چنین به نظر میرسد که فشار برای پایان یافتن جنگ و دستیابی به گونهای توافق رو به اوجگیری خواهد نهاد. نه به این دلیل که آمریکا و اسرائیل از مهار جمهوری اسلامی صرفنظر کردهاند؛ نه. بلکه چون تغییر رژیم از راه حملات نظامی دشوار، پرهزینه و از نظر سیاسی کمبازده است. ادامه جنگ لزوما دستاورد سیاسی متناسبی ایجاد نمیکند.
سه عامل اصلی این روند را تقویت میکنند:
۱. در صورت به قدرت رسیدن گادی آیزنکوت، رویکرد او تغییر رژیم با ابزار نظامی نخواهد بود و اولویتهای امنیتیاش عملگرایانهتر از نتانیاهو است. به هر روی همه چیز به نتیجه انتخابات امروز اسراییل گره خورده است.
۲. با احتمال از دست رفتن مجلس نمایندگان برای جمهوریخواهان به موازات کنار رفتن بیبی، هزینه داخلی ادامه جنگ برای ترامپ بهطور محسوسی بالا میرود.
۳. افزایش فشارهای امنیتی و اقتصادی منطقهای، بهویژه تهدیدهای متوجه عربستان و بازار انرژی، سومین عامل در بالا رفتن احتمال پایان جنگ هستند.
با این همه، اگر ترامپ تصور کند با یک دور حمله بسیار سخت میتواند امتیازهایی کسب کند که در مذاکره به دست نمیآورد، ممکن است پیش از حرکت به سوی توافق، یک دور عملیات نظامی را از سر بگیرد. این سناریو را نمیتوان نادیده گرفت.
به هر روی، احتمال پایان جنگ از مسیر توافق و توقف عملیات، بیشتر از احتمال دستیابی به تغییر رژیم از راه نظامی است. پیروزی آیزنکوت و تضعیف موقعیت جمهوریخواهان در کنگره میتواند این روند را تسریع کند.
ولی اگر قرار باشد بر یک متغیر تعیینکنندهتر از بقیه تکیه کنم، تصمیم ترامپ است: آیا به هدف محدود و دستیافتنی بسنده میکند، یا همچنان در پی پیروزی حداکثری است؟
منبع: تلگرام نویسنده
#karimipour_k