ايران امروز

نشريه خبری سياسی الكترونيك

Iran Emrooz (iranian political online magazine)

iran-emrooz.net | Mon, 29.06.2026, 15:42

وقتی تورم، کیفیت زندگی را می‌بلعد


گزارش شاخص قیمت مصرف‌کننده در خرداد ۱۴۰۵ حاوی آمارهای مهمی در حوزه اقلام پرمصرف خانوارهای ایرانی است.  در نگاه اول، اعدادی مانند رسیدن شاخص قیمت خوراکی‌ها به ۹۵۵.۲، ثبت شاخص ۵۳۱.۷ برای کالاها و خدمات غیرخوراکی، تورم نقطه‌به‌نقطه ۸۸.۶ درصدی و عبور تورم خانوارهای روستایی از مرز ۱۰۸.۱ درصد، صرفاً داده‌های اقتصادی به نظر می‌رسند. اما اگر این اعداد را کنار یکدیگر قرار دهیم، تصویری متفاوت شکل می‌گیرد؛ تصویری که نشان می‌دهد اقتصاد ایران دیگر فقط با تورم دست‌وپنجه نرم نمی‌کند، بلکه وارد مرحله‌ای جدید شده است.

به گزارش فرارو، بر اساس آمارهای رسمی جدید، کیفیت تغذیه، سلامت جامعه و حتی آینده سرمایه انسانی کشور زیر فشار مستقیم تورم قرار گرفته است. علی قنبری، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرستاکید کرد:«مسئله امروز فقط کوچک شدن سفره‌ها نیست؛ مسئله این است که تورم در حال تغییر دادن شیوه زندگی ایرانیان است.». مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید:

تورم از بازار عبور کرده و به سفره ها رسیده است

علی قنبری ضمن تاکید بر این که اقتصاددانان معمولاً میان انواع تورم تفاوت قائل می‌شوند گفت:« افزایش قیمت کالاهای بادوام، مسکن یا خودرو، هرچند رفاه را کاهش می‌دهد، اما خانوار می‌تواند خرید آنها را به تعویق بیندازد. خوراک اما چنین ویژگی‌ای ندارد. هیچ خانواده‌ای نمی‌تواند مصرف نان، برنج، لبنیات یا پروتئین را برای ماه آینده ذخیره کند یا از آن صرف‌نظر کند. به همین دلیل، تورم خوراکی‌ها خطرناک‌ترین شکل تورم است؛ زیرا مستقیماً ابتدایی‌ترین نیاز انسان را هدف قرار می‌دهد.این همان نکته‌ای است که گزارش جدید مرکز آمار به روشنی نشان می‌دهد. فاصله قابل‌توجه شاخص قیمت خوراکی‌ها با شاخص کالاها و خدمات غیرخوراکی، تنها بیانگر گرانی مواد غذایی نیست؛ بلکه نشانه آن است که فشار تورم، از بازار دارایی‌ها و کالاهای سرمایه‌ای عبور کرده و به «حداقل‌های بقا» رسیده است. این مرحله، نقطه‌ای است که توان سازگاری خانوارها به پایان می‌رسد.»

وی افزود:«اشتباه رایج در تحلیل تورم این است که تصور می‌شود قربانی اصلی آن، فقیرترین دهک‌های جامعه هستند. این گزاره دیگر به‌تنهایی درست نیست. تورم مزمن، به‌ویژه زمانی که مواد غذایی را هدف می‌گیرد، طبقه متوسط را نیز به تدریج به سمت فقر سوق می‌دهد.خانواده‌ای که چند سال قبل می‌توانست هم هزینه خوراک، هم آموزش فرزند، هم درمان و هم پس‌انداز را مدیریت کند، امروز ناچار است میان این نیازها یکی را قربانی کند. این انتخاب، در ظاهر یک تصمیم اقتصادی است، اما در عمل به کاهش کیفیت آموزش، حذف مراقبت‌های درمانی، افت تغذیه و از بین رفتن امنیت مالی منجر می‌شود. به بیان دیگر، تورم دیگر صرفاً قدرت خرید را کاهش نمی‌دهد؛ بلکه فرصت‌های زندگی را از مردم می‌گیرد.»

روستاها؛ جایی که آمارها از یک بحران خاموش خبر می‌دهند

این اقتصاددان در خصوص مهم‌ترین بخش گزارش مرکز آمار گفت:«شکاف میان تورم شهری و روستایی مهمترین بخش است. تورم نقطه‌به‌نقطه ۱۰۸.۱ درصدی برای خانوارهای روستایی در برابر ۸۵.۲ درصد برای خانوارهای شهری و همچنین تورم سالانه ۷۲.۴ درصدی روستاها در مقابل ۶۰.۳ درصد در شهرها، تنها یک اختلاف آماری نیست؛ این تفاوت، از تغییر جغرافیای فقر در ایران حکایت می‌کند.سال‌ها این تصور وجود داشت که روستاها به دلیل نزدیکی به تولید محصولات کشاورزی، از تورم مواد غذایی کمتر آسیب می‌بینند. اما امروز همان تولیدکننده روستایی، هزینه‌های سنگین نهاده‌های کشاورزی، حمل‌ونقل، سوخت، ماشین‌آلات و توزیع را تحمل می‌کند و هم‌زمان، به‌عنوان مصرف‌کننده نیز با قیمت‌های بالاتر روبه‌روست. نتیجه این چرخه، کاهش درآمد واقعی و افزایش آسیب‌پذیری اقتصادی روستاست.»

وی افزود:«اگر این روند ادامه یابد، پیامد آن فقط کاهش رفاه روستاییان نخواهد بود؛ بلکه مهاجرت بیشتر به شهرها، کاهش تولید داخلی مواد غذایی و وابستگی بیشتر به واردات را نیز به دنبال خواهد داشت. این همان نقطه‌ای است که تورم، از یک مسئله اقتصادی به یک تهدید برای امنیت غذایی کشور تبدیل می‌شود.»

خطر اصلی، عادی شدن تورم است

این عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به این که اقتصاد کشور مزمن شده گفت:«اقتصادهای گرفتار تورم مزمن، معمولاً نه به دلیل یک جهش ناگهانی، بلکه به دلیل عادت کردن به تورم آسیب می‌بینند. وقتی انتشار آمارهای جدید تورم دیگر کسی را شگفت‌زده نمی‌کند، جامعه وارد مرحله‌ای خطرناک می‌شود؛ مرحله‌ای که در آن، افزایش قیمت‌ها به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است.عادی شدن تورم، فقط مردم را بی‌تفاوت نمی‌کند؛ سیاست‌گذار را نیز از حساسیت نسبت به بحران دور می‌کند. در چنین شرایطی، به جای اصلاحات ساختاری، سیاست‌های کوتاه‌مدت جایگزین می‌شوند و نتیجه آن، استمرار همان چرخه‌ای است که هر ماه سفره مردم را کوچک‌تر می‌کند.»

وی افزود:«شاید بزرگ‌ترین خطا این باشد که هزینه تورم را فقط با کاهش ارزش پول ملی اندازه بگیریم. آثار واقعی تورم، سال‌ها بعد ظاهر می‌شود؛ در کودکانی که به دلیل حذف پروتئین و لبنیات از سفره، از تغذیه مناسب محروم می‌شوند؛ در دانش‌آموزانی که خانواده‌شان ناچار است هزینه آموزش را فدای هزینه خوراک کند؛ در کارگرانی که به دلیل سوءتغذیه، بهره‌وری کمتری دارند و در خانواده‌هایی که درمان را به تعویق می‌اندازند، زیرا تأمین غذای روزانه اولویت فوری‌تری دارد.به همین دلیل، سرمایه انسانی نخستین قربانی تورم مزمن است. کشوری که سرمایه انسانی خود را تضعیف کند، حتی اگر در آینده تورم را مهار کند، سال‌ها زمان نیاز دارد تا خسارت‌های امروز را جبران کند.»