از ویژگیهای شگفتانگیز دورانهای بحران و آشفتگی اجتماعی در پهنه فرهنگی ما و به نوعی جهان، یکی هم آن است که برخی آدم ها به ویژه آنان که دعوی اندیشمند و فرهنگی بودن دارند، یکباره دچار توهم خودبزرگبینی میشوند و به دلایلی آشکار و پنهان، سخنانی در تضاد با عقل سلیم و اغلب در پی به دست آوردن محبت قدرتمندان و در جهتی که باد را در آن می بینند، به زبان می آورند.
چیزی شبیه به حرفهایی بیپایه و اساس چه از لحاظ تاریخی، چه از نظر فرهنگی همچون ادعای آقای سعید لیلاز مبنی بر آنکه سلسله زندیان در تمام طول حکومت خود “دائم الخمر” بودهاند و کریم خان زند یک “لر بیسواد”.
اینکه ”اقتصاددان باسواد” شبکههای تلویزیونی و اینترنت، امروز چه نسبتی با گذشتههای “اصلاحطلبانه” خودش دارد؟ و یا اینکه اصولا وی دارای مشروعیتی هست که این گونه گسترده و هرروزه دست به موضع گیری های سیاسی و اقتصادی بزند و به کتاب ها و موضوعاتی و اعدادی که کسی جز خودش نخوانده و نشنیده ، آن هم به سود یک جناح خاص بپردازد و بدین ترتیب دوقطبی های خطرناک کشور را در موقعیت خطیر کنونی، تشدید کند، موضوعی است که پاسخ بدان را باید اهل سیاست و اقتصاد بدهند.
اما اینکه نه ایشان و نه هیچ کسی دیگر حتی اگر پشتوانه ای و سوادی فرهنگی در زمینه فرهنگ های قومی ایران داشته باشد (که ایشان فاقد آن هستند) بخواهد با اعتماد به نفسی کاذب و خود محور بینی سبک مغزی های ذهنیتی متوهم نسبت به دانش و جایگاهی که ندارد، توهین ها و بی دانشی هایی چنین آشکار را به مخاطبان شبکه آسیب زده اینترنت تحمیل کند، چیزی نیست که بتوان از کنارش با سکوت گذشت.
از این رو ولو برای ثبت در حافظه عمومی این یادداشت کوتاه را نوشتم که سال ها بعد کسانی که این دوران تاریخی را مرور می کنند بدانند که سکوت بی شماری از فرهنگ شناسان و تاریخ دانان در برابر این گونه کوچک شماردن سرنوشت تاریخی و اقوام این خاک و مردمانش نه از سر نا آگاهی بلکه از فرط گستردگی یاوه گویی هاست.
سخن از صدها سال پیش است. سخن از یک خاندان تاریخی در بخش بزرگی از سرزمین ماست. سخن از پادشاهی است که برای بسیاری از مردم ما نمادی از عدالت و تدبیر بوده است و از همه مهم تر سخن از یکی از مهم ترین و ارزشمندترین، شجاع ترین و جان به کف ترین مردم این کشور است. زندیان، کریم خان و قوم لر. میلیون ها انسان شریفی که بخشی گرانبها از تاریخ ما را ساخته و می سازند.
و سخن از برنامه هایی اغلب بی ارزش است که به این گونه یاوه ها میدان می دهند بی واهمه از هر پی آمدی تا چنین اشخاصی دهان را گشوده و به همه توهین و دشنام دهند و مخاطبان را ابله فرض کنند و ادب را به چاه بریزند تا خود را بالا کشند.
بنابراین لازم است بسیاری در مقابل این بی پروایی های ساده لوحانه بایستند و با صدای بلند از ارزش های تار یخی و فرهنگ های همه مردم ایران دفاع کنند.
فرهنگ ارزشمند “لر” نیازی به “سواد” ادعایی تازه به دوران رسیده های اقتصاد و سیاست ندارد که بخواهند به گمان خود آن را هزینه خوشامد این و آن جناح سیاسی کنند تا گلیم خود را از بد حادثه بیرون کشند.
فرهنگ مردم ما آن هم در این موقعیت که از هر سو زیر فشار دشمنان بیرونی و سودجویان درونی است، سزاوار این بی حرمتی ها نیست و به گمانم شایسته باشد فرد موضوع این یادداشت پوزشی بابت کلام زشت خود از مردم بخواهد.
منبع: عصر ایران