ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Sun, 13.09.2026, 9:52

مراسم سالروز جنبش «زن، زندگی، آزادی» در فرانکفورت


زن، زندگی، آزادی؛ مانیفست آینده

در مراسمی با حضور چهره‌ها و نهادهای مدافع حقوق بشر، از جمله مایک یوزف، شهردار فرانکفورت، نمایندگان عفو بین‌الملل، سازمان PRO ASYL و فعالان کارزار توقف اعدام، بار دیگر بر دادخواهی، ضرورت پاسخ‌گویی در برابر نقض حقوق بشر و آرمان‌های جنبش «زن، زندگی، آزادی» تأکید شد.

بهروز اسدی، سخنگو و فعال حقوق بشر، در این مراسم «زن، زندگی، آزادی» را نه صرفاً یک شعار اعتراضی، بلکه مانیفستی برای آینده ایران توصیف کرد؛ آینده‌ای مبتنی بر برابری، کرامت انسانی، آزادی و حق تعیین سرنوشت.

او در بخشی از سخنان خود گفت:

«زن، زندگی، آزادی فقط یک شعار نیست. این سه واژه مانیفست جامعه‌ای برای آینده است؛ مانیفستی که از دل رنج، مقاومت و خون برخاسته، اما رو به مرگ ندارد؛ رو به زندگی، آزادی و آینده دارد. آینده‌ای که در آن انسان نه رعیت حکومت، بلکه صاحب حق، کرامت و سرنوشت خویش است.

زن یعنی برابری؛ یعنی نیمی از جامعه دیگر ملک حکومت، ایدئولوژی، قوانین تبعیض‌آمیز و دستگاه سرکوب نباشد. زنان ایران سال‌هاست در صف نخست مقاومت ایستاده‌اند و با حضور، صدا و نپذیرفتن اجبار گفته‌اند: من انسانم، من حق دارم و من انتخاب می‌کنم.

زندگی یعنی حق نفس کشیدن بدون ترس؛ حق تحصیل، کار، عشق، شادی، اندیشه و ساختن آینده. و آزادی یعنی انسان بتواند بدون ترس سخن بگوید، انتخاب کند، اعتراض کند و در تعیین سرنوشت سیاسی خود نقش داشته باشد. به همین دلیل، زن، زندگی، آزادی متعلق به یک اعتراض یا یک نسل نیست؛ این مانیفست ایران فرداست.»

ایران فردا؛ برابری، کرامت و حق تعیین سرنوشت

محور اصلی این سخنان، چشم‌اندازی از ایرانی بود که در آن زن و مرد از حقوق برابر برخوردار باشند؛ هیچ فرد یا گروهی به دلیل قومیت، زبان، مذهب، جنسیت یا اندیشه به شهروند درجه دو تبدیل نشود؛ قدرت سیاسی پاسخ‌گو باشد و قانون به جای ابزاری برای سرکوب، حافظ حقوق و کرامت انسان باشد.

در ادامه این سخنان آمده است:

«حکومت باید مشروعیت خود را از مردم بگیرد، نه از اسلحه و زندان. قانون باید برای حفاظت از انسان باشد، نه برای شکستن انسان. هیچ قدرت سیاسی نباید فراتر از اراده مردم و هیچ مقام حکومتی نباید فراتر از قانون و پاسخ‌گویی قرار گیرد.»

در بخش دیگری از این مراسم، به وقایع ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، برابر با ۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶، و گزارش‌ها و شواهد منتشرشده درباره سرکوب اعتراضات، تیراندازی نیروهای حکومتی، کشته‌شدن معترضان، بازداشت‌های گسترده، ناپدیدسازی قهری و شکنجه پرداخته شد و بر ضرورت تحقیقات مستقل و بین‌المللی درباره این وقایع تأکید شد.

در این سخنان تأکید شد:

«آنچه در جریان این سرکوب رخ داده است را نمی‌توان با عنوان “برخورد امنیتی” توجیه کرد. وقتی برای خاموش کردن مطالبه آزادی، جان انسان‌ها گرفته می‌شود و بازداشت، شکنجه، ناپدیدسازی و ایجاد وحشت به ابزار سرکوب تبدیل می‌شود، جامعه جهانی موظف است سکوت نکند. این وقایع باید به‌طور مستقل، بی‌طرفانه و بین‌المللی بررسی شوند و هر جا عناصر حقوقی جنایت علیه بشریت احراز شود، آمران و عاملان آن باید پاسخ‌گو باشند.

نه فراموشی، نه مصونیت و نه معامله بر سر خون قربانیان. حقوق بشر نمی‌تواند تابع مصلحت‌های سیاسی باشد. نمی‌توان یک روز از کرامت انسانی سخن گفت و روز دیگر در برابر زندان، شکنجه، اعدام و کشتار سکوت کرد.»

مردم ایران را با جمهوری اسلامی یکی ندانید

یکی دیگر از محورهای مطرح‌شده در این مراسم، ضرورت تفکیک مردم ایران از سیاست‌ها و عملکرد جمهوری اسلامی و حمایت از جامعه مدنی و قربانیان نقض حقوق بشر بود.

«مردم ایران مسئول سیاست‌های حکومت نیستند و نباید با جمهوری اسلامی یکی دانسته شوند. مردمی که آزادی می‌خواهند نباید قربانی تصمیم‌هایی شوند که در اتخاذ آنها هیچ نقشی نداشته‌اند.

جامعه جهانی باید در کنار انسان بایستد؛ در کنار زندانی سیاسی، خانواده دادخواه، زن مقاوم، آسیب‌دیدگان اعتراضات و جوانانی که آزادی و آینده‌ای انسانی می‌خواهند. دفاع از مردم ایران یعنی دفاع از حق زندگی، آزادی و کرامت آنان و ایستادن در برابر اعدام، شکنجه و کشتار.»

روایت فریده صلواتی؛ زخمی که بر جسم یک نسل باقی مانده است

بخش دیگری از مراسم به سخنان فریده صلواتی، از آسیب‌دیدگان چشمی خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اختصاص داشت.

صلواتی که در جریان اعتراضات در سنندج بر اثر شلیک نیروهای یگان ویژه به چشمانش، بینایی هر دو چشم خود را از دست داده است، از تجربه شخصی خود و همچنین از ژینا مهسا امینی سخن گفت.

حضور او در این مراسم، یادآور هزینه سنگینی بود که شمار زیادی از معترضان برای مطالبه حقوق بنیادین خود پرداخته‌اند. روایت او تنها روایت از دست دادن بینایی نیست؛ روایت نسلی است که آثار سرکوب را بر جسم و زندگی خود حمل می‌کند.

او از ژینا مهسا امینی سخن گفت؛ زن جوانی که مرگ او در شهریور ۱۴۰۱ به نقطه عطفی در اعتراضات سراسری ایران تبدیل شد و نامش با خیزش «زن، زندگی، آزادی» در ایران و جهان پیوند خورد.

ژینا؛ نامی فراتر از یک واقعه

در ادامه مراسم، یاد ژینا مهسا امینی و تأثیر تاریخی جنبشی که پس از مرگ او شکل گرفت، گرامی داشته شد.

در بخشی از سخنان آمده است:

«یاد ژینا مهسا امینی از حقیقت زن، زندگی، آزادی جدا نیست. مرگ او یک زندگی را گرفت، اما پرسشی را در سراسر ایران و جهان زنده کرد: انسان تا کجا باید برای ابتدایی‌ترین حقوق خود هزینه بدهد؟

آنچه پس از مرگ ژینا در ایران شکل گرفت نشان داد که می‌توان انسان‌ها را بازداشت کرد، به خیابان‌ها حمله کرد و صدای اعتراض را با خشونت پاسخ داد، اما نمی‌توان آرزوی آزادی را برای همیشه از میان برد.

زن، زندگی، آزادی همچنان زنده است، زیرا فقط درباره آنچه بر ما گذشته سخن نمی‌گوید؛ درباره آینده‌ای سخن می‌گوید که باید ساخته شود.»

زن، یعنی برابری.
زندگی، یعنی کرامت.
آزادی، یعنی حق تعیین سرنوشت.

این سه اصل می‌توانند پایه‌های ایرانی باشند که در آن هیچ انسانی به دلیل جنسیت، قومیت، زبان، مذهب، عقیده یا شیوه زندگی از حقوق برابر محروم نشود؛ ایرانی که قدرت در آن پاسخ‌گو و انسان در برابر قانون صاحب حق باشد.

از سوگواری تا دادخواهی

پیام پایانی مراسم، فراتر رفتن از سوگواری و تبدیل حافظه قربانیان به مطالبه‌ای برای حقیقت، عدالت و پاسخ‌گویی بود:

«امروز فقط روز سوگواری نیست؛ روز عهد است. عهد با کشته‌شدگان که نامشان فراموش نشود؛ با زندانیان که تنها نمانند؛ با آسیب‌دیدگان که صدایشان شنیده شود؛ با زنان ایران که مقاومتشان دیده شود؛ و با آینده‌ای که دیگر بر ترس بنا نشود.

اعدام باید متوقف شود. شکنجه باید متوقف شود. سرکوب باید متوقف شود. حقیقت باید روشن شود و عاملان و آمران نقض‌های جدی حقوق بشر باید در روندی عادلانه و مستقل پاسخ‌گو شوند.

مردم ایران شایسته آزادی، دموکراسی و کرامت انسانی‌اند.

زن، زندگی، آزادی تنها فریاد اعتراض نیست؛ پیمانی با آینده است. صدای زندگی در برابر سرکوب و مرگ است؛ صدایی که با زندان، گلوله و اعدام خاموش نخواهد شد.» حکومت برای بقا خودش جنایت پشت جنایت را مرتکب شده است و این رویکرد تا جمهوری اسلامی هست این روند ادامه دارد

نه به جنگ، نه به جمهوری اسلامی، نه به اعدام!
زن. زندگی. آزادی.