شریفه محمدی، فعال کارگری که حکم اعدام او پیشتر به ۳۰ سال حبس تقلیل یافته بود، روز پنجشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۵ به مرخصی اعزام شد.
نه از سفری کوتاه،
که از دلِ کابوسی طولانی.
بعد از نزدیک به دو سال و اندی، مرخصیِ کوتاهش شبیه باز شدن پنجرهای بود در خانهای که مدتها نفس در آن حبس شده بود. عکسی که منتشر شد، فقط یک عکس نبود؛ لحظهای بود که بغضِ جمعیِ ما را شکست. شریفه، سیروس را در آغوش گرفته بود؛ همانطور آرام، همانطور محکم، همانطور سرشار از زندگی.
ما سالها خبرهای تلخِ پروندهاش را دنبال کردیم. زنی که جرمش چیزی جز دفاع از عدالت، آزادی، برابری، حقوق زنان و حقوق کودکان نبود، با سنگینترین اتهامها روبهرو شد. برایش پرونده ساختند، حکمهای بیرحمانه بریدند و دو بار حکم اعدامش را تا دیوان عالی بردند و تأیید کردند؛ انگار میخواستند نه فقط یک انسان، که امید و صدای یک نسل را خاموش کنند.
اما شریفه، حتی در سختترین روزها، سعی کرد قامتش خم نشود. همیشه تلاش کرد روبهروی خانوادهاش، روبهروی عزیزانش، با روحیه بایستد تا بارِ ترس و نگرانی را کمتر کند؛ هرچند ما خوب میدانستیم زندان و انتظارِ مرگ، چه زخمی بر جان انسان میگذارد.
حکم اعدامش شکست؛ اما سی سال زندان هم چیزی جز ادامهی همان بیعدالتی نبود.
و حالا این مرخصی کوتاه، این آغوش، این لبخند، برای ما فقط یک دیدار ساده نیست. یادآوریِ این است که شریفه هنوز زنده است، هنوز عشق در وجودش جاریست، هنوز میتواند سیروس را در آغوش بگیرد، آیدین را در آغوش بگیرد و در کنار دیگر عزیزانش بنشیند و برای چند روز، هوای خانه را نفس بکشد.
ما خوشحالیم؛ عمیق و بیاندازه خوشحال.
و در دلِ همین خوشحالی، یک آرزو مدام تکرار میشود:
کاش شریفه دیگر هرگز به زندان بازنگردد.
کاش سهمش، بعد از این همه رنج، فقط یک زندگی آرام و ساده باشد؛ زندگیای کنار کسانی که دوستشان دارد.
هرچند میدانیم کابوس زندان هیچوقت بهسادگی از انسان دور نمیشود. سالهای حبس، تهدیدِ مرگ، دوری و بیعدالتی، ردّ خودشان را برای همیشه بر روح آدم باقی میگذارند. اما شریفه از آن آدمهاییست که حتی زیر سنگینترین سایهها هم، زندگی را با خودش حمل میکند
نه به زندان
نه به اعدام
زنده باد زندگی
زن زندگی آزادی
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
اینستاگرام شوکت محمدی