ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Sun, 19.05.2013, 15:57

تصويری از نقاط ضعف و قوت هاشمی رفسنجانی


يكشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۲

هاشمی به عنوان يک سياستمدار کلاسيک در سال ۸۴ در برابر احمدی نژاد پرتحرک که نبردی غيرکلاسيک را سامان داده بود و از نقاط ضعف هاشمی به خوبی بهره می گرفت؛ شکستی سنگين خورد. دررقابت های انتخاباتی سال ۸۸ ؛ هاشمی تمام توان و ظرفيت اصلاح طلبان در جذب و جلب رای دهنده را در ميدان رقابت ديد.
امير محبيان در مقاله ای با عنوان«هاشمی؛بايدها و نبايدها»در شماره امروز ( يکشنبه ۲۹ ارديبهشت) روزنامه رسالت به  تحليل حضور هاشمی در صحنه انتخابات رياست جمهوری ۹۲ پرداخته است،  اين مقاله را در ذيل می خوانيد:
هاشمی رفسنجانی؛ سياستمداری حرفه ای با تجربه فراز و نشيب های جدی در زندگی و تصدی بالاترين مسئوليت ها در نظام سياسی کشور، اکنون در سن ۷۹ سالگی مجددا به عرصه رقابت انتخابات رياست جمهوری بازگشته است.هاشمی به عنوان يک سياستمدار کلاسيک در سال ۸۴در برابر احمدی نژاد پرتحرک که نبردی غيرکلاسيک را سامان داده بود و از نقاط ضعف هاشمی به خوبی بهره می گرفت؛ شکستی سنگين خورد. دررقابت های انتخاباتی سال ۸۸ ؛ هاشمی تمام توان و ظرفيت اصلاح طلبان در جذب و جلب رای دهنده را در ميدان رقابت ديد؛آن حد از توانايی که نتوانست کانديدای خود را بر سرير قدرت بنشاند.
پس هاشمی اين بار می داند که اتکا محض به ظرفيت های اصلاح طلبان در حد کمالش فراتر از رای موسوی نخواهد بود؛از اينرو،به نظر می رسد او نگاهی به ظرفيت اصولگرايان نيز دارد. اما ابتدا بايد تصويری واقع بينانه از نقاط ضعف و قوت هاشمی ارائه نمود.با اين توضيح که نگارنده بر صحت برداشت ها تاکيدی نداشته و فقط آن چه را بيان می دارد که در اذهان رقبا يا موافقان می گذرد.ضمنا نقاط ضعف همانا موانع هاشمی در جلب آراء و نقاط قوت او همان عوامل تسهيل کننده پيروزی احتمالی است؛که اجمالا به آن ها اشاره می شود:

نقاط ضعف هاشمی از منظر افکار عمومی:
۱.تصوير باقی مانده در ذهن منتقدان ومخالفانش بويژه در محورهای:
الف:تخلفات فرزندان و اطرافيان
ب: رانت خواری های حزب کارگزاران و طبقه جديد شکل گرفته
ج: اسراف در مديريت کارگزارانی
د:دفاع از جريان موسوم به فتنه يا عدم مقابله و صف بندی با آنها

۲. وجود مخالفان فعال وکاملا ايدئولوژيکی مثل نيروهای موسسه امام خمينی(ره) ،جبهه پايداری و هواداران احمدی نژاد؛جمعيت های ايثارگران و رهپويان و تهاجم کانديداهايی از رقبا يا رفقای پيشين برای قرار دادن خود در قطب مقابل هاشمی
۳.نگرانی اصولگرايان از بازگشت اصلاح طلبان راديکال از طريق هاشمی و ساماندهی مجدد تشکيلات محذوف
۴.کهولت سن و اتکاء به نيروی معاون اول ودوچندان شدن خطر بازگشت يا فعال مايشاء شدن کارگزاران يا اصلاح طلبان
الف: ضرورت های رياست جمهوری و نيازبه تحرک در منصب رياست دولت در پی انتظارات پديد آمده در دوران احمدی نژاد
ب:دغدغه پيرشدگی مسئولان و دوری از خواست های جوانان

۵.بزرگی مشکلات فرارو و نيز فاصله گيری شرايط از وضع و مدل مطلوب هاشمی(سازندگی)

نقاط قوت هاشمی درافکار عمومی:

۱.احساس نياز به نيرويی باتجربه و مسلط به مسائل داخلی و بين المللی در واکنش به عملکرد احمدی نژاد
۲.امکان جذب طرفين اصلاح طلب و اصولگرا و کسب محوريت
(در صورت ارسال سيگنال های مناسب به اصولگرايان)
۳.دغدغه ها و وجهه اقتصادی هاشمی :
الف:سابقه مديريت بحران پس از جنگ
ب: برداشت ذهنی دال برکاهش قيمت ها و ارز در صورت پيروزی هاشمی
۴.ورود نسل جديد به صحنه انتخابات با مشخصه های زير:
الف: فقدان تصوری عينی از دوران هاشمی در نسل جديد و تصور برخورد بازتر فضای اجتماعی توسط هاشمی
ب:مقايسه قيمت های دوران هاشمی با دوران حاضر و نه مقايسه با دوره پيش از آن
۵: پيدايش اين احساس(درست يا غلط )مبنی بر تاثير هاشمی در بهبود روابط با غرب و اعراب
۶.رابطه نسبتاخوب با طيفی از روحانيان سنتی و ارشد

ارزيابی:
بررسی ها نشان می دهد که هاشمی همچنان گرفتار تصويری است که از او در ذهن منتقدان ومخالفانش وجود دارد و هر چند شرايط پس از احمدی نژاد تا حدودی از غلظت آنها در نزد افکار عمومی کاسته و حملات به او ديگر اثرات پيشين را در افکار عمومی ندارد ولی به نظر نمی رسد که از حدّت مخالفت مخالفانش کاسته شده باشد؛ مخالفتی که حتی اصولگرايان متمايل را در پيوستن به او دچار ترديد
می کند.
هاشمی اگر اين واقعيت را بپذيرد که با رای اصلاح طلبان حداکثر می تواند رای موسوی را احياء کند؛رايی که برای پيروزی کافی نيست؛پس منطقا بايد فراتر از اصلاح طلبان که به‌ناچار در پی او راه خواهند افتاد(چون گزينه ديگری فرا رو ندارند) در پی طيفی از اصولگرايان باشد.
اما هاشمی برای جلب نظراصولگرايان و پوشش دادن به نقاط ضعف خود از منظر افکار عمومی بايد تکليف خود با سه گروه را مشخص نمايد.
نبايد های هاشمی عبارتند از:

۱.خانواده: مواجهه هاشمی با پديده “خانواده” همواره احساسی بوده و به جای اصلاح تصوير ذهنی توده ها و مخالفانش از موضع سياستمدار بيشتر به اصرار بر “خوبی” آنهااز موضع پدر پرداخته است.رفتاری که از سياستمداری عقل گرا و با تجربه و آگاه به تاريخ نظير هاشمی بعيد بود.هر گونه حضور اين فرزندان در عرصه تبليغات برای پدرشان شديدا ضد تبليغ بوده و هر کدام آنها، بويژه آنان که پرونده های حقوقی دارند؛ در حکم چراغ قرمزی فراروی اصولگرايان خواهند بود.
۲.حزب کارگزاران:حزب کارگزاران خواسته يا ناخواسته به سمبل طبقه جديدی تبديل شده اند که شکاف طبقاتی در کشور را مشروعيت بخشيدند؛ مخالفان هاشمی و منتقدان او برآنند که کارگزاران ،تفکردنياگرايی را به قيمت تضعيف آرمان های انقلاب و بويژه آرمان عدالت حاکم کردند.
اگر هاشمی اين بازوان را مجددا به صحنه آورد و بر سرنوشت مردم حاکم گرداند؛بويژه آنکه ترس آنان پس از رخدادهای اخير هم فروريخته ديگر نمی توان فرقی ميان جامعه عدالتخواه انقلابی و نظام های دست چندم سرمايه داری مشاهده کرد و اين يعنی فنای انقلاب. اين ديدگاه مخالفان کارگزاران و تفکر کارگزارانی است و چنانچه هاشمی آنان را در ستاد و پيشانی تشکيلات انتخاباتی خود به‌کار گيرد گويی بر سر در آن نوشته است”اصولگرايان وارد نشوند؛همه به ستاد رقيب برويد” .
۳.جريان موسوم به فتنه:نمی توان انتظار داشت که هاشمی اصلاح طلبان را کنار نهد؛معقول هم نيست، ولی اصولگرايان نمی توانندهمکاری با جريان موسوم به فتنه را نيز تحمل کنند.آنچه که روشن است رصد شديد ستاد هاشمی برای کشف عناصر مرتبط با جريان فتنه و يا مظنون با اين ارتباط از سوی ستادهای رقيب است.طبعا به‌دليل حساسيت شديدافکار عمومی اصولگرايان و تلاش مجِدّانه رقبای هاشمی،اولين اشتباه در اين انتصابات،آخرين اشتباه تلقی خواهد شد.
۴.جلوگيری از پيدايش اشتباهات خلاف اخلاق و شاذ در ستاد و ميان هواداران، مشابه وضعيت ۸۴ و نيز تکرار وضعيت سال ۸۸

بايدهای هاشمی عبارتند از:

برای مديريت برداشت عمومی بويژه اصولگرايان به نظر می رسد ارسال علائمی به شرح زير در دستور کار هاشمی باشد:
۱.ارسال پيام های ارزشی با وزن دينی و شرعی بويژه برای متدينين و مراجع و روحانيت در تقابل با برداشت پديد آمده از عملکرد
احمدی نژاد و قرار دادن اين طيف سنتی ولی پرقدرت در مقابل طيف روحانيون طيف رقيب.
۲. تلاش برای جلب چهره های شناخته شده و مهم اصولگرا و ترجيح آنها برای رفع شبهه غلبه کارگزاران و اصلاح طلبان
۳.تعيين چارچوب عملکرد دولت آينده خود منطبق با چشم انداز و ديدگاه و اولويت های مورد نظر مقام معظم رهبری برای جلوگيری از شبهه اختلاف ديدگاه بويژه در چارچوب گفتمان پيشرفت و ايجاد حداکثر تقارب
۴.معرفی واتکا به معاون اولی از جنس اصولگرايان دارای توان اجرايی بالا برای تضعيف استدلال کهولت و عدم تحرک و رفع دغدغه مديريت کابينه توسط کارگزاران يا اصلاح طلبان
۵.مذاکره جدی با ساير کانديداها و تلاش برای جذب آنها به کابينه خود جهت کاستن از انرژی مخالفت آنان و نيز اثبات حرکت در جهت کابينه وحدت ملی ميان گرايش ها ونيروهای فعال در عرصه قانون و نظام.