بین اعلام نرخ آزاد بنزین ۸۷.۲۰۰ تومانی آزمایشی در کرمان تا متوقف شدن این طرح تقریبا ۶ ساعت بیشتر طول نکشید!
سورپرایزی در کار نیست؛ همه پذیرفتهایم که این یک روال عادی در فرآیند تصمیمگیری مملکتمان است!
روشن است که این ایده یکشبه شکل نگرفته و در حال شکل گیری بوده، انتخاب محل نیز اتفاقی نبوده، اما خبر، قبل از یک آماده سازی همهجانبه لو رفته است!
بنابراین اجرای این طرح یا طرحی مشابه این طرح، شایعه یا منتفی نیست بلکه سیگنالی برای نزدیک شدن به یک تغییر اجباری بزرگ است
چه شد که یکی از بزرگترین دارندگان منابع نفتی روی کره خاکی به چنین روزی افتادند؟
تولید انبوه خودروهای پرمصرف، مصرف غیرمتعارف روزانه بنزین، نرخگذاری غیرطبیعی، قاچاق، خروج حجم عظیمی از بنزین به خارج از کشور، عدم تکافوی تولید در پالایشگاهها بدلیل تقاضای بالا و عدم توسعه آنها بدلیل تحریم، اجبار به واردات به همه این دلایل، مصرف ارز به همه این دلایل، فشار مالی و ارزی هنگفت بر شانههای دولت و جراحی دورهای نرخ بنزین و نقطه سر خط!
این سیکل نامتناهی است که مردم مقاوم ایران در آن گرفتار شدهاند.
در حقیقت اگر دولت فقط پالایشگاه بسازد مشکل بطور کامل حل نمیشود، اگر فقط قیمت را بالا ببرد فشار اجتماعی ایجاد میکند، اگر جلوی قاچاق را به فرض محال بگیرد مصرف داخلی هنوز در جای خود است، به خودروساز داخلی که امیدی نیست، اگر خودروی کم مصرف وارد کند کار یک شب و دو شب نیست.
اگر وزارت صنعت کاهش اجباری مصرف در خودروها را دستور کار قرار داده بود، اگر قوانین مجلس برای آنها جریمههای کلان در نظر گرفت بود، اگر راهنمایی و رانندگی از تردد خودروهای پرمصرف با قوانین موجود جلوگیری کرده بود، اگر آزادسازی بدون تعرفه گمرکی خودروهای کممصرف در کشور جاری شده بود.
اگر وزارت نفت ظرفیت پالایشگاهی تولید بنزین با امکانات جاری را با اطلاعاتی که از این بحران داشت در دستور کار قرار داده بود، اگر بخش خصوصی را با مشوقهای اقتصادی و امنیت اقتصادی به تولید دعوت کرده بود،
اگر وزارت اقتصاد خیلی زودتر از اینها حتی از همان سال ۱۳۹۸ که جراحی بنزین انجام شد و خسارتها به بار آورد مدل یارانه بنزین را تغییر داده بود، اگر سازمان برنامه و بودجه دخل و خرج و بحرانی که روزی تبدیل به گره کور برای کشور خواهد شد بعنوان موضوعی که قابل اهمال نیست دیده بود و با مطالعه موارد مشابه در دیگر کشورها پیشنهادی منسجم برای رئیس دولت برده بود،
اگر بانک مرکزی جای چنین هزینهای، از تامین ارز جای دیگری کم میگذاشت تا غیر مستقیم به حل این چالش کمک کند، یا برای رئیس دولت روشن میکرد که چنین هزینه ارزی در سال چقدر به افزایش نرخ دلار میانجامد، اگر شهرداریها آنقدر حمل و نقل عمومی مدرن و انبوه را در کلان شهرها گسترش داده بودند که جایگزینی برای کم مصرفی مردم وجود داشت،
اگر وزارت راه با توسعه راههای ریلی، وابستگی مردم به جادهها را کاهش داده بود، اگر سازمان استاندارد و محیط زیست سیاستهای به شدت سختگیرانهتری نسبت به تعداد اسقاط خودرو در پیش گرفته بودند و سرانجام اگر رئیس دولتی داشتیم که چنین مواردی را از سازمانهای ذیربط طلب کاری میکرد به چنین روزی نمیافتادیم.
بحران بنزین در ایران حاصل یک هنرنمایی دستجمعی است!
جمع پدیدآورندهای که جای اتخاذ هر یک از این تصمیمها و اقدامات، تصمیم گرفتهاند هزینه نهایی این هنرنمایی را صرفا از راه گرانی بنزین بگیرند
برای یکبار هم که شده گرههای کور این کشور را از راه درست و با دست باز کنید!
مجمع فعالان اقتصادی