اول ژوئن برابر با آغاز ماه افتخار جامعه رنگینکمانی است، ماهی که جامعه الجیبیتی+ با حضور خود در خیابانها با اعلام موجودیت خود عاملیت سیاسی و اجتماعی خود را نشان میدهد تا حقوق برابر برای همه را فریاد بزند و پیوند دادن حقوق الجیبیتی به سایر بخشهای جامعه را یادآور آن شود! اقدامی که پیام مشخصی ارسال میکند که تمام جامعه در حقوق برابر هم سرنوشت است و یک بخش جامعه جدا از سایر جامعه نیست! در این نوشتار ابتدا به تاریخ ماه افتخار پرداختهام، از چرایی مهم بودن ماه افتخار و ضرورت آن نوشتهام، به شرایط جامعه الجیبیتی در ایران اشاره کردهام و در نهایت به چگونگی فعالیت در ماه افتخار برای پیشبرد حقوق جامعه الجیبیتی را سخن گفتهام! ه امید آن که بتوانیم متحد و یکصدا برای احقاق حقوق جامعه الجیبیتی در ایران تلاش کنیم و با احقاق آن یک گام به برابری و عدالت اجتماعی نزدیکتر شویم.
🏳🌈 تاریخ ماه افتخار رنگینکمانی
مفهوم ماه افتخار با شورشهای استونوال آغاز شد ، مجموعهای از شورشها برای آزادی همجنسگرایان که طی چند روز از ۲۸ ژوئن ۱۹۶۹ آغاز شد. شورشها پس از حمله پلیس به مسافرخانه استونوال که یک بار همجنسگرایان واقع در منهتن بود آغاز شد.
اولین سال بعد از شورشها، اولین رژع ماه آفرین در چندین شهر آمریکا برگزار شد. راهپیمایی در شهر نیویورک، با هدف جشن گرفتن “روز آزادی خیابان کریستوفر”، در کنار راهپیمایی های موازی در سراسر ایالات متحده، نقطه عطفی برای حقوق الجیبیتی در نظر گرفته می شود، فرد سارجنت ، سازماندهنده برخی از اولین رژههای افتخار گفت که هدف بزرگداشت شورشهای استونوال و فشار بیشتر برای آزادی بود. او خاطرنشان کرد که در حالی که اولین راهپیماییها بیشتر به یک اعتراض شباهت داشت تا یک جشن، به یادآوری جوامع الجیبیتی و اینکه چگونه ممکن است شامل خانواده و دوستان فرد شود، کمک کرد. زنان ترنس و رنگین پوستان در طول راهپیماییهای اولیه، علیرغم شورشهای اولیه که عمدتاً از آنها تشکیل شده بود، طرد شده بودند.
به دنبال شورش های استونوال و اولین راهپیماییهای ماه افتخار، تعداد گروههای الجیبیتی به سرعت افزایش یافت و جنبش افتخار الجیبیتی پس از چند سال در سراسر ایالات متحده گسترش یافت. از سال 2020، بیشتر جشنهای افتخار الجیبیتی در مناطق شهری بزرگ در سراسر جهان در ماه ژوئن برگزار میشوند، اگرچه برخی شهرها این جشنها را در زمانهای مختلف سال برگزار میکنند تا حدی به این دلیل که آب و هوای ماه ژوئن برای چنین رویدادهایی در آنجا نامناسب است.
🏳🌈روز جهانی افتخار رنگینکمانی
روز جهانی افتخار الجیبیتی ، روزی است که به افتخار الجیبیتی اختصاص داده شده! این در 28 ژوئن برای بزرگداشت سالگرد شورشهای استونوال برگزار میشود، که آن را بخشی از ماه افتخار میکند.
اولین اشاره به روز بین المللی افتخار احتمالاً توسط گروه افتخار سانفرانسیسکو انجام شد ، که راهپیمایی آن بین سال های ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۴ تحت عنوان رژه روز بین المللی لزبینها و گیها برگزار شد. علاوه بر این مورد اولین جشنواره عمومی افتخار الجیبیتی نیکاراگوئه نیز در این روز در سال ۱۹۸۱ برای بزرگداشت شورشهای استونوال برگزار شد.
همچنین فعالیت و هنر در مرکز جوانان بلگراد در جمهوری سوسیالیستی یوگسلاوی نیز از نخستین برگزار کنندگان رژه افتخار الجیبیتی بودند، قابل ذکر است که اولین جشنواره شش روزه فرهنگ همجنسگرایان در یوگسلاوی سوسیالیستی نیز در آوریل ۱۹۸۴ در لیوبلیانا در جمهوری خلق اسلوونی برگزار شد! صربستان پس از فروپاشی یوگسلاوی نیز همچنین روز بینالمللی غرور را در بین سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۱۵ با اقدامات منطقه عاری از نفرت ، که توسط سازمان GSA، زنان سیاهپوش و سایر سازمانهای غیردولتی سازماندهی شد، جشن گرفت.
🏳🌈 انتقاد از سواستفاده از نام جامعه رنگینکمانی
برخی از فعالان حقوق الجیبیتی در ماه افتخار الجیبیتی از تعداد شرکتهایی که محصولاتی با مضمون ماه غرور منتشر میکنند، انتقاد کردهاند و آن را به مفهوم سلکتیویسم تشبیه کردهاند ، زیرا تصور میشود که شرکتها از موضوع حقوق الجیبیتی به عنوان ابزاری برای کسب سود استفاده میکنند، بدون اینکه به شکلی معنادار به جنبش کمک کنند.
همچنین بخشی دیگر از ماهیت ظاهراً ریاکارانه شرکتهایی انتقاد کردهاند که نمایههای رسانههای اجتماعی پرچم غرور رنگینکمان را تداعی میکنند در حالی که از تغییر تصاویر نمایه در مناطقی که پذیرش گسترده الجیبیتی وجود ندارد، خودداری کرده و هر زمان منافع اقتصادی در میان باشد نسبت به حمایت از حقوق الجیبیتی چشمپوشی میکنند
🏳🌈 چرا برگزاری ماه افتخار مهم است و ضرورت دارد؟
در حالی که سرکوب افراد جامعه الجیبیتی+ ادامه دارد، راهپیماییهای افتخار به عنوان یک جنبش سیاسی تلاش خود را برای برابریجویی و رفتار عادلانه با این جامعه در سراسر جهان ادامه میدهد.
البته ماه افتخار همواره با یک تراژدی همراه بود. در آستانه رژه افتخار در سال در اسلو در نروژ دو نفر در اثر تیراندازی یک مرد مسلح در سه کلوپ، میکده موسیقی جاز و کافه پاتوق همجنسگرایان کشته شدند. ۲۱ نفر هم زخمی شدند.
کریستین سوان ملبای، مدیر یک شرکت نرمافزار کامپیوتر، هنگام تیراندازی در میکده لندن، یکی از سه مکان مورد حمله، حضور داشت. با اینکه از این اتفاق ترسیده بود و بیم جانش را داشت، مردم را تشویق میکرد که در راهپیمایی افتخار در روز بعد شرکت کنند. با این حال پلیس که تیراندازی را یک حمله «تروریستی اسلامی» خوانده بود، به دلایل امنیتی اعلام کرد تمام مراسم روز بعد باید لغو شود.
کریستین به سرویس جهانی بیبیسی گفت: «من و بسیاری دیگر مثل من، احساس میکنیم لغو ثانیه آخری و ظاهرا احتمال پوچ حفظ امنیت افراد کوییر و همراهان در تظاهراتی شبیه این، آزاردهنده و نقص ‘قراردادهای اجتماعی’ است که ما بر پایه آن در نروژ زندگی میکنیم.»
وی ادامه داد: «پس از تیراندازی جمعی در سال ۲۰۱۱ [که در آن ۷۷ نفر در یک تروریسم داخلی به دست آندرس برویک کشته شدند]، ۱۰۰ هزار نفر برای اعلام همبستگی جمع شدند. اما حالا تجمع ما امن نیست؟ فکر کنم این غیرمنصفانه است.» با این حال بسیاری از معترضان در نروژ تنها چند روز بعد از حادثه تیراندازی به کلوپ همجنسگرایان، با برگزاری تظاهراتی کوچکتر، تصمیم مقامها را به چالش کشیدند.
از همین رو ماه افتخار که به برجستهکردن جوامع کوئیر کمک میکند و زمینهای را فراهم میکند تا مسائلی که هر روز و هر سال بر افراد این جامعه اثر میگذارد، مطرح شود، به همین دلیل هم باید ماه افتخار رنگینکمانی همانند گذشته با جدیت در جهت آگاهیبخشی به جامعه و احقاق حقوق برابر برای جامعه الجیبیتی در بخشهای مختلف جهان و دفاع از جوامع الجیبیتی که در آن رابطه بین دو همجنس جرم است برگزار شود.
🏳🌈 پاسخ به یک سوال که در ماه افتخار همواره از افراد الجیبیتی پرسیده میشود!
در ماه افتخار الجیبیتی برخی افراد به صورت مکرر سوال میکنند که چرا افراد الجیبیتی بیشتر بر گرایش خود تاکید دارند، مگر ما دگرجنسگرایان بر گرایش خود تاکید میکنیم؟
در پاسخ باید گفت اولین دلیل این است که که گرایش غالب و اصلی در ذهن اغلب انسانها که در رسانه و کتاب و عموما در تمام مکانها درباره ان صحبت میشود هتروسکشوالیتی یا همان دگرجنسگرایی است. پس شماها نیازی ندارید که دراین باره به دیگران اطلاعات بدهید.
دلیل دوم این است که هتروسکشوالها برای پیدا کردن شریک عاطفی نیازی ندارند که اعلام کنند که هتروسکشوال هستند. ولی افرادی که گی یا لزبین یا هر کدام از بخشهای جامعه الجیبیتی هستند اگر اعلام نکنند، افرادی به سمت آنان میآیند که کششی به آنها ندارند.
باید اعلام کرد که تعداد افراد الجیبیتی بسیار کمتر از افراد هتروسکشوال است و اگر آن بار منفی و بازتولید سرکوبگر را در نظر نگیریم در اقلیت هستند، بنابراین باید به یک روشی افراد الجیبیتی به همدیگه اعلام حضور کنند تا بتوانند افرادی با تمایلات مشابه خود را برای رابطه عاطفی، جنسی و دوستی پیدا کنند.
دلیل سوم این است که که افراد هتروسکشوال هیچگاه بخاطر میل به جنس مخالف، از طرف دوستان یا خانواده طرد نمیشوند یا مورد سرزنش قرار نمی گیرند، به همین علت چون دیدگاههای منفی و غلط درباره افراد کوئیر بسیار است، این بخش جامعه گرایش جنسی با هویت جنسیتی خود را اعلام میکنند که هم خود را درک کنند و هم بتوانند بفهمند چه افرادی واقعا خود افراد الجیبیتی را همانگونه که هستند میپذیرد.
پس اعلام کردن گرایش جنسی و هویتهای جنسیتی نه برای دلیل خاصی بلکه برای دیدن شدن و اعلام بودن و پذیرفته شدن و پیدا کردن سایر افراد الجیبیتی میباشد.
🏳🌈 شرایط جامعه کوئیر در ایران
ماه افتخار ۲۰۲۶ در حالی در ایران فرامیرسد که در ایران نه تنها این روز به رسمیت شناخته نمیشود بلکه حیات جامعه الجیبیتی نیز از آغاز به قدرت رسیدن اسلامیستها در سال ۱۹۷۹ جرمانگاری شده و مجازات روابط همجنسگرایانه را از شلاق تا مرگ درنظر گرفته است!
همچنین باید یادآور شد که درست است رژیم حقوقی-کیفری ایران «مذهبی» است و مشخصا بر پایه موازین «فقه شیعه» تنظیم شده است! اما این سخن به هیچ وجه به این معنا نیست که تا پیش از قدرتگیری نظام اسلامی، ما با یک ساختار حقوقی-قضایی «سکولار» طرف بودهایم. چرا قانون مدنی ایران، که چارچوبهای اصلی روابط میان شهروندان در ایران را تعریف کرده است، در دورهی رضاشاه و بر اساس اصول و موازین «فقهی» در سال ۱۳۱۰ تدوین شده است.
نکته محوری این است که قانونگذار پهلوی هم، درست به مانند قانون گذار جمهوری اسلامی، به منظور توصیف روابط جنسی میان دو مرد از واژه فقهی-قرآنی «لواط» استفاده کرده است و مجازاتی تا ۱۰ سال زندان برای آن در نظر گرفته بود.
هرچند هیچ آمار دقیق و قابل اطمینانی از میزان پروندهها یا افرادی که به اتهام روابط جنسی با همجنسهای خود در دوران حکومت پهلوی بازداشت، محاکمه یا محکوم شدهاند در دست نیست، اما گفته میشود تحت نام تجاوز همجنسگرایان را بازداشت میشدهاند و عملا همجنسگرایی و تجاوز را مشابه هم اعلام کرده بودند! با این حال ما در دوران زمامداری سلطنت پهلوی شاهد آن بودیم بیژن صفاری از برجستهترین معماران و طراحان دورهی پهلوی بود و با «سهراب محوی» در هتل کمودور تهران با حمایت «فرح دیبا» ملکه وقت ایران، به دلیل معماری در کاخ نیاوران برای خانواده سلطنتی ازدواج کرد، نکته جالب ابنجاست این ازدواج در صورتی رخ داد که همچنان پیشتر نوشتم طبق قانون قضائیه سلطنتی گرایش به همجنس تحت نام فقهی لواط جرم بود و سایر همجنسگرایان چون با دربار ارتباط نداشتند مجرم بودند اما گویا همجنسگرایان درباری از موقعیتی فرادست برخوردار بودند که آنها را از مجازات مصون میداشت که خود نابرابری و تبعیض طبقاتی و موقعیت اجتماعی را در پیش از سال ۱۳۵۷ نشان میدهد!
اما با انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ و قدرت گرفتن اسلامیستها، وضعیت بیش از پیش برای جامعه رنگینکمانی بدتر شد! رژیم اسلامی به قدرت رسیده با تصویب قانون حدود و قصاص در سال ۱۳۶۱، مجازات زنانی که با همجنسان خود رابطه جنسی برقرار میکردند زیر عنوان فقهی مُساحقه، جرمانگاری و یکصد ضربه شلاق برای چنین روابطی تعیین کرد. مجازاتی که در مرتبه چهارم میتواند به اعدام متهمان یا زنان همجنس بیانجامد.
در خصوص روابط جنسی میان مردان، قانونگذار جمهوری اسلامی، اشد مجازات را در نظر گرفت. بر پایه ماده ۱۴۱ قانون حدود و قصاص، مصوب سال ۱۳۶۱، مجازات مردی که با همجنس خود رابطهی جنسی کامل داشته باشد؛ قتل تعیین و کیفیت نوع آن در اختیار حاکم گذاشته شد.
با این حال قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۹۲ تغییر کرد، بر پایه قانون مجازات اسلامی جدید، اگر رابطه میان دو مرد همجنس گزارش شود و در نهایت پرونده کیفری آنها به دادگاه ارجاع شود؛ فاعل این رابطه اعدام نخواهد شد اما آن کسی که به عنوان مفعول معرفی شده اعدام میشود.
این تفکیک آشکار میان مجازاتهای فاعل و مفعول، مشخصا برآمده از یک ذهنیت مردسالارانه است که دخول جنسی را ابزار سلطه یا اعمال قدرت میداند و در برابر مفعول رابطه را فردی حقیر قلمداد میکند که خود نشان میدهد رژیم اسلامی ولایتفقیهی حتی در نوع تعیین مجازات نیز با یک ذهنیت تبعیض آمیز عمل میکند!
اما سرکوب جامعه رنگینکمانی در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی ولایتفقیهی به قوانین کتبی محدود نشد بلکه با اجرای حکم اعدام و قتل همجنسگرایان ادامه یافت! رژیم ولایتفقیهی از همان روزهای نخست به قدرت رسیدنش که در فقدان نیروهای سکولار و دموکراتیک که در زندانهای رژیم سلطنتی قرار داشتند رخ داد، حذف جامعه رنگینکمانی را پیش گرفت و اعدام این بخش را شروع آغاز کرد! معروفترین روایت در ارتباط با حذف همجنسگرایان در استان فارس رخ داد، بنابر گزارشات سازمان حقوقبشری «عدالت برای ایران» در شهر جهرم، استان فارس گروه قنات توسط رژیم اسلامی ولایتفقیهی پدید آمد که هدف آن سرکوب مخالفان و همجنسگرایان بود که در کنار نیروهای سازمان مجاهدین خلق ایران و سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، همجنسگرایان را نیز بازداشت و تیرباران میکردند و نیمه جان در قنات رها میکردند! همچنین شهره آغداشلو، بازیگر مطرح ایرانی، سینمای هالیوود نیز اعلام کرد در دهه شصت یک فیلم پنهانی گرفته شده بود سنگسار یک پسر همجنسگرای ایرانی را نشان میداد که از طریق یک چمدان کوچک به خارج از ایران منتقل شده بود که من با خود عهد بستم که حتما یک روز در یک فیلم با موضوع سنگسار بازی کنم که در پی آن تصمیم به بازی در فیلم «سنگسار ثریا» گرفتم....
به غیر از این موارد روایات متفاوت گوناگون دیگر نیز از سرکوب همجنسگرایان در سالهای گذشته منتشر شده است که میتوان گفت جنجال برانگیزترین روایت مربوط به «محمود عسکری» و «ایاز مرهونی» است، که در ساعت ۱۰ صبح سهشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۴ در شهر مشهد پیش از سفر علی خامنهای رهبر سابق رژیم اسلامی ولایتفقیهی به این شهر به دار آویخته شدند. اتهامات این دو فرد آنطور که در خبرها آمده است، شرب خمر، تهدید با چاقو و شمشیر، سرقت، اخلال در نظم عمومی و لواط به عنف اعلام شد.
خبر اعدام محمود و ایاز به یک خبر مهم در تمام رسانههای جهان بدل شد. خبر سر راست بود، دو نوجوان همجنسگرای عاشق، سر به باد دادند، چون عشقشان در ایران ممنوع شمرده میشود. فشارهای زیادی بر دولت ایران بود. چیزی نگذشت که داستانهایی در رسانههای ایران مبنیبر تجاوز ایاز و محمود به یک کودک ۱۳ ساله منتشر شد. همه میدانستند که حکومت ایران، عزم جزمی در لاپوشانی احکام دردسرسازی همچون اعدام همجنسگرایان و نوجوانان دارد. آنها برای منحرف کردن افکار عمومی و پوشاندن حقیقت در جوامع بینالمللی از یک طرف، و برای اجرای حکمهای خود بهمنظور حفظ جلوه داخلی، معمولا چندین جرم را با هم یکی و به افراد میچسبانند تا راحت تر بتوانند اذهان عمومی را قانع معدوم کردنشان بکنند.» چرا که همیشه اتهاماتی مانند لواط و یا لواط به عنف که معمولا برای همجنسگرایان عنوان میشود، در کنار بزهکاریهای دیگری از جمله آدمربایی، سرقت، اراذل و اوباش و غیره بهکار میرود.
البته که روایات سرکوب و جنایات رژیم ایران علیه جامعه رنکینکمانی به این موارد خلاصه نمیشود و در طی بیش از چهل سال حاکمیت دینی، چه بسیارند انسانهایی که جان خود را بهدلیل آنچه بودهاند، از دست داده و حالا زیر خروارها خاک خوابیدهاند. انسانهایی که هرگز نه نامی از آنها شنیدهایم و نه داستان زندگیشان را خواندهایم.
اما سرکوب جامعه رنکینکمانی مخصوصا همجنسگرایان در ایران تنها به اعدام خلاصه نشد بلکه رژیم اسلامی ولایتفقیهی با مجموعه سیاستهای تصمیم به حذف جامعه کوئیر از زیست اجتماعی جامعه ایران هم گرفت! در این رابطه روزنامه «سان بریتانیا» گزارشی منتشر کرد و نوشت ایران هزاران همجنسگرا را مجبور میکند که تحت عمل جراحی تغییر جنسیت قرار گیرند تا کشور را از وجود همجنسگرایی «پاکسازی» کند.
این گزارش اضافه کرد جمهوری اسلامی در سال ۱۹۸۷ ترنس بودن را قانونی کرد و در تعداد جراحی های افراد ترنس پس از تایلند در رتبه دوم جهانی قرار دارد. با این حال، فعالان برجسته الجیبیتی به Sun Online گفته اند که این رویه ها بخشی از یک برنامه نگرانکننده است که باهمجنسگراهراسی تقویت شده است. همجنسگرایی در ایران غیرقانونی است و همجنس گرایان در مواردی با اعدام های عمومی توسط جرثقیل در خیابان به دار آویخته می شوند.
شادی امین، فعال ایرانی حقوق الجیبیتی به روزنامه سان میگوید که رژیم ایران، که توسط افراط گرایان مذهبی کنترل میشود، همجنس گرا بودن را یک “بیماری” میداند و تنها درمان آن تغییر جنسیت فرد است، دولت بر این باور است که اگر یک مرد همجنسگرا هستید، روح شما یک زن است و باید بدن خود را تغییر دهید، ما فکر میکنیم این راهی برای مبارزه با وجود همجنسگرایان است زیرا شما بدن آنها را تغییر میدهید و مشکل را حل میکنید، آنها جراحیهای دسته جمعی را به اعدام ترجیح میدهند زیرا میدانند که دنیا آنها را تماشا میکند.
شادی امین میگوید: «رژیم به همجنسگرایان دو انتخاب میدهد - دستگیر شدن به عنوان همجنسگرا با مجازات حتی اعدام یا تغییر جنسیت دهند، آنها در تلاشند تا کشور را از وجود همجنسگرایان پاک کنند، آنها ترجیح میدهند که جراحیهای دسته جمعی را به جای اعدام انجام دهند، زیرا میدانند که جهان آنها را تماشا میکند.
این محقق افراد الجیبیتی میگوید که دولت ایران، از جمله رئیس کمیسیون حقوق بشر ایران، علناً گفته است “ما می خواهیم مشکل را حل کنیم، همجنس گرایان بیمار هستند و نیاز به درمان فیزیکی دارند.” برخی سایت های ایرانی تغییر جنسیت را تبلیغ می کنند مانند این سایت : iraniansurgery.com، بر اساس گزارشها، سالانه بیش از ۴۰۰۰ جراحی تطبیق جنسیت افراد ترنس در ایران انجام میشود و اکثر آنها توسط دولت یارانه میگیرند، با این حال، شادی معتقد است که تعداد واقعی جراحی ها بسیار بیشتر است.
این فعال، که در آلمان زندگی میکند، شبکه لزبینها و ترنسجندرهای ایرانی (6Rang) را اداره میکند - جامعهای که به افراد LGBTQ از ایران کمک میکند و آگاهی از وضعیت اسفناک آنها را افزایش میدهد! یک پزشک به این فعال گفت که آنها هر ماه ۳۰ تا ۴۰ عمل جراحی انجام می دهند و گاهی اوقات تا سه عمل در روز! او گفت: این نشان میدهد که این کار برای برخی از پزشکان کار بزرگی است و بسیاری از آنها حتی برای افراد ترنس متخصص نیستند - بسیاری از آنها فقط جراحان زیبایی هستند!
شادی که در سال ۱۹۸۳ چند سال بعد انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹، از ایران گریخت، میگوید هیچ حمایتی از افراد ترنس پس از عمل جراحی وجود ندارد، بسیاری از آنها پس از طرد شدن توسط خانواده هایشان، مورد خشونت جنسی از جمله تجاوز جنسی قرار میگیرند و مجبور به کار جنسی میشوند، او گفت: «هیچ جایی وجود ندارد که حملات علیه افراد ترنس را جرم انگاری کند، پس از عمل جراحی، آنها دیگر هیچ حقی ندارند، پس از جراحی هیچ حمایت پزشکی و درمانی وجود ندارد.
پیتر تاچل، یکی از فعالان برجسته حقوق بشر بریتانیا، تمایل رژیم ایران برای «ریشهکن کردن همجنسگرایی» را محکوم کرد. او به روزنامه سان برایتان گفت: «آیتاللهها با فشار یا وادار کردن مردان همجنسگرا به انجام عمل جراحی تغییر جنسیت برای «زن» کردن آنها به دنبال حذف همجنسگرایی هستند، برخی از مردان همجنسگرا برای محافظت از خود در برابر تعقیب و اعدام در هنگام داشتن رابطه جنسی با مردان موافقت میکنند که زن ترنس شوند، آنها نمی خواهند ترنس باشند، اما میترسند که اگر تغییر نکنند توسط رژیم آیتالله ها به دار آویخته شوند، سیاست ایران برای تشویق به تغییر جنسیت ربطی به حمایت از ترنس ها ندارد، انگیزه آنها میل به ریشه کن کردن همجنسگرایی و اجرای هنجارهای سنتی و جنسیتی مرد و زن است.
این گزارش که به تفصیل آن را برای شما در این مقاله آوردهام به خوبی نشان میدهد که زندگی جامعه رنکینکمانی در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی ولایتفقیهی چه اسفبار است! با این حال رژیم ملاها به این موارد محدود نمانده و در دولتهای متفاوت سرکوب همجنسگرایان را عادیسازی کرده است! علی خامنهای رهبر کشته شده رژیم ایران در حملات آمریکا و اسرائیل، روابط همجنسگرایانه را بدترین نوع روابط میدانست و فراخوان مبارزه با آن را میداد، در دولت محمد خاتمی اعدام همجنسگرایان به عنوان راهی برای رفع انحراف معرفی میشد! در دولت محمود احمدینژاد وجود همجنسگرایان در ایران انکار شد، در دولت حسن روحانی هنجار ایرانی را متفاوت اعلام کردند و اعدام و سرکوب همجنسگرایان را بخشی از فرهنگ و سبک زندگی خواندند که خود ایرانیان انتخاب کردهاند، در دولت ابراهیم رئیسی هم در تریبون سازمان ملل متحد خواستار آن شد که برای مبارزه با همجنسگرایی ائتلاف بینالمللی انجام شود! در دولت کنونی مسعود پزشکیان نیز اگرچه آشکارا علیه همجنسگرایان سخن گفته نشده است اما همچنان سرکوب و انکار همجنسگرایان همانند گذشته در دستور کار این دولت قرار دارد!
البته رژیم ملاها همجنسگراستیزی خود را معطوف به نظرات مسئولین نکرده است و در رسانههای خود هم به گفتمان هموفوبیک خود پرداخته است، برای مثال خبرگزاری تابناک وابسته به محسن رضایی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام همجنسگرایی را تفکری وابسته به شیطانپرستی عنوان کرد که زمانی بعد روحانی فرد از خدا کاسته سود بروز پیدا میکند! همچنین سایت باشگاه خبرنگاران جوان وابسته به سپاه پاسداران و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هم همجنسگرایی را فرهنگی صهیونیستی اعلام کرد که اسرائیل برای تضعیف جوامع اسلامی و مسیحی برای رشد صهیونیسم آن را گسترش داده است! علاوه بر این، رسانه جنبش حلالزادگان وابسته به سپاه پاسداران هم با قرار دادن پرچم همجنسگرایان کنار آمریکا و اسرائیل در مراسمات حکومتی مثل ۲۲ بهمن و همچنین شعار جهاد علیه ایران همجنسگرایان و فراخوان و اجتماع مبارزه با ازدواج همجنسها در سراسر جهان نشان میدهد همجنسگراستیزی یک برنامه مشخص سیاسی رژیم ایران است تا بتواند هژمونی اسلامیستی خود را گسترش دهد!
علاوه بر تمام اینها رژیم ایران در بعد عملی هم علیه همجنسگرایان وارد شده و حق حیات با از همجنسگرایان گرفته است! برای مثال پیشکو زندی فعال اقلیتهای جنسی اهل کردستان از حمله به جشن همجنسگرایان در کردستان و کرمانشاه میگوید که همجنسگرایان را بازداشت کرده و به خارج از شهر برده و برهنه کردند و شکنجه روانی دادند که موجب به خودکشی برگزار کنندگان این جشن همجنسگرایان شد! علاوه بر این دادگاه امنیت هامبورگ آلمان در سال ۲۰۱۸ نیز اعلام کرد که رژیم ایران مخفیانه بیش از ۲۵۰ همجنسگرا را اعدام کرده است! همچنین مینا احدی فعال سیاسی مخالف رژیم ایران و موسس سازمان اکس-مسلم (مسلمانان از دین خارج شده) در مراسم رژه افتخار شهر کلن آلمان در سال ۲۰۱۸ از اعدام بیش از ۶۰۰۰ همجنسگرا خبر داد که نام ۴۰۰۰ تن آنها مشخص شده است!
این موارد تنها چند نمونه از ظلم و احکام غیر انسانیای است که جامعه اقلیتهای جنسی، تحت حاکمیت رژیم اسلامی آنها را تجربه میکنند! علاوه بر این رژیم ایران با گسترش گفتمان هموفوبیک در بالا به آن اشاره کردم به وضوح در گسترش خشونت اجتماعی علیه جامعه رنکینکمانی در ایران میشود نقش دارد که منجر به مرگ علیرضا فاضلی منفرد همجنسگرای عرب اهوازی توسط اعضای خانوادهاش یا پارسا ترنسجندر تبریزی میشود که در سال ۱۴۰۲ توسط پدرش به علت ارتباط با همجنس به قتل میرسد!
همچنین در جدیدترین نمونه به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مهشید، زن ترنس و ساکن محله گلشن سنندج، جان خود را در پی حمله افراد ناشناس از دست داد. یک منبع مطلع در این خصوص به هرانا گفت: «احتمالاً او روز جمعه توسط افراد ناشناس با ضربات چاقو به قتل رسیده است. مهاجمان پس از قتل، جسد مهشید را نیز مثله کردهاند.» انگیزه و هویت عاملان این قتل تاکنون مشخص نشده است. با این حال، این منبع مطلع محلی در ادامه به هرانا گفت: «با توجه به نحوه وقوع این قتل و شرایط پیرامون آن، به نظر میرسد این جنایت با انگیزه نفرت صورت گرفته باشد. همچنین خانواده مهشید نیز برای پیگیری پرونده و اطلاعرسانی درباره این قتل تحت فشار و تهدید قرار گرفتهاند؛ بهطوریکه تاکنون حتی آگهی ترحیمی نیز برای او منتشر نکردهاند.»
البته که روایات متعدد دیگری از سرکوب، جنایات و تبعیض علیه جامعه رنگینکمانی در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی وجود دارد که نه رسانهای میشود و نه جامعه از آن مطلع است و در خفا میماند و هیچگاه از آن مطلع نخواهد شد!
🏳🌈 چگونه برای احقاق حقوق جامعه الجیبیتی در ماه افتخار تلاش کنیم؟
اما سوالی مهمی همواره از افراد الجیبیتی پرسیده میشود این است که در ماه افتخار چگونه برای ما که در ایران هستیم و زیر سرکوب قرار داریم فعالیت کنیم! برای افراد الجیبیتی درون کشور تنها راهی که ممکن است همین شبکههای اجتماعی هستند که از طریق آن به آگاهیبخشی به جامعه بپردازند و خواستههای سیاسی و اجتماعی خود را نمایان کنند! همزمان افراد الجیبیتی ایرانی خارج از کشور با نماد جامعه الجیبیتی ایران میتوانند با شرکت در مراسم رژه های افتخار حقوق جامعه الجیبیتی ایران را فریاد بزنند و خواهان آن شوند جامعه جهانی رژیم تهران را تحت فشار قرار داده تا حقوق جامعه الجیبیتی را رعایت کند یا دست از سرکوب جامعه الجیبیتی بردارد! اگر چه خواستهای محال است چرا که چنانچه در این نوشتار بیان کردم سرکوب جامعه الجیبیتی بخشی جدانشدنی از ماهیت وجودی جمهوری اسلامی است که تنها با سرنگونی رژیم ملاها ممکن خواهد شد.
از همین رو در ماه افتخار الجیبیتی ضمن گرامیداشت یاد همه جانباختگان جامعه الجیبیتی+ باید اعلام کرد برای حذف هموفوبیا و این که اعضای جامعه الجیبیتی+ کرامت خود را به دست بیاورند و حقوقی برابر با دیگران داشته باشند و دیگر شهروند درجه چندم نباشند باید تمام تلاش خود را انجام داد و متحدانه فعالیت کرد!
همچنین تمام افراد و نیروهایی ادعا دموکراسی، آزادی و حقوقبشر دارند را باید فراخواند که از حقوق جامعه الجیبیتی+ حمایت کنند و در این راستا تمام تلاش خود را انجام دهند چرا که با حذف و انکار جامعه الجیبیتی+ در واقع نشان میدهند نه به آزادی، نه دموکراسی و نه حقوقبشر، نه تنها باوری ندارند بلکه از آن تنها در جهت فریب جامعه برای مقاصد سیاسی خود استفاده میکنند!
اگر زمانی گفته شد آزادی زنان به معنی آزادی جامعه است نباید فراموش کرد که اکنون آزادی همجنسگرایان و جامعه الجیبیتی+ نیز بخشی جدانشدنی از آزادی جامعه از تعصب، استثمار، مردسالاری و جنسیتزدگی است که باید متحدانه و سازمانیافته برای آن تلاش کرد.
✍ کارن ایزدی، فعال مدنی کوئیر-فمینیست چپ