ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Thu, 23.02.2023, 19:06
یک اتوبوس، دو مسیر!

حمید فرخنده

پس از راه افتادن کارزار وکالت از سوی هواداران شاهزاده رضا پهلوی و بعد از نشست او همراه با برخی دیگر از چهره‌های اپوزیسیون در دانشگاه جرج تاون شاهد انتقادهای فراوانی از سوی اپوزیسیون عمدتا جمهوری‌خواه و چپ  از این نوع ابتکار ها بودیم. انتقاد عمده‌‌ای که از سوی این نیروها مطرح شد این بود که به‌خاطر تکثر نیروهای اپوزیسیون در داخل و خارج کشور، سلطنت‌طلبان یا طرفداران پادشاهی مشروطه نمی‌توانند به تنهایی یا با چند نیروی هم‌فکر یا نزدیک به خود دور هم جمع شوند، در قامت رهبر با رهبران اپوزیسیون ظاهر شوند و یا در جامعه جهانی خود را به عنوان نماینده معترضین و جنبش «زن، زندگی، آزادی» معرفی کنند.

بر این اساس منتقدینِ نشست جرج تاون معتقدند چون جامعه ایران رنگین‌کمان ‌متکثر است نشست‌های اپوزیسیون برای اینکه بازتاب دهنده این تکثر باشد می‌بایست با حضور نمایندگان نیروهای سیاسی مختلف تشکیل شود. این گزاره البته حاوی نکته‌ای مهم و اصولی در نگاه دموکراسی‌خواهانه است. اشکال آن اما در کلی بودن این گزاره است. چنانکه دعوت احتمالی طرفداران پادشاهی و نیروهای برانداز یا انقلابی از نیروهای جمهوری‌خواه یا طرفداران تحول و تغییر در نظام جمهوری اسلامی و یا طرفداران «گذار امن» گرچه از زاویه به رسمیت شناختن موجودیت دیگر نیروهای سیاسی اپوزیسیون ‌‌و نمایش احترام به تکثر آرا اقدامی شایسته بود، اما به‌خاطر محتوای متفاوت راهبرد سیاسی آن نیروها، در مرحله شکل باقی می ماند.

از این گذشته، شخصیت‌های حاضر در کنفرانس جورج تاون ادعای رهبری اپوزیسیون و یا اینکه آنها تنها نماینده اپوزیسیون ایران هستند ندارند و دیگران را نیز دعوت به سوار شدن به اتوبوس اپوزیسیون می‌کنند، هرچند اغلب در مجامع جهانی و یا سخنرانی‌ها طوری صحبت می‌کنند که گویا همه مردم ایران موافق نظرات و راهکارهای آنها هستند.
اشکال عمده اما چنانکه اشاره شد در شکلِ برگزاری این نوع نشست‌ها، عدم دعوت از دیگر نیروهای سیاسی و یا شرکت نداشتن این یا آن شخصیت سیاسی جمهوری‌خواه یا چپ در این گردهم‌آیی‌ها نیست. نقطه افتراق مهم که اتفاقا اثر خود را در شکل برگزاری نشست‌هایی از این دست و ترکیب شرکت‌کنندگان آن نیز می‌گذارد، اختلاف دیدگاه در استراتژی یا راهبرد گذار از وضعیت سیاسی موجود در کشور است.

فرض کنید شاهزاده رضا پهلوی و دیگر اعضای کنفرانس دانشگاه جرج تاون قبل از برگزاری آن کنفرانس و حتی در مورد چگونگی و محل برگزاری آن جلسه، با نمایندگان سازمان‌های جمهوری‌خواه و همچنین شخصیت‌های سرشناس جبهه‌ی دیگر اپوزیسیون تماس گرفته بودند. به محض شروع اولین گفتگوها به‌جز توافق نظر های کلی، اختلافات نظرها در اکثر نکات نمایان می‌شد.

تا مرحله کنونی اختلاف‌ها در راهبرد و درنتیجه در راهکارها بیش از آن خواهد بود تا بتوان انتظار همکاری یا سوار شدن به اتوبوس داشت. یک آرمان و یک وسیله حرکت جالب است اما راه‌ها مختلف‌اند و یک اتوبوس نمی‌تواند همزمان در دو مسیر حرکت کند. هرچند هستند نیروهایی که جمهو‌ی‌خواه هستند، اما به‌خاطر داشتن راهبرد مشترک در کنار سلطنت‌طلبان یا مشروطه‌خواهان قرار می‌گیرند.

اختلافات عمده‌ای که تا مرحله کنونی در مبارزه اپوزیسیون بین نیروهای سیاسی عمده پادشاهی‌خواه و جمهوری‌خواه وجود دارد:

۱. پادشاهی‌خواهان نگاه براندازانه یا حذفی به قدرت مسلط در جمهوری اسلامی دارند، درحالیکه نیروهای سیاسی جمهوری‌خواه اکثرا نگاه حذفی ندارند بلکه خواهان عقب نشاندن نیروی حاکم و اعِمال حاکمیت قانون، چه با قانون اساسی فعلی، چه با تغییر قانون اساسی و چه با تدوین قانون اساسی جدید هستند.

۲. طیف اپوزیسیون شرکت‌کننده در نشست جرج تاون تمایل به دو قطبی کردن فضای سیاسی دارد و  به‌طور عمده از چنین زبان و ادبیاتی در برخورد با نیروی حاکم و یا رقبای جمهوری‌خواه استفاده می‌کند. شاهزاده رضا پهلوی در آستانه سالروز انقلاب ۵۷ تجربه تاریخی ملت ایران را علیرغم نتایج تلخ انقلاب، «بهمن شوم» می‌خواند و یا حاکمان جمهوری اسلامی را «اشغالگر» می‌نامد. با «اشغالگر» باید جنگید یا او را حذف کرد. چنین ادبیات و نگاهی در طیف نیروهای نزدیک یا همکار با شاهزاده از جمله شرکت‌کنندگان در نشست واشینگتن دیده می‌شود.

۳. حمایت از تحریم‌ها و درخواست از جامعه جهانی برای بایکوت کردن حتی در عرصه ورزش، تشدید انزوای سیاسی ایران، عدم توافق با ایران در برجام و همچنین گنجاندن نام سپاه پاسداران در لیست تروریستی از درخواست‌های مهم شرکت کنندگان نشست جرج تاون است، درحالیکه طیف مقابل برعکس فکر می‌کند ادامه تحریم‌ها، عدم توافق در برجام و انزوای سیاسی بیشتر کشور به نفع دموکراسی‌خواهان تمام نخواهد شد بلکه جامعه مدنی را ضعیف و به تقویت نیروهای تندرو حاکم و به نفع کاسبان تحریم تمام خواهد شد.

واقعیت این است که دو طیف اپوزیسیون در عین اختلاف‌نظرهای راهبردی باید به موجودیت یکدیگر احترام بگذارند و در پی خوار و خفیف کردن همدیگر و وابسته به این و آن خواندن هم نباشند. بدون نفی طرف مقابل و بدون تلاش برای درکنار هم قرار گرفتن هایِ نشدنی، به نقد یکدیگر بپردازند.

نکته مهم برای نیروهای اپوزیسیون دموکراسی‌خواه چه پادشاهی‌خواهان و چه جمهوری‌خواهان به رسمیت شناختن موجودیت سیاسی همه طیف‌های سیاسی جامعه ایران است. هم سلطنت‌طلبان و پادشاهی‌خواهان جزئی از مردم ایران هستند هم نیروهای حاکم و طرفدارانشان جزئی از مردم ایران هستند؛ علیرغم اینکه فعلا در موقعیت سرکوب دیگر نیروها هستند و البته باید سرِ جای خود به معنای واقعی کلمه نشانده شوند. یعنی به موازین دموکراسی و «حاکمیت قانون» پایبند شوند و به سهم سیاسی خود از قدرت بر اساس وزن سیاسی‌شان قناعت کنند.



نظر خوانندگان:


■ کوتاه و گذرا چند نکته را یادآوری کنم.
۱- همانطور که در مقالات گوناگونم توضیح داده ام، بر چند صدایی واقعیّت نحله های ایرانی از زوایای گوناگون، بارها تاکید کرده ام؛ از جمله حتّا بر صدای مسلمانان به عنوان بخشی از جامعه ایرانی، نه تمامیّت ایرانیان در معنای جغرافیای ایران. در اینکه در لابلای گرایشهای مختلف، شیارهای افراطی و گاه به شدّت خشونتگرا وجود دارند، نیازی به گفتنش نیست؛ چونکه به عیان میتوان در انواع و اقسام رسانه های گوناگون، عملکردها و کنشها و واکنشهای آنها را دید. با چنین طیفهایی باید سفت و سخت مقابله کرد و به سنجشگری رفتارها و گفتارهای آنها همّت شبانه روزی.
اینکه به طور کلّی، بخش مخالفین حکومت فقاهتی، یک طرف معادله اند که خواستار سرنگونی داربست جمهوری اسلامی هستند و حکومتگران فقاهتی با تمام اعوان و انصارشان، طرف دیگر معادله اند و خواستار بقا و امتداد و توسعه اقتدارشان هستند، دو مبحث گوناگون است با نتایج و گرایشهای متفاوت. بالطّبع در بخش دیوار حکومتگران فقاهتی، ریزشها و شکافهای عدیده ای ایجاد شده است که گستره ای بینابینی را آفریده اند و این خودش نکات مثبت برای تغییر اساسی در جامعه ایران است. ولی مسئله گذار از جمهوری اسلامی باید حتما در ساختار قدرت حکومتگران فقاهتی، بی کم و کاست، شکاف درّه ای ایجاد کند تا راه برای مخالفان حکومت فقاهتی باز شود از بهر اندیشیدن و رایزنی و رسیدن به نقطه مشترک به نفع مردم ایران در جامعیّت وجودی و اکنون و آینده سرزمین ایران.
این کار زمانی امکانپذیر است که حاکمان فعلی، واقعیّتهای ایران و جهان را آشکارا به رسمیّت بشناسند و گشوده فکری خودشان را برای پذیرش دیگران اعلام و تضمین و اجرا کنند. ولی واقع بین باشیم و خودمان را فریب ندهیم، آیا حکومتگران فقاهتی میپذیرند که از اریکه مطلق اقتدارخواهی، میلیمتری عقب نشینی کنند؟. آیا اگر اقتدار گران فقاهتی واقعا و جدا و اصولا و اساسا بر این عقیده و نظر بودند که فقط بخشی از جامعه ایران هستند و باید حقوق دیگران را رعایت کنند، آیا شما تصور میکنید که مردم ایران به این مرحله نفرت و گریز از حکومت فقاهتی میرسیدند که فعلا رسیده اند؟. حقیقت این است که حکومت فقاهتی، خودش را جامع و کمال نوع حکومت ایده آل و الهی بر روی کره زمین میداند و حاضر نیست به هیچ طریقی از مواضع تکبّری و خود حقیقت پنداری اش، میلیمتری عقب نشینی کند، ولو کل کائنات در یک چشم بر هم زدن؛ زیر و رو شود. با چنین خاصمان متکبّر و قدرت پرست به نظر شما چگونه باید برخورد کرد؟
۲- من با تروریست خواندن سپاه، مخالف بودم و هنوزم هستم. در این باره میتوانم مقاله ای گسترده بنویسم. ولی مختصر بگویم. در نخستین روزهای خیزش «زن، زندگی، آزادی»، من مقاله ای منتشر کردم به نام «خیزش سیمرغیان علیه ضحّاکیان». در این مقاله مختصر به رئوس کلیدی برای روبرو شدن با حکومت فقاهتی و گذار بدون خونریزی اشاره کرده بودم؛ ازجمله اینکه «سپاه پاسداران و ارگانهای وابسته به آن» باید منحل شوند.
۳- در اینکه رفتارهایی باعث میشوند که ما نامهایی را در خصوص اشخاص یا سیستمهای سیاسی به کار ببریم، علّتش برمیگردد دقیقا به رفتار و نحوه عملکرد مجرم و خاطی و زمامداران. فرض کنید شخصی از دیوار خانه شما بالا رود و تمام فرشهای گرانقیمت خانه شما را غارت کند. شما چنین شخصی را چه مینامید؟. کوهنورد؟. صخره نورد؟. صد در صد میگویید، سارق. دزد. خانه بُر.
اگر به حکومتگران فقاهتی، اشغالگر میگویند، اسنادش عین روز روشنند، مگر سوای اینست که آخوندها از روز اول بر دار و ندار ایران، چوب حراج زده اند. اگر آخوندها و اعوان انصارشان، ایرانی بودند که غارتگر وطن نمیشدن؛ بلکه از در خدمت به ایران و مردمش برمی آمدند، نه اینکه سرکوب و غارت و قتل عام مردم. فقط اشغالگران هستند که رفتار اشغالگری و تجاوز و سرکوب و کشتار و امثالهم دارند و آخوندها ثابت کرده اند که در عمل، اشغالگرند با تمام وصفاتی که اشغالگران دارند. من هیچ وطندوستی را نمیشناسم که میهنش را بفروشد و غارت کند و مردمش را قتل عام.
شاد زی و دیر زی! فرامرز حیدریان


■ مقاله جالبی بود از این منظر که دموکراسی یعنی برسمیت شناختن موجو دیت همه سازمانهاو احزاب و نه نفی ونابودی مخالفین سیاسی در صحنه. بعنوان مثال شعار مرگ بر سه مفسد ین ویا مرگ بر سلطنت طلبان و.. رقابت نیست و بقول نویسنده حذفی میباشد وغیر قابل قبول. در عین حال برسمیت شناختن حق موجودیت بمعنای پذیرفتن همکاری؛ وائتلاف نیست ونباید باشد. درهیج کشوری احزاب با اهداف متفاوت برای هدف معیین مثلابرای تشکیل دولت باهم ائتلاف نمی کنند. یا افشاگری علیه رقبای سیاسی با سند و مدرک دشمنی نیست مبارزه علیه رقیب میباشد. این پاراگراف شما که نوشتید”حمایت از تحریم‌ها و درخواست از جامعه جهانی برای بایکوت کردن حتی در عرصه ورزش، تشدید انزوای سیاسی ایران، عدم توافق با ایران در برجام و همچنین گنجاندن نام سپاه پاسداران در لیست تروریستی از درخواست‌های مهم شرکت کنندگان نشست جرج تاون است، درحالیکه طیف مقابل برعکس فکر می‌کند ادامه تحریم‌ها، عدم توافق در برجام و انزوای سیاسی بیشتر کشور به نفع دموکراسی‌خواهان تمام نخواهد شد بلکه جامعه مدنی را ضعیف و به تقویت نیروهای تندرو حاکم و به نفع کاسبان تحریم تمام خواهد شد.” این نشان از اختلاف سیاسی استراتژیک میباشد . در واقع دو اتوبوس و دومسیر متضادو شاید هم بشه گفت سه اتوبوس حکومت؛ مدافعان سرنگونی با کمک ویا بدون کمک خارجی و اتوبوس سوم که با هردو اتوبوس اختلافات بنیادین دارد.
زرگریان