با عرض تسلیت به خانواده جانباختگان جنبش دیماه ۱۴۰۴
بنا به روایتی، جنبش ۱۴۰۴، از دوران پیش از جنگ ۱۲ روزه، قابل پیشبینی بود. تلنبار شدن خواستههای به حق مردمان ایران و مشروعیت باختگی رژیم خامنه ای، وقوع این رویداد اجتماعی را در نظر سنجیها مورد تایید قرار میداد:
برپایه نظر خواهی موسسه گمان در سال ۱۳۰۳ اکثریت (۸۹٪) مردمان ایران اعلان کردهاند که خواستار نظامی دمکراتیکاند. همین نظر خواهی نشان میدهد که ۴۰٪ پاسخ دهندگان گرایش اصلی خود را “براندازی جمهوری اسلامی” عنوان کردهاند که بیشتر شامل جوانان و دانش آموختگان شهری میشد. این در حالی بود که در همین سال تنها ۱۱٪ از نگهداری “ارزشها و اصول انقلاب” پشتیبانی میکرد؛ رقمی که نسبت به سال ۱۴۰۰ (۱۸٪) کاهش نشان میداد. این مخالفتها در میان زنان و جوانان برجسته بوده است.[۱]
از دیدگاه گرایشهای ایدئولوژیک و حزبی، نتایج این نظرسنجی نشان میدهد اولویتهای اصلی جامعه آزادیهای فردی و حقوق بشر (۳۷٪)، عدالت اجتماعی و حمایت از حقوق کارگران (۳۳٪) و غرور ملی و ایرانگرایی (۲۶٪) بوده است.
در برابر، گرایشهای سنتی و مذهبی در پایین ترین سطح قرار دارند و تنها ۵٪ از مردمان آنها را در اولویت دانستهاند. این دادهها نشان میدهد اکثریت جامعه، به ویژه جوانان و تحصیلکردگان، ارزشهای مدرنتری همچون حقوق بشر، آزادیهای فردی و محیط زیست را در مرکز توجه قرار دادهاند.[۲]
بحران تامین آب و برق و تحریمهای بینالمللی
اکثریت جامعه یعنی ۷۵٪، “ناکارآمدی و ضعف مدیریت حکومت” را علت اصلی مشکل کم آبی و بی برقی میدانند و در برابر ۱۴٪ “عوامل طبیعی” و تنها ۴٪ “تحریمهای بینالمللی” را عامل این وضعیت به شمار میآورند.
در واکنش به بازگشت تحریمهای بینالمللی در نتیجه فعالسازی مکانیسم ماشه هم ۵۶٪ جامعه “خیلی نگران” و۱۹٪ “تا حدی نگران” تاثیر این تحریمها بر اقتصاد خانواده خود بودهاند. در برابر ۲۱٪ باقیمانده اعلام کردهاند “چندان نگران” یا “اصلا نگران” تاثیر این مساله بر وضعیت اقتصادی حانوادهاشان نیستند.
جنگ ۱۲ روزه
در پی جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، موسسه گمان با انتشار نتایج نظرسنجی تازهای، تصویری کم سابقه از دیدگاههای مردمان ایرانی درباره این درگیری، ابعاد نظامی آن، مواضع داخلی و خارجی و آینده جمهوری اسلامی ارائه کرد.[۳]
نزدیک ۴۴٪ جامعه جمهوری اسلامی را مسئول شروع جنگ خواندند، در حالی که ۳۳٪ اسرائیل را مسئول آغاز جنگ معرفی کردند و ۱۶٪ هر دو طرف را به یک اندازه مقصر دانستند.
بیش از نیمی از جامعه هدف (۵۱٪) بر این باورند که اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه به اهداف خود رسید. در برابر، ۱۶٪ مشارکتکنندگان، جمهوری اسلامی را موفقتر ارزیابی کردند و ۱۹٪ هر دو طرف را ناکام دانستند. نگرانی در باره آغاز جنگی تازه برجسته است:

بر اساس این نظرسنجی، ۲۷٪ جامعه کارکرد رهبر جمهوری اسلامی در این جنگ را مثبت و ۵۸٪ آنرا منفی ارزیابی کردند.
این یافتهها همچنین نشان میدهد تصویر ارائه شده از سوی رسانههای رسمی جمهوری اسلامی از جامعه ایران در خصوص حمایت از سیاستهای علی خامنهای با واقعیت افکار عمومی همخوانی ندارد.
سیاست خارجی و انرژی هستهای
دادهها حاکی از آن است که اکثریت قاطع جامعه (۶۹٪) بر این باورند که جمهوری اسلامی باید از شعار نابودی اسرائیل دست بردارد و ۲۰٪ با این خواسته مخالفند.
بر پایه این نظرسنجی، در پیوند با نگرش مثبت و منفی ایرانیان به دیگر کشورها، مردم ایران بیشترین نگرش مثبت (۵۳٪) و کمترین نگرش منفی (۳۷٪) را به آمریکا دارند.
اسرائیل هم با ۳۹٪ نظر مثبت و ۴۸٪ نظر منفی در جایگاه دوم محبوبیت در میان مردم ایران قرار دارد. در میان هشت کشوری که در این نظرسنجی درباره آنها پرسیده شده، بیشترین نگرش منفی ایرانیان به ترتیب به روسیه با ۶۸٪ و انگلیس با ۶۵٪ بوده است.
حدود نیمی از پاسخدهندگان(۴۷٪) باور دارند برای جلوگیری از وقوع جنگی دیگر، حکومت ایران باید برنامه غنیسازی اورانیوم را متوقف کند؛ در حالی که ۳۶٪ با توقف غنیسازی مخالفاند.
همچنین در موضوع دستیابی به سلاح اتمی، ۴۹٪ از پاسخ دهندگان با ساخت سلاح هستهای از سوی حکومت ایران مخالفت کردهاند، در مقابل ۳۶ درصد خواهان تولید آن هستند و ۱۵ درصد نیز در این زمینه نظر مشخصی ابراز نکردهاند.[۴]
***
جنبش ۱۴۰۴ در پی بیارزششدگی بیشتر پول ملی و فلزات گران قیمت با اعتصاب بازار بزرگ تهران که از ناپایداری اقتصاد کشور، تحریمها، فساد نهادینه شده و راهبردهای بیگانه ستیز خامنهای به ستوه آمده بودند، در ۲۷ دسامبر ۲۰۲۵ کلید خورد. این اعتصاب به سرعت به بقیه بازارهای تهران و سپس به برخی دیگر از شهرها سرایت کرد. این نافرمانی مدنی مورد تآیید اقشار دیگر مردمان بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک کشور قرار گرفت و به اعتراضات خیابانی با شعارهای علیه حکومت دینی منجر شد. در واقع این انفجار اجتماعی نتیجه سالها نا کارآمدی حکومت، تحریمهای گسترده، رانت و مفتخواری سپاه و آخوندهای وابسته به بیت خامنهای و اولیگارشهای مورد پشتیبانی رژیم بود که جز تهیدستی اکثریت جامعه و تورم کمر شکن حاصلی نداشته است.
دولت به اصطلاح اصلاحطلب پزشکیان برای مهار بحران وارد عمل شد. در آغاز رییس بانک مرکزی تعویض و بودجه سال ۱۴۰۵ از مجلس پس گرفته شد. اعتراض (اقتصادی و نه سیاسی) معترضین به رسمیت شناخته شد و قرار شد دولت دستمزدها را به جای ۲۰٪ تا ۳۰٪ (۱۰٪ کمتر از تورم!) افزایش دهد و راهبرد حذف یارانههای بسیاری از دهکها را متوقف و در برابر ۷۰۰ هزار تومان رایانه، ارایه دهد! به وزیر کشورش دستور داد با نمایندگان معترضین[؟] وارد مذاکره شود و در پی گسترش اعتراضات به دانشگاهها برخی از روسای حراست دانشگاهها را به علت برخور خشونت آمیز با دانشجویان تعویض کرد.
بدیل تمامیتخواه
تفاوت این جنبش با جنبشهای پیشین در داشتن بدیلی است که میتواند اعتراضات را هدفمند سازد و از سوی دیگر با بدیلی تمامیت خواه روبروییم که در صورت پیروزی، رسیدن به جامعهای دمکراتیک را با چالشهای چشمگیر مواجه میسازد.
پیش از هر چیز این بدیل خود را “ایرانگرا” مینامد گویا مخالفین غیر پهلویخواه ایرانستیزند؟ دوم رضا پهلوی خود را “رهبر” دوران گذار و در فرصتی “پدر ملت ایران” نامیده است. ظاهرا به باور “این رهبر و یا پدر ملت” مردمان استبداد زده کشور محکوماند حق تعیین سرنوشت خویش را یا به ولایت شیخ و یا ولایت شاه واگذار کنند! پهلویخواهان انتظار دارند نمادهایی جنبش مدنی همچون خانم نرگس محمدی و ترانه علیدوستی با رضا پهلوی “بیعت” کنند.
تمامیتخواهی در شعارهای برخی از پهلوی خواهان نیز نمایان شده است از جمله: رهبر ما پهلویٍ هر که نگه اجنبیٍ
میدیای هوادار تمامیتخواهی
در این پنج روزه اعتراضات شبکه تلویزیونی ایران اینتر نشال، در هر فرصتی تمام قد به حمایت از رضا پهلوی شتافت. تنها از “صاحب نظرانی” دعوت میشد که هوا خواه رضا پهلویاند. تلاش میشد ویدئوهایی از اعتراضات پخش گردد که شامل شعارهای پهلوی خواهانهاند.
این در حالی است که بر اساسی نظر خواهی موسسه گمان در سال ۱۴۰۳، هرچند رضا پهلوی از محبوبیت شایان توجهی برخوردار بوده، اما پادشاهی خواهان تنها ۲۲٪ جمعیت را شامل میشده است. دربرابر ۲۶٪ پاسخ دهندهها نظام جمهوری و ۱۵٪ نظام فدرالی را ترجیح دادهاند. شبکه ایران اینترنشنال اکثریت غیرپهلویخواه را با روشی غیر حرفهای به حاشیه رانده است.
البته کنشگری پهلویخواهان علیه جمهوری جهل و جنایت حق دمکراتیک آنان است که باید از سوی مخالفین نظام پادشاهی به رسمیت شناخته شود. مشکل در این جاست که مخالفین نظام پادشاهی نتوانستهاند پس از ۴ دهه بدیلی قابل اعتماد جامعه مدنی کشور ایجاد و رهبری برگزینند که این گرایشها را نمایندگی کند.
جناح سرکوب
گر چه خامنهای در تمام زمینهها از جمله توهم نابودی اسراییل، بیرون راندن نیروهای آمریکایی از منطقه، تسلط نیروهای نیابتی بر کشورهای اسلامی و تشکیل “تمدن اسلامی” ناکام بود است اما در تشکیل و حفظ انسجام نیروهای امنیتی و سرکوب گر تا کنون دست آوردهای شایان توجهی داشته است. این نیروها توانستهاند در کنار دستگاه قضایی غیر مستقل، سالانه نزدیک به دو هزار اعدام و در مجموع هزاران کشته در خیزشهای گوناگون پایههای خیمه ولایت ارتجاعی ولی فقیه را استوار نگه دارند. در جنبش ۱۴۰۴ نیز برپایه گزارشهایی از سرکوب وحشیانه نیروهای سرسپرده انتظامی، سپاه و بسیج، تاکنون به کشته شدن ۷ نفر و بازداشت حداقل ۱۱۹ نفر منجر شده است.
البته به نظر میرسد، جوانان از جان گذشته کشور تاکنون با مقاومت دلیرانه خود به خامنهای نشان دادهاند که در برابر زور و سرکوب کوتاه نخواهند آمد.
راز کامیابی جنبشهای مردمی در گرو همکاری نیروهای مخالف و بهرسمیت شناختن اختلافها و حقوق هموطنان اتنیک و دگراندیشان نهفته است که با دوری از تمامیت خواهیهای گروهی امکانپذیر خواهد شد.
به امید رسیدن به ایرانی آباد، دمکراتیک و سکولار در سال میلادی ۲۰۲۶
دی ۱۳۰۴
mrowghani.com
———————————————
[۱] - موسسه گمان نتایج نظرسنجی خرداد ۱۴۰۳ خود در باره ترجیحات سیاسی ایرانیان را منتشر کرد، ایرانیان انگلستان، جمعه ۳۱ مرداد ۱۴۰۴
[۲] - همان
[۳] - نظر سنجی گمان: اکثریت مردم ایران معتقدند جنگ ۱۲ روزه، جنگ اسرائیل با جمهوری اسلامی بود.، ایرانیان انگلستان، ۱۵ آبان ۱۴۰۴
[۴] - همان