ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Sun, 23.08.2026, 8:47

در فقدان دوست و همراه؛ عادل سمیعی / بهروز اسدی


به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید
که می‌رویم به داغ بلندبالایی

«عادل سمیعی؛ آزادی از انسان آغاز می‌شود»

درگذشت عادل سمیعی تنها فقدان یک دوست، همراه و انسانی از میان ما نیست. مرگ او فرصتی است برای بازگشت به اندیشه‌ها و پرسش‌هایی که سال‌ها پیش ذهن او را به خود مشغول کرده بود؛ پرسش‌هایی دربارهٔ انسان، آزادی، جامعه و مسئولیتی که هر انسان در برابر دیگری و در برابر زمانهٔ خود دارد.

بیش از چهار دهه پیش، عادل در نوشته‌ای با عنوان «دیدگاهی دربارهٔ آزادی» به سراغ یکی از بنیادی‌ترین مسائل زندگی اجتماعی رفت. آنچه از این نوشته برجای مانده و امروز دوباره خوانده می‌شود، نشان می‌دهد که برای او آزادی مفهومی جدا از «انسان» نبود. برای فهم آزادی، نخست باید پرسید انسان چیست، چه جایگاهی دارد و رابطهٔ او با انسان‌های دیگر چگونه تعریف می‌شود.

این نقطهٔ عزیمت مهم است؛ زیرا آزادی در چنین نگاهی صرفاً رها بودن از قید و محدودیت نیست. انسان موجودی برخوردار از اندیشه، اراده و قدرت انتخاب است، اما در همان حال در میان انسان‌های دیگر زندگی می‌کند. از همین رو آزادی فرد نمی‌تواند بر نفی آزادی و انسانیت دیگری بنا شود.

در این نگاه، «من آزاد هستم» بدون حضور و حقِ «دیگری» معنای کاملی ندارد. آزادی اگر تنها به خواست فرد فروکاسته شود و مسئولیت انسان در برابر دیگران را نادیده بگیرد، می‌تواند به نفی همان اصلی منجر شود که آزادی بر آن بنا شده است: حرمت انسان.

این وجه از اندیشهٔ عادل، پس از بیش از چهار دهه، همچنان قابل تأمل است. او آزادی را تنها به‌عنوان یک شعار سیاسی مطرح نمی‌کند، بلکه آن را به مسئلهٔ انسان و مناسبات انسانی پیوند می‌زند. انسان آزاد است، اما آزادی او در جامعه تحقق می‌یابد؛ جامعه‌ای که در آن انسان‌ها با خواست‌ها، عقاید و موقعیت‌های متفاوت در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند.

از اینجا مسئولیت اجتماعی نیز در کنار آزادی قرار می‌گیرد. آزادی و مسئولیت دشمن یکدیگر نیستند. مسئولیت، هنگامی که از احترام به انسان و زندگی مشترک سرچشمه بگیرد، بخشی از معنای آزادی است. انسان آزاد تنها کسی نیست که برای حق خود سخن می‌گوید؛ او باید بتواند همان حقی را که برای خود می‌خواهد برای دیگری نیز به رسمیت بشناسد.

این نگرش، سیاست را نیز به مسئلهٔ انسان بازمی‌گرداند. سیاست زمانی ارزش دارد که زندگی انسان را انسانی‌تر کند؛ هنگامی که امکان اندیشیدن، پرسیدن، انتخاب کردن و مشارکت را گسترش دهد و انسان را نه وسیلهٔ قدرت، بلکه صاحب حق و شخصیت مستقل بداند.

در چنین برداشتی، آزادی بدون احترام به انسان ناقص است و عدالت نیز اگر آزادی و شخصیت فرد را نادیده بگیرد، می‌تواند به ضد خود تبدیل شود. جامعهٔ انسانی نه با حذف یکی به سود دیگری، بلکه با تلاش برای پیوند آزادی، برابری، عدالت و مسئولیت اجتماعی شکل می‌گیرد.

شاید ارزش بازخوانی نوشتهٔ عادل سمیعی امروز دقیقاً در همین باشد. بسیاری از شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوران تغییر کرده‌اند، اما پرسشی که او دربارهٔ آزادی و انسان مطرح می‌کرد همچنان زنده است: آزادی انسان چیست و چگونه می‌توان آزاد بود، بی‌آنکه آزادی و شأن انسان دیگری را انکار کرد؟

این پرسش از مرز یک دورهٔ تاریخی یا یک جریان سیاسی فراتر می‌رود.

یاد کردن از عادل نیز در همین معنا می‌تواند از یک سوگواری شخصی فراتر رود. انسان می‌رود، اما پرسشی که مطرح کرده، اندیشه‌ای که بر کاغذ آورده و اثری که در زندگی دیگران گذاشته است، می‌تواند باقی بماند. ارزش یک نوشتهٔ قدیمی دقیقاً زمانی آشکار می‌شود که پس از گذشت دهه‌ها هنوز بتوان با آن وارد گفت‌وگو شد؛ آن را خواند، نقد کرد، با بخشی از آن موافق یا مخالف بود و پرسش آن را ادامه داد.

عادل سمیعی را نیز نباید به تصویری بی‌خطا و دور از دسترس تبدیل کرد. بهترین احترام به انسانی که اندیشیده و نوشته است، تقدیس او نیست؛ خواندن اوست. اندیشه هنگامی زنده می‌ماند که موضوع گفت‌وگو، نقد و ادامهٔ فکر نسل‌های بعد قرار گیرد.

امروز که عادل دیگر در میان ما نیست، شاید یکی از شایسته‌ترین راه‌های حفظ یاد او بازگشت به همان پرسشی باشد که دهه‌ها پیش برایش اهمیت داشت: انسان و آزادی او.

انسان پیش از آنکه به یک عقیده، قوم، مذهب، طبقه، سازمان یا مرزبندی سیاسی تقلیل داده شود، انسان است. و اگر انسان را نقطهٔ آغاز قرار دهیم، آزادی او نیز نمی‌تواند امتیازی باشد که قدرتی به او ببخشد یا از او پس بگیرد. آزادی با شأن انسانی او پیوند دارد؛ همان‌گونه که آزادی ما نمی‌تواند به بهای سلب شأن و آزادی دیگری به دست آید.

شاید همین، یکی از ماندگارترین خطوطی باشد که می‌توان از اندیشه و زندگی عادل صمیمعی به امروز آورد: انسان، آزادی و مسئولیت در برابر دیگری از یکدیگر جدا نیستند.

عادل سمیعی رفت، اما پرسشی که دربارهٔ انسان و آزادی مطرح کرد باقی است. اکنون این زندگان‌اند که می‌توانند آن پرسش را ادامه دهند؛ بخوانند، بیندیشند، نقد کنند و اجازه ندهند گفت‌وگویی که بیش از چهار دهه پیش آغاز شده است، با مرگ نویسنده پایان یابد.

یاد عادل سمیعی گرامی و یاد اندیشه و دغدغهٔ انسانی او ماندگار باد.

«از شمار دو‌ چشم بک تن کم
وز شمار خرد هزاران بیش»

بهروز اسدی
دوست دیرینه
فعال حقوق بشر


توضیح: مراسم خاکسپاری عادل سمیعی روز جمعه ۲۸ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۹ صبح، در آرامستان Waldfriedhof Mombach در شهر او. ماینز برگزار می‌شود.