همانطور که میدانیم یکی از ویژگیهای بارز جامعهی ایرانی، وجود نگرشهای بسیار متفاوت، در همهی حوزههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن است. این تفاوتها در حدی است که شاید مناسبتر است بهجای واژهی تفاوت از واژهی تضاد استفاده کنیم. بدون تردید این میزان از تضاد آن هم در «بنیانهای نگرشی» و آن هم در قشرهای مؤثر جامعه، مانعی جدی نهتنها برای توسعهی بلندمدت، بلکه برای عبور از بحران سختی است که در آن قرار گرفتهایم و سمی مهلک برای آیندهی این سرزمین محسوب میشود.
نگاههای متضاد در مورد منشاء حکومت، نقش و جایگاه مردم، درجهی آزادی و اختیار مردم در انتخاب سبک زندگی، سیاست خارجی، نقش و جایگاه دولت در اقتصاد و میزان آزادی مردم در کسبوکارها و غیره، میتوانند مثالهایی از مشکل ذکرشده باشند.
یکی از راهحلهایی که برای باریکتر کردن شکافهای بزرگ فکری موجود در جامعه وجود دارد، گفتگو است. بدیهی است در نبود گفتگو، راهحلها بهسمت حذف مبتنی بر زورِ انواع انتخاب شدهای از این گفتمانها حرکت خواهد کرد که جدای از نادرست بودن، تجربهی تاریخی نشان داده است حداقل در مورد جامعهی ایرانی، کارساز نیست.
حال باید دید که این گفتگو، آیا خودبهخود شکل میگیرد و راه خود را در مسیری سازنده پیدا میکند، یا نیاز به نهادهایی دارد که بهعنوان یک تخصص، بتوانند چنین رسالت مهمی را بر عهده گیرند. تجربیات متعدد در موضوعات مختلف نشان میدهد که متأسفانه، وقتی نگرشهای متضاد، بدون یک واسطهی نهادی، در مقابل یکدیگر قرار میگیرند، بهسرعت به دام دشنامگویی و تخریب میافتند که نتیجهی آن، نهتنها حل مسألهی مورد مناقشه نیست، بلکه مسائل جدیدی را هم بهوجود میآورد و چهرهی شخصیتهایی که مدتها مرجعیت فکری در جامعه داشتهاند را خدشهدار میکند.
بهنظر من، رسانهی آزاد توانست نقش یک نهاد واسط سازنده را در برقراری گفتگو میان تفکرات متقابل یا بعضاً متضاد ایفا کند و به افرادی که از یک دیدگاه مشخص در زمینهای مشخص، دفاع میکنند، فرصت دهد که با حفظ کامل احترام و بدون هرگونه سانسور و محدودیت غیرحرفهای، مواجههی مسالمتآمیز با گفتمان رقیب خود را تمرین کنند.
اگر مقدمهی تحلیلی که ذکر شد و ضرورت کلیدیِ راهاندازی گفتگوهای مسالمتآمیز و بدون خشونت کلامی مورد پذیرش باشد، آنگاه لازم خواهد بود که از به راه افتادن رسانههایی که رسالت خود را گفتگو میان اندیشههای رقیب تعریف کردهاند، استقبال کنیم. بدیهی است شکلگیری چنین پدیدهای، تا رسیدن به بلوغ و توانمندی حرفهای مطلوب، همراه با خطاهایی هم خواهد بود. اینک که ابتکاری داوطلبانه در قالب رسانهی آزاد منجر به شکلگیری چنین نهادی شده است، چقدر خوب است که دولت و سایر نهادها، نشان دهند که از این پدیده استقبال میکنند و به شکلگیری گفتگو میان اندیشههای رقیب بهعنوان اقدامی در جهت توسعهی کشور، نهتنها اهمیت میدهند بلکه این کار برایشان اولویت راهبردی دارد و نقش خود را به دادن تذکرات سازنده در مسیر ادامهی فعالیت و توسعهی آن محدود میکنند.
بهعنوان کسی که بنابه دلایلی که جای توضیح آن اینجا نیست، سالها از مناظره اجتناب میکردم، وقتی با استدلالها و البته اصرار این رسانه مواجه شدم، تصمیم گرفتم خیلی محدود، این کار را تجربه کنم که بهنظر میرسد تجربهی مفیدی بود.
امیدوارم، رسانهی آزاد بتواند بهزودی و با رفع مشکل پیشآمده، به عرصهی فعالیت رسانهای گفتگومحور بازگردد و به ایفای نقش سازندهی خود ادامه دهد.
تلگرام نویسنده