ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Wed, 16.09.2026, 22:19

پرونده تازه مانع مرخصی مصطفی تاج‌زاده شد


و اما حکایت انتظار در مقابل اوین!

فخرالسادات محتشمی‌پور

قصه از این قرار بود که من مثل همان هفت‌سال حبس قبلی همسرجان که باوجود در قرنطینه و ایزوله و انفرادی بودنش حداقل سالی چند روز مرخصی داشت، طی این سال‌ها نیز برای مرخصی اقدام می‌کردم.

اقدام اخیرم با پیگیری‌های مکرر دوستان منجر به موافقت رئیس قوه‌قضائیه و موضوع از طریق دادستانی دنبال شد تا این‌که دادیار ناظر زندان چند روز پیش موضوع موافقت را به‌طور ضمنی به اطلاع همسرجان‌ می‌رساند.

روز گذشته هم دو سه‌بار از دفتر دادیار ناظر زندان با من و وکیل همسرجان تماس گرفته خواستند به ساعت هشت صبح برای مرخصی تأمین وثیقه‌ کرده به زندان مراجعه کنیم. البته من تأکید کردم که تاج‌زاده تاکنون همه‌ی مرخصی‌هایش با کفالت بوده و قرار شد وکیل در این زمینه اقدام کرده مرا در جریان نتیجه کار بگذارد.

آن‌گاه که من و دخترم آماده می‌شدیم که برای آوردن یار دربند راهی اوین شویم آقای پوربابایی، که علیرغم بیماری همسر عزیزشان، در زمان مقرر به دفتر دادیار رفته بودند با من تماس گرفته گفتند که من مدارک را دادم و کار انجام و به زندان اعلام شد اما لحظه آخر در سیستم مشاهده شد که موکل پرونده باز دیگری با اتهام تبلیغ علیه نظام دارد که مربوط به مردادماه سال جاری، یک ماه پیش بوده و در آن پانصد میلیون  وثیقه تعیین شده‌ است. بنابراین خروج ایشان قبل از مراجعه به دادگاه و اقدامات بعدی ممکن نیست.

من به سرعت قبل از تعطیل‌شدن کادر اداری خودم را به اوین رساندم. به سختی موفق به حضور در دفتر دادیار شدم و همان صحبت‌هایی که با وکیل عزیز شده بود به من هم منتقل شد.

در تماس با حفاظت اوین هم بر آن‌چه شنیده بودم صحه گذاشته شد و من درخواست دیدار با همسرجان را کردم تا از خود ایشان برای ادامه فرایند کار کسب تکلیف کنم. طبیعی بود که به‌دلیل پایان ساعت ملاقات این کار انجام نشود اما به هرحال ملاقات ما اجتناب ناپذیر بود و پست قبلی من مربوط به همان زمان است که من مقابل اوین در انتظار دیدار یار بودم. و طی این مدت تحصن مربوط به درخواست مرخصی به دلیل فوت برادر عزیز همسرجان برایم تداعی شد. ساعات سختی که همه‌ی خانواده سوگوار از من انتظار داشتند که در شرایط اندوهبار موجود مصطفی را به نزد مادرش ببرم و خدا خواست و نهایتا چنین شد.

باری با حسن‌نظر و همکاری مسئولین زندان بالاخره توانستم ملاقاتی اورژانسی با همسرجان داشته باشم. آرامش و متانت او مثل همیشه مرا آرام کرد. اکنون تصمیم دارم، با توجه به تعطیلی آخرهفته، روز شنبه برای پیگیری مسئله‌ی تازه مراجعه کنم به این امید که همه‌ی تلاش‌هایی که طی این مدت برای رسیدن به حقی طبیعی صورت گرفته نتیجه دهد.


تلگرام مصطقی تاج‌زاده
@MostafaTajzadeh