وقتی هشت ماه زندان دیگر خبر نیست
برای آزادی خودم تقاضای عدالت نمیکنم
مهدی محمودیان: چند هفتهای بود که حکم هشت ماه زندانم صادر شده بود و چیزی دربارهاش ننوشتم. امروز حکم قطعی شد و فکر کردم دستکم باید توضیح بدهم چرا.
این پرونده مربوط به دو یادداشتی است که وقتی هنوز در زندان بودم نوشتم. یکی درباره خشونتی که هنگام انتقال زندانیان از تهران بزرگ به اوین رخ داد و دیگری همان یادداشت ایستاده: “بر قلههای توهم و ناتوان از دیدن واقعیت.”
به اتهام تبلیغ علیه نظام احضار شدم. بازپرس شعبه دو، دو بار برایم قرار منع تعقیب صادر کرد و هر دو بار دادستان اعتراض کرد. بار سوم کیفرخواست صادر شد و پرونده به شعبه ۲۱ دادگاه انقلاب رفت. قاضی تقیزاده مرا به هشت ماه زندان محکوم کرد. وکیلم به اقتضای وظیفهاش لایحه داد اما من در دادگاه حاضر نشدم. به حکم هم اعتراض نکردم.
راستش مدتی است دیگر حاضر نیستم برای آزادی خودم از دادگاهی تقاضای عدالت کنم که برای دهها جوان این کشور حکم اعدام صادر کرده و هزاران سال زندان میان هزاران معترض و منتقد تقسیم کرده است. اگر قرار است چنین دادگاهی مرا به زندان بفرستد، زندانش را تحمل میکنم. این به معنای پذیرفتن حکم نیست. برعکس، اعتراض نکردن من به این حکم، خودش بخشی از اعتراض من است.
دلیل اینکه خبرش را هم زودتر منتشر نکردم شاید از همه اینها سادهتر باشد. خجالت کشیدم.بعد از آنچه در ۱۴۰۱ دیدیم و آنچه در دیماه بر سر مردم آمد، بعد از این همه کشته، زندانی و اعدامی، هشت ماه زندان من چه چیزی بود که بخواهم برایش خبر بنویسم؟
برای ۵ مهر هم پرونده دیگری با همین اتهام در شعبه ۲۶ دارم. قاضیاش ایمان افشاری است. در آن دادگاه هم حاضر نخواهم شد و به حکمش هم اعتراض نخواهم کرد.
در آستانه پنجاه سالگیام. از حدود ۲۲ سالگی تا امروز، هشت سال و سه ماه را در زندان گذراندهام. یعنی تقریباً به ازای هر دو روز و نیم بیرون از زندان، یک روز داخل زندان بودهام.نمیدانم این بار چه زمانی اجرای احکام سراغم خواهد آمد. فقط میدانم اگر بیایند، دوباره میروم.
نه با شوق. نه با امیدهای بزرگ و جملههای حماسی. فقط با همان خستگی و تلخیای که این روزها سهم خیلی از ما شده است.
منبع: تلگرام مهدی محمودیان
@MahmoudianMehdi