتی و خشم خود از بحران‌ها و نظام حکمرانی ناکارا را دارند؟

همه شواهد نشان می‌دهند که گسترش بی‌سابقه حضور خیابانی مردم خشمگین و سرخورده و شعارهای علیه حکومت و نهادهای قدرت و یا در حمایت از آزادی، تغییر نظم سیاسی و یا آقای رضا پهلوی چرخش مهمی در رویکرد امنیتی حکومت را در پی آورد. حمایت کشورهای غربی و یا دولت ترامپ و اسرائیل از تظاهرات مردم و محکوم کردن خشونت دولتی هم دست‌آویزی شد برای بازتولید برچسب “دخالت دشمن” در روایت حکومتی.

در ادبیات رهبران جمهوری اسلامی واژه‌هایی هستند که نقش کدهای امنیتی و حقوقی را را ایفا می‌کنند. این تکنیک گفتمانی که گاه از نشانه‌ها و حافظه تاریخی و دینی برای بی‌اعتبار کردن مخالفان بهره می‌گیرد در همه بحران‌های مهم سیاسی گذشته به رویکرد اصلی مسئولین تبدیل شده است. در دهه شصت خورشیدی از مفهوم مذهبی منافق یا طاغوتی و یا واژه‌های سیاسی مانند لیبرال یا ضدانقلاب به گونه گسترده استفاده شد. برای شرانگاری رفتار زنانی که به حجاب اجباری حکومتی تن در نمی‌دادند به سراغ واژه‌های مانند عریانی، فحشاء، هرزگی، بی‌بندباری... رفتند. در جنبش سبز مفاهیمی جدیدی مانند “فتنه”، “فتنه‌گر” و یا “بی‌بصیرت” خلق شدند.

از دهه ۱۳۹۰ به این‌سو برای مقابله با خیزش‌ها و کنش‌های اعتراضی خودجوش خیابانی گروه‌های به تنگ آمده از شرایط زندگی و بن‌بست سیاسی واژه اغتشاش‌گر به الهیات سرکوب راه یافت. همگان جمله معروف روح‌الله زم را در نمایش امنیتی-تلویزیونی پیش از اعدام به یاد دارند که گفت “شما می‌گویید اغتشاشات، ما می‌گوییم اعتراضات.”

کار الهیات سرکوب حکومتی و کلیدواژه‌های آن برچسب‌زنی برای جرم‌انگاری، هویت‌سازی منفی مخالفان و مشروع جلوه‌دادن خشونت دولتی و سازوکارهای سرکوب است. در همه رویدادهای پرتنش گذشته حکومت همواره روایت یک‌سویه خود را از بالا و بدون امکان نقد ترویج کرده است. قوه قضائیه هم که باید نماینده عدالت و داور بی‌طرف میان جامعه و حکومت باشد با تکرار الهیات سرکوب به حلقه پایانی چرخه خشونت دولتی تبدیل می‌شود. بی‌اعتمادی ژرف به حکومت ویا باور نکردن روایت و ادبیات رسمی به همین رابطه آسیب‌شناسانه دولت با جامعه بازمی‌گردد.

در یک حکومت متعارف که قانون، پاسخ‌گویی و شفافیت اصول پایه‌ای قرارداد اجتماعی هستند، پلیس و نیروهای نظامی وظایف تعریف شده‌ای دارند. انحصار خشونت توسط دولت در این نظام‌های سیاسی همراه است با نظارت نهادهای داوری، جامعه و رسانه‌های آزاد. جمهوری اسلامی در سراسر دوران حیات خود به این سازوکارهای جامعه مدرن و اصول بنیادی آن تن نداده است. آن‌ها انحصار خشونت دولتی را بدون نظارت، شفافیت و یا پاسخ‌گویی می‌خواهند. وجود سپاه، لباس شخصی‌ها، بسیجی و نیروهای امنیتی گوناگون در کنار پلیس و ارتش در عمل سبب شده خشونت بدون نظارت و خودسرانه علیه شهروندان به رویکرد رسمی امنیتی حکومت تبدیل شود. در همه دهه‌های گذشته هیچ‌گاه حکومت به بررسی بی‌طرفانه و کمیسیون حقیقت‌یاب درباره کشتارها، سرکوب‌ها، شکنجه‌ها، محاکمات خودسرانه و اشکال دیگر خشونت دولتی و راستی‌آزمایی روایت رسمی تن نداده است.

در هیاهوی تبلیغاتی یک‌سویه حکومت، ادعای رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه، لاریجانی، قالیباف و یا رادان و دیگران درباره اقدامات “تروریستی” و یا خشونت تظاهرکنندگان نمی‌تواند از اعتبار و مشروعیت حداقلی هم برخوردار باشد. تا زمانی که امکان راستی‌آزمایی و بررسی بی‌طرفانه روایت دولتی و عمل‌کرد نیروهای نظامی-امنیتی که ماشین عظیم جهنمی سرکوب حکومتی را تشکیل می‌دهند وجود نداشته باشد این ادبیات و برچسب‌ها زمینه‌ساز و توجیه‌گر کشتار خیابانی و خشونت دولتی است.

شرایط انفجاری کنونی پی‌آمد رویکردها و سیاست‌های نظام حکمرانی ناکارا و ادامه سرکوب بی‌رحمانه مخالفان است. خطر گسترش خشونت ویران‌گر و فروپاشی ایران را تهدید می‌کند. باید در جستجوی راهی بود برای رهایی از بن‌بست هولناک حکومت دینی و نجات کشور.

کانال شخصی سعید پیوندی
https://t.me/paivandisaeed