اعدام در جمهوری اسلامی یک اتفاق پراکنده یا یک تصمیم قضایی معمولی نیست؛ بخشی از یک پروژه سازمانیافته برای ایجاد ترس، سرکوب اعتراض و حفظ قدرت است. پروژهای که با ماهیت این نظام گره خورده و مستقیماً جان و کرامت شهروندان ایران را هدف قرار داده است.
دادگاههای غیرعلنی، اعترافات زیر فشار، محرومیت متهمان از دادرسی عادلانه و صدور احکام مرگ برای معترضان، معنایی جز تداوم قتل حکومتی ندارد. دستگاه قضایی هرگز نمیپرسد چرا مردم به خیابان آمدهاند، چرا جوانان معترضاند و چرا جامعه تا این اندازه خشمگین است. در مقابل، شلیک نیروهای امنیتی به معترضان، بازداشتهای گسترده و خشونت حکومتی بدون پاسخگویی باقی میماند.
اجرای حکم اعدام در فضای عمومی و در شهری مانند اصفهان، تنها کشتن چند زندانی نیست؛ نمایش حسابشده قدرت و تهدید یک جامعه است. حکومت میخواهد به مردمی که بارها به خیابان آمدهاند بگوید: اعتراض کنید، با مرگ روبهرو خواهید شد.
اما تاریخ نشان داده است که اعدام نمیتواند اعتراض را متوقف کند. هر موج اعتراضی که با گلوله، زندان و اعدام سرکوب شده، با خشم و قدرت بیشتری بازگشته است. زیرا ریشه اعتراضها از میان نرفته است: فقر، تبعیض، فساد، سرکوب، بیعدالتی و فقدان آزادی همچنان پابرجاست.
جمهوری اسلامی برای پاسخدادن به مطالبات مردم هیچ ابزار سیاسی و اجتماعی ندارد. ابزارهای آن روشناند: سانسور حقیقت، تحریف واقعیت، زندان، گلوله و چوبه دار. افزایش اعدامها نشانه اقتدار حکومت نیست؛ نشانه ترس آن از جامعه، از جنبشهای اجتماعی و از میلیونها شهروند ناراضی است.
مردم ایران از وضعیت اقتصادی، از سرکوب، از خشونت و از جنگافروزی خشمگیناند. حکومت به جای پاسخگویی، در خیابانها و زندانها چنگ و دندان نشان میدهد و میکوشد جامعه را مرعوب کند. اما مردمی که چیزی برای از دست دادن ندارند، با اعدام خاموش نخواهند شد.
امروز همچنین باید خطاب به دولتها و سیاستمدارانی که با این نظام مذاکره میکنند بگوییم: شما نمیتوانید همزمان بر سر میز مذاکره با عاملان سرکوب بنشینید و ادعا کنید در کنار مردم ایران ایستادهاید. منافع اقتصادی، سیاسی و امنیتی نمیتواند توجیهی برای نادیده گرفتن جان انسانها باشد.
محکومکردنهای تشریفاتی کافی نیست. بیانیههایی که هیچ پیامدی برای آمران و عاملان اعدام ندارند، جان زندانیان را نجات نمیدهند. جمهوری اسلامی باید بهدلیل سرکوب سازمانیافته، اعدام معترضان و نقض گسترده حقوق بشر، از نظر سیاسی و بینالمللی منزوی و پاسخگو شود.
ما امروز با صدای بلند میگوییم:
اعدام را متوقف کنید.
زندانیان سیاسی را آزاد کنید.
به مصونیت آمران و عاملان سرکوب پایان دهید.
منافع سیاسی را بر جان مردم ایران مقدم ندانید.
اعدام ابزار قدرت نیست؛ اعتراف یک حکومت به شکست و ترس است.
مردم ایران مرعوب نخواهند شد.
ما سکوت نخواهیم کرد.
نه به اعدام، نه به سرکوب، و نه به جمهوری اسلامی.
بهروز اسدی
فعال حقوق بشر
سخنگوی انجمن زن زندگی ازادی در المان
فرانکفورت ۲۸ یولی ۲۰۲۶