امتداد-محمدحسین موسوی
دیگر برایتان رمز دوم نمیآید، اینترنتتان قطع میشود، امکان تماس با دیگران را ندارید، امکان ورود به سامانههای دولتی وجود ندارد، حتی خرید طرح ترافیک یا یک پرداخت قبض ساده برای شما ناممکن میشود، گرفتن یک تاکسی اینترنتی یا خرید از یک فروشگاه مجازی معضلی بزرگ است، همکاران و دوستانتان نمیتوانند شما را پیدا کنند، شغلتان آسیب میبیند، کارتهای بانکی شما دیگر فقط در ATMها بدرد میخورد، ارتباطات شما وابسته به خطوط تلفن همراه دیگران است و با وجود تمام اینها شما حتی نمیدانید باید برای رفع این محدودیت چهکارکرده یا به کجا مراجعه کنید؛ این حال و روز تعداد نامعلومی از شهروندان ایرانی در ماههای اخیر است، افرادی که یکروز صبح از خواب بیدار شدند و دیدند که سیمکارتشان قطع شده است.
داشتن سیمکارت تلفن بخش مهمی از حقوق فردی و اجتماعی افراد است، هویت شهروندان در روزگار فعلی بیش از شناسامه آنها وابسته به سیمکارتشان است؛ آنها با استفاده از سیمکارت، روابط فردی، دسترسیهای شغلی، فعالیتهای اجتماعی و امکانهای حقوقی خود را سامان میدهند و قطع سیمکارت، قطع دسترسی آنها به تمام این مسائل است.
«محمد اسدی» وکیل و حقوقدان میگوید این موضوع «نقض حقوق درج شده در قانون اساسیست»، در این شرایط تعدادی از شهروندان که چنین تجربهای داشتند، در گفتوگو با «امتداد» مشکلاتی که این قطع ناگهانی سیمکارت برای آنها ایجاد کرده است را روایت میکنند. در این میان «امتداد» تلاش بسیاری برای گفتوگو با مسئولان مربوطه کرد اما به نتیجهای نرسید. در جستوجو در سایتهای خبری هم هیچ اظهارنظری از سوی نهادهای مربوطه پیدا نشد.
قطع ناگهانی، وصل طولانی
«تقریبا اواخر تابستان ۱۴۰۳ بود که میخواستم به جایی زنگ بزنم اما متوجه شدم امکان برقراری تماس ندارم و اینترنت نیز کار نمیکند. وقتی شمارهام را میگیرند گوشیام زنگ نمیخورد. فکر کردم بدهی دارم برای همین ۴۰۰هزارتومان بدهی را پرداخت کردم ولی باز هم اتفاقی نیفتاد در نتیجه با پشتیبانی همراه اول تماس گرفتم و آنها بهم گفتند که خط شما مشمول قطع سیستماتیک یا به عبارتی قطع «موارد خاص» توسط یک نهاد قضائی شده است و علت آن میتواند شکایت از طرف یک فرد باشد و یا شکایتی از سوی مدعیالعموم».
«میلاد فدایی اصل» روزنامهنگاریست که مدتهاست نوشتن را کنار گذاشته و شغل دیگری انتخاب کرده است. او میگوید پشتیبانی همراه اول شماره «معاونت فضای مجازی دادستانی تهران» را برای پیگیری این ماجرا به او داد: «فردایی که فهمیدم سیمکارتم قطع شده با شمارهای که بهم دادند تماس گرفتم و موضوع را شرح دادم، یک آقایی که پشت خط بود به من گفت شما مواردی در فضای مجازی به ویژه شبکه ایکس (توییتر سابق) داشتید که ما برای بررسی بیشتر و ارائه توضیحات خط شما را مسدود کردیم. معاونت قضائی مجازی یک شماره موبایل به من داد و گفت این ضابط شما در این پرونده است و به او زنگ بزنید. من تماس گرفتم و اطلاعاتم را دادم و او شروع کرد توییتهای من را پشت تلفن خواند و با لحنی تهدیدآمیز گفت حالا با شما تماس میگیریم و شماره دیگری بدهید تا ببینیم چه میشود، من نیز شماره همسرم را دادم».
او پس از این اتفاق شرح ماجرا را در توییتر منتشر کرد، بازخوردها و روایاتی که پس از اعلام او در شبکه ایکس همراه داشت، برای «میلاد» جالب بود :«افراد زیادی دیگری پس از خواندن نوشته من، گفتند برای آنها یا دستکم یکی از نزدیکانشان نیز چنین موضوعی پیش آمده است. آنها آدمهایی نبودند که خیلی بخواهند اتفاق افتاده را رسانهای کنند در نتیجه عمومی نشده بود سیمکارتشان را قطع کردهاند. آنها حتی نمیدانستند از کجا باید پیگیری کنند».
حدود دوماه بعد از گفتوگو با ضابط پرونده، با او تماس گرفته شد: «به من گفتند جلسهای برای شما ترتیب میدهیم ولی علیالحساب شما باید کل مطالبتان در شبکه ایکس (توییتر سایق) را پاک بکنید و بعد به جلسه بیاید. این تماس که قطع شد حدودا سه ماه کسی زنگ نزد تا زمان جلسه را بگوید در همین حین نیز من برای اینکه حسن نیتم را نشان بدهم یکسری مطالب اینستاگرامم را آرشیو کردم و چون دوست نداشتم برای توییتر هزینه بدهم، توییترم را پاک کردم».
در نهایت وقتی او در صفحه اینستاگرامش محدودیت پیش آمده را شرح داد، از طرف ضابطین قضائی با او تماس گرفته شد:« من یکروز در اینستاگرام یک مطلبی نوشتم و اعلام کردم سیمکارت من قطع شده است، بعد از این مطلب ضابط به من زنگ زد گفت که چرا رفتی استوری کردی؟ من گفتم که آقا الان تقریبا پنجماه است که سیمکارت من که ۲۰سال است آن را دارم و سیمکارت کاری من است قطع شده و من در تمام مناسبات و مراودات شغلی و دوستانهام دارم متضرر میشوم. به او گفتم که نیاز دارم تا این خط برای کارهای بانکی و مسائل اینشکلی وصل بشود».
پس از این گفتوگو بود که به «میلاد» زمانی برای برگزاری یک جلسه با حضور سه ضابط قضائی اعلام شد:«در جلسه توییتهای من را یکی یکی میخواندن و بحثشان این بود که من چرا این توییتهارا زدهام، براساس تجربیات پیشین، در جلسه من سعی کردم با چالش کمتری حرف بزنم و اکثر بحثها نیز ابتر میماند و ازش گذر میکردیم. در نهایت من یکسری توییتها و پستهای اینستاگرامم را آرشیو کردم و بعد از تقریبا ۶ الی ۷ ماه خط من وصل شد».
«میلاد» میگوید قطعی سیمکارت مخصوصا برای کسانی که تنها یک خط دارند بسیار معضل بزرگیست:« شانسی که من آوردم این بود که یک خط از قبل به نام خودم داشتم و توانستم موارد بانکیام را به روی آن خط منتقل کنم؛ ولی بچههایی بودند که چون دسترسی به سیمکارت جدید نداشتند و کد جدید برای دریافت سیمکارت جدید برایشان نمیآمد نمیتوانستند بسیاری از کارهای اداری معمولشان مخصوصا کارهای مربوط به بیمه را انجام بدهند و این مسئله بزرگی بود».
«میلاد فداییاصل» به این اشاره میکند که قطع سیمکارتها بسیار کامل و اساسی انجام میشد:« قطع در حدی بود که حتی تماس اضطراری نیز ممکن نبود. این بسیار خطر داشت چرا که مخصوصا در ساعات اولیه قطعی اگر اتفاقی برایم میافتد عملا نمیتوانستم به کسی خبر بدم».
قطع شدن سیمکارت بر روی روابط شغلی و دوستانه او تأثیر منفی زیادی داشت: «مهمترین مشکلی که نیز برای من ایجاد شده بود قطع ارتباط با دنیا بود. خب بههرحال هر فردی یکسری روابط کاری یا دوستانه دارد که در فضای مجازی نیست و وابسته به پیامک و تماس است و با قطع شدن سیمکارت آنها عملا حذف میشود. این اتفاق مخصوصا در روابط شغلی ما خیلی تأثیرگذاره چون من روزی دهها تماس تلفنی با خط خودم دارم که با آنها کارهای شغلیام را انجام میدهم. وقتی این حق به صورت غیرقانونی و بدون حکم و رسیدگی سلب میشود، قانون اساسی و قوانین شهروندی است که بهصورت علنی نقض شدهاند».
سیمکارت «سارا» اوایل دیماه قطع شده است، او میگوید:« یکروز بیخبر موبایلم را روشن کردم و دیدم که ۱۰ تماس از دسترفته ناشناس از شمارههایی دارم که خودم نمیتوانم با آنها تماس بگیرم. با پشتیبانی ایرانسل تماس گرفتم، به من شماره جایی که نمیدانم کجاست را دادند». او از آن زمان بارها با آن شماره تماس گرفته است: «بار اول که زنگ زدم از من شماره تماس، کد ملی و آیدی اینستاگرامم را گرفتند و دفعات بعد نزدیک ۵ بار که زنگ زدم هربار گفتند پیگیری میکنیم، سرمان شلوغ است و منتظر بمانید».
«سارا» میگوید حتی به او گفتند که پیگیری دیگری نکند: «من پرسیدم که آیا به فتا مراجعه کنم؟ پاسخ دادند نه اصلا و نیازی نیست چون نتیجهای نمیگیرید». او علت این اتفاق را عکسهای معمولیای که در اینستاگرام گذاشته است میداند و میگوید هنوز نیز نتوانسته است خط تلفن جدیدی بخرد.
هیچکس خبر ندارد
«محمدرضا» دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تهران است، سیمکارت او از حوالی ۱۰ بهمنماه قطع شده است:« یکی دو روز پس از برگزاری تحصنی در دانشگاه علوم پزشکی در اعتراض به لغو شدن مراسم بزرگداشت مرحومه آیدا حیدری بود که سیمکارت من و نزدیک به ۸نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قطع شد. من یکروز گوشیم را برداشتم و دیدم که نه آنتن دارم و نه اینترنت و همینطور کسی نیز نمیتواند بهم زنگ بزند، از باقی بچهها نیز پرسوجو کردم و دیدم آنها نیز به این مسئله دچار شدهاند، آنجا بود که فهمیدم بیخبر و ناگهانی بدون هرگونه ابلاغیه یا تشکیل پرونده سیمکارت من قطع شده است».
او برای پیگیری موضوع به دفتر خدمات مشترکین همراه اول رفت: «به دفتر خدمات مشترکین رفتم و گفتم سیمکارتم غیرفعال شده است و میخواهم فعالش کنم. کد ملی من را در سامانه وارد کرد و گفت این اتفاق برای خیلیها افتاده است، شما باید در پشتیبانی ۹۹۹۰ همراه اول یک تیکت ثبت کنید تا همکاران من زنگ بزنند و شما را راهنمایی کنند؛ او گفت انگار باید یک تعهدنامه در همراه اول ثبت کنم تا سیمکارتم وصل شود».
اما «محمدرضا» وقتی با پشتیبانی تماس گرفت با موضوع دیگری مواجه شد: «پشتیبانی همراه اول گفت علت قطعی ما قطع مدیریتی خاص است که یا با دستور نهادقضائی اتفاق افتاده است یا دستور نیروی انتظامی و نهادهای نظارتی دیگر و وصل شدن خط شما نیز در اختیار همان نهادیست که آن را قطع کرده است. پشتیبانی به من یک شماره تماس داد، من به آن شماره زنگ زدم و پیامک دادم اما خط در دسترس نبود».
سیمکارت او هنوز قطع است و معلوم هم نیست باید از چه نهادی پیگیری مسئله باشد:«هیچ ابلاغیه قضائیای برای من نیامده است که بدانم باید سراغ نیروی انتظامی بروم یا سراغ قوه قضائیه، به نوعی اصلا من نمیدانم باید چگونه پیگیر مسئله باشم، هنوز هم گاهی به دفتر خدمات مشترکین میروم اما تا الان که اتفاق خاصی نیافتاده است و خط من هنوز قطع است».
«محمدرضا» دانشجو است و این قطعی سیمکارت حتی بر کارهای دانشگاهی او نیز تأثیر گذاشته است:« دانشگاه این شماره تماس را از من داشت و سامانههای آموزشی من که کارهای پایاننامه و پروژههام وابسته به آن است با این شماره تماس کار میکردند، من یک ماه و نیم بدبختی داشتم تا بتوانم وارد سامانه آموزشی دانشگاه شوم چون بازیابی رمز وابسته به ارسال پیامک به خط قطع شدهام بود و پشتیبانی سامانه نیز هیج کمکی به من نمیکرد. از سوی دیگر من میترسم چون خطم قطع است کمیته انضباطی دانشگاه یا نهادهای قضائی برای من حکم صادر کنند بدون آنکه خودم از آن باخبر باشم. همینطور من حساب بانک ملیای که به آن حقوق واریز میشود را مجازی باز کرده بودم و احراز هویت در آن نیاز به فعال بودن سیمکارتم دارد».
دامنه گسترده محدودیتها
من صبح زود به سرکار رفتم و خب آن ساعت زمانیست که با کسی تماس نمیگیری، دیدم آنتن اینترنت ندارم و فکر کردم به علت آنتندهی در منطقهست. سرکار که رسیدم دیدم اما همکارانم زنگ میزنند و اینترنت دارند، آنجا بود که از یکی از همکارانم خواستم با من تماس بگیرد، وقتی تماس گرفت دیدم تلفنم زنگ نمیخورد. آنجا بود که چون دیده بودم برای دیگران اتفاق افتاده است، فهمیدم سیمکارت منم قطع شده است».
«دنیا» گاهی در شبکههای اجتماعی فعالیت میکند. او نیز برای پیگیری علت قطع سیمکارت خود به دفتر خدمات همراه اول رفت: «غروب به دفتر خدماتی رفتم و آنجا برام چک کردند و گفتند خط شما به علت مدیریتی خاص قطع شده است و باید با پشتیبانی ۹۹۹۰ تماس بگیرید. من با پشتیبانی تماس گرفتم و شماره همکارم را به آنها دادم، بعد دو تا سه روز با من تماس گرفتند و گفتند باید به دادسرا بروم».
بر اساس آنچه به او گفتهاند، علت و روش پیگیری برای مسئله قطعی سیمکارت برای هر فرد متفاوت است: «برای یکسری از افراد پیامک آمده و گفته شده که با یک شماره خاص باید تماس بگیرند. اخیرا نیز یکی از دوستانم که سیمکارتش قطع شده با پشتیبانی تماس گرفته است و به او گفتند تا ۸ روز خودشان خبر میدهند، ظاهرا اخیرا روند پیگیری طولانیتر شده است».
«دنیا» میگوید قطع سیمکارت باعث شده حتی نتواند ببیند برایش چرا و چهوقت پرونده قضائی تشکیل شده است: «خب اگر خلافی مرتکب شدهام باید برای من ابلاغیه بیاید تا به دادگاه بروم، ولی وقتی سیمکارت قطع شده است حتی من به سامانه ثنا قوهقضائیه دسترسی ندارم تا ببینم ابلاغیهای وجود دارد یا نه و یا چه زمانی باید به دادگاه بروم. از سوی دیگر وقتی ضوابط قانونی و فرایند قانونی طی نمیشود، نمیتوانم پیشبینی کنم که قرار است چه اتفاقی بیافتد و از حقوق خودم استفاده کنم». او تا الان به دادسرا نرفته است تا پیگیر مسئله شود: «شهرستان بودم و وقت نشد به دادسرا بروم، بعد جنگ شد و دیگر نمیشد به دادسرا رفت».
«دنیا» میگوید قطعی سیمکارت برای او مشکلات متعددی در شغل و زندگیاش درست کرده است: «از ۱۸ سالگی فقط یک شماره تماس داشتم و تمام حسابهای بانکی، سند ماشینم و فعالیتهایم وابسته به این سیمکارت است. یک مثال بسیار ساده این است که حتی نمیتوانم طرح ترافیک بخرم یا عوارض جادهای پرداخت کنم. خیلی کارها که باید یک پروسه راحت و ساده باشد برای من سخت شده است، اکانت اسنپ من پریده و از حسابهای بانکیم نمیتوانم استفاده کنم».
دامنه گسترده محدودیتهای ناشی از قطع سیمکارت به تازگی برای او روشن شده است: «در لحظه اول فکر میکنید نهایتا رمز دوم برای شما نمیآید، اما بعد کمکم میفهمید که بسیار از کارها وابسته به سیمکارت است. یکی از ماجراهایی که برای من پیش آمد مربوط به شغلم است، من از آدمهای مختلف پروژه میگیرم و حالا با قطعی سیمکارت بسیاری از افراد و همکاران دیگر من را پیدا نمیکنند».
«دنیا» اجازه داشتن سیمکارت ندارد، اما این یک قاعده نیست بلکه حاصل رفتار سلیقهای موجود است: «بعضی افراد فقط یک خطشان مسدود شده و چون از قبل سیمکارت دیگری به نام خودشان داشتند میتوانند به بانک بروند و خدمات بانکی را بر روی آن خط منتقل کنند، بعضی نیز همه خطوطشان مسدود شده، تا جایی که من میدانم خودم و بعضی افراد حق خرید سیمکارت جدید را هم دیگر نداریم».
ایتا به جای دادگاه
«وقتی فهمیدم سیمکارتم قطع است زنگ زدم به پشتیبانی ایرانسل، اول گفتند مدارک هویتتان کافی نیست، در تماسهای بعد گفتند از طرف یکی از وزارتخانهها دستور قطعی و مسدودی خط شما داده شده است». «سمانه» نزدیک به ۳هفته از قطعی سیمکارتش میگذرد. او پس از تماس اول به دفتر خدمات مشترکین ایرانسل مراجعه کرد: «آنجا مدارک هویتیام را تکمیل کردم، اما گفتند وصل شدن سیمکارت شما به ما مربوط نیست و شمارهای دادن تا من در ایتا به آن شماره پیام بدهم».
او با تلفن همراه خواهرش به این شماره پیغام داد اما با پیامی اتوماتیک مواجه شد: «نزدیک ۸ ساعت پس از پیغام من، پاسخی آمد مبنی بر اینکه به علت فعالیت در فضای مجازی مغایر با قوانین جمهوری اسلامی سیمکارت شما مسدود شده است و بعد از دو هفته از مسدودی با شماره ۱۱۴ تماس بگیرید و پیگیر کار خود شوید، اما به هیچوجه حضوری به جایی مراجعه نکنید».
«سمانه» میگوید در آن پیام گفتند که رفع مسدودی حداقل یکماه طول خواهد کشید و از طریق ایتا به او برای پیگیری باقی مراحل اطلاعرسانی خواهد شد: «بعد از دوهفته با ۱۱۴ تماس گرفتم، آنها هم کدملی و شماره موبایلم را گرفتند و گفتند منتظر باشم تا به من اطلاع بدهند برای باقی مراحل، اما هنوز خبری نشده است».
قطع سیمکارت، نقض قانون اساسی
«محمد اسدی» وکیل و حقوقدان در جریان این مسدودیها است. او به «امتداد» میگوید که بدون حکم قضائی دسترسی به سیمکارت قانونی نیست: «مخابرات آییننامهای داخلی دارد که در آن عنوان شده در صورت وجود مستندات کافی، خطی که از آن برای مزاحمت تلفنی استفاده میشود را میتوان مسدود کرد. اما در غیر این صورت بدون وجود دستور قضائی مبتنی بر حکم قانون باشد امکان قطع دسترسی افراد وجود ندارد. قاضی نیز این آزادی عمل را ندارد که هر زمان که خواست سیمکارت کسی را قطع بشود و باید ادله قانونی کافی وجود داشته باشد».
او میگوید این اتفاق اگر جنبه یک مجازات اصلی را برای متخلف داشته باشد، دارای مثال قانونی نیست: «رفتار مجرمانه در قانون میتواند یک مجازات اصلی داشته باشد و یک مجازات تکمیلی، مجازات اصلی شامل مجازات مربوط به محرومیت از یک حقوق اجتماعیست، مجازات تکمیلی، مجازاتیست که مقام قضائی برای افزایش اثرگذاری کیفر در نظر میگیرد. قانونگذار در ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی این امکان را در نظر گرفته است که قاضی بتواند حکمی تکمیلی مانند ممنوعیتی در استفاده از برخی خدمات اجتماعی مانند ممنوعیت از رانندگی یا استفاده از دسته چک را صادر کند. اما من به یاد ندارم که برای یک رفتاری در قانون، قطع سیمکارت به عنوان مجازات اصلی در نظر گرفته شود».
«اسدی» درباره مسئله تأثیر قطعی سیمکارت بر دسترسی فرد به خدمات قضائی، به «آیین نامه نحوه استفاده از سامانههای رایانهای یا مخابراتی» اشاره میکند: «در سال ۱۳۹۵ مصوبه استفاده از سامانههای یارانهای در قوه قضائیه تصویب شد، طبق این مصوبه ابلاغ الکترونیکی در حکم ابلاغ فیزیکیست و صرفا زمانی فرد میتواند ادعا بکند که ابلاغ را دریافت نکرده است که عذر موجهی داشته باشد؛ برای فردی که به علت قطعی سیمکارت، به ابلاغ دسترسی نداشته است قانونا باید قطعی سیمکارت عذر موجه در نظر گرفته شود، اما در عمل این موضوع میتواند برای فرد دردسرهایی ایجاد کند از جمله این مسئله که اثبات قطع بودن سیمکارت بر عهده فرد است».
قطع سیمکارت نقض اصول مندرج از قانون اساسیست، این وکیل توضیح میدهد: «مهمترین مبنایی که میتوان بر آن اساس این اتفاق را نقض حقوق شهروندی دانست، اصل ۲۲ قانون اساسیست که در ماده ۵۷۰ قانون مجازات اسلامی نیز توسط قانونگذار ضمانت اجرایی گرفته است، در این اصل ذکر شده است که یکی از حقوق مصون از تعرض شهروندان، حق مالکیت است و سیمکارت نیز در این صورت مصونیت دارد؛ در نتیجه بجز با حکم قانون و توسط مقام قضائی نمیشود این حق را از فرد سلب کرد، البته دیدهایم که گاهی اوقات در مسائل مختلف خلاف قانون اساسی عمل میشود».